بریدن آلت تناسلی زنان، سیاستی برای قلع و قمع
فرزانه جلالی
بریدن آلت تناسلی زنان یک بیماری همهگیر جهانی است که در سکوت پیشروی میکند و همه ملیتها کم و بیش به آن مبتلا هستند. این عمل که بیشتر با اصطلاح ختنه کردن زنان شناخته شده است، عملی فرهنگی است که دربرگیرنده تمام روشهایی است که به برداشتن کامل یا قسمتی از آلت تناسلی زنان منجر میشود. در اکثر موارد این عمل بدون داروی بیهوشی صورت میگیرد و طبق برآورد سازمان بهداشت جهانی ۱۴۰ میلیون زن در سراسر دنیا هستند که درد و وحشت ناشی از آن را تجربه کردهاند. این فاجعهء پنهان نه تنها زن را به طور کامل از لذت جنسی محروم میکند بلکه تمام مفاهیم زن ستیزی، مردسالاری، کودک آزاری و به منجلاب کشاندن زن را از جایگاه انسانی دربرمی گیرد.
با وجود رو به افزایش بودن تعداد زنان و دختران ختنه شده در آفریقا و خاورمیانه همپای رشد جمعیت، از لحاظ بین المللی- برنامههای تامین مالی جمعیت، سلامتی و امنیت، این عمل را نادیده میگیرند و برنامههای آموزشی لازم جهت از بین بردن این سنت فرهنگی با شکست مواجه بوده است. سازمان بهداشت جهانی ختنه زنان را به ۴ نوع اصلی طبقه بندی میکند: مثله کردن آلت تناسلی زنان از نوع اول شامل برداشتن جزئی یا کلی کلیتوریس و یا غلفه است. نوع دوم شامل برداشتن جزئی یا کلی کلیتوریس و لبهای کوچک فرج با، یا بدون بریدن لبهای بزرگ فرج. نوع سوم شامل تنگ کردن مجرای مهبل با ایجاد یک مهر و موم پوششی با قطع کردن و تغییر مکان دادن لبهای کوچک فرج ویا لبهای بزرگ فرج. نوع چهارم شامل هرگونه عمل خطرناک دیگر بر روی آلت تناسلی زنان به مقصودی غیر پزشکی مانند: سوراخ کردن، سوزن زدن، شکافتن و غیره میباشد. خطرناکترین نوع ختنه پارانوئیک یا چفت کردن آلت تناسلی است که این رسم در کشورهایی از جمله: سودان، سومالی، شمال کنیا و بخشهایی از اتیوپی صورت میگیرد.
پس از بریدن کلیتوریس و محرک جنسی آلت تناسلی، لبههای زخمی و خونی با استفاده از خارها و یا بخیه زدن به هم چسبانده میشوند تا زمانی که یک عمل دخول صورت میگیرد. در بعضی از موارد پاهای دخترانِ خردسال به مدت دو یا سه هفته بهم گره زده میشوند، تا بهبود پیدا کند و تنها یک سوراخ کوچک را برای دفع ادرار باز نگه میدارند. این عمل خطرناک آسیبهای دایمی ایجاد میکند: شوک وخونریزی کشنده، کزاز، زخمهایی که مانع از بارداری طبیعی و حتی منجر به مرگ مادر و فرزند میشود و ناباروری در اثر عفونت از جمله پیامدهای این رسم است. با توجه به گروههای قومی عمل بریدن کلیتوریس بر روی دخترانی که در حال بلوغ هستند اجرا میشود و آنها را دچار مشکلات ادراری، قاعدگی، سردمزاجی، مقاربتهای دردناک و نازایى میکند. بیشترین مرگ و میر هنگام زایمان مربوط به مناطقی است که در آن زنان مورد شکنجهء این عمل ضد بشری واقع شدهاند.
در مورد چگونگی و تاریخچه پیدایش ختنه زنان نقل قولها و اسناد متفاوتی موجود است. از جمله آنکه گفته میشود این موضوع اول بار در مصر و اتیوپی ظهور کرده است. گاهی گفته شده است از زمان هرودت ختنه زنان وجود داشته است.
منبع دیگری میگوید که ۱۶۳ سال پیش از میلاد مسیح ختنه زنان پذیرفته و اعمال میشده است. ختنه در کشورهای مختلف دنیا و با اهداف متفاوت صورت میگیرد. بیشترین آماری که تاکنون ارائه شده است مربوط به کشورهای آفریقایی است از جمله سومالی، اتیوپی و سودان. اهدافی را که در این کشورها برای توجیه کردن این عمل غیرانسانی شمرده شده است میتوان اینگونه دسته بندی کرد: براساس ادعاى مسلمانان آفریقایى طبق دستور اسلام، مفید بودن از لحاظ بهداشتى، نگهدارى از باکرگى دختران جوان تا زمان ازدواج، کنترل تمایلات جنسى دختران تا قبل از ازدواج براساس سنت قدیمى آفریقایى، اطمینان دادن به شوهر آینده از جنبه پاک بودن دختر، زیباگرایى و بهداشتى بودن بدن دختر و پیدا کردن روح پاک.
