گریه نمی کنم تا بغض ام نجاتت دهد شادی آریاوند مادر نزدیک شد، بلند و مهربان، لابلای پارچه سیاه صورتش زیباتر مادرانه شده بود. لبخند شاملو بر لبانش جراحی شده و رخساره ناگزیر بود که لبخند را باور کند، آنقدر که مبادا مادر بشکند، خم شود ، گریه کند.
دستهبندیشده در: اجتماعی و فرهنگی، جهان زن، زنان، شادی آریاوند | برچسبها: جهان زن،زنان، شادی آریاوند، اجتماعی، اجتماعی فرهنگی | بیان دیدگاه »