“زن بلوچ” ، در تيغ نگاه وبلاگ نويسان

“زن بلوچ” ، در تيغ نگاه وبلاگ نويسان
حضور و مشاركت اجتماعي “زن” در بلوچستان برگرفته از فرهنگ بلوچ و آن نيز شكل گرفته همپاي با ارزش هاي شرقي است، فرهنگ عفيف و متمدن بلوچ هيچگاه نمي تواند در جايگاه نقد فمنيستي و برهنگي غربي قرار گيرد. اگر در تبيين جايگاه ارتباط و حضور اجتماعي “زن” و ارزش هاي فرهنگي بلوچ معيارهاي اصالت دار و ريشه اي را كه در فرهنگ بلوچ حقيقتِ وجود است مورد جستجو قرار دهيم، اين تعريف هويتي مورد پذيرش عام و بلامنازع است و در غير اين صورت هرگونه ابهام و غرض ورزي در معرفي هويت “زن بلوچ” عامل انحطاط و حتي سقوط خواهد بود.
بدون ترديد جايگاه زن در جامعه بلوچستان متفاوت با نگاه جوامع غربي و ديدگاه هاي فمنيستي افراطي است، فرهنگ و اصالت بلوچ با هويت او شكل گرفته و دوام يافته است، هويت و فرهنگ در نزد بلوچ امري گريخته و اخلاق ستيز نيست بلكه از اصلي ترين مفاهيم ضروري در شناخت ساختار اجتماعي و فرهنگي بلوچ است.
“زن بلوچ” در تمام برهه هاي تاريخي توانسته است تمدن و فرهنگ ايراني را در خود نهادينه سازد، از گذشته هاي دور تاكنون زن بلوچ هويتي معين و خدشه ناپذير داشته است كه اين هويت در راستاي فرهنگ شرقي- ايراني و بلوچي تعريف شده است.
اما آنچه كه بيش از همه جاي تعجب است اينكه برخي و از جمله برخي از اهالي وبلاگنويسان بلوچ “سوء استفاده گلشيفته از بدن خود براي جهاني شدن” را ستوده و خط شكني او از مسير اخلاق و ارزش هنري را “اقدامي شجاعانه” تعبير مي كنند!
دفاع يك وبلاگنويس بلوچ از عريان گرايي هاليوودي و “به نمايش گذاشتن صحنه ي عريان زن در رسانه و سينما” به باور من شرم آور و حتي در جامعه روشنگراي بلوچ غير قابل پذيرش و مذموم است، مردم بلوچ همواره ارزش هاي فرهنگي خود را به نسل هاي پسين به امانت سپرده اند، اين هويت تاريخي مولفه ها و ويژگي هاي منحصر بفردي دارد.

رازگو بلوچ

نباید به ارزش های فرهنگی و عادات و رسوم اجتماعی بی محابا تاخت به صرف این که از مد ها و مدل های روز دنیا به دورند. اساسا در مباحث مردم شناسی اصل و استانداردی وجود ندارد که بتواند مبنا قرار بگیرد. چند شوهری در “تبت” همانقدر پذیرفتنی است که “چند همسری” در شرایط پیشین (وشاید حال) بلوچستان. طلاق های روزمره در اروپا همانقدر غیر عجیب است که اکراه شدید از آن در بلوچستان و افغانستان و عربستان. همه چیز را نیاز و شرایط پیرامونی تعیین می کند. اگر کسی از تغییر می گوید اولین اشتباهش این است که بگوید شرایط همان شرایط باشد اما تغییر را هم باید دعوت کرد.
بحث در باره زن بلوچ و بایسته ها و نبایسته ها، و باید ها و نباید های آن بحث بسیار پیچیده و گمراه کننده ای است. وقتی که فی المثل صحبت از نقد ملا و تبلیغ جماعت بود با وجود آن همه حساسیت فوق العاده موجود هرگز چنین عبارتی را به کار نبردم و بدون هیچ شبهه و تردید آنچه را که باور داشتم بیان کردم. اما چه شده که در باره این موضوع به ظاهر بسیار معمولی و کم حساسیت و باورپذیر تر که اتفاقا در باره اش بسیار هم گفته اند و نوشته اند از لفظ ” پیچیده و گمراه کننده” استفاده می کنم؟!

