امشب دوباره در سرم توفان است

امشب دوباره در سرم توفان است ( شیرین اردلان ) امشب دوباره در سرم توفان است، همه چیز می آید و می رود، نفس بلندی می کشم، می خواهم با شمارش نفس هایم خودم را به خواب برم، بی فایده است، صدای خرخر مادر که با خوردن قرص های آرام بخش بعد از هفته ها [...]

مثه پروانه ای در مشت

برای نسرین ستوده ، ناجی پروانه ها شیرین اردلان بار اولی بود که او را می دیدم. قرارمان مقابل دادسرای انقلاب در خیابان معلم بود. پروین که تازه از بیمارستان و تزریق های پیاپی کورتون رهایی یافته بود، دوباره دادگاه داشت. و باز این خانم ستوده بود که عصر روز قبل به او زنگ زد [...]

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 50 مشترک دیگر بپیوندید