ختنه در ایران با روشها و اهداف متفاوت تری انجام میشود. گزارشهای مربوط به مثله کردن دختران در ایران، از جنوب وغرب کشور میرسند. مثله کردن اندام جنسی دختران به نام ختنه، در استانهای خوزستان، لرستان و بیش از همه کردستان معمول است. هرمزگان و بنادر گنگ و جاسک از جمله شهرهای جنوبی ایران هستند که در آنها ختنه دختران یک رسم است. گفته میشود این رسم در مناطق جنوبی ایران از طریق رفت و آمد دریایی به هند و سومالی وارد کشور شده است. درغرب ایران، ختنه زنان در آذربایجان، اورامانات، بانه، نوسود، پاوه، پیرانشهر و حتی اطراف ارومیه در موارد متعدد به چشم میخورد. در مناطق کُردنشین قطع آلت تناسلی دختران در سنین بین ۴-۶ سال صورت میگیرد و به دلیل درد بسیار زیادی که این دخترکان تجربه میکنند هرگز روزی را که همچون گناهکارانی معصوم به زیر تیغ سنت کشیده شدهاند فراموش نخواهند کرد و هرگز لذت جنسی را آنچنان که حق طبیعی یک انسان است تجربه نخواهند نمود. بسیارند زنان و دخترانی که مثله شدنشان این باور را در آنها ایجاد کرده است که اساساً زن هیچ حق و لذتی در رابطه جنسی ندارد و طبق سنت و دین برای لذت بخشیدن به مرد متولد شده است. پیامدهای جسمی و روحی این رسم غیرانسانی بر قربانیان آن، ابعاد گستردهای دارد. ابتلا به عفونتهای واژن و رحم، نازایی، دردهای شدید هنگام قاعدگی یا کیست واژن و رحم و بطور کلی دردهای موضعی، بیشتر دختران و زنانی را که مثله شدهاند، رنج میدهد. عوارض روحی مهمترین پیامد این رسم غیر انسانی است که عموما در بحثها در سایه قرار میگیرد. تزریق سندرم بیاعتمادی و اضطراب در میان دختران کوچکی که خانوادههایشان ناگهان آنها را به زیر تیغ بیگانهای سالخورده فرستادهاند و محروم کردنشان از رابطهء جنسی سالم و درعوض متحمل کردنشان به دردهای غیرقابل توصیف در هنگام برقراری رابطه جنسی، ناراحتیهای روحی و روانی غیرقابل جبرانی در این زنان و دختران ایجاد میکند. بریدن کلیتوریس زنان که در واقع ناقص سازی زنان است میتواند بیانگر خشونتهای ناموسی و جنسی باشد چرا که بیش از هرچیز به منظور اعمال مالکیت مردان بر بدن زنان و کنترل تمایلات جنسی زن صورت میگیرد و هیچگونه توجیه مذهبی و دینی در برابر این رسم و شیوه ددمنشانه وجود ندارد و اصولا سرکوب میل جنسی زنان و حتی کودکان به بهانه پاکی و تطهیر بازمانده جوامع طبقاتی عقب افتاده و مردسالار است که میخواهد باورها و سنن غلط زن ستیزانه را با خود به یدک بکشد.
بازگرداندن قربانی مثله شده به شرایط عادی زندگی با ترمیم کلیتوریس، به نهایت انجام نمیرسد و گروههای مددکاری اجتماعی، روانشناسی، سکسولوگ و بهداشتی پزشکی در این مسیر در ارتباطی تنگاتنگ با هم هستند. بیتردید ختنه زنان یکی از مصادیق بارز خشونت جنسیتی بر زنان است که مستقیماً بدن و لذت جنسی آنها را هدف میگیرد. برای مبارزه و پایان دادن به این فاجعه عمیق باید آن را شناخت و چشمها را بر وجود آن گشود. این رسم وحشیانه مسری است. مرز و خاک و زبان و رنگ ومذهب و نژاد نمیشناسد و هیچ چیز جز آگاهی و حساسیت و واکنش نسبت به آن مصونیت نمیآورد.
منبع ـ دوشنبه 08 اسفند 1390
دستهبندیشده در: فرزانه جلالی، اجتماعی، اجتماعی و فرهنگی، جهان زن، خشونت علیه زنان