حقیقت این است که همانگونه که خیلی از عزیزان هم به درستی معتقدند گاهی بحث روشنفکری روز دنیا در خصوص پاره ای از مسائل سنتی ما خلط مبحث است و گمراه کننده و بی اثر. بحث در باره زن بلوچ هم به گمانم اینگونه است. و بهترین نگاه در باره اش نگاهی پراگماتیستی (عملگرایانه و کاربردی) است و پرهیز از ایده آل ها. پرهیز از ایده آل ها نه به عنوان یک تاکتیک، که به عنوان یک استراتژی.
بحث زن به گمانم در هر زمان و هر مکان با دیگری متفاوت است و حد ایده آلی را از پیش نباید ترسیم کرد. روشنفکران هم مختصات فرهنگی را در خصوص اینگونه مباحث به رسمیت شناخته اند. حال باید دید نقطه کاربردی ما در این مقطع زمانی کجا است؟ ایا داریم به سمت درست می رویم؟ آیا در جا می زنیم؟ و یا شاید برگشت به عقب هایی هم در جامعه مان مشاهده می شود؟
عين همين نگاه در باره مسئله “زن بلوچ” صدق مي كند. انكار و ترديد و مقاومت غريزي چاره نيست. باد سرانجام ما را با خود خواهد برد. اگر نه فقط عرض خود مي بريم زحمت تاريخ مي داريم. اگر نگاه مان كاركردي و پراگماتيك باشد دغدغه هاي اهل مقاومت هم تا حدي زياد حل خواهد شد. يعني تغيير مرحله به مرحله حساب شده. يعني پذيرش اصل تغيير در ابتداي كار. يعني مديريت تغيير. يعني استقبال آگاهانه از تغيير و نه منفعلانه و از سر ناچاري تسليم تغيير شدن، و سپس به جاي خوشحالي از آن به عنوان يك فاجعه ياد كردن.

مرز ارتباط (ياسر كرد)

می دانید که یکی از عوامل مهم فقر زنان چیست ؟ نداشتن توانایی و توانمندیهای عمومی است. حالا بگذریم از مهارتهای تخصصی و ویژه که لازمه زندگی در دنیای مدرن امروز است و بسیاری از زنان بلوچ ما برای طی طریق در این مسیر راه درازی در پیش دارند. به همین دلیل سازمان ملل متحد ، یکی از مهمترین اهداف هزاره سوم را به توانمند کردن زنان برای جلوگیری از فقر الویت بندی گرده است.
عاجزگ به قول گل بی بی که فقط در سرحد بکار می رود ، صفت نازیبایی است که زنان باید از خود دور کنند. اما واقعا” چه قدر به زنان کمک کردیم تا از عاجزگ و ضعیفه لغت فارس دور شوند؟ چه قدر زنان ما توانسته اند توانمندیهایشان را بالا ببرند؟ اصلا” آیا فقری که امروز گریبان جامعه ما را گرفته است و بدبختانه اولین قربانیان آن زنان هستند بدلیل حصارکشی بر گرد زنان و آنان را دور کردن از اجتماع نیست؟
می دانید چرا زن بلوچی که در کرمان دیدم قابل تحسین بود؟ چون نخستین شرط زیستن که همانا ارتیاط برقرار کردن با دیگران را بدرستی بلد بود. و در غیاب مردان خانواده اش مشکلاتش را بدون اتکا برآنها حل می کرد. می دانید چرا امثال خانم نارویی ها قابل تحسین اند چون در جامعه مرد سالار ما که همه چیز را بر متر سنتهای قرون وسطایی اش اندازه می گیرد فائق آمده و اعلام می کند که ما می توانیم.

آیا زمان آن نرسیده است که زنان بلوچ و به قول گل بی بی عاجزگ های بلوج خود را از درون برقع و چادرهای سیاه مرگ آفرین بیرون کشیده و توانمندیهایشان را فریاد بکشند؟

آبگينه (حوا نارويي)

این تفکر حاکم بر جامعه ی بلوچ ثمره پیشینه سالهای سال مرد سالاریه که با بدعت ها و تعصبات در هم تنیده شده،و زن بلوچ نا خواسته یا خود خواسته خودش رو با این روند سازگار کرده تا بتونه به حیات خودش ادامه بده.
برادر رحیم مسئله رو از دیدگاه یک انسان بلوچ نگاه کن،بلوچ اسلام رو پذیرفت اما اسلام در نفس دین منعطفی بوده نیاکان ما وقتی دریافتن اسلام اداب و رسوم اونها رو اکرام میکنه هضمش کردن.ولی امان از تحریف ها.اما نمی خوام به زمانی بپردازم که در اون نیستیم مقایسه ساده دختر بلوچ امروز با دیروز تفاوت ها رو آشکارمیکنه،انکار ناپذیره که بگیم این همون زن بلوچ با همون طرز تفکر و حال و هواست.تفکر شما تا جایی توانایی ایستادگی داره که یا این قشر رو کمرنگ کنه ودر سایه نگاه داره یا هزینه های جبران ناپذیری رو که شاهدش هستیم رو به جامعه بلوچستان تحمیل کنه و تجربه در سایر جوامعی که این گونه قدم برداشتند اثبات این مساله رو برای ما آسون نموده که حاصلی نافرجام داشته و داره.

گرفتن ارزشهای هویتی بلوچ و نگاه تک بعدی به اسلام نتیجه ای جز از دست رفتن هر دو را ندارد.

پس چاره چیه؟

ما نیازی به الگوی لبنان و مالزی و اندنزی و عربستان نداریم زن بلوچ قابلیت الگو بودن رو داره به پشتوانه ادب و منش و اخلاق با تکیه به هنر و ذوق و استعداو خلاقیت ذاتی و ژنتیکی زنی که ذاتا دیزاینر و طراح است. از لباس تا دکور منزل تا فلسفه اخلاق و بسیاری دیگر، پس لطف کنید برای زن بلوچ نسخه نپیچید.در شکوفایی زن بلوچ اگر حمایتی نیست ممانعتی هم نباشد.
دختر بلوچ با پتانسیل هایی که مختصرا گفتم قابلیت هضم مدرنیته، سنت،هنر،سیاست،تکنولوژی و حتی تفکر مذهبی رو داره. اما با به روز شدن در سایه هویت، روح زمانه تغییر میکنه و ما رو هم با خود به جلو میبره دیر یا زود اما خوبه که خودمون همگام بشیم.

سرزمين من كجاست
(زهره بلوچ)

هنگامی که علیا ماجده المهدی ، آن دختر مصری شجاع در یک اقدام تابوشکنانه تصاویری عریان ازخود در وبلاگش برجای گذاشت ، نمادی شد از اعتراض به قوانین ضد زن . نمادی شد از اعتراض علیه حکام پدرسالار و جنس‌گرای کشور مصر . اقدام علیا با واکنش تند اسلامگرایان تاریک اندیش روبرو شد و ریختن خون این زن جوان را به یک وظیفه دینی مبدل کردند.

واکنش های مثبت و همچنین منفی از سوی دیگران نسبت به این عمل وی بسیار زیاد بود . یکی از واکنش های مثبت اینکه تنها اندکی پس از آن ، کارزارهای حمایتی بسیاری براه افتاد و بسیاری در دفاع از این اقدام تصاویر لخت خود را در فضای مجازی به معرض نمایش گذاشتند . آنها تنها می خواستند بگویند ” هر کس اختیار بر بدن خود را دارد ” . اقدام گلشیفته را ادامه همان کارزار باید تلقی کرد . موجی که سر باز ایستادن ندارد . هنرمندی که مقابل دوربین عکاس روزنامه فیگارو شجاعانه ایستاد و بدن نیمه برهنه خود را به نمایش گذاشت تا مظهر یک تابو شکنی بزرگ شود . تا با اعتراضی اینچنین به حاکمان جمهوری اسلامی نشان دهد که اختیار بدن خود را خودش دارد و نه آنانی ، که به زور داس و درفش ، سالیان متمادی وی و هم نسلانش را با حجاب اجباری تحقیر کرده اند . گلشیفته بدون انجام چنین عملی نیز همواره خاری بود در چشمان حاکمان تاریک اندیش جمهوری اسلامی ، اما اینبار دشمنان دیگری هم در سنگر رژیم و علیه او شوریده اند . آنانی که فکر می کنند لخت شدن گلشیفته بهانه بزرگی به دست رژیم می دهد ، همانهائی که مدام با نق و نوق هایشان مبارزات مردم ایران برای رسیدن به آزادی و برابری را به بیراه برده اند . همانهائی که مدام شعار مبارزه بدون خشونت و مسالمت آمیز را نشخوار می کنند ، ولی آنگاه که پای عمل مشخص سر می رسد ، آن را نیز بر نمی تابند . حالا و پس از این بعینه خواهیم دید که همین ” معتقدان به اصلاح رژیم ” چه کارزارهای سخیفی علیه همین اقدام گلشیفته فراهانی براه خواهند انداخت . حرکت گلشیفته فراهانی یک نافرمانی مدنی بزرگ است و دهن کجی کردن به باید و نبایدهای این رژیم . نافرمانی های مدنی ، بهر شکل و شیوه ای ، دقیقا همان شکلی از مبارزه است که جنبش آزادی خواهانه و برابری طلبانه مردم ایران ، هم اینک ، بیش از هر زمان دیگری بدان نیاز دارد . از گلشیفته و اقدامش حمایت کنیم . (به نقل سايتي ديگر)

مير بلوچ

بعضی از دوستان اهل منطق و گفتگو نیستند در هر جایی که کم مِیآورند فوری یک برچسب چپ به طرف مقابل می زنند. این یک فرصت طلبی آشکار ی است که در دوران فعلی کاربردی ندارد.
وقتی صحبت از چادر سیاه میشود بعضی ها بدون توجه به اصل مطلب متوصل به دین و آیین میشوند. ما بعنوان بلوچ فرهنگ خاص خودمان را داریم که از نظر مد و لباس یک سری خصوصیات و شکلهای مخصوص را رعایت می کنیم. زنان بلوچ بر حسب موقعیت جغرافیایی و با توجه به آب و هوا ،لباسها و مدلهای مناسب خود را انتخاب می کنند. چادر سیاه به نظر من به چند علت در بلوچستان پسندیده نیست. شما میدانید که رنگ سیاه نورخورشید را جذب می کند. لباس زنان بلوچ از پارچه های کلفت نظیر مخمل و غیره همراه با سوزندوزی تهیه میشود که خود به اندازه کافی گرم است . اگر شما بروی لباسهای گرم چادرسیاه را هم اضافه کنید. در بلوچستان پوشیدن چادرسیاه با گرمای بیش از 30 الی 40 درجه طاقت فرسا و غیرممکن است. ثانیا” مدلهای لباس زنان بلوچ باید همخوانی داشته باشد. چادر سیاه با رنگها ی روشن و گلداروهمراه با سوزندوزی همخوانی ندارد. کسانی که چادر سیاه را با پیراهن رنگی و زی و آستونگ می پوشند بیشتر مادرانی هستند که از مدل های روز چیزی سر در نمی آورند یا اهل مد روز نیستند.
چندین دهه پیش بعضی از اقوام ما به ترکمن صحرا می رفتند. من می دیدم که آنها کت و شلوار با عمامه بلوچی می پوشیدند البته زابلی های دهاتی وقتی به شهر می آمدند از همین مدل استفاده میکردند که باعث مضحکه دیگران میشدند.

در فرهنگ تشیع اگر نگاهی بیندازیم می بینیم که عمامه سیاه برازنده علمای “سید” است و عمامه سفید هم جنبه عمومی برای دیگران دارد. من مطمین نیستم ولی شاید چادر سیاه یک روزی متعلق به سیده ها بوده است.
لباس سیاه و بخصوص چادر سیاه برای خانم ها در زمان عزاداری استفاده میشود که ما بلوچها در عزاداری از رنگ سیاه استفاده نمی کنیم و اخیرا” تعداد معدودی افراد بلوچ به تقلید از هموطنان شیعه این کار را میکنند.
دین اسلام به رنگ و لباس آویزان نیست . دین راه و روش زندگی است . در زمان قبل از انقلاب که زنان حجاب نداشتند. زن های بدکاره و ولگرد برای این که مشخص باشند در تهران همه از چادر سیاه استفاده میکردند. اکنون هم بسیارند زنانی که با سواستفاده از این پوشش به هرزگی خود ادامه میدهند(از خوانندگان بخصوص خانم ها به خاطر بکار بردن این لغات بی ادبانه معذرت میخواهم)
سال گذشته یک خانم محجبه مصری در آلمان توسط یک نفر غیرمسلمان در صحن دادگاه کشته شد. در بسیاری از کشورهای اسلامی مسلمانان این عمل را محکوم کردند و تظاهرات گسترده ای به راه انداختند. که عمل پسندیده ای است ولی سوال من از این مسلمانان متعصب و افراطی این است که در همین بلوچستان هر ساله ده ها قتل ناموسی اتفاق می افتد. ده ها زن توسط شوهران خود و یا افراد دیگر به قتل میرسند دها نفر از زنان بلوچ بعلت ظلم و زورگویی مردان خود سوزی میکنند. چرا کسی تظاهرات نمیکند چرا کسی از مظلومیت این زنان قربانی و بیگناه دفاع نمی کند در کشورهای دیگر اسلامی مثل افغانستان و پاکستان ف عربستان و مصر و … هزاران زن بیگناه کشته میشود آیا خون این زنان مسلمان که توسط مسلمانان کشته میشوند بی ارزش و نجس است تنها خون آن محجبه که در آلمان کشته شده رنگی است؟ اگر مسلمانی و انسانیتی وجود دارد این حق طلبی باید در کشورهای اسلامی بیشتر مورد توجه باشد!
برای رشد گوهر مروارید تنها پوسته صدف و یا چادر سیاه کافی نیست. شرایط رشد مروارید باید مهیا باشد تا قطره داخل صدف تبدیل به مروارید شود. در فضای نامناسب از هزاران صدف ممکن است یکی یا چندتا تبدیل به مروارید شود و مابقی می پوسند. ولی اگر شما هزاران صدف را در یک شرایط مناسب و مساوی برای همه قرار دهید مثلا” عمق آب و درجه حرارت و غیره یامثلا” در آزمایشگاه با همان شرایط لازم باشد، همه صدف ها تبدیل به مروارید خواهند شد. تلاش یاسرها بیشتر در این جهت است که این شرایط نامناسب فعلی برای زنان بلوچ را تغییر دهند. اما کسانی که موقعیت خود را در خطر می بینند به بهانه های واهی که هیچ ربطی به دین و مذهب ندارد سد راه میشوند.
ملا مسلکان وقتی صحبت از حقوق زن میشود فوری اختلافات فیزیولوژی را پیش میکشند و با مغلطه بازی میگویند که زن با مرد فرق دارد ولی صحبت اصلی از تساوی حقوق و تبیعیض بین زن و مرد است.

حوا نارویی

یکی از دلایل این که حجاب به تدریج به قانون تبدیل شد اما تراشیدن صورت مردانجرم تلقی نشد، حضور کم رنگ رنگ زنان در عرصه های قانون گذاری بود . از نظراجتماعی نمی توان تفاوت چندانی میان حجاب زنان و تراشیدن صورت مردان قائل شد.
همان طور که موی زنان ممکن است باعث جذابیت آنان درجامعه شود ، تراشیدن صورتمردان نیز همین خاصیت را دارد. متأسفانه وقتی سخن از قانون می شود بلافاصله به بحث هایمذهبی وارد می شوند که آیا فلان موضوع از نظر مذهبی حرام است یا نه. حال آن کهبسیاری از موارد وجود دارد که ازنظرمذهبی حرام است اماجرم محسوب نمی شود.
اگر عده ای به اجباری بودن حجاب اعتراض دارند بدین معنا نیست که آنان مستنداتمذهبی حجاب را رد می کند یا اصلا می خواهند وارد بحث مذهبی شوند ، بلکه اصولاهرگونه اجبار اجتماعی را که بخشی از حقوق اولیه آنان را نادیده می گیرد ، مغایر باکرامت انسانی می دانند و جالب این است که برخی از کسانی که با حجاب اجباریمخالفند خود باحجاب هستند.
منبع

حوا نارویی و روشنفکری زن بلوچ

امشب که داشتم پرونده مربوط به زن بلوچ را می بستم حیفم آمد از نوشته های قابل تامل «حوا نارویی» در وبلاگ آبگینه بدون نظر ، نقد و تامل رد شد. حوا نارویی مسول روابط عمومی شهرداری پیشین است و شهامت و جسارتش در طرح مسائل زنان و دختران بلوچ ، چنانکه رازگو بلوچ اشاره داشت ما را به یاد فروغ فرخزاد شاعره ایرانی و خالق شعر ماندگار » ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» می اندازد. هنر خانم نارویی در این است که با طرح خود جوش موضوعات و مسائلی که سالها بود دیگران غیر بلوچ و به قصد طعنه و مسخره طرح می کردند را با ادبیات و سبک خاص خودش طرح کرده است . موضوعاتی که هنوز در جامعه ما تابوست مانند: آزادی و اختیار عمل در داشتن حجاب ، تغییر در جامعه زنان بلوچ و….. برای اینکه مطلب بیشتر خودش را نشان دهد نکته هایی را از نوشته های ایشان انتخاب کردیم و به بحث کشیدیم.
1- در مطلب » دگرگونی در سایه تلاش » به این امر اساسی بدرستی اشاره داشته است که » ایجاد تغییر نیاز به شهامت دارد» نکته ای که بدرستی طرح گردیده است. واقعیت این است که عامل انسانی در تغییرات اجتماعی بسیار مهم است. هر چند ساختارهای اجتماعی از قبل تعین یافته اند و در بسیاری از مواقع جبر ساختار است که رفتار ما را تعیین می کند اما واقعیت امر این است که ما روزانه می توانیم ضمن اینکه با ساختارها کار می کنیم آنها را به شکل دلخواهمان تغییر دهیم.
2- در یاداشت » برباد رفتگان » از یک پدیده زشت در جوامع قبیله ای که جامعه بلوچ ما نیز جزئی از آن است یاد کرده است. پدیده شوهر دادن دخترکان کم سن و سال . باید بپذیریم که هر انسان با هر جنسیتی که باشد برای رسیدن به جایگاهی که خود تصمیم بگیرد که آن هم مستلزم رسیدن به یک سن عقلانی است باید حداقل بالای 18 سال باشد . خانم نارویی در این یاداشت از دختران کم سن و سالی روایت می کند که به اجبار خانواده اشان به عقد مردان مسنی درآمده و چه مشکلاتی که برایشان پیش نیامده بود. هر چند خوشبختانه با تغییر نگرش در جامعه ما با چنین مواردی به ندرت روبرو می شویم اما همان یک موردش اگر اتفاق بیفتد فاجعه است.
3- مساله دیگر مورد اشاره خانم نارویی » مساله دختران ازدواج نکرده و یا به اصطلاح ایشان دختران ترشیده » است. واقعیت این است که به ازای هر 100 دختر 105 پسر متولد می شود. اما بدلیل جنگها ، تصادفات و حوادث ناشی از کار نسبت جنسی به نفع زنان بالا می رود. در این حالت بسیاری از زنان و دختران بدون شوهر باقی می مانند. مکانیسم ها یا راه حلهای متعددی برای به تعادل رساندن وجود دارد. فقهای سنی تعدد زوجات توسط مردان را توصیه می کنند. فقه شیعه صیغه را راه حل این مساله می داند. اما براستی با توجه به اینکه الگوی خانواده از سنتی به مدرن و از خانواده گسترده بطرف خانواده زن و شوهر و تعدادی فرزند پیش می رود راه حل فقهای اهل سنت می تواند راهکار دراز مدتی باشد. ورود به این بجث سخن را به درازا می کشاند اما یک نکته مهم می تواند بحث ما در این بند را پایان دهد. زن هم حق زیستن را دارد ، زن هم نیازهایی دارد که باید به آن پاسخ داده شود.
4- در یاداشت» سیب دزد» که اشاره دارد به داستان مشهور مذهبی خوردن میوه ممنوعه – سیب- توسط آدم و حوا. که بر طبق تفاسیر مذهبیون با وسوسه حوا صورت گرفته است. واقعیت این است که خیلی از جفاهایی که بر علیه زنان صورت می گیرد با توجیه شرعی است. اگر از تعدد زوجات بنالند به سنت رجوع می شود . اگر از ازدواج در سن کم گلایه شود باز به سنت ارجاع داده می شود اگر بر تعداد زیاد موالید اعتراضی باشد باز به روایات مذهبی استناد می شود. براستی مگر زمانه ما با زمانه صدر اسلام یکی است شرایط اجتماعی ما یکی است . تکنولوزی ، رشد علم با ۀآنزمان اصلا» قابل قیاس است. پی بی زحمت از شریعت توجیه نیاورید.
در این نوشته در مورد محکومیت زن و جرم آن اینگونه نوشته شده است:
یافتم آری یافتم جرمم چیست ؟ حتمأ سیب دزدی از بهشت است . خدا به خاطر
آفرینش چنین بنده ای از بالا دستی ها توبیخ شده و حکم بریدند که آن سیب دزد
ناقص کجاست ؟ باید تا آخرالزمان محکوم شود ، بازهم معلوم نیست که سیب را
من دزدیدم یا کسی دیگر ولی گناهش به پای من نوشته شد.
4- در یاداشت دو قسمتی «حجاب سر و تراشیدن صورت» تاریخچه ای از سیر حجاب در ایران آورده و به نکته ای ظریف اشاره داشته است. از لحاظ شریعت هم بی حجابی و هم تراشیدن ریش در مردان حکمشان تقریبا» یکی است اما چرا » ریش» توانست نباشد اما حجاب به اجبار تبدیل شد شما را ارجاع می دهم به نوشته شان اما نظر ایشان جالب بود.و ایشان مانند بسیاری دیگر معتقد است که حجاب با آزادی و اختیار انسانی زیباست نه با اجبار.
5- زیباترین نوشته ایشان در مورد پیرزنی بنام «شربانو» است. شربانوها در جامعه ما کم نیستند کافی است شما در ایرانشهر به اطراف کلات سر بزنید و امثال شربانو را ببینید که برای گذران معیشت التماستان می کنند که سبزی بخرید یا در خاش دستفروشهای بازار را ببینید که بعد از رونق افتادن نان محلی بساط ساده دستفروشی شان پهن است. من از یکطرف از ورود زنان و دختران به اجتماع و مدیریت یک کسب و کار بی نهایت لذت می برم اما اعتقاد دارم اگر کاری صورت ندهیم دختران و زنان امروز ما هم که به سن شربانو برسند وضعیت بهتری نخواهند داشت. توانمندی زنان و دختران ما یک الویت است هر کدام گوشه ای از کار را بگیرید.
هر چند نوشته های ایشان را می پسندم اما اعتقاد دارم که برای پر بار شدن هر چه بیشتر مسائل مربوط به زنان جدا از نگاه ادبی و حقوقی نگاهی بسیار جامعه شناسانه به بحث می تواند مفید باشد که کمتر در نوشته های ایشان دیدیم. بهرروی برای این بانوی بلوچ درود می فرستیم.
منبع

About these ads

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 4,457 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: