<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
	>

<channel>
	<title>جهان زن</title>
	<atom:link href="http://jahanezan.wordpress.com/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://jahanezan.wordpress.com</link>
	<description>جهان زن: سیاسی اجتماعی زنان</description>
	<lastBuildDate>Fri, 27 Jan 2012 11:44:15 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
<cloud domain='jahanezan.wordpress.com' port='80' path='/?rsscloud=notify' registerProcedure='' protocol='http-post' />
<image>
		<url>http://s2.wp.com/i/buttonw-com.png</url>
		<title>جهان زن</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com</link>
	</image>
	<atom:link rel="search" type="application/opensearchdescription+xml" href="http://jahanezan.wordpress.com/osd.xml" title="جهان زن" />
	<atom:link rel='hub' href='http://jahanezan.wordpress.com/?pushpress=hub'/>
		<item>
		<title>نامه به مردي كه زياد مي‌‌‌‌‌‌دانست: بايد نوشت كه قلب و روح افسرده‌‌‌‌‌‌‌ام را جاني ببخشد&#8230;</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/26/17063/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/26/17063/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 11:07:51 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[الهه باقری]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=17063</guid>
		<description><![CDATA[نامه به مردي كه زياد مي‌‌‌‌‌‌دانست: بايد نوشت كه قلب و روح افسرده‌‌‌‌‌‌‌ام را جاني ببخشد&#8230; الهه باقری مدرسه فمینیستی: روزي را در سالنامه به من اختصاص داده‌‌‌‌‌‌‌‌اند. مرد اين سرزمين، اگر من ‏زنم تمام روزهايم پيشكش مرداني كه اگر چه روزي را در سالنامه به نامم سند زده‌‌‌‌‌اند اما يك نيم روز ‏هم من [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17063&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-elhebagheri.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-elhebagheri.jpg?w=125&#038;h=150" alt="" title="jz-elhebagheri" width="125" height="150" class="alignright size-thumbnail wp-image-17064" /></a>نامه به مردي كه زياد مي‌‌‌‌‌‌دانست: بايد نوشت كه قلب و روح افسرده‌‌‌‌‌‌‌ام را جاني ببخشد&#8230;<br />
 الهه باقری<br />
مدرسه فمینیستی: روزي را در سالنامه به من اختصاص داده‌‌‌‌‌‌‌‌اند. مرد اين سرزمين، اگر من ‏زنم تمام روزهايم پيشكش مرداني كه اگر چه روزي را در سالنامه به نامم سند زده‌‌‌‌‌اند اما يك نيم روز ‏هم من را با خود برابر نمي‌‌‌‌دانند. اگر من زنم تمام روزهايي كه به نام من است پشكش مرداني كه من ‏بايد براي چادر و چكمه‌‌‌‌‌ام به چه كنم، چه كنم بيفتم تا مبادا دين نداشته‌‌‌‌‌ي مردان شهرم با نيشِ باز و ‏پاي ناز، به باد برود. <span id="more-17063"></span>اگر من زنم تمام روزهايي كه به نام من است پيشكش تمام مرداني كه خون‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان از ‏من رنگين‌‌‌‌‌تر است و خون‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بهاي يك جان كامل من برابر است با ديه‌‌‌‌‌‌ي ناكارآمدشدنِ تنها ابزار ‏مردانگی‌‌‌‌‌‌‌شان، تنها بگذارند، ما زنان و باقي مرداني كه حقوقي برابر براي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مان مي خواهند، مانند انسان ‏كنار هم زندگي كنيم و تمام روزها به نامم باشد. روز انسان&#8230;</p>
<p>بارها برايت نوشتم كه عشق یک توهم بازیگوشانه‌‌‌‌‌‌‌ی تن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرایانه نیست و فقط یک بار باید عاشق شد؛ مگر آنکه به بدکارترین ریاکار تن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پرستِ بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اندیشه تبدیل شده باشی. من این سکوت خوف‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انگیز را دوست ندارم و این روزها مثل سنگ ‏سکوت می کنم. اما اینجا از بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صدایی دارم خفه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوم و می‌‌‌‌‌‌‌‌نویسم که : بارها به انديشه‌‌‌‌‌‌ي من اهانت و توهين كردي و من را به كم عقلي و اين‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌جور نوشته‌ها و مقاله‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها متهم كردي. شما را كه در ابتدا به عنوان يه استاد مهربان تاريخ مطبوعات دوست داشتم. اما انگار سخت در اشتباه بودم. شمايي كه هميشه ادعا مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كرديد كه من دارم زندگي مي كنم و تو عمرت را با اين حرف‌ها و نوشته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و با اين دوستان فمينيست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خو داري تلف مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كني. شمايي كه به زن نگاه جنسيتي داشتيد. بارها آن كاريكاتور كذايي را برايم ايميل كردي كه مردي از رمالي مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پرسید: چرا زن رو نصف مرد حساب مي‌‌‌‌‌‌‌‌كنند و آن رمال به مرد جواب مي‌‌‌‌‌‌‌داد براي اين‌‌‌‌‌‌‌‌كه ما فقط به نصفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی پائينِ زن كار داريم. نصفه ديگرش براي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مان كاربردي ندارد&#8230; بايد اعتراف كنم كه اولين‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بار است كه در طول مدت بيست و اندي سال كه زندگي مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كنم مردي مثل شما ديدم. مردي كه متأسفانه در زمينه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي زنان هم قلم مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زد ولي متأسفانه فكر و ذهنش به نيمه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ي پائينِ زنان بود.</p>
<p>بارها نوشتم كه نخواه نامت در تاريخ مثل پادشاهان صفوي شكم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باره و زن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باره ثبت شود. بگذار نامت مثل حسن رشديه و مثل عشق نادر ابراهيمي به همسرش زبان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زد خاص و عام شود. درد زن بودن همين است كه هميشه محكوم به سكوت مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شود. ولي سكوت بالاترين خيانتهاست. توي اين دنيا هيچ چيز مطلقي نيست و حتي بدترين آدم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در تاريخ را هم كه بررسي مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كنيم متوجه مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شويم كه خوب و يا بد مطلق نيستند، حتا كورش &#8230;. اما انگار در مورد شما فرق مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌كرد. هر روز اهانت و توهين و من را متهم به ديوانگي مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كرديد.</p>
<p>برايم نوشتي: »هنوز تو باقالی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها سیر می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنی، جنس دوم، بابا دنیا رو گرسنگی و جنگ و بد اخلاقی گرفته و با قانون ناخودآگاه وحش داره زندگی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چرخه، باز تو حرف حرف های تکراری یکصد و پنجاه سال پیش رو می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌زنید&#8230; خودتو به خواب نزن الان زنها به مردها خیانت می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنند و گُر و گُر برای خودشون معشوقه می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گیرند&#8230; باور نداری بیا آدرس چند تاشو من بهت بدم&#8230; سرت رو بالا بگیر برو زندگیتو بکن مثل همه آدمها&#8230; تا کی این خل بازی ها&#8230;.» علتش را هم بيان كردي كه شرمسارم اين جمله [......] را در اين متن بياورم.</p>
<p>در جواب برايت مي‌‌‌‌‌‌‌‌نويسم كه : چرا زن دارد خيانت مي‌‌‌‌‌‌‌‌كند؟؟ از جنس خودت بايد پرسيد!!‏ تو خودت با امثال اين زن‌‌‌‌‌‌‌ها هستي كه مي‌‌‌‌‌‌شناسي. وقتي يكي مثل جنس تو بهش خيانت مي‌‌‌‌‌‌‌كند!!!!  تا کی می‌‌‌‌‌‌‌‌خواهي مثل کبک سرت را در برفی فرو کنی. آري&#8230; سکوت در برابر خیانت. سکوت در برابر بدی. سکوت در برابر ظلم و تعدی و&#8230; و اما سکوتی که وقتی تو خیابون دست یک مرد نامرد به تن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌خورد سریع خودمان رو جمع می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم و از محل فرار ‏می‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنیم؟ چرا اگر از حق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌مان دفاع کنیم ما رو به چشم یک زن بد نگاه می‌کنن(حتی خود زن‌ها)؟؟؟</p>
<p>شما معتقد بوديد كه من كاري بلد نيستم و حرف‌هایی به من زديد كه باز هم شرمسارم در اين نوشتار بياورم و باز هم معتقد بوديد كه من با اين ادبياتم هيچ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گاه موفق نخواهم شد. اما همين امروز كه اين چند خط را نوشتم، مي‌‌‌‌‌‌‌‌بينم كه حداقل يه كاري از اين دستان ناتوانم برمي‌‌‌‌‌‌‌‌‌آيد و شما سخت در اشتباه بوديد. از جامعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ايي كه استادي مثل شما اين‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چنين مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌انديشند، چه انتظاري مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌توان داشت؟؟؟ تو بمان و اين جامعه‌‌‌‌‌‌‌ايي كه فقط تو حق زندگي در آن را داري ‏‏&#8230;..‏</p>
<p>و در پايان :<br />
 -‏اي زن كه دلي پُر از صفا داري‎ ‎<br />
-از مرد وفا وفا مجو هرگز‎ ‎<br />
-او معني عشق را نمي داند<br />
-راز دل خود به او مگو مگو هرگز (فروغ فرخزاد )‏</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/17063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/17063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/17063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/17063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/17063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/17063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/17063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/17063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/17063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/17063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/17063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/17063/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/17063/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/17063/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17063&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/26/17063/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-elhebagheri.jpg?w=125" medium="image">
			<media:title type="html">jz-elhebagheri</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>ملاقات بعد از اعدام!</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/26/17060/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/26/17060/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 10:51:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[مینا انتظاری]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده های زندانیان سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[زندان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=17060</guid>
		<description><![CDATA[ملاقات بعد از اعدام! ( مینا انتظاری ) اولین بار او را در بند یک اوین (بند موسوم به آپارتمان ها) دیدم، یک روز عصر اواخر شهریور شصت بود که “مریم” و همکلاسیش “مهناز” را به بند ما آوردند، هر دو به شدت با کابل شکنجه شده بودند به طوری که به سختی می توانستند [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17060&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/maryamkashi.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/maryamkashi.jpg?w=99&#038;h=150" alt="" title="MaryamKashi" width="99" height="150" class="alignright size-thumbnail wp-image-17061" /></a>ملاقات بعد از اعدام!<br />
( مینا انتظاری )<br />
اولین بار او را در بند یک اوین (بند موسوم به آپارتمان ها) دیدم، یک روز عصر اواخر شهریور شصت بود که “مریم” و همکلاسیش “مهناز” را به بند ما آوردند، هر دو به شدت با کابل شکنجه شده بودند به طوری که به سختی می توانستند راه بروند، در موقع ورود به کمک بچه ها زیر بغل آنها را گرفتیم و در گوشه ای از آن بند متراکم جا دادیم و با امکانات ناچیزی که داشتیم به تیمارشان پرداختیم، کف پاهای آنها مجروح و متورم بود، هر دوی آنها روز ۱۸ شهریور در خیابان مصدق (ولیعصر) مشکوک به شرکت در یک تظاهرات خیابانی دستگیر شده بودند و بازجویان دادستانی چیز زیادی از آنان نمی دانستند،<span id="more-17060"></span> آن ایام نه ملاقاتی در کار بود و نه حتی اجازۀ تماسی با خانواده ها، مریم و مهناز از هواداران بخش دانش آموزی مجاهدین خلق بودند که در سال آخر دبیرستان هشترودی تحصیل می کردند، روزهای بعد در آن بند پرآشوب بیشتر با هم دوست و مأنوس شدیم.</p>
<p>شهریور و مهرماه آن سال اوج کشتار زندانیان بود، گاه تا دویست نفر در یک شب! در یکی از شب های مهرماه که تعدادی از بچه های بند ما از جمله “فرشته نوربخش” را برای اعدام برده بودند و فضای بند به شدت سنگین و غمگین بود به طور غیر منتظره ای مریم با صدای بسیار زیبا و پر طنینش شروع به خواندن کرد و چه زیبا و دلنشین می خواند: امشب در سر شوری دارم، امشب در دل نوری دارم، باز امشب در اوج آسمانم، رازی باشد با ستارگانم………. همۀ بند ساکت شده و مجذوب صدای زیبای مریم شده بود، اواخر پائیز همۀ ما را به بندهای بزرگتر اوین منتقل کردند که من و مریم به همراه تعداد دیگری از بچه ها در بند ۲۴۰ پائین، هم اتاق و همسلول شدیم، در آن ایام معمولاً روزهای یکشنبه و چهارشنبه بعد از غروب جوخه های مرگ در پشت دیوار بند ما برقرار بود و ما با صدای مهیب ده ها رگبارِ همزمان که بیشتر شبیه فرو ریختن بار تریلی حامل تیر آهن بود متوجه شروع اعدام ها می شدیم و بعد با شمارش تیرهای خلاصی که به مغز همزنجیرانمان شلیک می شد در سکوتی سهمگین با یاران گمنام خود وداع می کردیم.</p>
<p>وقتی مریم از به اصطلاح دادگاه! برگشت آشفته و بهم ریخته به نظر می رسید، در آن دوران دادگاه های چند دقیقه ای فقط توجیه شرعی جنایت توسط آخوندهای حاکم بود، البته صدور حکم مرگ برای هر کدام از ما بندیان بی پناه محتملترین فرض بود و می دانستیم که به هر حال در صف اعدام هستیم، همان شب برای دلداری مریم با صفا و صمیمیت خاصی که در روابط داخلی زندان داشتیم از او دربارۀ دادگاه پرسیدم ولی درد دل خصوصی او مرا هم بهم ریخت، نگرانیش فراتر از سایۀ سنگین مرگ بود، او با معصومیت خاصی گفت: “مینا این گیلانی خیلی آدم پست فطرتیه…..” و بعد برایم از نیت شوم آخوند محمد گیلانی حاکم شرع دادگاهش تعریف کرد که با همان فرهنگ کثیف آخوندی حین سؤال و جواب باصطلاح دادگاه با نگاه حریصانه ای به او پیشنهاد معامله بر سر جانش را داده بود! مریم وقتی این صحبت ها را می کرد از شدت خشم و تنفر می لرزید، سعی کردم با شوخی تا حدودی آرومش کنم و گفتم: این پیر خرفت مگر این که دستش به جنازۀ ما برسه…..</p>
<p>اوایل دی ماه یک روز عصر از بلندگوی بند نام “مریم” و یار دبستانیش “مهناز” و “مادر نعیمی” و تعداد دیگری از بچه های بند خوانده شد تا با تمام وسائل که معمولاً برای هر زندانی چیزی در حد یک کیسۀ پلاستیکی بیشتر نبود آمادۀ خروج از بند باشند، احضار بچه ها با کلیۀ وسائل شخصی در آن موقع از روز معمولاً بوی خون می داد، در همین فاصله گویا مریم گردن آویز ساعتیش را که هدیۀ مادرش بود و برایش خیلی ارزش داشت به یکی از همبندان که امکان آزادیش بیشتر بود به امانت می سپارد تا نهایتاً به دست خانواده اش برسد، وقتی بچه ها با سرهای افراشته و چهره های گلگون رفتند تمام بند دوباره در بغض و سکوت تلخی فرو رفت، آن شب باز هم صدای شلیک رگبارهای پی در پی در پشت دیوار بند دقایق طولانی ادامه داشت و مریم و مهناز و دیگر یاران همبندشان در “غوغای ستارگان” به “اوج آسمان ها” پر کشیدند و ما ماندیم و کابوس شلیک تیرهای خلاص بر مغز دوستانمان و شمارش آن در سینه هایمان: ۱۳، ۳۹، ۴۷، ۵۹،…..کابوسی که بعد از سی سال هنوز آثارش بر روی تک تک سلول های مغز ما باقیست.</p>
<p>پس از ماه ها شکنجه و کشتار و پشت سر گذاشتن هولناکترین تابستان و پائیز تاریخ سیاسی ایران بالاخره حدود اواسط دی ماه سال شصت ملاقات های عمومی درزندان اوین آغاز شد، در یکی از گروه های بیست نفره که از بلندگوی بند برای ملاقات اعلام می شد ناگهان نام “مریم عبدالرحیم کاشی” نیز خوانده شد! توی بند همۀ ما “دوزخیان روی زمین” بر جای خود میخکوب شدیم و مات و مبهوت به همدیگر نگاه کردیم، انگار که برای لحظاتی از صف اعدام و شب های تیرباران اوین یک باره به صف ملاقات خانواده ها در بیرون زندان پرتاب شده باشیم، اشک در چشمانمان حلقه زد، مریم یک هفته بود که تیرباران شده بود و حالا پدر و مادر مظلومش در آن طرف دیوارهای قطور و میله های پوشیده از سیم خاردار منتظر ملاقات عزیزشان بودند! در همان چند ماه زندان آن قدر سنگدلی و شقاوت در حق زندانیان بی پناه دیده و تجربه کرده بودیم که هیچ توهمی نسبت به این رژیم در ذهن ما باقی نمانده بود و هیچ توقعی حتی در حد ذره ای از انسانیت و انصاف از آن جلادان نداشتیم ولی تصور حال و روز آن پدر و مادر بی پناه که بعد از ماه ها در به دری و دوندگی با بیتابی چشم انتظار اولین دیدار با فرزند دلبندشان بودند و حالا به جای ملاقات خبر اعدام او را با نیشخند یک پاسدار پلید به همراه کیسۀ پلاستیکی لباس هایش دریافت می کردند حتی برای ما هم که در قلب جنایات رژیم به سر می بردیم سخت تکان دهنده و جانسوز بود، ما مدت ها بود که با تمام وجود و با جسم و جان خویش “دوران طلائی” آن “امام بزرگوار” را تجربه می کردیم!</p>
<p><a href="http://mina-entezari1.blogspot.com/2012/01/blog-post.html">مینا انتظاری</a> – دی ماه ۱۳۹۰</p>
<p>ایمیل mina.entezari@yahoo.com</p>
<p>———————————————————————————<br />
پانویس:</p>
<p>۱- عکس زیبای مجاهد خلق مریم عبدالرحیم کاشی آن جانفشان راه آزادی سی سال بعد از تیربارانش به دستم رسید که برای اولین بار منتشر می شود.</p>
<p>۲- اگر حافظه ام یاری کند فکر می کنم یار دبستانی مریم نام کاملش “مهناز کریمی” بود ولی مطمئن نیستم.</p>
<p>۳- “غوغای ستارگان” ترانۀ خاطره انگیزی است که در پنجاه سال گذشته توسط خوانندگان مختلفی بازخوانی شده است ولی اجرای اصلی این ترانه با صدای بانو پروین بود.</p>
<p>۴- در بازخوانی خاطرات دوران زندان و رویدادهای خونین دهۀ شصت درک این نکته بسیار قابل تامل است که چه بسا صدها هزار انسان آگاه، آزاده و فداکار با گرایشات مختلف اعتقادی، سیاسی و خطی در سراسر ایران با رنج و خون بسیار خود را به آب و آتش زدند تا شاید شرایط اعتلای اجتماعی فراهم شود، جو اختناق شکسته شود، توده ها به خیابان بیایند و خلاصه خلق بپا خیزد، آن وقت بعد از سی سال سیاه وقتی دو سال پیش قیام شد و مردم در ابعاد میلیونی به صحنه آمدند و خروشیدند برخی از کارگزاران سابق “امام راحل” و رهبران خودخواندۀ جنبش در داخل و خارج از کشور با شیادی تمام مردم به ستوه آمده را از خیابان های اعتراض راهی پیاده روهای سکوت کردند و نهایتاً آنها را سرخورده و نا امید و خانه نشین کردند و البته جلادان همچنان بر اریکۀ قدرت سوار هستند و بی پروا جنایت می کنند، بی تردید تجربیات تلخ و شیرین نسل ما می تواند برای نسل جوان کشور بسیار مفید باشد.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/17060/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/17060/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/17060/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/17060/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/17060/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/17060/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/17060/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/17060/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/17060/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/17060/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/17060/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/17060/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/17060/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/17060/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17060&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/26/17060/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/maryamkashi.jpg?w=99" medium="image">
			<media:title type="html">MaryamKashi</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>یکسان‌سازی مد و لباس  زنان، ترفند جدید برای تحمیل حجاب اجباری</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/25/17038/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/25/17038/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Jan 2012 17:13:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[حجاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=17038</guid>
		<description><![CDATA[جهان زن ـ تلاش حکومت اسلامی برای تحمیل حجاب اجباری بر زنان، تلاش عبثی است که پس از سی سال به نتیجه نرسیده است. شکست دولتیان در این عرصه، آن هارا مجبور ساخته که مدام از راه های نو و تازه برای دخالت در امر شخصی پوشش زنان چاره جوئی کنند. اما تمامی این تلاش [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17038&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas2.jpg"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-17042" title="jz-lebas2" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas2.jpg?w=150&#038;h=98" alt="" width="150" height="98" /></a><span style="color:#800080;">جهان زن ـ تلاش حکومت اسلامی برای تحمیل حجاب اجباری بر زنان، تلاش عبثی است که پس از سی سال به نتیجه نرسیده است. شکست دولتیان در این عرصه، آن هارا مجبور ساخته که مدام از راه های نو و تازه برای دخالت در امر شخصی پوشش زنان چاره جوئی کنند. اما تمامی این تلاش ها ره به جائی نخواهد برد. برنامه خانه نشین کردن زنان، وقتی با شکست کامل روبرو شد، به فکر لباس های یکسان افتاده اند و نمایشگاه مد لباس راه اندازی می کنند. اما تمامی این تلاش ها هم با شکست روبرو خواهد شد زیرا پوشش مسئله ای شخصی است و نمی تواند توسط دولت اعمال شود. اما دولت دینی که یک دولت استبدادی و تمامیت گراست، تلاش های مذبوحانه ای را مدام برنامه ریزی می کند و از جیب ملت هزینه های گزافی را باعث می شود به این امید که بتواند سیاست های ضد زن خود را بر جامعه زنان کشور تحمیل کند.تجربه تاکنونی مقاومت زنان نشان داده است که این تلاش ها نیز با شکست قطعی و مفتضحانه روبرو خواهد شد.</span><span id="more-17038"></span><br />
<strong>یکسان‌سازی مد و لباس از زنان تهرانی آغاز می شود</strong><br />
تهران امروز : مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده وزارت کشور از طراحی هزار مدل لباس برای 40 نوع شغل در اجرای فاز نخست مد و لباس مشاغل زنان در تهران خبر داد. لباس‌هایی که بیش از هرکسی برای کارکنان بیمارستان‌ها، هواپیمایی و بانک‌های طراحی شده‌ا ند. به گفته عباسی، بخش نخست جشنواره مد و لباس به ارائه لباس مشاغل اختصاص دارد و درطراحی لباس مشاغل تاکید ما تناسب با شغل مورد نظر و حفظ ضوابط اسلامی است.</p>
<p>عباسی می‌گوید: «پوشش بانوان در محیط های کاری باید به گونه ای باشد که امنیت محیط کاری تامین شود وبه جای خودنمایی شخصیت معنوی زنان مورد توجه قرار گیرد.» عباسی با اشاره به مدل‌ها و رنگهای انتخابی برای لباس مشاغل می‌گوید: «رنگ‌ها و طرح هایی در نظر گرفته می شود که متناسب با شئونات خانم‌ها باشد و مطمئنا از رنگهای تند که زیبنده محیط کار نیست استفاده نخواهد شد.»<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-17043" title="jz-lebas" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas.jpg?w=468" alt=""   /></a><br />
چندی پیش نیز مشاور استاندار تهران در امور بانوان اهداف برگزاری جشنواره موسوم به «لباس مشاغل»، ایجاد تنوع، راحتی و وارد کردن رنگ‌ها و طرح‌های زیبا و مناسب به لباس‌های عمدتا مشکی زنان کارمند استان تهران دانست و گفته بود به دنبال استقبال کارمندان زن، از فراخوان دبیرخانه جشنواره، طراحان لباس بیش از یک هزار طرح مانتو و چادر ویژه 40 عنوان شغل برای زنان کارمند را به دبیرخانه ارائه کردند.</p>
<p>بحث لباس‌های متحدالشکل دانشجویی هم چند ماه گذشته در وزارت علوم هم به گوش رسید که البته آن زمان وزارت علوم به این پیشنهاد واکشن نشان داد و مدیرکل اداره امور فرهنگی وزارت علوم با بیان اینکه این وزارتخانه «به دنبال یکسان‌سازی پوشش دانشجویی نیست» آن را تکذیب کرد اما درمقابل «طهورا نوروزی» سرپرست اداره ترویج فرهنگ عفاف و حجاب مرکز امور اجتماعی وزارت کشور، اعلام این مخالفت را «شتابزده» خواند.<br />
او معتقد بود که کمیته تشکیل شده از نمایندگان وزارتخانه‌های ارشاد و کشور نمی‌خواهد به دانشجویان سخت بگیرد بلکه می‌خواهد این قشر از جامعه انتخاب‌های گسترده‌تری داشته باشند.<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas3.jpg"><img class="alignright size-medium wp-image-17044" title="jz-lebas3" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas3.jpg?w=300&#038;h=228" alt="" width="300" height="228" /></a><br />
او تاکید می‌کند: «کمیته «لباس مشاغل» به دنبال یکسان‌سازی لباس دانشجویان نیست اما درباره ادارات فرق می‌کند. لباس‌ها در ادارات یک شکل و ضابطه مند می‌شود.</p>
<p>او می‌گوید: «در نظر داشته باشید لباس‌های پیشنهادی ما علاوه بر داشتن همه آیتم‌های شرعی و عرفی، تنوع مدل و تعدد رنگ در بین رنگ‌های مجاز هم خواهد داشت که شاخص‌های بومی، ملی و مذهبی ما را دارا باشد. ما به دنبال ترویج سیاهپوشی نیستیم. اما در نظر داشته باشید لباس‌های پیشنهادی ما علاوه بر داشتن همه آیتم‌های شرعی و عرفی، تنوع مدل و تعدد رنگ در بین رنگ‌های مجاز هم خواهد داشت. ما به دنبال ترویج سیاهپوشی نیستیم.»<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas5.jpg"><img class="alignright size-medium wp-image-17045" title="jz-lebas5" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas5.jpg?w=237&#038;h=300" alt="" width="237" height="300" /></a><br />
او درباره خصوصیات لباس مشاغل می‌گوید: «در حوزه مشاغل مسئله فرق می‌کند. اگرچه در این حوزه هم به دنبال ایجاد نگرانی نبوده و نیستیم. رنگ‌های زننده و مدل‌های غیر شرعی مناسب با محیط ادارات مانیست. در نظر داریم که با طراحی لباس فرم برای مشاغل، پوشش را ساماندهی کرده و نظام مند کنیم. البته دستگاه‌ها می‌توانند لباس دلخواه خود را پیشنهاد دهند تا در کمیته بررسی شود. بسیاری از دستگاه‌ها در حال حاضر در زمینه طراحی لباس ورود پیدا کرده‌اند. بسیاری هم از ژورنال‌های اسلامی موجود استفاده کرده‌اند.</p>
<p>کمیته همه پیشنهاد‌ها را با حضور نمایندگان دستگاه‌های مربوطه بررسی خواهد کرد چرا که نیت ما ظرفیت‌سازی در این زمینه است و نه اعمال محدودیت.» او اعتقاد دارد که از آنجا که نماینده دستگاه در کمیته حضور خواهد داشت پس نظر کارکنان هم در لباس نهایی اعمال خواهد شد. مثلا برای لباس مهمانداران نماینده وزارت راه حضور دارد و نظر می‌دهد. رضایت شغلی کارکنان برای ما بسیار مهم است. در صورتی که لباسی پس از مرحله آزمایشی نمره مناسب را دریافت نکند نسبت به تصحیح یا تعویض آن اقدام می‌کنیم.<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas1.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-17040" title="jz-lebas1" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas1.jpg?w=468" alt=""   /></a><br />
<strong>شب عید، کارکنان استانداری و فرمانداری های تهران لباس فرم سرمه ای می پوشند</strong><br />
شهری &#8211; ساماندهی مد و لباس، با طراحی پوشش یکسان برای ادارات و سازمان های دولتی عنوان شده است. وعده زراحی مد و لباس، برای اسفندماه امسال است؛ شب عید.<br />
به گزارش خبرآنلاین، طراحی لباس مشاغل از جمله برنامه هایی است که دولت محمود احمدی نژاد مدتهاست قصد اجرای آن را دارد. اما همیشه به دلایلی ناگفته اجرا نشده است.<br />
اما اکنون خبر می رسد که از اسفندماه لباس فرم کارکنان استانداری تهران و فرمانداری های تهران، توزیع می شود. رنگش هم سرمه ای است!<br />
آذر نظری مشاور امور بانوان استانداری تهران در این باره به مهر گفته است: &#8220;با اکثریت آرا (85 درصد) رنگ سرمه ای به عنوان رنگ قالب لباس فرم کارکنان استانداری و فرمانداریهای تهران انتخاب شده است. هم اکنون در حال سایز بندی لباسها هستیم و موسسه طرف قرارداد با استانداری کار دوخت لباسها را آغاز کرده و در اواخر اسفند ماه سال جاری لباسهای فرم به کارکنان استانداری و فرمانداریهای تهران تحویل می شود.&#8221;<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas6.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-17046" title="jz-lebas6" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas6.jpg?w=468" alt=""   /></a><br />
به گفته مشاور امور بانوان استانداری تهران سازمانها و نهادهای دولتی می توانند بر اساس توزیع فرمهای نظر سنجی از کارکنان خود رنگ و نوع دوخت و الگو لباسهای فرم را انتخاب کنند و سفارش دوخت لباس ها را بدهند: &#8220;سال آینده این موضوع در اولویت ساماندهی مد و لباس استانداری تهران است.&#8221;</p>
<p>از سوی دیگر، زهرا عباسی مدیرکل دفتر امور زنان و خانواده وزارت کشور از اجرای فاز نخست طرح مد و لباس پوشش مشاغل در استان تهران خبر داده است. او در یک نشست خبری در این باره گفت: &#8220;طرح مد و لباس پوشش مشاغل زنان فاز اول در استانداری تهران در دست اجرا است. همچنین طرح &#8220;گل یاس&#8221; در راستای طرح عفاف و حجاب با همکاری اساتید دانشگاه برای دانش آموزان دختر استان تهران اجرایی می‌شود.&#8221;</p>
<p>او گفت: &#8220;در این طرح هماهنگی و یکسان سازی پوشش مشاغل بانوان مد نظر ما نیست. در جشنواره مد و لباس امسال طرحی باعنوان &#8220;فکر نو&#8221; اجرایی می شود که بخش نخست آن به ارائه لباس مشاغل اختصاص دارد درطراحی لباس مشاغل تاکید ما تناسب با شغل مورد نظر و حفظ ضوابط اسلامی است.&#8221;<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas8.jpg"><img class="alignright size-medium wp-image-17048" title="jz-lebas8" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas8.jpg?w=300&#038;h=188" alt="" width="300" height="188" /></a><br />
به گفته عباسی، رنگ ها و طرح هایی در نظر گرفته می شود که متناسب با شئونات خانم ها باشد: &#8220;مطمئنا از رنگهای تند که زیبنده محیط کار نیست استفاده نخواهد شد. پوشش بانوان در محیط های کاری باید به گونه ای باشد که امنیت محیط کاری تامین شود وبه جای خودنمایی شخصیت معنوی زنان مورد توجه قرار گیرد.&#8221;</p>
<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas4.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-17039" title="jz-lebas4" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas4.jpg?w=468" alt=""   /></a><strong>برنامه‌های کارگاه‌های آموزشی جشنواره مد و لباس فجر اعلام شد</strong><br />
خبرگزاری فارس: برنامه‌های کارگاه‌های مختلف آموزشی نخستین جشنواره مد و لباس فجر اعلام شد.<br />
خبرگزاری فارس: برنامه‌های کارگاه‌های آموزشی جشنواره مد و لباس فجر اعلام شد</p>
<p>به گزارش خبرگزاری فارس از جنوب استان تهران به‌نقل از دبیرخانه نخستین جشنواره مد و لباس فجر، کارگاه‌های دوخت سنتی و دوخت لباس هر روز در تالار نمایشگاه جشنواره مد و لباس به شکل عملی برپا می‌شوند.<br />
کارگاه چاپ از دیگر کارگاه‌های این جشنواره است که به آموزش شیوه‌های مختلف آماده سازی و چاپ پارچه مانند چاپ سیلک اسکرین اختصاص دارد.<br />
در این کارگاه تمرکز بر نحوه چاپ نقوش سنتی و رایج چاپ پارچه است.<br />
کارگاه آموزش بستن مدل‌های مختلف شال و روسری یکی دیگر از کارگاه‌های بخش جنبی نخستین نمایشگاه مد و لباس فجر است که انتظار می‌رود با توجه به علاقه عمومی مخاطبان با استقبال زیادی روبرو شود و از هم اکنون تمهیدات ویژه‌ای برای ایجاد شرایط لازم استفاده مراجعان از آن به عمل آمده است.<br />
تمام کارگاه‌های بخش جنبی نخستین جشنواره مد و لباس فجر به شکل عملی برگزار می‌شود و ابزار و لوازم لازم برای انجام فعالیت‌های عملی کارگاه در اختیار شرکت کنندگان گذاشته می‌شود.<br />
ورود به این کارگاه‌ها برای عموم آزاد است و از علاقمندان به شرکت در این کارگاه‌ها هیچ هزینه‌ای دریافت نمی‌شود.<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas7.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-17053" title="jz-lebas7" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas7.jpg?w=468" alt=""   /></a><br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas91.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-17054" title="jz-lebas9" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas91.jpg?w=468" alt=""   /></a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/17038/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/17038/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/17038/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/17038/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/17038/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/17038/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/17038/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/17038/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/17038/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/17038/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/17038/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/17038/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/17038/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/17038/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17038&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/25/17038/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas2.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-lebas2</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-lebas</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas3.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">jz-lebas3</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas5.jpg?w=237" medium="image">
			<media:title type="html">jz-lebas5</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas1.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-lebas1</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas6.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-lebas6</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas8.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">jz-lebas8</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas4.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-lebas4</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas7.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-lebas7</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-lebas91.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-lebas9</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>زندان و شلاق برای عسل اسماعیل زاده به جرم دیدار از آرامگاه ندا آقاسلطان!</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/25/17033/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/25/17033/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 25 Jan 2012 10:51:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده های زندانیان سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زندان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=17033</guid>
		<description><![CDATA[زندان و شلاق برای عسل اسماعیل زاده به جرم دیدار از آرامگاه ندا آقاسلطان! شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب عسل اسماعیل زاده را به اتهام “تبلیغ علیه نظام” و “اجتماع و تبانی” به تحمل چهار ماه حبس تعزیری، هشت ماه حبس تعلیقی و ٧٤ ضربه شلاق محکوم کرد، بنا به گزارش های رسیده به “جرس” روز [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17033&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-nedaa.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-nedaa.jpg?w=150&#038;h=112" alt="" title="jz-nedaa" width="150" height="112" class="alignright size-thumbnail wp-image-17034" /></a>زندان و شلاق برای عسل اسماعیل زاده به جرم دیدار از آرامگاه ندا آقاسلطان!<br />
شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب عسل اسماعیل زاده را به اتهام “تبلیغ علیه نظام” و “اجتماع و تبانی” به تحمل چهار ماه حبس تعزیری، هشت ماه حبس تعلیقی و ٧٤ ضربه شلاق محکوم کرد، بنا به گزارش های رسیده به “<a href="http://www.rahesabz.net/story/48150/">جرس</a>” روز دوشنبه سوم بهمن ماه عسل اسماعیل زاده جهت دریافت حکم صادرۀ خود به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران مراجعه کرده بود که در حکم ابلاغی به نامبرده تحمل ٧٤ ضربه شلاق نیز اضافه شده بود که این حکم با حکم ابلاغ شده به وکیل نامبرده در تاریخ هفدهم دی ماه مغایرت داشت! شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب عسل اسماعیل زاده را به اتهام “تبلیغ علیه نظام” و “اجتماع و تبانی” به تحمل چهار ماه حبس تعزیری و هشت ماه حبس تعلیقی محکوم نموده است،<span id="more-17033"></span> وی چندی پیش به همراه پیمان عارف و شرر کنور تبریزی در بهشت زهرا و به جرم فاتحه خوانی بر مزار ندا آقاسلطان از شهدای حوادث بعد از انتخابات دستگیر شده بود! که پس از چند روز به همراه شررکنور تبریزی به قید التزام آزاد شد، اسماعیل زاده همچنین یازده اردیبهشت ماه سال جاری در حین بازگشت به منزل توسط نیروهای موسوم به لباس شخصی بازداشت شده بود و مدت ۳۱ روز در سلول انفرادی بند ۲۰۹ به سر برد و یازدهم خردادماه با قرار وثیقه یکصد میلیون تومانی به طور موقت آزاد شده بود.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/17033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/17033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/17033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/17033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/17033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/17033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/17033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/17033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/17033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/17033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/17033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/17033/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/17033/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/17033/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17033&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/25/17033/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-nedaa.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-nedaa</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>اصغر فرهادی افتخار می آفریند، فرج الله سلحشور  لجن پراکنی</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/24/17021/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/24/17021/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Jan 2012 08:38:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان هنرمند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=17022</guid>
		<description><![CDATA[جهان زن ـ فرج الله سلحشور که پیش از این به هنرپیشه های زن توهین کرده بود حالا بر حملات خود بر زنان هنرپیشه و سینمای ایران افزوده است. بهانه ی او اقدام اعتراضی گلشیفته فراهانی است. اما خشم او بیش از آن دامن تمامی سینمای غیروابسته را گرفته است و نفرت خود از این [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17022&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-salahshour.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-salahshour.jpg?w=150&#038;h=90" alt="" title="jz-salahshour" width="150" height="90" class="alignright size-thumbnail wp-image-17023" /></a>جهان زن ـ فرج الله سلحشور که پیش از این به هنرپیشه های زن توهین کرده بود حالا بر حملات خود بر زنان هنرپیشه و  سینمای ایران افزوده است. بهانه ی او اقدام اعتراضی گلشیفته فراهانی است. اما خشم او بیش از آن دامن تمامی سینمای غیروابسته را گرفته است و نفرت خود از این سینما را به نمایش می گذارد. سینمائی که با انتخاب فیلم «جدائی نادر از سیمین&#8221; برای اسکار، در جهان در حال درخشیدن است و همین امر دینداران تاریک اندیش را نگران کرده است. شکست دین از هنر سینما نکته ای است که در تمامی نظرات سلحشور دیده می شود. بستن خانه ی سینما از سوی وزارت ارشاد نیز بیان همین شکست بوده است. اما به کوری سلحشور سینمای غیروابسته و مردمی ایران در جهان افتخار می آفریند<span id="more-17022"></span><br />
<strong>اظهارات جدید سلحشور در مورد بازیگران زن</strong><br />
اکوفارس:سلحشور:بسیاری از زنهای خوب سینما،الان آلوده شده اند/سینمای ایران را سه گروه خط می دهند:ساواکی ها، توده ایها،فراماسونرها<br />
فرج الله سلحشور در باره رفتار کاملا غیراخلاقی گلشیفته فراهانی گفته است:*من از این اتفاق اصلاً تعجب نمی‌کنم. من از اینکه یک زن بازیگر ایران در خارج از کشور ناهنجار و عریان، بازی کند خیلی تعجب نمی‌کنم؛ چون‌که سینما تعریفش همین است. سینما برای عیاشی ساخته شده است، برای اینکه ابزاری برای مبارزه با فرهنگ‌ها و اعتقاد ملت‌ها و حیا و حجاب و ایمان و پوشش شود، حالا هر ملتی که می‌خواهد باشد، نقش سینما این است و در حقیقت، این خانم یکی از آن کسانی است که این تئوری برخاسته از صهیونیسم را عملی کرده است.</p>
<p>*من از این خیلی تعجب نمی‌کنم ولی یک چیز برای من تعجب‌آور است که یک انسان مؤمن این مسائل را ببیند و سکوت کند، این سکوت یک انسان مؤمن در برابر فحشا و منکر خیلی عجیب‌تر از آن عمل است. آن فرد خودش را نشان داده است، اما آیا مؤمنین ما زبانم لال با سکوت خود دارند خودشان را نشان می‌دهند؟ آیا مؤمنین ما دروغ می‌گویند؟ آیا مسئولین جمهوری اسلامی و نمایندگان مجلس ما طرف‌دار و پای‎بند به حیا، ایمان و حجاب نیستند که سکوت می کنند و چیزی نمی گویند؟</p>
<p>*من از گلشیفته فراهانی و پدرش که یک زمانی از توده های معروف بوده است، تعجبی ندارم. حتی از بسیاری از بازیگران سینما هم که پاک بودند و به عنوان زن‎های خوبی در سینما مشهور بودند اما الآن آلوده و بدنام شده‌اند، تعجب نمی کنم، چون سینما ماهیتش این است اما ماهیت مؤمنین چیست؟ ماهیت علما و بزرگان دین چیست؟ آنها هم ماهیت‌شان این است که در برابر فحشا و منکرات و کثافت کاری‌های سینما در جامعه امروز ما سکوت کنند؟ این برای من عجیب تر است.</p>
<p>* من اصلاً انتظار ندارم که  سینماگران بیایند اعتراض کنند که چرا خانم گلشیفته فراهانی این‌طور رفتار کرده است، چون سینماگرها دو گروه هستند: یا خودشان مثل خانم گلشیفته فراهانی هستند و تصاویرشان را در این سایت‌ها می‌بینیم، یا مخالف هستند اما آن ایمان یا آن شهامتی را ندارند که از حیثیت و غیرت و ناموس خودشان دفاع کنند و با جریان موجود هم‌سو شده‌اند.</p>
<p>*باید از آن‌ها سؤال کرد که چطور وقتی سلحشور گفت سینمای ما به سمت فحشا و آلودگی گرایش دارد، همه صدای‎شان در آمد و باغیرت شدند ولی الآن که یک زن ناجور آبروی ما را در دنیا می برد، هیچ‎کدام صدای‎تان در نمی آید و همه سکوت می کنید؟ اگر ما خدای ناکرده با این حرکات و فحشا همراه نیستیم، چرا سکوت می‌کنیم؟</p>
<p>*با چه زبانی به بزرگان و علمای دین‎مان بگویم که والله قسم خط دهنده سینما و سیمای ایران سه گروه هستند: ساواکی‌ها، توده‌ای‌ها و ماسون ها. این سه گروه دارند سینما و سیمای ایران را خط دهی می کنند. این به معنای این نیست که مسئولان ما اینگونه هستند، اما خط دهنده ها آنها هستند.به داد سیما برسید که دارد اخلاق و ایمان و خانواده و قرآن و انقلاب را تهدید می کند. باید به مسئولین مملکتی و مسئولین اطلاعاتی کشور گفت چرا باید شما بنشینید و تماشا کنید که در سیما و سینمای ما چنین انسان هایی که سابقه‌شان از زمان شاه معلوم است، حضور داشته باشند و اینها خط دهی کنند.</p>
<p>*در یکی از برنامه‌های &#8220;هفت&#8221; که آقای بهزاد فراهانی را به‌عنوان نماینده خانواده تئاتر دعوت کرده بودند، وی مطالبی را از طرف خانه تئاتر رسماً اعلام کرد که بیانگر این بود که سیاست‌های خانه تئاتر مورد تأیید سیمای ما هم هست.</p>
<p>متأسفانه همین‎طور است. در کانون بازیگران ما هم همین‎گونه است. شما ببینید مسئولین اینها قبل از انقلاب چه کسانی هستند؟ یا ساواکی بودند که هنوز هم هستند، کسی که زنش و خودش ساواکی بوده است، الآن مسئول یکی از همین سندیکاهای هنری است.<br />
<a href="http://ecofars.com/view-1438-%D8%B3%D9%84%D8%AD%D8%B4%D9%88%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B2%D9%86.html">منبع </a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/17022/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/17022/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/17022/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/17022/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/17022/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/17022/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/17022/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/17022/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/17022/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/17022/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/17022/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/17022/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/17022/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/17022/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17022&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/24/17021/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-salahshour.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-salahshour</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>فاطمه خردمند زندانی بند ۲۰۹ همچنان ممنوع الملاقات است!</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/24/17019/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/24/17019/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Jan 2012 08:23:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده های زندانیان سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[زندان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=17019</guid>
		<description><![CDATA[فاطمه خردمند زندانی بند ۲۰۹ همچنان ممنوع الملاقات است! فاطمه خردمند همسر مسعود لواسانی روزنامه نگار تازه از بند آزاد شده همچنان ممنوع الملاقات است! مسعود لواسانی در صفحۀ شخصی فیسبوک خود نوشته است: به فاطمه گفته شده ممکن است در روزهای آینده برای مراقبت از وضع سلامتیش به سلول دو نفره منتقل شود تا [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17019&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-fatemeh-kheradmand.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-fatemeh-kheradmand.jpg?w=150&#038;h=112" alt="" title="jz-fatemeh-kheradmand" width="150" height="112" class="alignright size-thumbnail wp-image-17020" /></a>فاطمه خردمند زندانی بند ۲۰۹ همچنان ممنوع الملاقات است!<br />
فاطمه خردمند همسر مسعود لواسانی روزنامه نگار تازه از بند آزاد شده همچنان ممنوع الملاقات است! مسعود لواسانی در صفحۀ شخصی فیسبوک خود نوشته است: به فاطمه گفته شده ممکن است در روزهای آینده برای مراقبت از وضع سلامتیش به سلول دو نفره منتقل شود تا اگر نیمه شبی دچار حمله شد هم سلولیش احتمالاً نگهبان ها را خبر کند تا اتفاق ناگواری رخ ندهد، وی تأکید کرده است که همسرش همچنان ممنوع الملاقات است! نگرانی از وضعیت جسمی فاطمه خردمند روزنامه نگاری که اواسط دی ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد ادامه دارد،<span id="more-17019"></span> بنا به گزارش های رسیده به “کلمه” فشار روی این مادر جوان به دلیل ارتباط او با خانواده های زندانیان سیاسی است که از زمانی که همسرش در زندان بود شروع شده و گزارش های واصله خبر از تشنج حین بازجوئی می دهند، همسر فاطمه پیش از این از بیماری صرع خانم خردمند و بیماری پسر خردسالش خبر داده بود، نگرانی از وضعیت بحرانی فاطمه خردمند با طولانی شدن زمان بازجوئی و نداشتن ملاقات حضوری افزایش یافته است.</p>
<p><strong>همسر فاطمه خردمند، روزنامه نگار زندانی: فاطمه فقط با خانواده های زندانیان سیاسی ارتباط داشت، نمی دانم این چه ربطی به انتخابات مجلس دارد!</strong><br />
مسر فاطمه خردمند، روزنامه نگاری که شنبه ۱۷ دی ماه توسط ماموران امنیتی بازداشت شد با اظهار اینکه فاطمه از زمان بازداشت یکبار با منزل تماس داشته است به <a href="http://persian.iranhumanrights.org/1390/10/fatemeh_kheradmand/">کمپین</a> بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که او ظاهرا در تماس تلفنیش حالش خوب بوده است اما هنوز دلیل بازداشتش مشخص نیست:« او یک روز پس از بازداشتش با منزل تماس گرفت که متاسفانه من و پسرم خانه نبودیم و او با پدر و عمه ام صحبت کرده و حالش خوب بوده و گفته است اوین است.»</p>
<p>فاطمه خردمند، دانش آموخته روزنامه نگاری دانشگاه آزاد تهران است و در روزنامه همشهری، کتاب، خرد نامه و مجله بهداشت و مجله گزارش همکاری می کرده است. او اکنون در زندان اوین به سر می برد.</p>
<p>مسعود لواسانی در خصوص نحوه دستگیری هسرش به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« فاطمه به همراه پسر ۴ ساله ام به جشن تولد رفته بود. وقتی ساعت ۱۱ شب به منزل می رسد و در حال باز کردن در منزل بوده است ماموران به زور وارد می شوند و به او می گویند که حکم جلبش را دارند. وقتی وارد منزل شدند حکم را به فاطمه نشان دادند و گفتند که از وزارت اطلاعات آمدیم. »</p>
<p>مسعود لواسانی که خود نیز روزنامه نگاری است که در تاریخ ۴ خرداد ۸۸ به اتهام تبلیغ علیه نظام بازداشت و پس از گذراندن دو سال حکم حبس در ۱۷ شهریور ماه امسال آزاد شد، با اشاره به اینکه ماموران پس از ورود به منزل به تفتیش منزلش پرداخته اند، گفت:« ۴ مامور مرد به همراه یک مامور زن وارد خانه شدند. منزل را از ساعت ۱۱ تا یک نصفه شب تفتیش کردند. در این مدت پسرم داخل ماشین در خیابان بود چون با توجه به خاطره بازداشت من نمی خواستم دوباره این آدم ها را ببیند. بعد از خروج آنها در ساعت یک نصفه شب بچه را به داخل آوردم و تا ساعت ۸ صبح مشغول مرتب کردن خانه بودم تا فردا صبح فرزندم با آشفتگی خانه روبه رو نشود.»</p>
<p>لواسانی با اظهار اینکه ماموران دلیل بازداشت را ارتباط ها و رفت و آمدهای فاطمه عنوان کرده اند به کمپین گفت:« آنها درباره ارتباطات فاطمه از من سوال کردند، اینکه با چه خانواده های در ارتباط است، به کدام جلسات رفت و آمد می کند. آن شب جشن تولد دختر یکی از خانواده های زندانیان سیاسی بود که فاطمه و پسرم نیز دعوت بودند. ظاهرا ماموران از همان محل جشن فاطمه را دنبال می کردند و درباره اینکه فاطمه کجا بوده اطلاعات دقیق داشتند.»</p>
<p>مسعود لواسانی در خصوص ارتباط های همسرش که اکنون در زندان اوین به سر می برد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت:« در دو سالی که من در زندان بودم فاطمه در سالن ملاقات زندان و یا در جاهای دیگری که برای پیگیری کارهای من می رفت با خانواده های زندانیان دیگر آشنا شده بود و ارتباطی دوستانه و عاطفی بین آنها برقرار شده بود. اینها همگی خانواده های زندانیان انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ بودند که بیشتر به دلیل داشتن درد مشترک و صرفا برای دلدارای یکدیگر دور هم جمع می شدند. فکر می کنم که این چیزی باشد که به دلیلش کسی را دستگیر کنند. خانواده ها کاری نمی کنند. ارتباط آنها صرفا عاطفی است می دانم دلیل اصلی دستگیری فاطمه چیست.»</p>
<p>حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات ایران یک روز پس از بازداشت فاطمه خردمند و دو روزنامه نگار و فعال سیاسی، مدنی دیگر در در پایان جلسه دولت به بازداشت های اخیر اشاره کرد و مدعی شد که بازداشت شدگان جاسوس آمریکایی هستند که به دنبال اجرای اهداف آمریکایی ها برای برگزار نشدن نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بوده اند.</p>
<p>حیدر مصلحی درخبری که  <a href="http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1927118&amp;Lang=P">خبرگزاری دانشجویی ایسنا </a>منتشر کرد مدعی شد که جاسوسان دستگیر شده از طریق فضای مجازی و شبکه های اجتماعی با خارج از کشور ارتباطاتی داشته اند.</p>
<p>همسر فاطمه خردمند در خصوص این اظهارات وزیر اطلاعات گفت:«من این اتهام را به طور مشخص درباره همسر خودم تکذیب می کنم. فاطمه هیچ ارتباطی با بیگانه ها نداشته است. حتی در دو سالی که من در زندا ن بودم فاطمه هیچ مصاحبه ای با رسانه های خارج از کشور نداشت. کوچکترین چیزی که بتوان در این مورد شائبه ای به وجود بیاورد مورد همسر من وجود ندارد. فاطمه یک زن خانه دار و مادری بود که در کنارش خبرنگار غیر سیاسی هم بود. من نمی دانم که به چه شکلی می خواهند این اتهام را به او نسبت بدهند حالا شاید هم این اتهام در مورد هسمر من نیست. فاطمه فقط در این مدت با زنان دیگری از خانواده های سیاسی دور هم برای جشن تولدی، افطاری و یا مراسمی از این قبیل دور هم جمع می شدند که یک جور دلگرمی بوده است و ربطی به انتخابات نداشته است.»</p>
<p>مسعود لواسانی با اظهار امیدواری از اینکه زودتر فاطمه به خانه برگردد، گفت:« امیدوارم زودتر سوءتفاهم رفع شود و فاطمه برگردد. پسر ۴ ساله مان مرتب سراف مادرش را می گیرد. من حتی تلویزیون روشن نمی کنم تا مبادا در خبرها چیزی از مادرش بشنود. وقتی من به زندان رفتم متین دچار اختلاف تکلم شد که در طول دو سال زندان فاطمه پیگیر امور درمانی متین بود و هنوز هم گفتار درمانی او تمام نشده است.»</p>
<p>فاطمه خردمند، دانش آموخته روزنامه نگاری دانشگاه آزاد تهران است و در روزنامه همشهری، کتاب، خرد نامه و مجله بهداشت و مجله گزارش همکاری می کرده است. او اکنون در زندان اوین به سر می برد.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/17019/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/17019/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/17019/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/17019/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/17019/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/17019/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/17019/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/17019/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/17019/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/17019/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/17019/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/17019/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/17019/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/17019/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17019&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/24/17019/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-fatemeh-kheradmand.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-fatemeh-kheradmand</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>حمید ترمسی: همسرم، دخترم و پسرم هر سه تا کنون زندانی شده اند!</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/24/17016/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/24/17016/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Jan 2012 08:12:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[مادران پارک لاله،]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده های زندانیان سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[زندان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=17016</guid>
		<description><![CDATA[حمید ترمسی: همسرم، دخترم و پسرم هر سه تا کنون زندانی شده اند! ( مژگان مدرس علوم ) در حالی که طی هفته های گذشته فشار و تهدیدها بر روی اعضای مادران عزادار افزایش یافته است اوایل دی ماه ژیلا مهدویان عضو این تشکل مدنی به پنج سال زندان، سه سال تعزیزی و دو سال [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17016&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-mahdawian.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-mahdawian.jpg?w=150&#038;h=112" alt="" title="jz-mahdawian" width="150" height="112" class="alignright size-thumbnail wp-image-17017" /></a>حمید ترمسی: همسرم، دخترم و پسرم هر سه تا کنون زندانی شده اند!<br />
( مژگان مدرس علوم )<br />
در حالی که طی هفته های گذشته فشار و تهدیدها بر روی اعضای مادران عزادار افزایش یافته است اوایل دی ماه ژیلا مهدویان عضو این تشکل مدنی به پنج سال زندان، سه سال تعزیزی و دو سال تعلیقی محکوم شده است و دخترش مریم نجفی نیز به دو سال حبس، یک سال و نیم تعلیقی و شش ماه تعزیری محکوم شده است، حمید ترمسی در خصوص حکم صادره برای همسر و دخترش به “<a href="http://www.rahesabz.net/story/48028/">جرس</a>” می گوید: <span id="more-17016"></span>“در دادگاه بدوی برای همسرم پنج سال و برای مریم دو سال حکم صادر کرده اند، اتهامشان هم اقدام علیه امنیت ملی و ارتباط با سازمان مجاهدین و ارتباط با مادران عزادار است، زمانی که همسرم و دخترم را می خواستند بازداشت کنند و مأموری به من حکم جلب نشان داد خنده ام گرفت و همان زمان هم گفتم: شما به ما انگ ارتباط با سازمان مجاهدین می زنید؟ آخر کدام آدم عاقلی خودش را به سازمان مجاهدین وصل می کند؟! حرفشان هم این است که آقای “نقاش کار” به منزل ما تلفن زده است، من هم در همانجا گفتم که ما با ایشان تماس نداشتیم و بعد از آن بلاهائی که در زندان به سر حسام آوردید و خبرش در رسانه ها پیچید ایشان با ما تماس گرفتند و خودشان را عضو حقوق بشر معرفی کردند و فقط حال حسام را می پرسیدند، حالا سؤال من این است آیا این کجا ارتباط با سازمان مجاهدین است؟ اگر می گفتند جنبش سبز باز یک حرفی، اتهام دیگری که خیلی تعجب آور است این است که همسرم را متهم کرده اند که عضو مادران عزادار است و اقدام علیه امنیت ملی کرده، خب حتماً این برای اینها جرم است! حتی از نظر آقایان کسی حق ندارد بگوید ماست سفید است!…..”</p>
<p>وی با اشاره بر این که وکلا دستشان بسته است ادامه می دهد: “وکلا جرأت ندارند با این اوضاع کاری کنند وگرنه خودشان محکوم می شوند! حتی زمانی که که می خواستیم به این حکم اعتراض کنیم وکیل اعتراض را نوشت اما گفت خودتان آن را به دادگاه ببرید من دادگاه نمی آیم و اسمی از وکیل نبرید!” ترمسی می افزاید: “خوب حق دارد، حتی همسرم که رفته بود اعتراض خود را به دادگاه تحویل دهد یک وکیلی را از زندان آورده بودند تا محاکمه کنند! یا همین خانم ستوده که وکیل پسرم حسام بود الان در کجاست؟ در زندان! بعد از خانم ستوده وکیل دیگری گرفتیم، او را هم بازداشت کردند و الان هم همان وکیل سوم که خوشبختانه آزاد است اما دست به عصا راه می رود! اینها می گویند وکیل بگیرید اما اگر وکیل کارها را بخواهند از راه قانونی پیش ببرند او را هم بازداشت می کنند!” همسر ژیلا مهدویان با ابراز ناراحتی از روند رسیدگی به اعتراض خود بیان می کند: “حالا باید منتظر بمانیم تا نتیجۀ دادگاه تجدید نظر بیاید، البته دادگاه اینها که دادگاه نیست! یک دفعه می بینید حکمی که پنج سال بوده را بیشتر می کنند! معلوم نیست در کشور چه خبر است؟!”</p>
<p>طی روزهای گذشته تشکل مدنی «مادران پارک لاله و حامیان» آنها با صدور بیانیه ای پیرامون ادامه بازداشت ها و تشدید فشارها بر فعالان سیاسی- مدنی و مادران عزادار خواستار آزادی تمامی زندانیان سیاسی – عقیدتی، لغو مجازات اعدام و محاکمۀ عادلانه و علنی آمران و عاملان کشتارهای سی و سه سال گذشته شدند، در بخشی از این بیانیه آمده است: ” در حالی که مردم حق نفس کشیدن ندارند و بسیاری از آزادیخواهان تنها به جرم حق طلبی زندانی، مفقود، مجروح و کشته می شوند و خانواده هایشان حق هیچ گونه شکایت و پیگیری واقعی را ندارند می پرسیم: کدام یک ازخواسته ها و حرکت های مادران و حامیان غیر قانونی بوده که امنیت ملی کشور به خطر افتاده است؟ جز این که پیگیری وضعیت فرزند در هر دین و آئین و قانونی حق هر مادری و همراهی و حمایت از مادران وظیفۀ تک تک فرزندان جامعۀ جهانی است، حاکمان، امنیت ملی را امنیت اوباش، قاتلان و شکنجه گران می دانند و به همین دلیل این چنین از حرکت مادران به وحشت افتاده اند و به اشکال مختلف آنها را مورد اذیت و آزار قرار می دهند.”</p>
<p>همسر این عضو مادران عزادر با واهی خواندن اتهام همسرش می گوید: “همسرم دو ماه و دخترش ده روز در زندان بودند که خانم مهدوی یکی از آن دو ماه را در انفرادی و تحت بازجوئی بود و بعد با قرار وثیقه آنها را آزاد کردند ( بیست میلیون سند ملکی برای همسرم، فیش حقوقی برای دخترش) وقتی تا این حد اتهامات بی اساس است دیگر چه بگویم؟ به چه کسی بگویم؟ کسی حرف ما را گوش نمی دهد!” لازم به یادآوری است که تجمع و تشکل موسوم به “مادران عزادار” و حامیان آنها از آخرین شنبۀ خرداد ماه پس از جانباختن تعدادی از جوانان در حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ شکل گرفت، در جریان این تجمعات که شنبه ها عصر مقابل میدان مرکزی پارک لاله تهران برگزار می شد مادرانی که فرزندان خود را از دست داده یا ناپدید شده و همچنین گروهی از فعالان مدنی و حقوق زنان، به خصوص مادرانی که در سال های پیشتر فرزندانشان اعدام یا ناپدید شده اند نیز شرکت داشتند، بعدتر نیز مادرانی که فرزندانشان در بازداشت قرار گرفتند به این جمع مادران پیوسته بودند، آنها خواستار حقیقت یابی در مورد کشته، ناپدید و بازداشت شدن فرزندان خود و پاسخگوئی مقامات در برابر این موارد بودند اما حاکمان کنونی به جای پاسخگوئی به خواسته های بر حق این مادران آسیب دیده فشارها و تهدیدها را بر آنها افزایش دادند و برای برخی از اعضای آن حکم زندان صادر نمودند!</p>
<p>گفتنی است ژیلا کرم زاده مکوندی شاعر و از حامیان مادران عزادار به چهار سال حبس، دو سال تعزیزی و دو سال تعلیقی محکوم و در زندان به سر می برد، لیلی سیف اللهی پزشک و از حامیان مادران عزادار نیز به چهار سال حبس، دو سال تعزیزی و دو سال تعلیقی محکوم شده است، نادر احسنی یکی دیگر از حامیان مادران پارک لاله پس از تحمل یک سال زندان و پس از آزادی، دوباره به دادگاه احضار و به دو سال حبس تعزیری محکوم شده است، منصوره بهکیش نیز به جرم دادخواهی و همدردی با مادران عزادار و حضور در خاوران و بهشت زهرا بارها احضار و در آخرین بازداشت یک ماه را در حبس گذراند و در چهار دی ماه محاکمه و در انتظار حکم نهائی است، همچنین اکرم نقابی مادر سعید زینالی به جرم پیگیری وضعیت فرزندش به مدت دو ماه زندانی شده و محاکمه شده است و پروین مخترع مادر کوهیار گودرزی به جرم پیگیری وضعیت فرزندش به ۲۳ ماه حبس تعزیری محکوم و زندانی شده است! ژیلا مهدویان یکی از این مادران رنج کشیده است که حسام ترمسی از جمله بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات فرزند اوست که در تیرماه سال ۸۸ بازداشت و به اتهام شرکت در اعتراض‌های بعد از انتخابات به یک سال زندان محکوم شد و بعد از گذراندن یازده ماه، اردیبهشت ماه از زندان آزاد شد اما به فاصله کوتاهی بعد از آزادی از ناراحتی های شدید جسمی و عصبی در رنج بود و دکتر معالج حسام گفته بود که مشکل وی از دورۀ زندانش می باشد.</p>
<p>حمید ترمسی پیش از این در خصوص وضعیت اسفبار پسرش و نگرانی مادرش به “جرس” گفته بود: “در چهل و شش روز اول دستگیری، پسرم را به شدت شکنجه کردند و هر روز مورد ضرب و شتم قرارش می دادند، این ضرب و شتم در حالی صورت می گرفت که او در زندان نبود و در یکی از باغ ها نگهداری می شد و شکنجۀ جسمی و روحی می شد، فحش های ناموسی و تحقیرآمیز به یک جوان بیست ساله می دادند، بعد از این چهل و شش روز شکنجه زمانی که پسرم را به زندان اوین بردند مسئولین اوین ایشان را تحویل نمی گرفتند و می گفتند این در حال مردن است و دکترهای زندان اوین گفتند از این آقایانی که ایشان را آورده اند تعهد بگیرید که اگر اتفاقی برای ایشان افتاد به عهدۀ خودشان است! بعد از آن هم در زندان هر مشکل و ناراحتی که پیدا می کرد ایشان را پیش دکتر نمی بردند، تمام این فشارها باعث شد که پسرم اعصابش ناراحت شود و مجبور به استفاده از قرص های اعصاب شود، چند مدت پیش هم که چند نفر از زندانیان کُرد را اعدام کردند چنان در روحیۀ پسرم تأثیر گذاشت که گریه می کرد و می گفت: من با اینها هم زندانی بودم، به چه گناهی اعدام شدند؟ و مدام می گفت: این بچه ها این قدر پاک و معصوم بودند که نمی فهمم به چه جرمی اعدام شده اند؟ و تمام این مسائل روی روحیه اش اثر گذاشت، حتی ما که عمری گذرانده ایم وقتی این اخبار را می شنویم حالمان بد می شود که فرزندان نجیب و بی گناه را فقط به جرم حرف زدن اعدام می کنند اما هیچ مرجعی مسئولیت این اتفاقات را به عهده نمی گیرد و پاسخی نمی دهند و مدام به مردم دروغ می گویند!”</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/17016/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/17016/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/17016/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/17016/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/17016/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/17016/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/17016/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/17016/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/17016/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/17016/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/17016/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/17016/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/17016/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/17016/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17016&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/24/17016/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-mahdawian.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-mahdawian</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی در بند دو الف زندان اوین هستند</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/17003/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/17003/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 18:34:27 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[مرضیه رسولی]]></category>
		<category><![CDATA[پرستو دوکوهکی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت علیه زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان خبرنگار]]></category>
		<category><![CDATA[زندان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=17003</guid>
		<description><![CDATA[پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی در بند دو الف زندان اوین هستند بر پايۀ اطلاعات به دست آمده پرستو دوکوهکی و مرضيه رسولی دو روزنامه‌نگار و وبلاگنويس ايرانی که اخيراً بازداشت شده‌اند در بند دو الف زندان اوين به سر می‌برند، به گزارش تارنمای پشتيبانی از آزادی اين دو روزنامه نگار زندانی، دوکوهکی و رسولی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17003&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/parastoo-marzieh.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/parastoo-marzieh.jpg?w=150&#038;h=95" alt="" title="parastoo-marzieh" width="150" height="95" class="alignright size-thumbnail wp-image-17004" /></a>پرستو دوکوهکی و مرضیه رسولی در بند دو الف زندان اوین هستند<br />
بر پايۀ اطلاعات به دست آمده پرستو دوکوهکی و مرضيه رسولی دو روزنامه‌نگار و وبلاگنويس ايرانی که اخيراً بازداشت شده‌اند در بند دو الف زندان اوين به سر می‌برند، به گزارش تارنمای پشتيبانی از آزادی اين دو روزنامه نگار زندانی، دوکوهکی و رسولی در اين بند که زير نظر اطلاعات سپاه پاسداران ايران اداره می‌شود در سلول انفرادی هستند، بنا به اين گزارش علت دستگيری اين دو روزنامه نگار روشن نيست و تنها اتهام های مبهم “تبليغ عليه نظام” و “اقدام عليه امنيت ملی” به آنها تفهيم شده است! <span id="more-17003"></span>آنها تا کنون از داشتن وکيل محروم بوده‌اند، موفق به ملاقات با خانواده‌های خود نشده‌اند و خانواده‌های آنها نيز اطلاع بيشتری از وضعيتشان ندارند، گفته می‌شود که خانواده‌های اين دو روزنامه نگار نيز همچون موارد مشابه که پيش از اين بارها گزارش شده است از سوی مقامات امنيتی مجبور به سکوت شده‌اند، پرستو دوکوهکی که از فعالان حقوق زنان است و از نخستين وبلاگنويسان ايران به شمار می‌رود غروب يکشنبه ۲۵ دی‌ماه بازداشت شد، مأموران امنيتی به خانۀ او در تهران ريختند و وی را به‌همراه وسائل شخصیش از جمله لپ تاپ او با خود بردند، پرستو دوکوهکی از سال ۱۳۷۷ با مجلۀ فمينيستی “زنان” همکاری می‌کرد، همچنين همکاری با روزنامه‌های اصلاح طلبی چون ياس نو، اقبال، اعتماد ملی و شرق در کارنامۀ اوست.</p>
<p>وبلاگ او به نام “زن نوشت” در سال ۱۳۸۴ برندۀ جايزۀ بهترين وبلاگ ژورناليستی دويچه وله شد، او از فعالان حقوق زنان نيز به شمار می‌رود و در يکی از کمپين‌های زنان برای ورود زنان به ورزشگاه‌ها شرکت داشت، دوکوهکی پيش از اين نيز يک بار در ۱۳ اسفندماه ۱۳۸۵ در یک گردهمائی مقابل دادگاه انقلاب در اعتراض به اتهاماتی که به سوسن طهماسبی فعال حقوق زنان وارد کرده بودند بازداشت شده بود، او در آن زمان همراه با ۳۲ زن دیگر به اتهام “اقدام عليه امنيت ملی” دستگير شد و مدتی را در زندان اوين گذراند اما در چهارم خرداد ۱۳۸۹ در دادگاه از اين اتهام تبرئه شد، پرستو دوکوهکی در سال ۲۰۰۷ ميلادی در دانشگاه سواز انگلستان و در رشتۀ مطالعات رسانه دورۀ کارشناسی ارشد را گذراند که پس از پايان تحصيل به ايران بازگشت، وی که بيمار است و با تشخيص پزشک نياز به مصرف مداوم دارو دارد در ماه‌های اخير با بنياد شريعتی همکاری می‌کرد.</p>
<p>مرضيه رسولی نيز روز سه شنبه ۲۷ دی ماه توسط مأموران امنيتی بازداشت و وسائل شخصیش ضبط شد، بنا به گزارش‌های منتشرشده مأموران هنگامی که به خانۀ وی ريختند ايميل او باز بوده و پس از دستگيری از طريق ايميل وی با برخی دوستانش تماس گرفته شده و از قول مرضيه گفته شده که او دستگير نشده و خبر دستگيريش شايعه است! مرضيه رسولی روزنامه نگار عرصۀ فرهنگ و ادب و وبنگار عرصه‌های اجتماعی است، وی سابقۀ همکاری با خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) و روزنامه‌هائی چون ايران، شرق و اعتماد را دارد، رسولی در سال ۱۳۸۴ به خاطر مجموعه گزارش‌های فرهنگیش در روزنامۀ شرق برندۀ جايزۀ اول جشنوارۀ مطبوعات وزارت ارشاد شد، اين روزنامه نگار در مهرماه ۱۳۸۹ به هنگام خروج از ايران به منظور سفر تفريحی در فرودگاه پاسپورتش ضبط و ممنوع‌الخروج شد، در پیگيری‌های وی برای پس گرفتن پاسپورتش به او گفته شده بود اتهامش جاسوسی است اما چند هفته پيش به وی گفته بودند که از او رفع اتهام شده است و می تواند پاسپورت خود را پس بگيرد! مرضيه رسولی بارها مورد بازجوئی وزارت اطلاعات قرار گرفته است.</p>
<p>به جز اين دو روزنامه نگار در ماه اخير چندين روزنامه نگار و نويسندۀ ديگر نيز در ايران بازداشت شده‌اند، آخرين موردها در اين زمينه بازداشت شهرام منوچهری و پيمان پاک‌مهر در روز پنجشنبه ۲۹ دی ماه بود، ۲۸ دی ماه نيز سهام‌الدين بورقانی روزنامه نگار، عکاس و سردبير سايت ديپلماسی ايرانی بازداشت شد، همچنين محمد سليمانی‌نيا، مترجم رمان “عطر سنبل، عطر کاج” و مدير سايت يو ٢٤ شبکۀ اجتماعی متخصصان ايرانی، طراح و ميزبان بسياری از سايت‌های انجمن‌های جامعۀ مدنی و روشنفکران ايرانی يکی ديگر از کسانی است که در روز ۲۰ دی ماه بازداشت شده است، فاطمه خردمند، احسان هوشمند و حسن فتحی نيز از روزنامه نگاران ديگری هستند که در روز ١٧ دی ماه در ايران بازداشت شده‌اند، گزارشگران بدون مرز ۲۸ دی ماه در رابطه با موج جديد بازداشت روزنامه نگاران ايرانی بيانيه‌ای منتشر کرد، به گفتۀ گزارشگران بدون مرز، در ايران هم اکنون بيش از ٣٠ روزنامه نگار و ٢٤ وبنگار در زندان به سر می‌برند.<br />
<a href="http://www.radiozamaneh.com/news/iran/2012/01/23/10328">منبع</a><br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/parastoo.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/parastoo.jpg?w=468" alt="" title="parastoo"   class="alignright size-full wp-image-17014" /></a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/17003/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/17003/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/17003/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/17003/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/17003/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/17003/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/17003/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/17003/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/17003/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/17003/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/17003/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/17003/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/17003/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/17003/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=17003&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/17003/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/parastoo-marzieh.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">parastoo-marzieh</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/parastoo.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">parastoo</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نازآفرین صبوری: عکس کشته شده های سردخانۀ کهریزک بسیار وحشتناک بود</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16998/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16998/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 18:29:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده های زندانیان سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[زندان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16998</guid>
		<description><![CDATA[نازآفرین صبوری: عکس کشته شده های سردخانۀ کهریزک بسیار وحشتناک بود علیرضا صبوری میاندهی در روز دهم مردادماه ۱۳۶۷ در کرج به دنیا آمد و از ۵ سالگی به همراه خانواده‌اش به تهران آمد، او هم مانند بسیاری دیگر از جوانان ایران پس از پایان دوران تحصیلات متوسطه و دریافت مدرک دیپلم به امید آینده‌ای [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16998&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sabouri3.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sabouri3.jpg?w=124&#038;h=150" alt="" title="jz.sabouri3" width="124" height="150" class="alignright size-thumbnail wp-image-16999" /></a>نازآفرین صبوری: عکس کشته شده های سردخانۀ کهریزک بسیار وحشتناک بود<br />
علیرضا صبوری میاندهی در روز دهم مردادماه ۱۳۶۷ در کرج به دنیا آمد و از ۵ سالگی به همراه خانواده‌اش به تهران آمد، او هم مانند بسیاری دیگر از جوانان ایران پس از پایان دوران تحصیلات متوسطه و دریافت مدرک دیپلم به امید آینده‌ای بهتر راهی بازار کار شد و برای استخدام در شرکت‌های نفتی در دوره‌های جوشکاری صنعتی شرکت کرد اما خیلی زود متوجه شد که اوضاع نابسامان اجتماعی و چشم انداز وضعیت اقتصادی ایران اجازۀ تحقق رؤیا‌هایش را آنچنان که او انتظار داشت نمی‌دهد و تصمیم گرفت برای تغییر این وضعیت دست در دست سایر جوانان هموطنش بگذارد،<span id="more-16998"></span> علیرضا در روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ همانند هزاران جوان دیگر با دست خالی به خیابان رفت تا اعتراضش را نسبت به این نا‌بسامانی‌ها و نتیجۀ بحث برانگیز انتخابات ریاست جمهوری ابراز کند و در‌‌ همان روز در حوالی میدان آزادی روبروی پایگاه گردان ۱۱۷ عاشورا در حالی که به کمک هموطنانش که مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند شتافته بود ناگهان تیری پیشانیش را شکافت، آنچنان که خودش بعد‌ها گفت: انگار چیزی در سرش منفجر شد و جهان در مقابل چشمانش به سیاهی رفت! عده‌ای از معترضین پیکر نیمه جان وی را به بیمارستان بردند و پزشکان شبانه او را مورد عمل جراحی قرار دادند و موفق شدند که تکه‌هائی از گلوله را از سرش خارج کنند ولی متأسفانه علیرضا به کما رفت و در این مدت خانواده‌اش تمامی بیمارستان‌ها زندان‌ها و سرد خانه‌ها را زیر و رو می‌کردند و به امید یافتن نشانی از گم گشته شان هر روز به زندان اوین مراجعه می‌کردند تا این که پس از گذشت حدود ۱ ماه علیرضا از مرگ بازگشته و به هوش آمد.</p>
<p>او که قسمت عمده‌ای از حافظه، قدرت تکلم و کنترل روده‌ها را از دست داده بود در حالی که نیمی از بدنش فلج شده بود پس از چند روز توانست به سختی شماره تلفن یکی از خواهرانش را به یاد آورد، پرسنل بیمارستان به سرعت جریان را به خانواده‌اش اطلاع دادند و به پیشنهاد مدیریت بیمارستان و به خاطر مسائل امنیتی نام وی به عنوان بیمار تصادفی در پرونده‌های بیمارستان ثبت شد و‌‌ همان شب علیرضا را به خانه‌اش منتقل کردند تا باقی خدمات درمانی در خانه به او ارائه گردد، با کمک‌های بی‌دریغ مددکار و اعضای خانواده، علیرضا پس از چندی توانست مقداری از قوای از دست رفته اش را بازیابد ولی همچنان با مشکلات عمده‌ای مانند سردرد‌های شدید و مداوم و ضعیف بودن قدرت تکلم روبرو بود، به همین دلیل پزشکان برای بار دوم سعی کردند تکه‌های باقی ماندۀ گلوله را خارج کنند اما تکه‌هائی از گلوله در نقاط حساسی از بافت مغز او قرار گرفته بودند که با حرکت دادن آنها امکان داشت علیرضا جان خود را از دست بدهد یا برای همیشه فلج شود، به همین علت حتی پس از عمل جراحی دوم نیز تکه‌هائی از گلوله به جای ماند و تذکرات لازم راجع به وخیم بودن شرایطش و مراقبت‌های لازم به وی داده شد.<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sabouri1.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sabouri1.jpg?w=300&#038;h=225" alt="" title="jz-sabouri1" width="300" height="225" class="alignright size-medium wp-image-17000" /></a><br />
پس از آن که علیرضا سلامت نسبی خود را بازیافت به پیشنهاد و کمک خانواده‌اش و به دلیل رعایت مسائل امنیتی از ایران خارج شد و به ترکیه رفت و مدارک خود را در اختیار کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل قرار داد، سرانجام پس از ماه‌ها با درخواست وی موافقت شد و وی با امید به فردائی روشن و آزاد اما در تنهائی مطلق به شهر بوستون آمریکا فرستاده شد اما در کمال تأسف پس از ۸ ماه به علت عوارض ناشی از وجود قسمت‌هائی از گلوله در بافت مغز سرانجام در ۲۶ آبان ۱۳۹۰ علیرضا صبوری جان سپرد و پس از حدود ۲ ماه و به درخواست خانواده‌اش پیکرش را در شهر برلین آلمان به خاک سپردند، در همین رابطه گزارشگر “<a href="http://hra-news.org/2/00/11134-1.html">هرانا</a>” در گفتگوئی اختصاصی با خانم نازآفرین صبوری (خواهر علیرضا صبوری) که پس از جریانات انتخابات ۸۸ و اتفاقاتی که برای برادرش افتاد از ایران خارج شده است و هم اکنون به همراه خانواده‌اش در مالزی اقامت دارد از جزئیات ماجرا می‌پرسد که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم:<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sabouri2.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sabouri2.jpg?w=225&#038;h=300" alt="" title="jz.sabouri2" width="225" height="300" class="alignright size-medium wp-image-17001" /></a><br />
در ابتدا به شما و خانواده تان تسلیت عرض می‌کنیم، لطفاً بفرمائید که در روز ۲۵ خرداد چه اتفاقی برای برادرتان افتاد؟</p>
<p>◄◄ در آن روز علیرضا هم مانند بسیاری دیگر از جوانان در حوالی میدان آزادی تهران در تظاهرات شرکت کرده بود و آن طور که بعداً از پرسنل بیمارستان شنیدیم مردم او را در حالی که گلوله‌ای به پیشانیش خورده بود به بیمارستان منتقل کرده بودند و‌‌ همان شب مورد عمل جراحی قرار می‌گیرد اما در حین عمل جراحی به کما می‌رود و چند روز بعد برای بار دوم در یک بیمارستان دیگر تحت عمل جراحی قرار گرفته است، علیرضا ۱ ماه در کما بود و ما هم هیچ اطلاعی از وضعیتش نداشتیم، همۀ اعضای خانواده و فامیل هر روز با نگرانی به بیمارستان‌ها، کلانتری‌ها و زندان اوین سر می‌زدیم، جلوی زندان اوین هر روز لیست اسامی بازداشت شده‌ها را می‌چسباندند اما خبری از علیرضا نبود، پس از چند روز با نا‌ امیدی به سردخانۀ کهریزک سر زدیم و در آنجا عکس کشته شده‌ها را به ما نشان می‌دادند که بسیار وحشتناک بود، حتی با پلیس ۱۱۰ تماس گرفتیم و یک آدرس به ما داد که به آنجا سر بزنیم اما آنجا هم نبود، پس از حدود ۱ ماه سرکشی به همۀ مکان‌هائی که ممکن بود علیرضا در آنجا باشد بسیار نا‌ امید شده بودیم و برخی از خانواده‌های مجروحان به ما گفته بودند که تعدادی از کشته شده‌ها را در گور‌های دست جمعی در بهشت زهرا دفن کرده‌اند و ممکن است علیرضا هم در میان آنها باشد!</p>
<p>سرانجام چگونه توانستید علیرضا را پیدا کنید؟</p>
<p>◄◄ به واسطۀ تلاش پزشکان علیرضا پس از ۱ ماه به هوش آمده و به زحمت توانسته بود شماره تلفن خواهرم را بگوید، پرسنل بیمارستان با خواهرم تماس گرفتند و ماجرا را به ما اطلاع دادند و ما هم به بیمارستان رفتیم، در بیمارستان از خانواده‌های برخی مجروحان و پرسنل بیمارستان شنیدیم که اگر مأموران مطلع شوند که یکی از مجروحان در بیمارستان است و او را شناسائی کنند ممکن است برای از بین بردنش دست به هر اقدامی بزنند تا شاهدی برای بی‌رحمی‌هایشان در برخورد با معترضین باقی نماند! حتی پرسنل بیمارستان به ما گفتند که در حال حاضر علیرضا را به عنوان مجروح تصادفی در پرونده‌های بیمارستان ثبت کرده‌اند و به پیشنهاد یکی از پزشکان قرار شد تا ادامۀ مراحل درمان علیرضا در منزل انجام شود و‌‌ همان شب علیرضا را به منزل منتقل کردیم.</p>
<p>وقتی علیرضا را به منزل منتقل کردید در چه وضعیتی قرار داشت؟</p>
<p>◄◄ ما علیرضا را فقط به این علت که شناسائی نشود در حالی که لازم بود تحت مراقبت‌های ویژۀ پزشکی باشد و نیمی از بدنش فلج شده بود و قادر به صحبت کردن نبود، حتی کنترل روده‌هایش را از دست داده بود به منزل آوردیم، برای بلند شدنش از رختخواب باید ۳ نفر به علیرضا کمک می‌کردند تا بتواند از جا بلند شود و در این مدت همۀ اعضای خانواده به نوعی درگیر این مسأله شده بودند، طی حدود ۸ ماه که بطور مداوم فیزیوتراپ و مددکار گفتار درمانی با او کار کردند نهایتاً مقداری از توانائی هایش را توانست مجدداً به دست بیاورد و کمی از کارهای شخصیش را خودش انجام دهد و تا حدی هم می‌توانست صحبت کند، خود علیرضا هم خیلی تلاش می‌کرد تا هرچه سریعتر از این وضعیت بیرون بیاید.</p>
<p>هزینه‌های درمان را چگونه پرداخت کردید؟ آیا توانستید از بیمۀ دولتی استفاده کنید؟</p>
<p>◄◄ خیر، خانوادۀ ما منزل شخصیشان را که پس از بازنشسته شدن پدرم خریده بودند فروختند تا هم به خاطر رعایت مسائل امنیتی آدرس منزلمان عوض شود و هم پول کافی برای تأمین هزینه‌های بیمارستان و درمان در منزل فراهم شود، علیرضا بیمۀ خدمات درمانی داشت ولی به علت رعایت مسائل امنیتی مجبور شدیم تمام هزینه‌ها را به صورت شخصی پرداخت کنیم، در حال حاضر هم خانواده‌ام در یک منزل اجاره‌ای زندگی می‌کنند، همۀ اینها مسائلی است که جمهوری اسلامی بر خانوادۀ ما تحمیل کرده است.</p>
<p>آیا علیرضا خود را یک فعال سیاسی می‌دانست؟</p>
<p>◄◄ خیر، علیرضا هم مانند بسیاری دیگر از جوانان به شرایط بد اقتصادی و اجتماعی حاکم در ایران و نداشتن چشم اندازی روشن برای آیندۀ خود معترض بود و همیشه می‌گفت که چرا نباید اعتراض کرد؟ او معتقد بود که در این راه حد اقل کاری که می‌تواند انجام دهد شرکت در تظاهرات است، حتی پس از آن که تا حدی بهبودی خودش را بازیافته بود همیشه دلش می‌خواست حرف‌هایش را به گوش همه برساند که مأموران رژیم با مردم چگونه برخورد می‌کنند اما به دلیل ملاحظات امنیتی برای خانواده سکوت می‌کرد و همین مسأله فشار زیادی به او وارد می‌کرد.</p>
<p>چه شد که علیرضا تصمیم گرفت از ایران خارج شود؟</p>
<p>◄◄ علیرضا یک شاهد زنده بود برای اثبات دروغ بودن این ادعای رژیم جمهوری اسلامی که حقوق فردی و اجتماعی افراد را برای شرکت آزادانه در تظاهرات به رسمیت می‌شناسد، مسلماً وقتی به مأموران دستور داده شده است که سر و صورت تظاهر کنندگان را هدف بگیرند از ترس آن است که شاهدی زنده بماند، او مدرکی گویا برای اثبات نقض حقوق بشر در ایران بود و اگر سکوت خودش را می‌شکست برای جمهوری اسلامی هزینه‌های حقوق بشری سنگینی در پی داشت و همین مسأله هم می‌توانست برای خودش و خانواده دردسر‌های زیادی ایجاد کند و اگر هم سکوت می‌کرد طبیعتاً می‌بایست فشار روانی زیادی را تحمل کند، بنابر این حدود ۸ ماه پس از آن اتفاق با تصمیم خانواده و رضایت خودش و به امید شروع یک زندگی عادی و آینده‌ای بهتر از کشور خارج شد.</p>
<p>برادرتان پس از خروج از ایران به کجا رفت؟</p>
<p>◄◄ علیرضا پس از خروج از ایران به همراه ۴ نفر از اعضای خانواده که به عنوان همراه با او رفته بودند و با قطار به ترکیه رفت و خودش را به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در آنکارا معرفی کرد و سپس او را به شهر نیده منتقل کردند، او مدت ۷ ماه در ترکیه بود و در طول این مدت هیچگونه خدمات پزشکی و درمانی قابل توجهی از سوی سازمان ملل دریافت نکرد و حتی دارو‌ها و وسایل اولیۀ مورد نیازش را از ایران برایش ارسال می‌کردیم، در طول آن مدت بسیار اذیت شد و در سرمای شدید ترکیه برق مرتب قطع می‌شد و آب گرم به راحتی آماده نمی‌شد و حتی مجبور بود برای گرم کردن خانه از زغال سنگ استفاده کند که شرایط نامناسبی را به وجود آورده بود و نهایتاً او را در تنهائی مطلق به آمریکا فرستادند.</p>
<p>آیا در آمریکا نزد فامیل و یا اعضای خانواده تان فرستاده شد؟</p>
<p>◄◄ خیر، ما در آمریکا هیچ فامیل و یا حتی دوست و آشنائی نداشتیم و این تصمیمی بود که دفتر پناهندگان سازمان ملل گرفت، درخواست ما این بود که علیرضا را به آلمان نزد خاله و دائیش بفرستند تا از او مراقبت کنند ولی متأسفانه او را به شهر بوستون آمریکا فرستادند و در آنجا هم شرایط مناسبی نداشت، در ابتدا که مجبور بود با چند نفر در یک خانه زندگی کند حتی برای استفاده از اینترنت به منزل دوستان دیگرش می‌رفت و پس از مدتی یک خانه با وسائل به او دادند و خدمات پزشکی محدودی به مدت ۶ ماه در اختیارش گذاشتند و بعد از آن هم تمام هزینه‌های درمانش را باید به صورت شخصی پرداخت می‌کرد، در طول ۱۱ ماه که در آمریکا بود تحت درمان پزشکان قرار داشت اما عملاً او را نه بستری کردند و نه خدمات درمانی قابل توجهی در اختیارش قرار دادند و حتی وضعیتش روز به روز بد‌تر می‌شد، خودش یک بار به من گفت که یکی از پزشکان با گفتن این مسأله که ممکن است به زودی تمام بدنش فلج شود و عمر زیادی نخواهی داشت او را از ادامۀ زندگی نا امید کرده است، همین مسأله تأثیر منفی زیادی در روحیه اش گذاشته بود که باعث شد در کلاس‌های زبان شرکت نکند و بیشتر وقتش را در خانه می‌گذراند، من فکر می‌کنم لازم بود که همیشه یک نفر یا یک پرستار در کنار علیرضا می‌بود و نمی‌بایست او را تنها می‌گذاشتند، علیرضا همیشه از این که دست و پا‌هایش در خیابان بی‌حس می‌شود و ممکن است هر لحظه در خیابان بیافتد برای ما می‌گفت و رفتن به بیرون از خانه برایش خطرناک بود، او همیشه از این که نمی‌توانست از امکانات زیادی که در آمریکا وجود داشت استفاده کند غمگین بود، علیرضا تصمیم داشت به خاطر مشکلاتی که در آمریکا داشت برای ادامۀ زندگی نزد من در مالزی بیاید اما تقدیر برایش طور دیگری رقم خورد و در ۲۸ آبان ۱۳۹۰ در حالی که در خانه اش پشت کامپیو‌تر نشسته بود بر اثر خونریزی مغزی فوت می‌کند.</p>
<p>شما چگونه متوجه فوت علیرضا شدید و چه شد که پیکرش را به آلمان منتقل کردید؟</p>
<p>◄◄ ما ۲ روز از علیرضا خبر نداشتیم تا این که روز ۳۰ آبان ۱۳۹۰ خواهرم از ایران با من تماس گرفت و گفت که مسئولین سازمان اسکان مجدد شهر بوستون با او تماس گرفتند و موضوع را به اطلاع خانواده رسانده‌اند، آنها همچنین گفته بودند که پس از کالبدشکافی می‌توانند پیکر علیرضا را در آمریکا به خاک بسپارند و فیلم آن را برای خانواده ارسال کنند اما خانوادۀ ما تصمیم گرفتند که پیکر علیرضا را در جائی نزدیکتر به ایران و خانواده‌اش به خاک بسپارند و به خاطر مشکلات سفر به آمریکا و همچنین رعایت مسائل امنیتی که ممکن بود از سوی دولت جمهوری اسلامی پیش بیاید پیکر علیرضا را به ایران منتقل نکنند و آن را به آلمان و نزد خاله و دائی بفرستند و در آنجا به خاک بسپارند، این مراحل حدود ۵۰ روز طول کشید و نهایتاً در روز ۱۷ دی ماه ۱۳۹۰ پیکر علیرضا به آلمان منتقل شد و تا طی شدن مراحل اداری و برگزاری مراسم خاکسپاری حدود ۲ هفته بعد یعنی روز جمعه ۳۰ دی ماه با حضور جمعی از اعضای گروه‌های فعال سیاسی و حقوق بشر ایرانی در شهر برلین به خاک سپرده شد، در همین جا لازم می‌دانم از همۀ افرادی که در طول این مدت برای تسریع در روند انتقال پیکر علیرضا به آلمان تلاش کردند تشکر کنم.</p>
<p>با تشکر از شما که وقتتان را در اختیار این رسانه قرار دادید و با آرزوی تداوم راه علیرضای عزیز.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16998/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16998/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16998/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16998/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16998/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16998/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16998/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16998/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16998/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16998/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16998/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16998/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16998/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16998/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16998&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16998/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sabouri3.jpg?w=124" medium="image">
			<media:title type="html">jz.sabouri3</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sabouri1.jpg?w=300" medium="image">
			<media:title type="html">jz-sabouri1</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sabouri2.jpg?w=225" medium="image">
			<media:title type="html">jz.sabouri2</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>سوم بهمن ۱۳۹۰ بیست و نهمین زادروز ندا آقاسلطان</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16781-2/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16781-2/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 17:20:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[مادر]]></category>
		<category><![CDATA[مادران پارک لاله،]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16989</guid>
		<description><![CDATA[سوم بهمن ۱۳۹۰ بیست و نهمین زادروز ندا آقاسلطان جهان زن – روز یکشنبه سوم بهمن ۱۳۶۱ هاجر رستمی مطلق و علی آقاسلطان مادر و پدر دختری زیبا شدند و نام او را ندا گذاشتند اما این دختر زیباروی و باهوش و مهربان یک روز پس از عربده کشی های حضرت ایة الله العظمی دیکتاتور! [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16989&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda1.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda1.jpg?w=150&#038;h=83" alt="" title="jz-neda1" width="150" height="83" class="alignright size-thumbnail wp-image-16990" /></a>سوم بهمن ۱۳۹۰ بیست و نهمین زادروز ندا آقاسلطان<br />
جهان زن – روز یکشنبه سوم بهمن ۱۳۶۱ هاجر رستمی مطلق و علی آقاسلطان مادر و پدر دختری زیبا شدند و نام او را ندا گذاشتند اما این دختر زیباروی و باهوش و مهربان یک روز پس از عربده کشی های حضرت ایة الله العظمی دیکتاتور! در نماز جمعۀ ۲۹ خرداد ۸۸ در جریان اعتراض مردم به کودتای انتخاباتی سال ۱۳۸۸ روز شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ با پرواز گلوله ای بی جان شد،<span id="more-16989"></span> ندا آقاسلطان دختری تهرانی بود، او دومین فرزند خانواده ای بود که پدرش کارمندی با درآمد کم و مادرش خانه دار بود، به دلائلی که تاکنون روشن نشده اند هر چند که ندا در خانواده ای که چندان دیندار نبود پرورده شده بود اما به آموزش در رشتۀ الاهیات در دانشگاه آزاد اسلامی پرداخت و پس از یک سال برای فشار های فراوان در محیط دانشگاه و به ویژه از سوی گردانندگان دانشگاه برای پوشش و حجاب و عفاف و ………. مانند بسیاری از دانشجویان دختر دانشگاه را ترک کرد، ندا بر آن شد تا در رشتۀ گردشگری کار کند، از این روی به فراگیری زبان های دیگر به ویژه زبان ترکی پرداخت و حتی چند بار نیز به ترکیه رفت و می خواست راهنمای تورهای گردشگری شود، سپس از این خواسته اش نیز دست کشید و به فیلمسازی و عکاسی و موسیقی روی آورد و سرانجام به آموزش دانشگاهی در رشتۀ فلسفه روی آورد.<br />
<div id="attachment_16994" class="wp-caption alignright" style="width: 478px"><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda3.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda3.jpg?w=468&#038;h=311" alt="" title="jz-neda3" width="468" height="311" class="size-full wp-image-16994" /></a><p class="wp-caption-text">عکسی از مادر و پدر ندا بر مزار او </p></div><br />
در روز ۳۰ خرداد ۸۸ ندا به همراه استاد موسیقیش آقای حمید پناهی در تظاهرات مردم شرکت کرد، ناگهان پلیس ضد شورش رژیم ولایت فقیه به سوی مردم گاز اشک‌آور پرتاب می کند و موتورسواران نیز به سوی مردم یورش می برند و مردم (که ندا هم در میان آنها بود) در خیابان خسروی می دوند، مردم در خیابان کارگر شمالی، تقاطع خیابان صالحی و کوچهٔ خسروی کم کم داشتند پراکنده می شدند که ناگهان گلوله ای شلیک می شود و به ندا می خورد، دکتر آرش حجازی پزشک و نویسندۀ ایرانی که کوشش نافرجامی برای جلوگیری از خونریزی و مرگ ندا انجام داد می گوید: “ناگهان صدای شلیکی شنیدیم، از دوستم که کنارم ایستاده بود پرسیدم که چی بود؟ گلوله بود؟ او گفت که می‌گویند گلوله های پلاستیکی می‌زنند، در همان لحظه من برگشتم و دیدم که خون از سینۀ ندا که در چند متری من ایستاده بود فواره می‌زند!” ندا آقاسلطان برای یک آن با ناباوری خونی را که از سینه اش به بیرون می پاشد می بیند، تعادلش را از دست داده و بر زمین می افتد، کوشش دکتر حجازی برای پیشگیری از خونریزی در ناحیۀ برخورد گلوله که به گواهی او از روبرو شلیک شده و کمی پائینتر از ناحیۀ گردن بوده نافرجام بوده و ندا آقاسلطان در کمتر از ۷ دقیقه جان می‌سپارد، او ابتدا گمان کرده که تیراندازی از روی یک پشت بام انجام شده‌است اما کمی بعد تظاهر کنندگان را دیده است که مرد مسلح موتورسواری را به نام “عباس کارگر جاوید” گرفته اند.<br />
<div id="attachment_17025" class="wp-caption alignright" style="width: 478px"><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda29.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda29.jpg?w=468&#038;h=334" alt="" title="jz-neda29" width="468" height="334" class="size-full wp-image-17025" /></a><p class="wp-caption-text">خانواده شهید ندا آقاسلطان بر سر مزار ندا به مناسبت تولد ۲۹ سالگی ندا. ۳ بهمن ۱۳۹۰ </p></div><br />
دکتر حجازی می‌گوید: “مردم برای مدت کوتاهی شخص موتورسوار را دستگیر و خلع سلاح کرده و کارت شناسائیش را که نشان می‌داد عضو بسیج است از او اخذ می کنند و چند تن از آنان اقدام به گرفتن عکس از او می نمایند، ضارب که به نظر می رسیده شلیک کردن به ندا را انکار نمی کند در میان جمعیت خشمگین فریاد می زند که من نمی خواستم او را بکشم، معترضان نمی دانستند با او چه کنند چرا که تحویل او به پلیس را بی فایده دانسته و به علاوه بیم داشتند که خود بازداشت شوند، بنابر این پس از گرفتن عکس و کارت بسیج ضارب او را رها می‌کنند.” البته هم اکنون عباس کارگر جاوید ناپدید شده است و هیچ اثری از او نیست! دکتر حجازی که دانشجوی یکی از دانشگاه های جنوب انگلستان است و پس از این رویداد به انگلستان رفته است برای بازگو کردن اطلاعات دربارۀ کشته شدن ندا آقاسلطان نمی تواند دوباره به ایران بازگردد! ندا آقا سلطان در گورستان بهشت زهرا – قطعۀ ۲۵۷ – ردیف ۴۱ – شمارۀ ۳۲ آرمیده است.<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda.jpg?w=96&#038;h=150" alt="" title="jz-neda" width="96" height="150" class="alignright size-thumbnail wp-image-16991" /></a><br />
عکس‌های ندا آقا سلطان بی درنگ در سایت ها و رسانه های خبری گوناگون در سراسر جهان به نمادی از جنایات بی شمار رژیم سر تا پا لجن جمهوری اسلامی تبدیل شد، مجلۀ تایم عکس ندا را به عنوان یکی از ۱۰ نماد اعتراضی برتر جهان برگزید، باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا پس از دیدن فیلم مرگ ندا در کاخ سفید به خبرنگاران گفت که دیدن این فیلم مایۀ افسردگی است، او افزود: “ما زنان دلاوری را دیده ایم که در برابر درندگی و تهدیدها پایدار بوده اند و تصویر دلخراش زنی را دیده ایم که در خیابان تا دم مرگ خونریزی کرد.” باراک اوباما همچنین در واکنش به خبر دریافت جایزۀ صلح نوبل سال ۲۰۰۹ گفت: “این جایزه باید با همهٔ کسانی که برای دستیابی به عدالت و ارزش های انسانی می کوشند تقسیم شود ….. با زن جوانی که با وجود خطر کتک خوردن یا گلوله، با خونسردی برای دستیابی به حق خود راهپیمائی می کند …..” منظور اوباما از زن جوان ندا آقاسلطان بوده است، برای چندین روز شبکه های تلویزیونی بزرگ آمریکا به طور پیاپی ویدئوی لحظۀ جان دادن ندا آقاسلطان را پخش کردند، به گزارش کانون پژوهش پیو، ویدئوی مرگ آقاسلطان در هفتۀ پایانی ماه ژوئن سال میلادی ۲۰۰۹ پر بیننده ترین وئدیوی خبری سایت یوتیوب بوده است.<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda2.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda2.jpg?w=150&#038;h=84" alt="" title="jz-neda2" width="150" height="84" class="alignright size-thumbnail wp-image-16992" /></a><br />
برخی از هنرمندان نیز به این رویداد واکنش نشان دادند، مانند “تیم اوبرایان” که لحظهٔ درگذشت ندا را در پرتره ای به تصویر کشید، اعضای کانون فیلسوفان آمریکا مرگ آقاسلطان را به خانواده، دوستان و آشنایان او تسلیت گفتند، در بیانیۀ این کانون آمده است: “ندا به عنوان یک دانشجوی فلسفه به خوبی به اهمیت و ارزش گفتگوی استدلالی آگاه بوده‌است.” شهرداری رم در ایتالیا خیابانی را به نام ندا نامگذاری کرد، تایمز لندن ندا آقاسلطان را به عنوان شخصیت سال ۲۰۰۹ برگزید، همچنین ویدئوی جان سپردن ندا آقاسلطان به عنوان بهترین فیلم خبری سال ۲۰۰۹ شناخته شد، جایزۀ روزنامه نگاری جورج پولْک به فیلمبردار ناشناسی که با دوربین گوشی تلفن همراه صحنۀ قتل ندا آقا سلطان را ضبط کرده است داده شد و وی به عنوان بهترین فیلمبردار خبری سال شناخته شد، در ژوئن ۲۰۱۰ منوچهر متکی وزیر امور خارجۀ رژیم ولایت فقیه در آن زمان، که برای گفتگو با چند مقام غربی به اروپا رفته بود هنگام ورود به پارلمان اروپا با نمایندگانی روبرو شد که عکس هائی از ندا در دست داشتند، استروان استیونسون نمایندۀ حزب محافظه کار انگلیس در پارلمان اروپا نیز در حالی که عکس ندا را در دست داشت به آمدن وزیر خارجۀ جمهوری اسلامی به پارلمان اروپا اعتراض کرد و منوچهر متکی را «آدمکش» نامید!<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda4.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda4.jpg?w=468" alt="" title="jz-neda4"   class="alignright size-full wp-image-17007" /></a><br />
پائولا اسلیتر Paula Slater مجسمه ساز سرشناس آمریکائی دو تندیس برنزی جداگانه از ندا آقاسلطان به نام فرشتهٔ ایران ساخت که در اکتبر و نوامبر ۲۰۰۹ از آنها در کاخ هنرهای زیبای شهر سانفرانسیسکو و کنفرانس بزرگداشت زنان ایرانی در شهر واشنگتن پرده برداری شد، یکی از تندیس‌ها در ساختمان شهرداری سانفرانسیسکو برای همیشه جای خواهد داشت، با کوشش فراوان ایرانیان ضد رژیم در فرامرز در کشورهای هلند و ژاپن تمبر یاد بودی برای ندا آقاسلطان چاپ و منتشر شد، در ۲۰ ژوئن ۲۰۱۰ و همزمان با سالگرد مرگ ندا آقاسلطان آهنگ مردم جهان People Of The World برای یک هفته در سایت کریس دی برگ جای گرفت، وی این آهنگ را به ندا تقدیم کرد و او را نماد حق طلبی و آزادیخواهی و پیکار با سرکوب و خفقان نامید، در اکتبر سال ۲۰۰۹ کالج کوئینز در دانشگاه آکسفورد انگلستان برای بزرگداشت ندا آقاسلطان بورس تحصیلی ندا آقاسلطان برای رشتۀ فلسفه در سطح کارشناسی ارشد و سطح دکترای فلسفه را بر پا کرد، دانشجویان ایرانی در دریافت این بورسیه تقدم دارند که این کار دانشگاه آکسفورد انگلستان با اعتراض شدید سفارت رژیم ایران در لندن روبرو شد، کوتاه سخن آن که در سرتاسر جهان ماجرای ندا آقاسلطان نمادی برای جنایات رژیم اهریمنان دوزخی شد و دشمنان رژیم در این زمینه کارهای فراوانی را به انجام رساندند.</p>
<p>اما در ایران چه شد؟ و واکنش سردمداران رژیم دژخیمان ستمگر به ماجرای کشته شدن ندا آقاسلطان چه بود؟ محمود احمدی نژاد رئیس جمهور انتصابی و دستنشاندۀ رژیم برای مردمفریبی در نامه ای به ایة الله شاهروری رئیس قوۀ قضائیۀ رژیم در آن زمان نوشت: “….. با توجه به حاشیه سازی‌های فراوانی که در خصوص این حادثۀ دلخراش صورت گرفته و شانتاژ تبلیغاتی وسیع رسانه های بیگانه و قرائن و شواهد فراوان دیگر، دخالت مخالفین و معاندین ملت ایران برای بهره برداری‌های سوء سیاسی و مشوه نمودن چهرۀ پاک جمهوری اسلامی قطعی به نظر می رسد! …..” و سپس از ایة الله شاهرودی درخواست رسیدگی به ماجرای کشته شدن ندا آقاسلطان را کرد! آخوند شارلاتان و مفت خور سید احمد خاتمی عضو هیأت رئیسۀ مجلس خبرگان و امام جمعۀ موقت تهران در نماز جمعۀ پنجم تیر ۱۳۸۸ کشته شدن ندا آقاسلطان را کار خود اغتشاشگران نامید! “….. در اغتشاشات اخیر یک خانم کشته شد، اوباما برایش اشک تمساح ریخت و غرب معرکه گرفت، هر عاقلی که فیلمش را ببیند متوجه می‌شود کار خود اغتشاشگران است! به گونه ای که از جائی که ماشین این خانم هم پارک شده است عکس گرفته اند، این خانم در کوچۀ خلوت بوده است، در کوچۀ خلوت که نمی کشند! دستگیر می کنند! معلوم است که اگر کار نظام بود در خیابان برخورد می‌کرد! …..” عزت الله ضرغامی رئیس انتصابی و دستنشانده و دروغپرداز رادیو و تلویزیون رژیم گفته بود “….. سی ان ان و بی بی سی یک به یک برخی تصاویر ساختگی مثل مرگ همان خانم (ندا آقاسلطان) را به نمایش گذاشتند! و بعد آقایی به نام آرش حجازی در این زمینه جوسازی کرد و اکنون نیز گم و گور شده و پیدایش نیست! …..”</p>
<p>سردار سرتیپ اسماعیل احمدی مقدم فرمانده جنایتکار نیروی انتظامی رژیم گفت: “قتل ندا یک سناریو بوده است و هیچ ربطی به اغتشاش های تهران ندارد! …..” وی همچنین گفت که دکتر آرش حجازی یکی از شاهدان قتل آقاسلطان برای سمپاشی علیه نظام جمهوری اسلامی! و جنجال سازی در مورد کشته شدن ندا آقاسلطان! توسط وزارت اطلاعات و پلیس بین المللی (اینترپل) تحت تعقیب است! اما پلیس بین‌المللی اعلام کرد که هیچ گونه درخواستی از مقامات ایران برای پیگرد دکتر آرش حجازی دریافت نکرده است! روزنامۀ “جوان” ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نوشت که خبرنگار خبرگزاری بی بی سی برای قتل ندا آقاسلطان اوباش را اجیر کرده‌بود! سفیر رژیم ایران در مکزیک در مصاحبه با خبرگزاری سی ان ان ادعا کرد که سازمان سیا برای بدنام کردن نظام مقدس جمهوری اسلامی ندا آقاسلطان را ترور کرده است! خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران “ایرنا” مدعی شد که منافقین خلق ندا آقاسلطان را ترور کرده اند! و نشانه های به دست آمده از سوی کارشناسان اطلاعاتی و امنیتی کشور این فرضیه را تقویت می کند که ندا آقاسلطان اشتباهاً به عنوان خواهر یکی از اعضای مجاهدین خلق اعدام شدۀ مازندرانی از سوی تک تیراندازان این سازمان ترور شده است! مهدی کلهر مشاور رسانه ای محمود احمدی‌نژاد ندا آقاسلطان را دختر ساده‌ای دانست که خود را جلوی دوربین به مردن زد! و سپس در آمبولانس به دست پزشک فراری به انگلیس (آرش حجازی) کشته شد! وی همچنین ادعا کرد که: “به معنای اسم ندا آقاسلطان توجه کنید، ترجمه اسمش به انگلیسی می‌شود فریاد آقای شاه! یعنی این مملکت با سابقۀ ۳۰ سال جمهوری اسلامی به جائی نرسید و باید آقای رضا پهلوی برگردد!”<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/neda1.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/neda1.jpg?w=468" alt="" title="neda"   class="alignright size-full wp-image-17010" /></a><br />
دستگاه های اطلاعاتی رژیم شایع کردند که پدر ندا در برنامه ای تلویزیونی مرگ ندا را کار اغتشاشگران دانسته است! روز چهارشنبه ۳۱ تیرماه ۱۳۸۸ گروهی از اعضای «کمپین یک میلیون امضا» که برای حقوق زنان مبارزه می کنند به دیدار خانوادۀ ندا آقا سلطان رفتند، در این دیدار اعضای خانوادۀ آقاسلطان از حضور پدر ندا در یکی از برنامه های تلویزیونی و معرفی اغتشاشگران به عنوان قاتل ندا اظهار بی اطلاعی کرده و آن را دروغ خواندند، در روز ۶ مرداد ۸۸ مهدی کروبی از این خانواده دیدار کرد و خطاب به آنان گفت: “مرگ ندا هم مظلومیت مردم ایران را در این شرایط فریاد زد و از آن دست رخدادهائی است که تا سال ها و حتی قرن ها در خاطر مردم می ماند و همین حوادث خود سرفصل و مبدأ تاریخی می‌شود، ندا آقاسلطان به تاریخ و به حرکت های مردم پیوست.” در این دیدار مادر ندا آقاسلطان از اظهارات برخی مقام های بلندپایۀ جمهوری اسلامی مانند احمد خاتمی خطیب نماز جمعۀ تهران و عزت الله ضرغامی رئیس صدا و سیما دربارۀ سناریو بودن یا ساختگی بودم مرگ دخترش گله کرد و این اظهارات را بسیار تلخ و دردآور دانست، وی گفت که دخترش هم مانند هزاران جوان دیگر که علاقه مند به سرنوشت کشورشان هستند به نتایج انتخابات اعتراض داشت، خواهر ندا آقاسلطان نیز در رد استدلال کسانی که قتل خواهرش را کار مجاهدین خلق یا گروه های مسلح ضد حکومتی می دانند! محدودیت ها و ممنوعیت های مقامات رژیم برای برگزاری مراسم سوگواری ندا را مثال آورد، شبکۀ اچ بی او برنامۀ مستندی دربارۀ ندا ساخت که شهره آغداشلو گوینده و مجری آن بود و رژیم دروغپردازان شارلاتان و جنایتکار هنگام پخش آن از ماهواره با فرستادن پارازیت های بسیار شدید جلوی دیدن آن از سوی بینندگان درون ایران را گرفتند! خانوادۀ ندا در این فیلم دربارۀ او سخن گفتند و فیلم ها و عکس هائی از زندگی ندا نشان داده شد.</p>
<p>مراسم چهلم ندا آقاسلطان قرار بود در مسجد نیلوفر تهران برگزار شود که با مخالفت آن مسجد برای فشارهای وارده از سوی رژیم روبرو شد و مادر ندا اعلام کرد مراسم چهلم در بهشت زهرا بر سر آرامگاه ندا برگزار خواهد شد، پنجشنبه هشتم مرداد ۱۳۸۸ مصادف با چهلمین روز مرگ ندا هزاران تن از مردم در قطعۀ ۲۵۷ بهشت زهرا حاضر شدند و میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز برای شرکت در این مراسم در محل یاد شده حضور یافتند، به گفتۀ سایت رسمی حزب اعتماد ملی هم مهدی کروبی و هم میرحسین موسوی توانستند برای لحظاتی خود را به آرامگاه ندا رسانده و فاتحه بخوانند، مادر و برادر سهراب اعرابی از دیگر کشته شدگان حوادث پس از انتخابات ۸۸ نیز در این مراسم حضور داشتند، نیروهای سرکوبگر رژیم برای پراکنده کردن مردم با آنها درگیر شده و باتوم و گاز اشک آور به کار بردند، آسوشیتدپرس به نقل از شاهدان عینی درگیر شدن پلیس را در پی کوشش مهدی کروبی برای سخنرانی بر سر آرامگاه ندا گزارش کرده است، یورش نیروهای سرکوبگر رژیم باعث شد که مهدی کروبی ناچار به ترک محل شود و چندین تن از یاران کروبی هم کتک بخورند، همچنین جعفر پناهی کارگردان و مهناز محمدی مستندساز در این مراسم از سوی نیروهای رژیم بازداشت شدند! مراسم باشکوهی نیز برای چهلم ندا آقاسلطان در شهر کلن آلمان با حضور هزاران تن از ایرانیانی که از دوزخ رژیم ولایت فقیه به آلمان گریخته بودند برگزار شد.</p>
<p>در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۳۸۸ سازمان عفو بین المللی اعلام کرد که رژیم ایران که همۀ تار و پود آن بر پایۀ دروغ و مردمفریبی است و رژیمی است که حتی اگر یک روز دروغ نگوید فردا نفس کشیدن را از یاد خواهد برد کاسپین ماکان نامزد ندا آقاسلطان را از تاریخ ۵ تیر ۱۳۸۸ دستگیر کرده است تا به زور مشت و لگد و سیلی و شکنجه اعتراف کند که قتل ندا کار سازمان مجاهدین خلق بوده‌است! کاسپین ماکان هم سپس در مصاحبه ای با خبرگزاری بی بی سی گفت که به مدت دو ماه در زندان بوده‌است و در جریان بازداشتش به سختی کتک می خورده است و تهدید می شد که اعدام خواهد شد! کاسپین ماکان همچنین گفت که برخلاف ادعاهای رژیم ندا فردی سیاسی بود، ماکان ادامه داد: “او (ندا) ذاتاً روحیۀ رهبری داشت و بسیاری (از معترضان) را به سوی خود جذب می کرد، فکر می کنم به همین دلیل هدف قرار گرفت، حکومت ایران و مقام های امنیتی آن او را تحمل نمی کردند و می خواستند که او را از بین ببرند.” مادر ندا هم در مصاحبه ای که با “جرس” از بازداشت ساعتی خود و همسرش در روز ۱۳ آبان ۸۸ خبر داده است: “روز ۱۳ آبان به همراه همسرم به قصد شرکت در مراسم این روز به میدان هفت تیر رفتیم اما همین که بسیجی ها چهرۀ ما را شناختند به شدت ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند! ….. آنها سپس برای چند ساعت ما را بازداشت کردند!”</p>
<p>سخن فراوان است و زمان کم و داستان ندا و نداها در دوزخ ولایت فقیه همچنان دنباله دارد……….<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda5.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda5.jpg?w=468" alt="" title="jz-neda5"   class="alignright size-full wp-image-17012" /></a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16989/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16989/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16989/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16989/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16989/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16989/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16989/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16989/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16989/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16989/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16989/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16989/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16989/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16989/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16989&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16781-2/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda1.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-neda1</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda3.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-neda3</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda29.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-neda29</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda.jpg?w=96" medium="image">
			<media:title type="html">jz-neda</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda2.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-neda2</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda4.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-neda4</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/neda1.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">neda</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-neda5.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-neda5</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>نخستین بانوی فیزیک ایران که بود؟</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16985/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16985/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 17:03:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان نابغه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16985</guid>
		<description><![CDATA[نخستین بانوی فیزیک ایران که بود؟ نخستين بانوي استاد فيزيك ايران بعد از بنيانگذاري نخستين رصدخانه و تلسكوپ خورشيدي تاريخ نجوم ايران، فارغ التحصيلي از دانشگاه سوربن پاريس و 30 سال تدريس در دانشگاه هم اكنون با خيالي آسوده و خاطراتي خوش بر روي تخت آسايشگاه سالمندان، تنها افتخار خود را تربيت دانشجويان موفق (استادان [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16985&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-alinoush.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-alinoush.jpg?w=97&#038;h=150" alt="" title="jz-alinoush" width="97" height="150" class="alignright size-thumbnail wp-image-16986" /></a>
<div id="news_title">نخستین بانوی فیزیک ایران که بود؟</div>
<p>نخستين بانوي استاد فيزيك ايران بعد از بنيانگذاري نخستين رصدخانه و تلسكوپ خورشيدي تاريخ نجوم ايران، فارغ التحصيلي از دانشگاه سوربن پاريس و 30 سال تدريس در دانشگاه هم اكنون با خيالي آسوده و خاطراتي خوش بر روي تخت آسايشگاه سالمندان، تنها افتخار خود را تربيت دانشجويان موفق (استادان امروز) مي ‌داند.<span id="more-16985"></span></p>
<div id="main-text">
<p dir="RTL"><a href="http://www.3neshaneh.com/"><img src="http://3neshaneh.com/userfiles/image/-2012-01-11~20/alinosh/1.jpg" alt="" /></a></p>
<p dir="RTL">آلينوش طريان در سال 1299 در خانواده ارمني در تهران متولد شد. وي در خرداد سال 1326 با درجه ليسانس فيزيك از دانشكده علوم دانشگاه تهران فارغ ‌التحصيل و در مهرماه همان سال به سمت كارمند آزمايشگاه فيزيك دانشكده علوم استخدام شد و يك سال بعد به عنوان متصدي عمليات آزمايشگاهي در دانشكده علوم منصوب شد.</p>
<p dir="RTL">پس از تلاش بي‌نتيجه براي متقاعد كردن استادش براي كمك به اعزام وي به خارج از كشور، با هزينه شخصي خود به بخش فيزيك اتمسفر دانشگاه پاريس رفت.</p>
<p dir="RTL"><a href="http://www.3neshaneh.com/"><img src="http://3neshaneh.com/userfiles/image/-2012-01-11~20/alinosh/2.jpg" alt="" /></a></p>
<p dir="RTL">دانشنامه دكتراي دولتي را از دانشگاه علوم پاريس در سال 1956 ميلادي(1335 شمسي) دريافت كرد و به دليل خدمت به كشورش پيشنهاد كرسي استادي دانشگاه سوربن را رد كرد و به ايران بازگشت و با سمت دانشيار فيزيك رشته ترموديناميك در گروه فيزيك مشغول به كار ‌شد.</p>
<p dir="RTL">در سال 1338 دولت فدرال آلمان غربي بورس مطالعه رصد‌خانه فيزيك خورشيدي را در اختيار دانشگاه تهران قرار داد و وي براي اين بورس انتخاب شد و از فروردين سال 1340 به مدت 4 ماه به آلمان رفت و بعد از انجام مطالعات به ايران بازگشت.</p>
<p dir="RTL">3 سال بعد در تاريخ 9 خرداد 1343 به مقام استادي ارتقا پيدا كرد و بدين ترتيب او اولين فيزيكدان زن است كه در ايران به مقام استادي رسيد.</p>
<p dir="RTL"><a href="http://www.3neshaneh.com/"><img src="http://3neshaneh.com/userfiles/image/-2012-01-11~20/alinosh/3.jpg" alt="" /></a></p>
<p dir="RTL">در تاريخ 29 آبان سال 45 عضو كميته ژئوفيزيك دانشگاه تهران انتخاب شد و در سال 48 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيك خورشيدي موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران منصوب شد و در رصدخانه فيزيك خورشيدي كه خود وي در بنيانگذاري آن نقش عمده‌اي داشت، فعاليت خود را آغاز كرد.<br />
وي كه اولين كسي بود كه در ايران درس فيزيك ستاره ‌ها را تدريس كرد، در سال 58 تقاضاي بازنشستگي داد و به افتخار بازنشستگي نائل شد &#8230;.<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-alinosh.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-alinosh.jpg?w=468" alt="" title="jz-alinosh"   class="alignright size-full wp-image-16987" /></a><br />
<a href="http://3neshaneh.com/news/view/1264">منبع</a> پنجشنبه 22 دی 1390</p>
<p>تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۳۸۹, ساعت ۱۰:۳۹<br />
<strong>آلينوش طريان، مادر ستاره‌شناسي ايران درگذشت</strong><br />
جرس: آلينوش طريان، ستاره درخشان عرصه نجوم ايران ، نخستين زن فيزيکدان كشور و دارنده عنوان مادر ستاره نجوم ايران،  بر اثر كهولت در سن 90 سالگي درگذشت.</p>
<p>به گزارش ایسنا، آلينوش طريان، 9 نوامبر 1920 ميلادي (1299 هجري شمسي) در تهران متولد شد و پس از طي تحصيلات مقدماتي، در سال 1326 موفق به كسب مدرك ليسانس رشته علوم فيزيك از دانشگاه تهران شد و بلافاصله در سمت كارمند آزمايشگاه فيزيك در دانشكده علم دانشگاه تهران استخدام شد.</p>
<p>طريان مدتي بعد با هزينه شخصي براي ادامه تحصيل در رشته فيزيك اتمسفر در دانشگاه سوربن به فرانسه رفت و دانشنامه دكتري خود را در سال 1335 از دانشكده علوم اين دانشگاه دريافت كرد.</p>
<p>استاد طريان علي‌رغم دعوت براي تدريس در دانشگاه سوربن فرانسه به ايران بازگشت و با رتبه دانشياري در رشته ترموديناميك، در گروه فيزيك دانشگاه تهران مشغول به كار شد. دكتر طريان در 1343 به مقام استادي ارتقا يافت و به اين ترتيب اولين زن فيزيكداني شد كه در ايران به مقام استادي رسيد.</p>
<p>وي در سال 1345 به عضويت كميته ژئوفيزيك دانشگاه تهران درآمد و در 1348 رسما به رياست گروه تحقيقات فيزيك خورشيدي موسسه ژئوفيزيك تهران منصوب شد.</p>
<p>طريان، بنيان‌گذار نخستين رصدخانه و تلسكوپ خورشيدي در تاريخ نجوم ايران بود.</p>
<p>استاد طريان، مادر نجوم ايران، توانست دانشجويان فراواني را از نزديك با مباحث مربوط به فيزيك آشنا كند و تجربه كار با تلسكوپ و ديگر ابزار رصدخانه‌اي را براي آنها امكان‌پذير كند.</p>
<p>دكتر آلينوش طريان پس از سالهاي طولاني خدمت، در سال 1358 بازنشسته شد و در آستانه پايان سال 1389 دار فاني را وداع گفت.</p>
<p>از جمله مهمترين خدمات علمي دكتر طريان مي‌توان به پايه‌گذاري نخستين رصدخانه فيزيك خورشيدي و نخستين تلسكوپ خورشيدي ايران و ارائه درس‌هاي فيزيك خورشيدي و اخترفيزيك براي نخستين بار در كشور اشاره كرد.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16985/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16985/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16985/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16985&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16985/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-alinoush.jpg?w=97" medium="image">
			<media:title type="html">jz-alinoush</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://3neshaneh.com/userfiles/image/-2012-01-11~20/alinosh/1.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://3neshaneh.com/userfiles/image/-2012-01-11~20/alinosh/2.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://3neshaneh.com/userfiles/image/-2012-01-11~20/alinosh/3.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-alinosh.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-alinosh</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>مرگ دختر جوان ارفع کریم رنضاوه، نابغه کامپیوتر و پیام تسلیت بیل گیتس</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16980/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16980/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 12:28:23 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[زنان نابغه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16980</guid>
		<description><![CDATA[مرگ دختر جوان ارفع کریم رنضاوه، نابغه کامپیوتر و پیام تسلیت بیل گیتس مرگ واژه ای که اغلب با غم و اندوه بازماندگان همراه است. اما برخی از مرگ ها  از اعضای خانواده فراتر می رود و برخی مرگشان ملتی و حتی جهانی را عزادار می کند. به گزارش بانکی دات آی آر, &#8220;ارفع کریم [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16980&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-arfae.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-arfae.jpg?w=150&#038;h=91" alt="" title="jz.arfae" width="150" height="91" class="alignright size-thumbnail wp-image-16981" /></a>مرگ دختر جوان ارفع کریم رنضاوه، نابغه کامپیوتر و پیام تسلیت بیل گیتس<br />
مرگ واژه ای که اغلب با غم و اندوه بازماندگان همراه است. اما برخی از مرگ ها  از اعضای خانواده فراتر می رود و برخی مرگشان ملتی و حتی جهانی را عزادار می کند.<br />
به گزارش بانکی دات آی آر, &#8220;ارفع کریم رنضاوه&#8221; دختر بچه 16 ساله ایست که مرگش خیلی ها در سراسر جهان را متاثر کرد.<br />
ارفع نابغه کامپیوتری است که در سن 9 سالگی موفق شد گواهی &#8221; حرفه ای &#8221; (MCP) شرکت مایکروسافت را که تنها به کسانی اعطا می شود که نقش مستقیم در ارائه خدمات این شرکت داشته اند را دریافت کند. وی کم سن ترین دارنده این گواهی شناخته می شود.<span id="more-16980"></span></p>
<p>هوش و استعداد بی مثالش باعث شد تا بیل گیتس او را به آمریکا دعوت کند و به تماشای تمام قسمت های مایکروسافت بپردازد. وی در آخرین روزهای زندگی اش برای پروژه ای مربوط به سازمان فضایی آمریکا &#8220;ناسا &#8221; کارمی کرد.<br />
اما بیماری به او مهلت نداد پروژه اش را به اتمام برساند. وی بر اثر بیماری صرع و حمله قلبی در گذشت در حالی که پزشکان هیچ دلیل علمی برای بیماری و فوتش ارائه نکرده اند.</p>
<p>حتی تلاش های بیل گیتس برای اینکه او را به آمریکا منتقل کند هم تاثیری نداشت و با وجودی که وی تمام هزینه های بیمارستان را متحمل شد اما عفرا نجات پیدا نکرد.</p>
<p>بیل گیتس به مناسبت درگذشت او پیام تسلیتی منتشر کرد تا اوج اندوهش را نشان دهد.</p>
<p>این دختر با استعداد  باعث افتخار کشور و شهرش است  و قرار است مرکز فناوری اطلاعات شهر کراچی به نام این دختر نامگذاری شود.<br />
در پیام تسلیت شرکت مایکروسافت که در صفحه توییتر این شرکت منتشر شده است آمده:<br />
&#8221; ما با خانواده و دوستان ارفع کریم همدردی می کنیم. او جوانی درخشان بود که الهام بخش بسیاری از مردم شد. &#8220;<br />
<img src="http://banki.ir/images/stories/marg0.jpg" alt="" border="0" /></p>
<p><img src="http://banki.ir/images/stories/marg2.jpg" alt="" border="0" /></p>
<p><img src="http://banki.ir/images/stories/marg3.jpg" alt="" border="0" /></p>
<p><img src="http://banki.ir/images/stories/marg6.jpg" alt="" border="0" /></p>
<p><img src="http://banki.ir/images/stories/marg5.jpg" alt="" border="0" /></td>
<p><a href="http://banki.ir/akhbar/1-news/10786-%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1-16-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%BA%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%BE%DB%8C%D9%88%D8%AA%D8%B1">منبع</a> شنبه ، 1 بهمن 1390 </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16980/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16980/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16980/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16980/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16980/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16980/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16980/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16980/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16980/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16980/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16980/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16980/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16980/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16980/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16980&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16980/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-arfae.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz.arfae</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://banki.ir/images/stories/marg0.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://banki.ir/images/stories/marg2.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://banki.ir/images/stories/marg3.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://banki.ir/images/stories/marg6.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://banki.ir/images/stories/marg5.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>مادر من نماینده فکری زن ایرانی دوران گذاربود</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16975/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16975/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 10:55:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16975</guid>
		<description><![CDATA[مادر من نماینده فکری زن ایرانی دوران گذاربود :عفت صفاکیش از زبان پسرش / گفتگوی منصوره شجاعی با فریدون منتقمی مدرسه فمینیستی: «پدرم مخالف کشف حجاب اجباری نبود ولی چیزی نمی گفت چون اجتماع نمی پذیرفت، اجتماع پیش نرفته بود&#8230;»(1) . این گفته عفت صفاکیش، زنی از طبقه متوسط شهری است، که در زمان خود [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16975&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-safakish.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-safakish.jpg?w=150&#038;h=126" alt="" title="jz-safakish" width="150" height="126" class="alignright size-thumbnail wp-image-16976" /></a>مادر من نماینده فکری زن ایرانی دوران گذاربود :عفت صفاکیش از زبان پسرش / گفتگوی منصوره شجاعی با فریدون منتقمی<br />
مدرسه فمینیستی: «پدرم مخالف کشف حجاب اجباری نبود ولی چیزی نمی گفت چون اجتماع نمی پذیرفت، اجتماع پیش نرفته بود&#8230;»(1) .  این گفته عفت صفاکیش، زنی از طبقه متوسط شهری است، که در زمان خود در شمار خانواده های متجدد به حساب می آمدند. وی در دوران کشف حجاب به حرفه معلمی اشتغال داشت  و در مدارس دخترانه گرگان درس می داد. نگاه واقع بینانه او، بیانگر واقعیت اجتماعی دورانی است که زنان به تدریج با تلاش های آرام و مسالمت جویانه خویش سعی در تغییر آن داشتند.<span id="more-16975"></span></p>
<p>عفت صفاکیش  از زنان پیشرو و پیشگام در امر آموزش زنان در گرگان،  تهران و بندرعباس  در سی ام آذرماه هزار و سیصد و نود در سن نود و شش سالگی  دور از تنها فرزندش درگذشت.  جسم بی جان او طبق وصیت خودش و پس از طی مراحل  قانونی که  داوطلبانه هنگام حیات انجام داده بود، به دانشگاه پزشکی تهران هدیه شد. او از معدود زنانی بود که داوطلبانه  اقدام به این حرکت انسانی &#8211; علمی کرد. گوشه هایی از زندگی او، همراه با پانزده زن هم نسل اش در کتاب &#8220;دفترچه خاطرات&#8221; به کوشش نوشین احمدی خراسانی (2) در سال 1388 منتشر شده است.</p>
<p>خانم صفاکیش، ضمن توجه به مسائل زنان و نقد شرایط نابرابر در چارچوب گفتمان حقوقی، همچنین به عنوان زنی سیاسی و فعال در جبهه ملی به ویژه در دوران نهضت ملی شدن نفت، شناخته شده است.</p>
<p>در کتاب «دفترچه خاطرات» به نقل از وی می خوانیم: «من تا زمانی که دکتر مصدق پیدا نشده بود از سیاست هیچی سرم نمی شد، معنی آزادی قلم و بیان را نمی فهمیدم و نمی دانستم وظیفه شاه چیه؟ اما مصدق که روحش شاد باشد، ما را روشن کرد،&#8230;»(ص. 341).</p>
<p> از تلخی روز بیست و هشتم مرداد چنین می گوید: «یادم می آید  28 مرداد که تیراندازی می کردند اصلا باور نمی کردم چون فکر می کردم فشفشه در می کنند.{&#8230;} آن موقع پسرم هم مصدقی بود با پسرم رفتیم خانه طرفداران مصدق دیدیم همه غمگین هستند همه مانده بودیم که چه کار کنیم»(ص.342) و سپس از عضویت اش در جبهه ملی می گوید: «من عضو جبهه ملی شدم. یک کد داشتم. کارت ام را آوردند توی خانه خودم و امضا کردم. آن موقع، بیشتر مردها می آمدند توی جلسات تعداد زن ها کم بود. زن ها می ترسیدند، ولی من کله خر بودم.{&#8230;} جلسات جبهه ملی بعد از سقوط مصدق دیگر مخفی شده بود. من خانه ای داشتم 4 تا اتاق داشت، در 400 متر زمین ، ما یک ساختمان کوچک 4 اتاقه ساخته بودیم. من بودم و پسرم . آن وقت هر اتاقش را در اختیار یک سری از مبارزان می گذاشتم، حتی کمونیست هم می آمد. نمی دانستم کسانی که می آیند کی هستند فقط می دانستم که آنها می خواهند بر ضد شاه مبارزه کنند من دلم می خواست آزادی باشد ویک حکومت مستقل و آزاد مثل دکتر مصدق داشته باشیم. برای همین خانه ام را در اختیار این کار گذاشته بودم&#8230;»(ص.342)</p>
<p>عفت صفاکیش در مصاحبه اش با نوشین احمدی خراسانی، دریچه هایی از  زندگی فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و گاه نیز شخصی خود برای خوانندگان می گشاید. نشاط و سرزندگی او در بیان خاطرات  سیاسی و اجتماعی اش، هنگام گفتن از زندگی زناشویی و شخصی رنگ می بازد و در هاله ای از اندوه و صبوری، از عشقی که  نبود می گوید و  از مرگ  تلخ دختر و دوری از پسرش. </p>
<p>انزجار خود را از نگاه قیم مآبانه و مردسالار جامعه نسبت به زنان،  با نقل تجربه ای شخصی چنین بیان می کند: «&#8230; از شوهرم به طوررسمی جدا نشدم ولی او رفت پاریس و جدا زندگی می کرد و بعد هم در آن جا فوت کرد.{&#8230;} وقتی می خواست برود فرانسه ، قیم تعیین کرده بود برای سرپرستی ! بله قیم اش هم آقایی بود که هیچ نسبتی با ما نداشت فقط دوست شوهرم بود و برای داروخانه دوا می خرید&#8230; بعد از فوت شوهرم در پاریس ، این آقای دلال، همه پول های ما را کشید بالا. خیلی راحت  تمام ثروت شوهر مرا خورد و به ما نداد. قیم بود و بچه ها هم صغیر بودند&#8230;»(ص. 174)</p>
<p>قسمت هایی از تجربیات عفت صفاکیش را در کتاب «دفترچه خاطرات» از زبان خود او می خوانیم. گفته های او در این کتاب و گفته های فریدون منتقمی در این گفتگو  همچون تکه های پازلی است که چهره زن مبارز و پیشرو ایرانی را در دو نقش زن و مادر می سازد.</p>
<p>فریدون منتقمی، تنها فرزند عفت صفاکیش سالهاست که در آلمان و دور از مادر زندگی می کند. این روزها غم رنج مرگ را با نقل خاطرات او التیام می بخشد. آنچه فریدون منتقمی از خاطره مادر نقل می کند، تصویری است هماره زنده در ذهن او، تصویر زنی پیشرو  از ظن فرزند خویش: «&#8230; مشکلات زن بیوه زیبائی که در جوانی شوهرش را از دست می دهد با مرگ پدرم آغاز می شود. من سه سالم بود و خواهرم که به بیماری صرع دچار بود، پنج سالش. تربیت و آموزش کودکان، تامین مخارج آنها، و زندگی در تنهائی در میان چشمان دریده اطرافیان که بدنبال طعمه لذیذ می گردند. پدرم داروساز بود و مادرم تدریس می کرد، توان مالی وی بحدی بود که مادرم می توانست زندگی مرا تا کسب دیپلم تأمین کند. این خود نعمتی بود که خانواده ما را از پرتاب شدن به عمق جامعه نجات می داد. در فرهنگ  غلط مردانه ایران و به زبان عامیانه ضرب المثلی رایج بود که &#8220;بیوه یعنی میوه&#8221; و جامعه و نه تنها مردان، بلکه زنان نیز که خود قربانیان تربیت چنین جوامعی هستند گاهی با همین دید به همجنسان خویش می نگریستند. و مادرم باید در چنین محیطی زندگی ما را اداره می کرد و به طعنه ها و حرف ها محل نمی گذاشت. مادرم می گفت اگر کسی برود شوهر دوم بگیرد همه آنرا عیب می دانند و پشت سرش میگن بعد از مرگ شوهرش نتونست تحمل کنه رفته شوهر دوم گرفته. طوری رفتار می کنند گوئی طرف فاحشه است، ولی اگر یواشکی با کسی رابطه داشته باشد، کسی پشت سرش حرف نمی زند. شوهر رسمی جرم است، شوهر غیر رسمی پاداش. وی از این همه ریاکاری جامعه به عنوان انسانی بسیار حساس، رنج می برد.»</p>
<p>زنی که خود معلم بود و برای آموزش دختران جوان در تهران و شهرستان عاشقانه تلاش کرده بود ، دختر جوان اش به سبب نگاه غلط جامعه نسبت به کودک بیمار، از آموزش محروم می شود. فریدون می گوید: «وقتی خواهرم همراه ما بیرون می آمد خیلی مواظب بودیم غش نکند و زمین نخورد و مجروح شود. و وقتی که این اتفاق بهر صورت خارج از اراده ما می افتاد، جمعیت بدور ما حلقه می زد و دور خواهر مرا با چاقو خط می کشیدند تا اجنه از بدنش خارج شود. عده ای متعصب نیز فریاد می زدند پاشو بپوشون، دامنشو بکش روپاش&#8230; مگر می شد یک دختر 15 ساله را محکوم کرد به اینکه باید همیشه با شلوار بیرون بیاید تا احساسات مذهبی مردم متعصب &#8220;جریحه دار&#8221; نشود. مادرم آموزگار بود، ولی دخترش را به هیچ دبستانی راه نمی دادند تا درس بخواند. آدم غشی، از نظر عموم، آدم نبود و موجب ترس بچه ها در کلاس می شد و نظم مدرسه را برهم می زد&#8230;»</p>
<p>فریدون منتقمی سالهاست که دور از ایران زندگی کرده &#8230;.برایش از تلاش نهادهای حامی کودک در سالهای اخیر می گویم و از توجه ویژه به کودکان و نوجوانان با تفاوت های حرکتی و رفتاری و&#8230;از &#8220;شورای کتاب کودک&#8221; می گویم که چه نقش مهمی در ایجاد فضاهای برابر آموزشی برای کودکان با نیازهای ویژه داشته  و از نقش این تلاش در تغییر نگاه مردم می گویم &#8230;او با افسوس می گوید: «مشکل جامعه مشکل بی فرهنگی بود. در جامعه ای که عینک زدن عیب و نقطه ضعف محسوب می شد و مردم فرزندان عقب مانده و یا بیش از حد چاق خویش را در پستوی خانه ها پنهان می کردند، تکلیف دختری که به بیماری صرع دچار بود روشن بود. یک معلم خصوصی فقط باید به وی درس می داد تا بتواند حداقل به صورت اکابر آموزش ببیند. آدم غشی در جامعه ایرانِ آن دوران، باید زنده بگور می شد، باید گورش را خودش می کند و این حادثه نیز پیش آمد&#8230; دیگر نظم هیچ مدرسه ای بهم نخورد و چاقوی هیچ متعصب مذهبی با کشیدن بر سطح خیابان به کندی نگرائید و اجنه نیز در تلاش تارانده شدن از جسم وی به خستگی دچار نیامدند. می توان گفت: انسانها نه تنها پروده محیط خود هستند قربانی محیط خود نیز می شوند.»</p>
<p>تفکر مذهبی طبق عرف آن روز  به عنوان مسئله ای کاملا شخصی  در جامعه  رواج داشت، اما در آن دوران نیز گاه به مداخله در عادات و سلوک شخصی منجر می شد. قشر روشنفکر جامعه روایت خاص خود را از مذهب داشت. و عفت صفاکیش  زنی از طبقه متوسط شهری، به عنوان یک زن سیاسی، معلم و فعال در ترویج حقوق زنان برخوردش به مذهب چگونه بود ؟</p>
<p> «مادرم مخالف مذهب نبود ولی به ندرت آداب و رسوم مذهبی را بجای می آورد و می گفت انسانها باید در دلشان پاک و مؤمن باشند. کسی با نماز و روزه پاک نمی شود. در عرصه اعتقادات مذهبی مشمول تحول جامعه بود و به مذهب با درکی متحول و مدرن برخورد می کرد. مرا در سال اول دبستان به مدرسه ارامنه تهران فرستاد. در زمانی که جامعه مذهبی به کالباس به عنوان اغذیه نجس نگاه می کرد مادرم برای من از آرزومانیان در خیابان منوچهری تهران کالباس گوشت گاو می خرید که من ساندویچ درست کنم و به دبستان ببرم تا زمانی که در مدارس ارامنه و سن لوئی بودم مشکلی نداشتم، ولی وقتی در سال بعد در یک دبستان اسلامی در هنگام ناهار کالباس می خوردم، قیامت به پا شد. مسئولین دبستان، مادرم را خواستند تا در مورد گوشت &#8220;خوکی&#8221; که من می خورم توضیح دهد. مادرم توانست مدیر و مسئولین دبستان را قانع کند که کالباس من گوشت گاو است و به خوک ربطی ندارد و مادرم و من مسلمان هستیم و اگر مادرم غذا همراه من نمی کند به این خاطر است که خودش آموزگار است و چون مدارس تمام روز است، باید در دبستان محل کارش باقی بماند و وقت تهیه غذا ندارد و به این علت برای من در بعضی موارد غذای حاضری تهیه می کند. مادرم مانند اکثریت قریب به اتفاق جامعه، ضد اسلام نبود&#8230; وی مخالف حکومت اسلامی بود و نه مخالف اسلام.»</p>
<p>فریدون منتقمی از مادرش به عنوان آموزگاری همیشه و همه جا یاد می کند. به نظر او این نقش محدود به فضای کاری مدرسه و آموزشگاه نبود و در فضای زندگی او جاری بود . حکایت همسایه قدیمی آنها  و محرومیت  دختر همسایه  از تحصیل  شاهد مثال نقش همیشه آموزگار و مسئولیت اجتماعی عفت صفاکیش است:</p>
<p>«با عباس از دوران سوم دبیرستان در هدف شماره 3 آشنا شدم. از یک خانواده بازاری مذهبی می آمد. نماز و روزه اش ترک نمی شد. پسر بسیار خوبی بود و دوستی ما تا به امروز نیز صمیمانه ادامه یافته است. پدرش دو تا زن داشت و آنها را در دو خانه نگهمیداشت و برای زن دومش خانه خریده بود، ولی فرزندی از وی نداشت. وقتی مادرم کتاب &#8220;شوهر آهو خانم&#8221; نوشته علیمحمد افغانی را برایم خرید و خواندم،  به من گفت آنرا به عباس برای مطالعه بدهم و منم دادم. عباس بعد از خواندن داستان پیش من آمد و گفت فری عجب کتابی بود، من تمام سرنوشت مادرم را در آن می بینم.  و این طوری با عباس و خانواده اش بسیار اوخت شدیم .در جریان این آشنائی روزی عباس به مادرم گفت که خواهری دارد که پدرش به علت اینکه دختر است از ادامه آموزش اش جلوگیری کرده و نمی گذارد دبستان را به اتمام برساند و به دبیرستان رود. این سخنان برای مادر من حکم فرمان اعدام را داشت. بلند شد رفت خانه عباس و با پدر عباس ساعت ها صحبت کرد و وی را قانع نمود که آینده و سرنوشت فرزندش در دنیای امروز وابسته به آن است که تحصیل کند و به روی پای خودش بند باشد و در غیر این صورت، تمام عمر وابسته به کس دیگری خواهد بود. به حاج آقا گفته بود پیغمبر گفته &#8220;زگهواره تا گور دانش بجو&#8221; و شما رو حرف پیغمبر حرف می زنید. کجا پیغمبر گفته فقط مردها باید ز گهواره تا گور دانش بجویند و زنها باید منتظر شوهر در خانه بمانند&#8230;  حاج آقا سرانجام تسلیم شد.»</p>
<p>در دورانی که نشانه های مدرنیزاسیون از طریق تاسیس دانشگاه و مدارس مختلط و اشتغال زنان در جامعه ایران پررنگ تر می شد، تفکر مدرن و پیشرو از جامعه هنوز بسیار دور بود. فریدون منتقمی از زندگی با مادر در آن دوران، خاطرات متفاوتی دارد. مادری که مورداعتماد اهل محل و فامیل بود و با پشتوانه این اعتماد و با کدخدامنشی و شیوه های بومی، به ترویج اندیشه های مدرن در نوع برخورد با دختران و زنان  می پرداخت.</p>
<p>«به یاد می آورم که یکی از مشکلات خانواده های ایرانی در آن زمان آشنائی دختر و پسر بود که نخست بحث اش از دانشگاههای ایران آغاز شد. محیط مختلط دختر و پسر در دانشگاه طبیعتاَ تبعات خویش را نیز در پی داشت. دختران دانشجو با پسران بیرون می رفتند، پیک نیک برگزار می کردند، در درون احزاب و یا فعالیتهای سیاسی کمونیستی و بویژه حزب توده با هم آشنا می شدند، نشریه جوانان دموکرات را سر چهار راه نادری می فروختند، ولی این بخت برای دختران غیر دانشجو و غیر سیاسی که در انتظار بخت در خانه نشسته بودند، نبود. خواستگارها که برای خواستگاری می آمدند، دیگر نمی خواستند &#8220;کالای&#8221; در بسته بخرند. می خواستند با دختر مورد پسندشان بیرون بروند، با وی از هر دری سخن بگویند و سپس در مورد ازدواج تصمیم بگیرند. در جامعه دربسته مذهبی ایران این امر فاجعه بود. جنگی میان تفکر نو و کهنه در گیر بود. اکثریت خانواده ها راضی بودند که دخترانشان با پسر خواستگار بیرون بروند، ولی همه این خانواده ها از &#8220;حرف مردم&#8221; می ترسیدند.  مادرم به آنها راه حل نامزدی را توصیه می کرد و می گفت: آنها را نامزد کنید و حلقه دستشان کنید و به همه  بگوئید که آنها نامزد هستند تا پشت سرشان حرف نزنند. ولی نگرانی خانواده ها بر طرف نمی شد و می گفتند اگر نامزد مرد از دختر ما خوشش نیامد و حلقه نامزدی را پس داد، چه خاکی بسرمان کنیم و پیش در و همسایه بی آبرو می شویم. مادرم می گفت این خطر هیچوقت منتفی نیست. ممکن است بعد از ازدواج از هم جدا شوند چون با یکدیگر تفاهم ندارند، آنوقت مشکل شما ده برابر است. پاره ای خانواده ها برادر دختر را همراه آنها می کردند تا وقتی به قدم زدن کنار نهر کرج و یا تماشای فیلمی به سالن تاریک سینما می روند، دست از پا &#8220;خطا&#8221; نکنند. مادرم با این کار مخالف بود و می گفت دختر و پسر می خواهند حرفهائی صمیمانه و خصوصی با هم بزنند که به برادرِ دختر مربوط نیست. شما برای دخترتان پاسبان می گذارید و این کار را خرابتر می کند. بعد از کلی بحث و گفتگو قرار می شد که برادر یک قدم عقب تر از خواهر راه برود تا نتواند به حرفهای خصوصی آنها گوش دهد و راز و نیاز آنها را بشنود.در چنین دورانی مادر من به عنوان آموزگار با سواد، به عنوان زنی با مطالعه، سخنران، نویسنده، با ارتباطات وسیع اجتماعی در میان هر قشر و طبقه و همسایه &#8220;مرجع تقلید&#8221; بسیاری خانواده ها بود و همه برای چاره جوئی نزد وی می آمدند. مادر من نماینده فکری زن ایرانی دوران گذار بود.»</p>
<p> فریدون منتقمی تفکر مادر را تفکری جامع معرفی می کند. زنی که نسبت به محیط اجتماعی و فرهنگی پیرامون خویش احساسی برانگیخته داشت. از جمله از نگاه مادر به حقوق اقوام می گوید که نگاهی مترقی و مستقل بود: « یک روز در خیابان با دو مرد روبرو شدم که لباس عادی به تن نداشتند. از مادرم پرسیدم که اینها کی هستند و چرا اینطوری لباس پوشیده اند، گفت اینها کرد هستند و آن لباس هم لباس کردی است. لباس کردی لباس ملی کردهاست و چه خوب است که آنها غرور ملی خود را حفظ کرده اند. بعد از زنان هندی صحبت کرد که &#8220;ساری&#8221; به تن دارند و آن لباس ملی مردم هند و پاکستان است. می گفت هندی ها هر جا می روند با لباس ملی خود می روند حال آنکه ما ایرانیها به این امر توجه ای نداریم عرق ملی در ما کم شده است و این خواست استعمار جهانی است که کشورهای ثروتمند فاقد عرق ملی باشند تا بتوانند آنها را بهتر بچاپند. وقتی در مورد آذربایجانیها لطیفه های توهین آمیز می گفتند بسییار عصبانی می شد. پدر من آذربایجانی تبریزی بود و مادرم بیان می کرد که پدرت نیز از این لطیفه ها خوشش نمی آمد. مادرم استدلال خودش را داشت و باید همه چیز را منطقی توضیح می داد وگرنه به حرفه آموزگاری اش خیانت کرده بود. می گفت منافع استعمار در منطقه در این است که ایران را تجزیه کنند و به نفرت ملی دامن زنند. کسانی که این شوخی های زشت را می کنند به ایران صدمه می زنند. می گفت ما مشروطیت را از آذری ها داریم و این است که دشمنان انقلاب مشروطیت بر ضد آذری ها فضاسازی می کنند».</p>
<p>عفت صفاکیش ، همیشه خود را زنی سیاسی می دانست. از فریدون منتقمی درباره تأثیر این تفکر در تربیت فرزندان از یک سو  و میزان مشارکت و همفکری مادر و پسر در آموزه های سیاسی از سوی دیگر  پرسیدم .</p>
<p>«در خانه ما همیشه بحث سیاسی رواج داشت. از روزنامه و مجلات مرد امروز، چلنگر، آشفته، سپید و سیاه، ترقی، پیغام امروز، باختر امروز خوانده می شد تا بسوی آینده و نامه مردم که مخفیانه بدستش می رسید. بر هر مطلبی تفسیر خودش را داشت و بیان می کرد و با من به بحث می پرداخت،  می خواست به من آموزش دهد. وقتی دکتر مصدق قرضه ملی را به خاطر مقابله با تحریم و محاصره اقتصادی ایران عرضه کرد، وی تأمل نکرد و با حقوق آموزگاری خویش مقدار زیادی قرضه های ملی را خرید. من نمی دانستم قرضه ملی یعنی چه، از مادرم می پرسیدم قرضه ملی معنی اش چیست؟ به من می گفت: دولت مصدق به علت تحریم استعمارگران نمی تواند نفت بفروشد و حقوق کارمندانش را بدهد. دولت بودجه ندارد، توانش کم شده است، این است که به ملت تکیه می کند و از ملت تقاضای کمک می کند و ما باید اگر می خواهیم نفتمان ملی شود به دولت کمک کنیم.  بخشی از پس اندازش را بابت قرضه ملی پرداخت کرد و در خانه از این ورقه های قرضه ملی حفاظت می کرد.</p>
<p>مشکل بعد از کودتای ضد ملی 28 مرداد 1332 بود. مادرم نمی دانست که دولت کودتا، قرض دولت قبلی به ملت را تقبل می کند و آنرا پس می دهد و یا خیر؟ دست مرا گرفت و به بانک ملی در خیابان فردوسی برد تا وامی که به دولت داده بود، پس بگیرد. هیچکدام از ما نمی دانستیم چه چیز در انتظار ماست. مامورین رکن 2 ارتش ما را دستگیر می کنند و به جرم خریدن قرضه ملی که نشانه حمایت از دکتر محمد مصدق بود به زندان می اندازند؟ من نمی دانستم سرنوشت مادرم چه می شود و آنوقت تکلیف من و خواهرم که هنوز در قید حیات بود چه می شد؟ مادرم می گفت من باید پولم را پس بگیرم. من به مصدق که حکومت ملی بود قرض دادم و نه به زاهدی که نوکر آمریکائی هاست. تو هم با من بیا تا شاهد باشی چه اتفاقی می افتد. برای وی حضور من درس زندگی بود. وی در آن روز به عنوان آموزگار تاریخ حاضر شده بود و من باید با چشمان خویش گذر تاریخ را می دیدم و با ترس و امید آشنا می شدم. من باید درد بی مادران و بی پدران بعد از کودتای خائنانه 28 مرداد را حس می کردم. هر روز زندگی من با مادرم، روز درس بود. مادرم مرا به خیابان می برد تا شاهد مبارزه مردم ایران باشم. تا آموزش ببینم و در سرنوشت مردم میهنم شریک باشم. تا بیاموزم که برای حفظ دستآوردها باید قربانی داد و هیچ چیز خود بخود بدست نمی آید. در روز 29 مرداد مرا به جلوی خانه دکتر مصدق برد که تا ببینم چگونه تانکهای ارتشی خانه نخست وزیر ایران را به توپ بسته و ویران ساخته بودند. سربازان مسلح خانه را در محاصره داشتند و با چشم سوء ظن به عابرین نگاه می کردند. هر لحظه خطر تیراندازی وجود داشت. همه با چهره های افسرده و دیدگان پُر غضب به این وضعیت می نگریستند. افسران فرمان دادند که مردم را پراکنده کنند.</p>
<p>تاریخ را آموزگار بشر می دانست و می گفت باید تاریخ را آموخت تا اشتباهات را تکرار نکرد و در آن دوران درک می کرد که جمع آوری و جمع بندی از وقایع تا به چه حد برای نسل آتی راه گشا خواهد بود. برای وی تاریخ تنها آنچه نبود که مکتوب شده بود. آنچه در خیابان ها جاری بود نیز برای او تاریخ بود. تاریخ مادرم نه تاریخ کتبی و نه شفاهی به مفهوم شنوائی بود، تاریخ خیابانی به معنی ناظر و شاهد سیر حوادث بودن، آنرا حس کردن، به گوش شنیدن و به چشم دیدن بود. تاریخ وی به مفهوم شهادت حضوری بود. و به این خاطر دست مرا می گرفت و پابه پا می برد تا در تمام این صحنه های مبارزات مردم و کارگران و زحمتکشان و دانش آموزان و آموزگاران و&#8230; شرکت کنم، فن راه رفتن بیاموزم و با پوست و گوشت و استخوان خویش به درک مسایل موفق شوم. تاریخ وی تاریخ انتقال تجربه نسلها بود. جامعه ای که از این آموزگاران مادر داشته باشد، جامعه ای موفق و سربلند است.  </p>
<p>فریدون منتقمی بیش از سه دهه  پیش ایران را اجبارا ترک کرده. آنچه از دوران زندگی در ایران به خاطر دارد تلخ و شیرین همراه با مادر است. اما تلخی خاطرات روزهای سرگردانی و بی پناهی را با یاد کردن از پناه امن و همیشه خانه مادر، تحمل پذیر می کند :<br />
«روز فرار، خودم را به خانه مادرم رساندم که کسی از آدرس آن خبر نداشت. ساعت ده شب زنگ خانه به صدا در آمد. مادرم انتظار کسی را نمی کشید. رو کرد به من و گفت آمدند، چکار کنم؟ گفتم مادر راهی نداری جز اینکه در را باز کنی،  اگر  برای دستگیری من آمده باشند و ردم را گرفته باشند، بازنکردن در، فایده ای ندارد. آنها در را خواهند شکست و به زور وارد خواهند شد. در حالیکه بازکردن در به صورت طبیعی و صحبت با آنها شاید راه نجاتی باشد. مادرم از پله ها پائین رفت و دقایقی چون سال بر من گذشت تا بازگشت. گفت میدونی کی بود، سیامک (سیامک ستوده که در زمان شاه به عنوان گروه ستاره سرخ در زندان بود و در اثر انقلاب آزاد شد) همراه با یک دوستش که مورد تعقیب اند آمده بودند از من بپرسند که می توانند امشب را پیش من بمانند؟ گفتم خوب می گفتی بیان تو. گفت گفتم و درضمن گفتم که فری هم فراری است و امشب پیش من پنهان است. آنها بعد از شنیدن این خبر گفتند نه پس ما دیگر نمی آئیم شما به یک نفر پناه داده اید و آنوقت ممکن است خطرناک باشد و خداحافظی کردند و رفتند. مادر من همه مبارزان راه آزادی و استقلال ایران را فرزندان خویش می دانست و تعلق سازمانی آنها برایش جنبه درجه دوم داشت. وقتی کسی در چند گامی مرگ به کسی اعتماد می کند و جانش را در کف وی قرار می دهد درجه اعتماد خویش را به وی به نمایش گذارده است و این امر چقدر ارزشمند است. چنین اعتباری را نمی شود به یکباره به دست آورد. چنین اعتباری محصول یک عمر فعالیت انسانی است.»</p>
<p>یکی از دغدغه های مادرانی که با نگاهی برابر به مسئولیت اجتماعی و خانوادگی خود نگاه می کنند ، نوع قضاوت فرزندان در مورد آنهاست فریدون منتقمی در این باره می گوید:</p>
<p>«درک مادر من از رابطه مادر و فرزندی با درک همه خانواده هائی که می شناختیم فرق داشت. او وظیفه مادری را در اهداء فرزندی به جامعه می دیدید که به مردم خدمت کند. هویت فرزندش را در ارتباط با نیازهای اجتماعی سیاسی جامعه تعریف می کرد. فرزند خلف را از ناخلف تمیز می داد و فرزند خلف را با معیارهای سنتی تعریف نمی کرد. مادری بود که ماکسیسم گورکی توصیف کرده بود و در کتاب ماکسیسم گورکی سرگذشت مجسم خودمان را می دیدم. چنین درکی از رابطه مادر و فرزندی نمونه است و باید سرمشق همه مادرانی باشد که بهشت زیر پایشان است. درک او از رابطه مادر و فرزندی را پدران جامعه ما نیز که حتی در کار اجتماعی از زنان جلوترند کمتر دارا می باشند. می گفت وظیفه مادران این است که فرزندان وطن پرست و خادم به خلق، تربیت کنند. رمز پیشرفت و موفقیت ایران در این است. مادر من نقش مادری شخصی را ایفاء نمی کرد مام وطن بود و به منزله مادر وطن، فرزند متولد و تربیت می کرد.»</p>
<p>حرف های فریدون منتقمی نهفته در بغض های کوتاه و عیان در افتخاری سترگ گفته می شد. حرف های او حرف های پسری بود که مادرش نقش فرهنگی؛ سیاسی و اجتماعی خویش را  هم وزن نقش مادری می دید.  حرف های او حرف های آینده پسران و دختران و زنان کنشگری بود که با نگاهی برابر و یکسان در نقش مادری و نقش اجتماعی خویش، مسولانه تلاش می کنند و عاقبت از سوی فرزندان خویش  چنین تصویر می شوند. یاد مادرانی چون عفت صفاکیش جاودان و آرمان اشان ماندگار.</p>
<p><strong>پانوشت:</strong></p>
<p>1،2،3.: به نقل از کتاب «دفترچه خاطرات: شانزده زن ایرانی در قلمرو تجربه های روزمره»، نوشین احمدی خراسانی، تهران: 1388.</p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16975/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16975/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16975/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16975/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16975/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16975/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16975/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16975/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16975/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16975/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16975/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16975/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16975/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16975/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16975&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/23/16975/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-safakish.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-safakish</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آسیه امینی: از مردم کشورم یاد گرفتم که چگونه مبارزه کنم</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/22/16959/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/22/16959/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Jan 2012 08:43:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[آسیه امینی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16959</guid>
		<description><![CDATA[آسیه امینی: از مردم کشورم یاد گرفتم که چگونه مبارزه کنم ( سارا روشن ) آسیه امینی روزنامه نگار، شاعر و وبلاگنویس روز پنجشنبه ۱۹ ژانویه برابر با ۲۹ دی در مراسمی در شهر لاهۀ هلند جایزۀ مشترک «اکسفام نویب» و انجمن جهانی قلم «پن» را دریافت کرد، این جایزه هر سال به نویسندگان یا [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16959&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/asamikhain01_0.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/asamikhain01_0.jpg?w=150&#038;h=100" alt="" title="asamikhain01_0" width="150" height="100" class="alignright size-thumbnail wp-image-16960" /></a>آسیه امینی: از مردم کشورم یاد گرفتم که چگونه مبارزه کنم<br />
( سارا روشن )<br />
آسیه امینی روزنامه نگار، شاعر و وبلاگنویس روز پنجشنبه ۱۹ ژانویه برابر با ۲۹ دی در مراسمی در شهر لاهۀ هلند جایزۀ مشترک «اکسفام نویب» و انجمن جهانی قلم «پن» را دریافت کرد، این جایزه هر سال به نویسندگان یا روزنامه نگارانی اهداء می‌شود که مورد آزار و اذیت قرار گرفته و یا به خاطر نوشته‌ها‌یشان مجبور به ترک کشور خود شده‌اند،<span id="more-16959"></span> در این مراسم علاوه بر آسیه امینی، میخائیل بکتف روزنامه نگار روسی، راشید نینی سردبیر روزنامۀ الماسای مراکش، یوسس لیموس بارخاسف نویسنده و روزنامه نگار مکزیکی و عبدالمونیم سلیمان و آلحاجی واراک سردبیر و بنیانگزار روزنامۀ اجرس الهوریا از دریافت کنندگان جایزۀ نهاد مدنی اکسفام نویب و انجمن قلم بوده‌اند، ین لی بوشر سخنگوی بنیاد مدنی اکسفام نویب در مورد این جایزه می‌گوید: اول می‌خواهم اشاره کنم که این جایزه یک جایزۀ مالی نیست بلکه یک تقدیر و تشویق است برای فعالیت‌های تحسین برانگیز یک نفر، برای بنیاد مدنی اکسفام نویب حقوق بشر و آزادی مطبوعات بسیار مهم هستند، به همین دلیل ۱۱ سال پیش این جایزه را بنیان گذاشتیم، این جایزه پیش از این به نویسندگانی چون هارانت دینک از ترکیه، آن پولیت کوسکایا و دونگ توهونگ تعلق گرفته است، سال گذشته سینماگر روس آندری نکروسف این جایزه را به دست آورده بود، اکسفام نویب در اطلاعیۀ خود آورده است: « آسیه امینی فعال حقوق زنان در سال ۲۰۰۹ میلادی پس از پنج روز حبس در زندان اوین به دلیل اعتراض به بازداشت یکی از فعالان همکار خود مجبور به ترک ایران شد، از آن زمان او در نروژ و در تبعید زندگی می‌کند و همچنان به نوشتن شعر، روزنامه نگاری و صحبت علیه بی‌عدالتی ادامه می‌دهد، او همچنین در کمپین «قانون بی سنگسار» در ایران فعالیت می‌کرد و به جمع آوری گزارش از موارد سنگسار در این کشور می‌پرداخت.</p>
<p>آسیه امینی علاوه بر فعالیت‌های اجتماعی و حقوق بشری کتاب شعری به نام «به خواب من با تفنگ نیا» منتشر کرده است، خود او یکی از دلایل انتخابش برای دریافت این جایزه را فعالیت‌های نوشتاریش می‌داند: ” راستش در تماسی که خود برگزار کنندگان مراسم با من داشتند به من گفته شد که این جایزه به خاطر شعرها و نوشته‌های من با سوژه‌های مرتبط با فعالیت حقوق بشریم در ایران داده شده. ” ین لی بوشر دربارۀ دلیل انتخاب آسیه امینی برای دریافت این جایزۀ تقدیر و تشویق به رادیو زمانه گفت: ” مهمترین معیار ما در انتخاب افراد این است که آنها به خاطر کار و فعالیت‌هاشان به مشکل برخورده‌اند، در مورد آسیه یکی به خاطر این که او زن است و همچنان زنان در دنیا بسیار تحت فشار هستند و این که او بعد از مهاجرت همچنان بسیار فعال است، آزادی بیان و مطبوعات در بسیاری از کشورها یک مشکل بزرگ است و این موضوع را بسیاری از مردم دنیا نمی‌دانند، ما با اهدای این جایزه و توجه مطبوعاتی‌ای که می‌گیریم تلاش می‌کنیم مشکلات و مسائل این کشورها را مطرح کنیم و آنها را رسانه‌ای کنیم. ”<br />
<strong><br />
مسئولیت چنین توجهی بر دوش ما سنگینی می‌کند</strong><br />
<div id="attachment_16961" class="wp-caption alignright" style="width: 160px"><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/asamikhain03.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/asamikhain03.jpg?w=150&#038;h=99" alt="" title="asamikhain03" width="150" height="99" class="size-thumbnail wp-image-16961" /></a><p class="wp-caption-text">آسیه امینی: فعالان حقوق بشر یک خانواده‌اند در همه جای دنیا و پشتیبانی اعضای این خانواده از همدیگر به نظر من می‌تواند به کسانی که در معرض آسیب بیشتری هستند، در معرض فشارهای سیاسی بیشتری هستند، امیددهنده باشد.</p></div><br />
▲▼ آسیه امینی: سال هائی که من شروع کردم به نوشتن در مورد اعدام، در واقع نه بر اساس یک خواست و برنامه ریزی پیشین که صادقانه بگویم بر اساس شاید یک اتفاق بود، یعنی من با خبرهائی مواجه شدم که در هیچ روزنامه‌ای در داخل ایران انتشار پیدا نمی‌کردند مگر در صفحه‌های حوادث، در حالی که برای من این خبرها فقط خبر نبودند، این بخشی پنهان از زندگی مردم جامعه‌ای بود که من هم عضوی از آن جامعه بودم و علاوه بر خبررسانی در این حوزه شروع کردم به تلاش برای این که ….. بدون این که هیچ برنامه ریزی پیشینی داشته باشم جلو برخی از این احکام را بگیرم، بعد از این که روزنامه‌هائی که خودم در آنها حتی مسئولیت داشتم حاضر نشدند این مطالب را کار کنند وبلاگ من در ایران که آن موقع اسمش «وارش» بود تبدیل به یک منبع خبری برای خیلی از نهادهای حقوق بشری شد، به دلیل این که این موضوع کم کم تبدیل به بخشی از زندگی من شد من تلاش کردم که با محکومان به اعدام در زندان های مختلف در ایران تماس بگیرم، در مورد آنها بنویسم، با وکلایشان ارتباط برقرار کنم و کم کم برای نجات برخی از آنها تلاش کنیم که کمپین‌هائی را ایجاد کنیم، کمپین «قانون بدون سنگسار» یکی از اینها بود چون اولین گزارش در مورد سنگسارها را دست کم در ده سال گذشته، یک گزارش عینی و میدانی را من در این مورد تهیه کرده بودم.<br />
<strong><br />
خانم امینی دریافت چنین جایزه‌ای در حوزه‌های فعالیت‌های حقوق بشری و اجتماعی چه تأثیری در روند کارهای شما می‌تواند داشته باشد؟</strong></p>
<p>▲▼ شاید اگر بگویم مسئولیت من را در این زمینه بیشتر می‌کند هم واقعیت دارد و هم دوست ندارم به نوعی غلو و بزرگ نمائی باشد، به هر حال این جایزه به خاطر گذشتۀ کار من داده می‌شود، من اینجا هم دارم اخبار اعدام ها را پیگیری می‌کنم، آخرین خبر را شما در مورد گزارش اعدام های مخفیانه در مشهد در کمپین بین المللی حقوق بشر دیدید که من و عده‌ای از دوستانمان در تهیۀ آن تلاش کردیم، یعنی این فعالیت اینجا هم ادامه دارد ولی به هر حال بخشی از آن کار که به طور میدانی و شهر به شهر و زندان به زندان دنبال کردن زندگی و مرگ آدم ها بود در ایران امکان پذیر بود، اینجا بیشتر فعالیت‌های حقوق بشری در خارج از ایران جنبۀ‌ حمایتی یا جنبۀ‌ تحقیقی می‌تواند داشته باشد، اگر اهرم های فشار علیه دستگاه قضائی بخواهد به کار برده شود باز باید مکانیزم‌های قانونی و حقوقیش را اینجا پیدا کرد ولی به هر حال نمی‌شود کتمان کرد که مسئولیت چنین توجهی بر دوش ما سنگینی می‌کند و من امیدوار هستم که از پس این مسئولیتی که این توجه‌ها به من خواهد داشت بربیآیم.<br />
<strong><br />
جایزۀ ما به قربانیان نقض حقوق بشر در ایران اختصاص دارد</strong></p>
<p>فکر می‌کنید دریافت این جایزه توسط شما یا فعالان حقوق بشر و اجتماعی ایرانی در خارج از کشور تأثیری در فعالیت‌های اجتماعی، آنچه هنوز از فعالیت‌ها در ایران باقی مانده، تأثیری مثبت یا منفی می‌تواند داشته باشد؟<br />
<div id="attachment_16962" class="wp-caption alignright" style="width: 160px"><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/oxfam_novib.gif"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/oxfam_novib.gif?w=150&#038;h=34" alt="" title="oxfam_novib" width="150" height="34" class="size-thumbnail wp-image-16962" /></a><p class="wp-caption-text">آکسفام نويب، نهادی مدنی است که در راه توسعه و استقلال در جهان تلاش می‌کند و در سال ۱۹۵۶ بنيان گذاشته شده است</p></div><br />
▲▼ متأسفانه مردم ما روزهای سختی را دارند می‌گذرانند، ضمن این که من خودم که دارم این جایزه را می‌گیرم امروز با یک خبرنگار نروژی می‌گفتم که بخشی از قلب من گریه می‌کند و بخش دیگرش شاد است، در واقع به دلیل این که به هر حال شما مطمئن می‌شوید که کاری را که با آن امید و با آن آرزو شروع کردید یک جائی دارد توجه می‌گیرد و این توجه می‌تواند تأثیر به دنبال داشته باشد، شما از این موضوع خوشحالید، از این که دیگران موضوعی را که شاید زمانی از اهمیت اجتماعی و سیاسی برخوردار نبود و آدم ها به راحتی آن را می‌پذیرفتند، این که مثلاً یک بچۀ‌ ۱۶ ساله می‌تواند اعدام شود و این را در صفحۀ حوادث روزنامه‌ها فقط دنبال می‌کردند، شما خوشحالید که این تبدیل به یک مسأله شده برای مردم ولی از طرف دیگر این جایزه یک حس خیلی ویژه‌ای به من می‌دهد، به دلیل این که کسانی که من با آنها زندگی کردم مثل بچۀ‌ من بودند، مثل خواهر و مادر من بودند، برخی از آنها مثل پدر و مادر من بودند، هر روز من با آنها تلفنی حرف می‌زدم، به دیدنشان می‌رفتم، امروز پیش من نیستند، این موضوع به‌ هر حال برای من دردآور است، گرفتن این جایزه به خاطر تلاشی که برای آنها کردم ولی نتیجه نداد برای من دردآور است، امروز دیگر عاطفه نیست، دلارا نیست، مریم مشهدی نیست، خیلی‌ها دیگر نیستند و این خیلی تلخ می‌کند این جایزه را برای خود من، این که انتظار داشته باشم دیگران شادی کنند به خاطرش کمی برای من سخت است فقط امیدوار هستم کسانی که قربانی نقض حقوق بشر در ایران هستند بدانند و این صدا را بشنوند که این جایزه مال آنهاست نه مال من.</p>
<p><strong>فعالان حقوق بشر یک خانواده اند</strong><br />
<div id="attachment_16963" class="wp-caption alignright" style="width: 110px"><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/asamikhain02.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/asamikhain02.jpg?w=100&#038;h=150" alt="" title="asamikhain02" width="100" height="150" class="size-thumbnail wp-image-16963" /></a><p class="wp-caption-text">&quot;به خواب من با تفنگ نیا&quot; از آسیه امینی. تلاش برای &quot;سرکوب تاریخی و فرهنگی و قومی زنانه&quot;</p></div><br />
شما و خیلی از ایرانی‌های دیگری که در حوزه‌های مختلف حقوق بشر و اجتماعی و سیاسی فعالیت‌هائی دارید وقتی که از مؤسسات معمولاً غیر دولتی اروپا یا آمریکا جوایزی را می‌گیرید در واقع با فعالیت برای آزادی بیان و نشان دادن حقیقت و واقعیت آن جامعه به نوعی مخالفت با سیستم ایران هم هست، فکر می‌کنید واکنش دولت و حکومت ایران نسبت به این موضوع چه خواهد شد؟ نسبت به آن باقی ماندۀ‌ فعالان سیاسی و اجتماعی در ایران؟</p>
<p>▲▼ دیکتاتوری در همۀ‌ شکلش دیکتاتوری است و از همۀ جنبه‌هایش دیکتاتوری است، من اگر همین فعالیت‌ها را در یک جامعۀ دموکرات انجام می‌دادم فکر می‌کنم کسی به من نمی‌گفت که تو فعالیت سیاسی علیه دولت داری انجام می‌دهی! این برداشت و این واکنش یک واکنش سیاسی از یک سیستم دیکتاتوری است و من فکر می‌کنم اساساً ما نباید به این سمت برویم که خودمان به چنین واکنشی بهای بیشتری هم بدهیم، در تمام سال هائی که من در ایران هم به عنوان یک ژورنالیست کار کردم و هم به‌عنوان کسی که در حوزۀ حقوق بشر فعالیت می‌کرد همواره نگاه حکومت به این قضیه این بوده که شما دارید یک کنش سیاسی مخالف حکومت انجام می‌دهید، من قبول دارم که همۀ دولت ها در همه جای دنیا مهمترین ناقضان حقوق بشر هستند، یعنی هر جائی که نقض حقوق بشری رخ می‌دهد شما باید بدانید که به هر حال حاکم آن جامعه دست دارد و اگر دست هم نداشته باشد مسئولیت دارد در قبالش، بنابر این نگاه حکومت ایران به فعالان حقوق بشر همواره نگاهی پر سوء تفاهم بوده و هست، چه من داخل ایران باشم چه خارج ایران باشم، جایزۀ «هلمن همت» وقتی به من داده شد که من داخل ایران بودم، البته موقعی که اعلام شد من ایران را ترک کرده بودم ولی وقتی با من صحبت شد در مورد آن جایزه من در داخل ایران بودم و اتفاقاً پذیرفتمش، برای این که به نظر من این جایزه می‌توانست امید بدهد به ما، این جایزه می‌توانست به ما این موضوع را یادآوری کند که دنیا دارد می‌بیند، دنیائی که با من همزبان است نه دنیائی که دولت های جنگجو در آن هستند، نه دولت هائی که شاید نفع مردم کشور من را نمی‌بینند، اکثر ارگان های غیر دولتی حقوق بشری که دنبال می‌کنند مسائل حقوق بشری در همه جای دنیا پشت من هستند و می‌بینند و این یک همکاری جهانی است، ما امروز نمی‌توانیم دور خودمان خط بکشیم و بگوئیم این نقطه مال من است و این مرزبندی مال من است و به دیگران ربطی ندارد، فعالان حقوق بشر یک خانواده اند در همه جای دنیا و پشتیبانی اعضای این خانواده از همدیگر به نظر من می‌تواند به کسانی که در معرض آسیب بیشتری هستند، در معرض فشارهای سیاسی بیشتری هستند امید دهنده باشد.<br />
<a href="http://www.radiozamaneh.com/culture/khaak/2012/01/21/10249">منبع </a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16959/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16959/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16959/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16959/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16959/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16959/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16959/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16959/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16959/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16959/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16959/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16959/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16959/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16959/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16959&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/22/16959/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/asamikhain01_0.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">asamikhain01_0</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/asamikhain03.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">asamikhain03</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/oxfam_novib.gif?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">oxfam_novib</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/asamikhain02.jpg?w=100" medium="image">
			<media:title type="html">asamikhain02</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>چشمها را باید شست &#8230;</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/22/16970/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/22/16970/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Jan 2012 08:42:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان هنرمند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16970</guid>
		<description><![CDATA[چشمها را باید شست &#8230; بهاره پرستار هیچ کس نگاه به چشمانت نکرد.. به معصومیت و غم نگاهت.. نگاه ها بر دستانت خیره ماند و حسرت دیدن انچه از دیده ها پوشانده نگاه داشتی.. این چنینند مردم ما.. مردمی که با یک جمله عربی صیغه هم می شوند و ساعتی محرمند و عریان و ساعتی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16970&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-golshiftef.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-golshiftef.jpg?w=150&#038;h=124" alt="" title="jz-golshiftef" width="150" height="124" class="alignright size-thumbnail wp-image-16971" /></a>چشمها را باید شست &#8230;<br />
بهاره پرستار<br />
هیچ کس نگاه به چشمانت نکرد.. به معصومیت و غم نگاهت.. نگاه ها بر دستانت خیره ماند و حسرت دیدن انچه از دیده ها پوشانده نگاه داشتی.. این چنینند مردم ما.. مردمی که با یک جمله عربی صیغه هم می شوند و ساعتی محرمند و عریان و ساعتی بعد چون غریبه&#8230;<br />
&#8230;چنین مردمی به راحتی تو را قضاوت می کنند و خود را محق نکوهش کردن تو..! و قوی هستی و میشناسی مردمانت را.. و من هم..!<br />
آیا دل تو هم از باد کردن رگ غیرت مردانت شکست که یقه پاره می کنند از دیدن عکست؟ اما در خیابان زیر هزار خروار لباس، تو را برهنه مجسم می کنند؟ که هیچ گاه در مقابل هیزی چشمان هم جنسانشان از تو دفاع نکردند &#8230; درود بر تو<span id="more-16970"></span><br />
از: <a href="http://www.facebook.com/Baharehparastar1">Bahareh Parastar</a><br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-golshiftef1.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-golshiftef1.jpg?w=468" alt="" title="jz-golshiftef"   class="alignright size-full wp-image-16972" /></a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16970/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16970/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16970/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16970/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16970/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16970/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16970/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16970/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16970/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16970/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16970/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16970/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16970/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16970/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16970&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/22/16970/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-golshiftef.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-golshiftef</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-golshiftef1.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-golshiftef</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>زنان مصر ـ بزرگترین بازندگان انقلاب ناتمام</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/22/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d9%80-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d9%86%d8%a7/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/22/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d9%80-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d9%86%d8%a7/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Jan 2012 08:35:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[مصر]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان مصر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16965</guid>
		<description><![CDATA[زنان مصر دوشادوش مردان برای دمکراسی در مصر جنگیدند، بعد از انتخابات هم، اما از قدرت بسیار فاصله دارند! شریعت را خدا ننوشت، مردها نوشتند! ( مارتین گلن – برگردان: اکبر فلاح زاده ) بهار عربی که بعد از سال‌ها دیکتاتوری، دلسوختگان را گرم کرده بود به نتایج دلخواه آنها نرسیده است و به مرور [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16965&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-martin.jpg"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-16966" title="jz-martin" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-martin.jpg?w=150&#038;h=96" alt="" width="150" height="96" /></a><span style="color:#800080;"><strong>زنان مصر دوشادوش مردان برای دمکراسی در مصر جنگیدند، بعد از انتخابات هم، اما از قدرت بسیار فاصله دارند!</strong></span><br />
<span style="color:#ff0000;"><strong>شریعت را خدا ننوشت، مردها نوشتند!</strong></span><br />
( مارتین گلن – برگردان: اکبر فلاح زاده )<br />
بهار عربی که بعد از سال‌ها دیکتاتوری، دلسوختگان را گرم کرده بود به نتایج دلخواه آنها نرسیده است و به مرور بسیاری را دلسرد می‌کند، با این حال به گفتۀ جوانان مصری جای نومیدی نیست چون انقلاب هنوز تمام نشده است، شرایط اقتصادی و اجتماعی در کشورهای فلک زده خرابتر از آن است که به این زودی‌ درست شود، جرقه‌ای که خودسوزی جوان تونسی به خرمن نارضایتی مردم منطقه زد آتشی شد که شعله‌اش به این زودی‌ها خاموش نمی‌شود،<span id="more-16965"></span> با این حال نمی‌توان انکار کرد که بسیاری از جمله مصری‌ها سرخورده شده‌اند، زنان مصری افسرده‌اند، آنان بزرگترین بازندگان انقلاب ناتمام مصر هستند، انقلاب می‌شود که وضع بهتر شود نه بدتر! زنان اما مستأصل مانده‌اند که چه کنند؟ این زنان با هزار آرزو پا به پای مردان علیه حکومت دیکتاتوری مبارک مبارزه کردند و موفق به سرنگونی او شدند اما اکنون خودشان نگونسار شده‌اند! تصاویر و فیلم‌های ویدئویی که از کتک زدن زنان در خیابان‌های مصر در همۀ دنیا پخش شده مردم را حیران کرده است، عده‌ای سرباز و پلیس‌ زنی را وحشیانه روی زمین می‌کشند و سبعانه با باتوم به سر و رویش می‌زنند، با پوتین به سینه‌اش می‌کوبند و له و لورده و نیمه لخت وسط میدان تحریر رهایش می‌کنند!</p>
<p>این زن از خیل زنانی بود که دلگرم از آتش قیام مردم برای آزادی همراه دیگر مردم ستمدیده علیه حکام مصر تظاهرات کرده بود اما به جای شهد پیروزی، زهر تحقیر و کتک به خوردش داده شد، زنان به طور سیستماتیک از جامعه حذف می‌شوند، درواقع یک سال پس از سقوط حسنی مبارک معلوم شده است که زنان بازندگان بزرگ این تغییر بوده‌اند! نتیجۀ انتخابات پارلمانی نیز به ضرر آنهاست و فقط شمار اندکی از آنها توانسته‌اند به مجلس ۴۹۸ نفری مصر راه یابند، زمان حسنی مبارک زنان ۱۲ درصد سهمیه داشتند اما شورای نظامیان حاکم این سهیمه را لغو کرده‌ است، احزاب سیاسی نیز موظف بودند دست کم اسم یک زن را در فهرست‌های انتخاباتیشان بگنجانند اما در انتخابات اخیر سلفی‌های به غایت محافظه کار زیر بار نرفتند که عکس زنی را در میان نامزدهای خودشان بگذارند، آنها برای رفع تکلیف عکس گل را به جای صورت زن روی پلاکاردهای تبلیغاتیشان چسباندند! در میان اخوان المسلمین هم که با ۲۲۰ کرسی اکثریت مجلس را در اختیار دارند زنان هیچ اختیاری ندارند! با این وضعیت در میان ۱۰۰ قانونگزاری که آخر ماه فوریه امسال از میان نمایندگان دستچین می‌شوند هیچ زنی نخواهد بود! در شورای حکومتی دست نشاندۀ سران ارتش هم تنها سه نفر از اعضای سی نفرۀ کابینه زن‌ هستند، تمام ۲۷ استاندار کشور مرد هستند، رئیس جمهوری هم که آخر ماه ژوئن قرار است انتخاب شود حتماً مرد خواهد بود!</p>
<div id="attachment_16967" class="wp-caption alignright" style="width: 160px"><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/aegypten-2-540x304.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-16967" title="aegypten-2-540x304" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/aegypten-2-540x304.jpg?w=150&#038;h=84" alt="" width="150" height="84" /></a><p class="wp-caption-text">زنان مصری افسرده‌اند. آنان بزرگ‌ترین بازندگان انقلاب ناتمام مصر هستند. انقلاب می‌شود که وضع بهتر شود، نه بدتر. زنان اما مستاصل مانده‌اند که چه کنند</p></div>
<p>در قیام علیه حکومت دیکتاتوری زنان دوش به دوش مردان جنگیدند، ۱۸ روز تمام در میدان تحریر ماندند، بیماران و مجروحان را تیمار کردند، اما دست آخر که مبارک سقوط کرد به آرزویشان ( آزادی و برابری با مردان ) نرسیدند، هدى بادران Hoda Badran رئیس “اتحادیه زنان عرب” (AAW) و از دیپلمات‌های کار کشتۀ سازمان ملل دلش خون است که در زمینۀ آزادی و عدالت اجتماعی چیزی گیر زنان نیامده است! او می‌گوید: ” تمام تصمیم‌های مهم سیاسی فقط به یک سو متمایل بودند، به این که زن‌ها را از قدرت پس برانند و در تصمیم‌گیری‌ها شریک نکنند!” به راستی هم که اگر خوب نگاه کنیم خانه از پای بست ویران است، بنا به تحقیق یک سازمان بررسی‌های اقتصاد جهانی در ژنو وضع مصر از نظر برابری حقوق اجتماعی زن و مرد بسیار نامناسب است، از میان ۱۳۴ کشور مورد مطالعۀ این سازمان مصری‌ها در ردیف ۱۲۵ قرار دارند، تنها دلخوشی مصری‌ها شاید این باشد که وضعیتشان از بقیۀ کشورهای عربی چندان بدتر نیست، در این فهرست تونس که وضعیتش کمی بهتر است در ردیف ۱۰۷ است، چند کشور اروپای غربی در بالاترین و کشورهای آسیائی و آفریقایی در قعر این فهرست قرار دارند، در همه پرسی این سازمان در میان افراد برگزیده‌ای از گروه‌های مختلف ۶۰ درصد مردان مصری به آزار جنسی زنان اعتراف کرده‌اند، تبعیض بی حساب و کتاب در پیدا کردن کار و هم تحقیر و توهین در موقع کار، ختنۀ دختران و ازدواج با دختربچه‌ها هم جای خود را دارد و در این کشور جزو امور روزمره است.<br />
چند هفته بعد از سقوط مبارک تظاهرات زنان به مناسبت روز هشت مارس (روز جهانی زن) در میدان تحریر برپا شد اما بیش از ۲۰۰ نفر با مشت و لگد به آنها حمله کردند! نیروهای ارتش فقط تماشاگر این صحنه بودند و به جای این که جلوی اراذل و اوباش را بگیرند زن‎های کتک خورده را بازداشت کردند و در زیرزمین موزۀ مصر از آنها آزمایش بکارت گرفتند! چندی بعد دادگاهی در مصر این “آزمایش بکارت” را ممنوع کرد، قبلاً یک ژنرال ارتشی در توجیه این کار انجام آن را برای رفع اتهام تجاوز از سربازان دانسته بود! از میان انبوه بازداشت شدگان فقط یک زن به نام سمیرا ابراهیم محمد (Samira Ibrahim Mohamed) جرأت کرد علیه شورای نظامی حاکم شکایت کند، این زن ۲۵ ساله هنوز دنبال محاکمۀ افسران مسئول ضرب و شتم و تحقیر جنسی زنان است اما هر روز تلفنی به مرگ یا تجاوز تهدید می‌شود! نوال سعداوی (Nawal al Saadawi) نویسنده و فمینیست هشتاد سالۀ مصری که از این همه ستم جانش به لب رسیده است فریاد می‌زند: ” قانون شریعت سر تا پا دروغ است، این قانون را خدا ننوشته است، مردها نوشته‌اند! ما زیر سلطۀ یک سیستم طبقاتی مردسالارانه‌ هستیم، ارتش بخشی از این سیستم و رژیم بخش دیگر آن است، همه در پی آنند که ما زن‌ها را کنار بزنند و اگر کنار نرفتیم هلمان بدهند و به زمین بزنند و زیر پا لهمان کنند!”<br />
<a href="http://www.radiozamaneh.com/society/women/2012/01/21/10266">منبع </a><br />
منبع:<br />
<a href="http://www.zeit.de/politik/2012-01/aegypten-frauen-wahl">سایت هفته‌نامه &#8220;دی تسایت&#8221;</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16965/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16965/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16965/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16965/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16965/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16965/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16965/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16965/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16965/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16965/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16965/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16965/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16965/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16965/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16965&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/22/%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b5%d8%b1-%d9%80-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d9%82%d9%84%d8%a7%d8%a8-%d9%86%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-martin.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-martin</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/aegypten-2-540x304.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">aegypten-2-540x304</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>فحشا &#8211; وضعیت اسفبار زنان در حکومت ولایت فقیه</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/21/16957/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/21/16957/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Jan 2012 12:57:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[تجارت سکس]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16957</guid>
		<description><![CDATA[جهان زن ـ آنچه در این ویدئو کلیپ می شنوید فریاد اعتراض زنی است که مجبور به تن فروشی شده است. در کشوری که ادعای عفت و عصمت دارد اما فضای ایجاد کرده و وضعیتی به بار آورده است که برای امرار معاش، برخی از زنان کشور مجبورند، تن شان این تنها سرمایه شان را [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16957&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>جهان زن ـ آنچه در این ویدئو کلیپ می شنوید فریاد اعتراض زنی است که مجبور به تن فروشی شده است. در کشوری که ادعای عفت و عصمت دارد اما فضای ایجاد کرده و وضعیتی به بار آورده است که برای امرار معاش، برخی از زنان کشور مجبورند، تن شان این تنها سرمایه شان را به صورت کالا در اختیار دیگران قرار دهند. این دردآور است. شنیدن حرف های این زن، بسیار غم انگیز است.<br />
فحشا &#8211; وضعیت اسفبار زنان در حکومت ولایت فقیه<br />
<span style="text-align:center; display: block;"><a href="http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/21/16957/"><img src="http://img.youtube.com/vi/oRfr1ScreVQ/2.jpg" alt="" /></a></span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16957/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16957/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16957/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16957/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16957/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16957/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16957/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16957/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16957/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16957/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16957/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16957/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16957/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16957/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16957&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/21/16957/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://img.youtube.com/vi/oRfr1ScreVQ/2.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>بازی با عروسک های باربی حرام است!</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/21/16953/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/21/16953/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Jan 2012 07:09:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[Uncategorized]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16953</guid>
		<description><![CDATA[بازی با عروسک های باربی حرام است! پلیس برای برخورد با آنچه «نشانه‌های فرهنگ غربی» در ایران نامیده فروش عروسک‌های باربی را ممنوع کرده و چند اسباب‌بازی فروشی در تهران را به خاطر فروش باربی پلمب کرده است! خبرگزاری نیمه رسمی مهر به نقل از یک منبع آگاه پلیس تهران گزارش داده است که پلیس [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16953&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/karkan-ir_0210.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/karkan-ir_0210.jpg?w=150&#038;h=150" alt="" title="karkan.ir_0210" width="150" height="150" class="alignright size-thumbnail wp-image-16954" /></a>بازی با عروسک های باربی حرام است!<br />
پلیس برای برخورد با آنچه «نشانه‌های فرهنگ غربی» در ایران نامیده فروش عروسک‌های باربی را ممنوع کرده و چند اسباب‌بازی فروشی در تهران را به خاطر فروش باربی پلمب کرده است! خبرگزاری نیمه رسمی مهر به نقل از یک منبع آگاه پلیس تهران گزارش داده است که پلیس از اسباب‌بازی‌ فروشی‌ها و عرضه کنندگان محصولات فکری در پایتخت بازرسی کرده و ده ها فروشگاه عرضه کنندۀ عروسک‌های باربی را پلمب کرده است،<span id="more-16953"></span> پلیس وجود عروسک‌های باربی در ایران را «مظاهر غربی و ترویج دهندۀ بی‌بندوباری!» اعلام کرده و گفته است که وارد فاز جدید برخورد با این گونه مظاهر شده است، در این گزارش گفته نشده که کدام دستگاه انتظامی یا قضائی ایران دستور برخورد با مغازه‌های عرضه کنندۀ باربی را صادر کرده است؟ ممنوعیت فروش عروسک‌های باربی نخستین بار حدود ۱۵ سال پیش در ایران اعلام شد و مدتی بعد جمع آوری باربی از سطح اسباب‌بازی‌ فروشی‌ها در دستور کار پلیس قرار گرفت، مقام‌های ایران از سال ۱۳۷۵ تلاش کرده‌اند که عروسک‌های داخلی «دارا» و «سارا» را جایگزین عروسک «باربی» و عروسک «کن» کنند اما در اجرای این کار موفق نشده‌اند، یک مادر جوان به خبرگزاری رویترز گفته است: دخترم باربی را ترجیح می‌دهد و می‌گوید دارا و سارا زشت و چاق هستند.</p>
<p>فروشنده یک اسباب‌بازی فروشی در تهران با اشاره به یک عروسک با لباس سیاه بلند گفته است: این عروسک‌های باحجاب را در ویترین قرار می‌دهیم که پلیس فکر کند تنها این نوع عروسک‌ها را می‌فروشیم اما همچنان پنهانی باربی می‌فروشیم، صاحب یک اسباب‌بازی فروشی گفته است که پلیس از حدود سه هفته پیش (اوایل دی ماه) از اسباب‌بازی‌ فروشی‌ها خواسته که عروسک‌های باربی را جمع کنند، در اردیبهشت سال ۸۷ قربانعلی دری نجف‌آبادی دادستان کل وقت ایران از عروسک‌های غربی مانند باربی به عنوان «زنگ خطر فرهنگی» در کشور نام برده بود، در آن زمان آقای دری نجف‌آبادی در نامه‌ای خطاب به معاون اول آقای احمدی‌نژاد گفته بود که ایران در میان کشورهای جهان سومین وارد کنندۀ اسباب بازی است و واردات این نوع عروسک و اسباب بازی‌ها را تهدیدی علیه «شخصیت و هویت» نسل آینده‌ کشور دانسته بود! با وجود آن که ایران به ویژه از زمان دولت محمود احمدی‌نژاد برخورد با مظاهر فرهنگ غربی در این کشور ازجمله کتاب‌ها، فیلم‌ها، تلویزیون‌های ماهواره‌ای، مدل‌های مو و لباس را در دستور کار خود قرار داده است اما جوانان ایرانی همچنان علاقه مندی خود را به فرهنگ غربی نشان داده‌اند، در شرایطی که مبارزه با «تهاجم فرهنگ غربی» از زمان انقلاب اسلامی ایران در دستور کار این کشور قرار گرفته اما حتی کانال‌های تلویزیون جمهوری اسلامی هر هفته فیلم‌های ساخت هالیوود را پخش می‌کنند!<br />
<a href="http://www.mardomak.org/story/68252">منبع</a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16953/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16953/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16953/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16953/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16953/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16953/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16953/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16953/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16953/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16953/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16953/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16953/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16953/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16953/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16953&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/21/16953/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/karkan-ir_0210.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">karkan.ir_0210</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>آفرينش هنری الزام مبارزه را کم نمی‌کند</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/21/16950/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/21/16950/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Jan 2012 06:52:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان هنرمند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16950</guid>
		<description><![CDATA[آفرينش هنری الزام مبارزه را کم نمی‌کند عباس معروفی عباس معروفی، از چهره‌های سرشناس ادبیات امروز ایران، در واکنش به جنجال رسانه‌ای اخیر بر سر انتشار عکس و ویدئوکلیپی از گلشیفته فراهانی نامه‌ای خطاب به او نوشته و آن را برای انتشار در اختیار رادیوفردا گذاشته است. خانم فراهانی هفته گذشته با انتشار این عکس [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16950&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-golshifte.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-golshifte.jpg?w=150&#038;h=112" alt="" title="jz-golshifte" width="150" height="112" class="alignright size-thumbnail wp-image-16951" /></a>آفرينش هنری الزام مبارزه را کم نمی‌کند<br />
عباس معروفی<br />
عباس معروفی، از چهره‌های سرشناس ادبیات امروز ایران، در واکنش به جنجال رسانه‌ای اخیر بر سر انتشار عکس و ویدئوکلیپی از گلشیفته فراهانی نامه‌ای خطاب به او نوشته و آن را برای انتشار در اختیار رادیوفردا گذاشته است. خانم فراهانی هفته گذشته با انتشار این عکس در ضمیمه هفتگی مجله فرانسوی فیگارو برای جامعه ایرانی جنجال‌آفرین شد.<span id="more-16950"></span></p>
<p>هنرمند زيبا و برجسته ايران<br />
خانم گلشيفته فراهانی عزيز</p>
<p>من هم مثل بقيه خبر را خواندم و همه چيز را ديدم. خبر بسيار ساده است: ژان موندينو، عکاس سرشناس فرانسوی، از شانزده بازيگر جوانی که نام‌شان برای نامزدی بخش بهترين &#8220;بازيگر مستعد&#8221; جوايز سينمايی سزار مطرح شده، عکس‌هايی گرفته که در نوع خود تازه نيست، اما همچون قرار گرفتن نُت‌های کوچولو در کنار همديگر، صدای تازه‌ای از آن برخاسته است.</p>
<p>همچنين فيلم کوتاهی برای مراسم سزار ساخته شده که بازيگران مطرح جوان را در حال برهنه شدن نشان مي‌دهد. اين فيلم حامل پيامی والا و انسانی و مهم است با چنين مضمونی: «به من نگاه کن&#8230; در اين لحظه برهنه‌ام، رها از بند تن و روان&#8230; هنر من نقش بازی کردن است&#8230; تو به من اعتبار مي‌بخشی&#8230; من به روياهای تو جان مي‌بخشم&#8230; احساسات لطيف تو را برمی‌انگيزم&#8230; با اشک و لبخند&#8230;»</p>
<p>بعد البته مجله فيگارو عکس گلشيفته فراهانی را از اين مجموعه حذف کرد و فيلم رسمی آن که در يوتيوب منتشر شده بود، مدتی غير قابل دسترسی بود.</p>
<p>واکنش‌های مثبت و منفی به انتشار اين عکس بسيار چشمگير بود. در بسياری از اين نظرها کاربران ضمن دفاع از اين عمل گلشيفته فراهانی، کار او را شجاعانه خواندند. در مقابل مخالفان نيز برهنه شدن گلشيفته فراهانی در مقابل دوربين را عملی ناپسند بر شمردند و آن را مغاير با ارزش‌های زن، جامعه اسلامی، جنبش سبز، هنرمندان ايرانی و غيره دانستند.</p>
<p>اين دو روز هر آن چه نمی‌بايست مي‌خواندم و مي‌شنيدم در فيس‌بوک و سايت‌های خبری ديدم و خواندم و حيرت کردم از جامعه‌ای که تيراژ نشريات زردش هزار برابر بالاتر از تيراژ يک نشريه هنری است.</p>
<p>هر کس از يک دريچه به ماجرا خيره شد و آن را مورد تفسير و تحليل قرار داد. موافق، مخالف، ممتنع، اما کسی به اين نپرداخت که شما هنرپيشه‌ايد. اين هم نقشی بود از يک هنرپيشه مثل بقيه نقش‌هاش. چه فرقی دارد خانم فراهانی که چه نقشی بازی کنيد، مهم اين است که نقش را دربياوريد.</p>
<p>اگر از پس يک نقش برنياييد اين حق را به عنوان يک تئاتری يا نويسنده دارم که کارتان را نقد کنم، اما پرداختن به مسائل اخلاقی و ايدئولوژيکی و دينی و سياسی و سليقه‌ای به من مربوط نيست. به هيچ کس مربوط نيست.</p>
<p>راستش من از چادر بدم مي‌آيد، اما هرگز نقش‌هايی که شما با چادر بازی کرديد مرا آزار نداد. چون بازيگر هستيد و اين ذات حرفه بازيگری است. کارگردان به شما مي‌گويد در اين فيلم يا تئاتر فلان نقش را بازی کن، اين لباس توست، اين ديالوگ‌های توست، و اين هم نقش تو.</p>
<p>فيلمنامه را مي‌خوانی، حس مي‌گيری، در قالب نقش فرو مي‌روی، مي‌شوی آن ديگری.</p>
<p>ديگر به کسی مربوط نيست که اين وسط چه بلايی سرت مي‌آيد، به هيچ کس مربوط نيست که ويوين لی، همان اسکارلت دوست‌داشتنی به خاطر بازی در فيلم «اتوبوسی به نام هوس» چقدر از عمرش را در آسايشگاه روانی گذراند.</p>
<p>تماشاچی در تاريکی نشسته فقط تحسين مي‌کند و سوت مي‌زند و بعد به خانه‌اش مي‌رود. و اصلاً اهميت ندارد که يک رمان‌نويس چه بلايی سر جسم و جانش مي‌آيد تا يک رمان را تمام کند.  مردم مي‌خوانند و نظر مي‌دهند و بعد به خانه‌شان مي‌روند.</p>
<p>اما حالا اين نقش تازه و کوتاه شما به همه مربوط شده، و هرکس از زاويه‌ای ماجرا را تحليل و تفسير مي‌کند، بی آن که از بدبختي‌های اين حرفه کوچک‌ترين اطلاعی داشته باشد.</p>
<p>مي‌شناسم زنانی را که از چادر متنفرند ولی نسبت به بازی شما در اين فيلم کوتاه، واکنش خاله‌زنکی نشان داده‌اند و برهنه شدن شما را توهين دانسته‌اند.</p>
<p>نيمی از دهه شصتی‌ها حتا وجدان‌شان را زير پا مي‌گذارند تا از لذت تن عقب نمانند، حالا يکباره گلشيفته را از جنبش سبز اخراج مي‌کنند؟ مگر گلشیفته طلايه‌دار شما نيست برای آزادی تن؟ آن هم آزادی تنی که در اختيار صاحبش است، نه در اختيار يک ايدئولوژی که اين تن را زير بازجويی و فشار و شکنجه و تجاوز له و نابود کند.</p>
<p>بدترين‌شان کسانی بودند که همزمان با دستگير شدن پرستو دوکوهکی عزيز، به شما خرده گرفتند که «در زمانی که پرستو در زندان زير فشار بازجويی است&#8230;» وای بر ما! انگار گلشيفته باعث زندانی شدن پرستو يا مرضيه بوده است.</p>
<p>عده‌ای هم يک مخلوط سياسی هنری درست کردند که «گلشيفته را رها کنيد! پرستو و مرضيه زير ضرب عقده‌های جنسی بازجوهای اوين مانده‌اند!»</p>
<p>تماشای هنر الزام مبارزه را کم نمي‌کند. يا به عبارتی ديگر، مبارزه کردن و قربانی دادن لزوماً به تعطيلی هنر نمي‌انجامد. همچنان که برنده شدن فيلم &#8220;جدايی نادر از سيمين&#8221; دخلی به دستگير شدن پرستو و مرضيه و شيوا و ديگران ندارد. چرا جامعه من يک مخلوط‌کن مزخرف گذاشته جلوش و هر خبری آمد مي‌ريزد توی آن و همش مي‌زند؟ چقدر اين جامعه معجون افلاطون مي‌نوشد؟ چرا نمي‌تواند خبر زلزله را از خبر اسکار گرفتن‌مان تفکيک کند؟ چرا هر چيزی را به چيزی ديگر وصل مي‌کند؟ و آن يکی می‌گويد: «هنرپيشه فيلم اصغر فرهادی لخت شد.» اين جنايت است در حق گلشيفته و فرهادی و جامعه هنری.</p>
<p>اگر قرار باشد هر انسانی نقشی را که برايش تعيين کرده‌اند نپذيرد، و نقش خودش را بازی کند، خب برويد سخنرانی هيتلر و خامنه‌ای و صدام حسين و سياستمداران ديگر را تماشا کنيد، ببينيد ريا و تزوير و دروغ را. برويد پای سخنان وزيران کج و کوله اين سی سال وزارت ارشاد و دلايل سانسورچی بودن‌شان را از زبان خودشان بشنويد.</p>
<p>چرا آمده‌ايد سراغ هنر؟ چرا مي‌خواهيد رمان بخوانيد؟ چرا پا به سينما و تئاتر گذاشته‌ايد؟ دنيای هنر، دنيای تخيل ماست، دنيای آرزوهای ماست برای خوشبخت‌تر زيستن آدم‌ها، برای به نقد کشيدن جامعه و شخصيت‌هاش، برای بازسازی سرگذشت‌های ديگر تا مردم خود را با ما همزاد بپندارند.</p>
<p>دنيای هنر، دنيای بی‌مرز شدن رويا و تخيل و واقعيت و افسانه است، فيگورهای ما همه در ذهن ما آفريده مي‌شوند و بر صفحه کاغذ يا صحنه نمايش شکل مي‌گيرند. شوربختانه سياستمداران به ويژه ديکتاتورها عاشق فيگورهای رويا و تخيل ما مي‌شوند و آن گاه به رويای ما تجاوز مي‌کنند؛ چه در کلام و چه در عمل. اين هرگز قابل بخشش نيست، و آنها جامعه را به ورطه‌ای مي‌کشانند که دير يا زود بايد بابت اين کج‌فهمی هزينه‌های سنگين بپردازد.</p>
<p>گلشيفته عزيز</p>
<p>کاری که شما کرديد کار حرفه‌ای شما بود، و بسيار قشنگ و موجز در بين بقيه هنرپيشگان درخشيديد، و آن حيای ايرانی را در حين رفتارتان به ما نشان داديد. من به عنوان يک همکار برای اين بازی به شما تبريک مي‌گويم و از شما حمايت مي‌کنم. مي‌خواهم بگويم خوشحال باشيد، کاری مهم انجام داده‌ايد که جامعه هنری بعدها به شما افتخار خواهد کرد.</p>
<p>اسم من عباس معروفی است، با تمام طول و عرض و قد و قواره‌اش، حالا محکم کنار شما مي‌ايستد تا هرگز احساس تنهايی و نوميدی به خودتان راه ندهيد. نقش‌هاي‌تان را هميشه دوست دارم.</p>
<p>با احترام<br />
عباس معروفی<br />
۱۳۹۰/۱۰/۳۰<br />
<a href="http://www.radiofarda.com/content/f3_marofi_letter_to_golshifteh_farahani_madam_figaro_clip_nude/24457929.html">منبع</a> </p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16950/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16950/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16950/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16950/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16950/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16950/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16950/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16950/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16950/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16950/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16950/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16950/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16950/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16950/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16950&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/21/16950/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-golshifte.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-golshifte</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>تعاریف گم شده در جرم انگاری تجاوز جنسی در ایران</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16947/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16947/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 23:36:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[افروز مغزی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت علیه زنان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16947</guid>
		<description><![CDATA[تعاریف گم شده در جرم انگاری تجاوز جنسی در ایران افروز مغزی، وکیل پایه یک دادگستری تا قانون خانواده برابر: پس از تجاوزات گروهی خمینی شهر و کاشمر و حساسیت بالای اجتماعی در این خصوص، تحلیل ها و اظهار نظرهای مختلفی از سوی مقامات رسمی تا کارشناسان و مردم به گوش رسید. عده ای به تحلیل [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16947&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-afrouz.jpg"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-16948" title="jz-afrouz" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-afrouz.jpg?w=150&#038;h=112" alt="" width="150" height="112" /></a>تعاریف گم شده در جرم انگاری تجاوز جنسی در ایران<br />
افروز مغزی، وکیل پایه یک دادگستری<br />
<strong><a href="http://fairfamilylaw.org/spip.php?article5804">تا قانون خانواده برابر</a>:</strong> پس از تجاوزات گروهی خمینی شهر و کاشمر و حساسیت بالای اجتماعی در این خصوص، تحلیل ها و اظهار نظرهای مختلفی از سوی مقامات رسمی تا کارشناسان و مردم به گوش رسید. عده ای به تحلیل علل وقوع آن پرداختند و عده ای دیگر خواهان برخورد شدید دستگاه قضایی و پلیس با بزهکاران بودند. در این میان عده ای نیز از قانون گفته و به ویژه به تقبیح یا تایید مجازات اعدام در برخورد با متجاوزان جنسی پرداختند.<span id="more-16947"></span></p>
<p>در قانون مجازات اسلامی تجاوز جنسی با عنوان زنای به عنف جرم انگاری شده و قانون گذار با در نظر گرفتن مجازات اعدام به دنبال شدیدترین برخورد با مرتکبان این جرم و تقبیح این عمل بوده است. با این وجود با مشاهده محاکمات رسیدگی به پرونده های تجاوز جنسی و شنیدن تجربه قربانیان آن متوجه می شویم که اولین عنصر مفقوده در جرم انگاری تجاوز جنسی، قربانی تجاوز است. در این جرم انگاری واقعیت های بیرونی و عینی نادیده گرفته شده و نه تنها نتوانسته حس اجرای عدالت را برای قربانیان تجاوز جنسی به همراه آورد، که حتی به نظر نمی رسد در تامین اهداف عمومی تعیین مجازات ها چون ارعاب عمومی و تنبیه مرتکب نیز موفق بوده باشد.</p>
<p>علاوه بر نقصان های وارده بر تعریف جرم تجاوز و مجازات در نظر گرفته شده برای آن، قربانیان تجاوزجنسی با مشکلات بزرگی در نحوه تحقیقات و رسیدگی به جرم در دادگاه ها مواجه هستند. این مشکلات دارای چنان وسعتی است که بسیاری از شاکیان پس از مدتی عطای اجرای عدالت را به لقلایش بخشیده و از پیگیری پرونده منصرف می شوند. این نوشتار صرفا به بررسی تجاوز جنسی از منظر قانون پرداخته و جا دارد به طور جداگانه مشکلات تحقیقات و رسیدگی به جرم تجاوز جنسی مورد توجه قرار گیرد.</p>
<ol>
<li><strong>جرم انگاری تجاوز جنسی و سیر تاریخی</strong></li>
</ol>
<p>سابقه قانونگذاری در مورد تجاوز جنسی در ایران به قانون مجازات عمومی مصوب 1304 و بند الف ماده 207 بر می گردد. در این قانون تجاوز جنسی با عنوان هتک ناموس جرم انگاری شده و بیان داشته هرکس به عنف و اکراه هتک ناموس زنی را بنماید به حبس از سه تا ده سال محکوم می شود. این ماده به مواردی چون وضعیت خاص بزه دیده و بزهکار توجه و در مواردی اشد مجازات را برای مرتکب جرم در نظر گرفته است. همچنین در مورد اطفال زیر 15 سال رضایت طفل در برقراری رابطه جنسی موجب سلب مسئولیت فرد بزرگسال نشده و صرف رابطه جنسی با فرد زیر 15 سال تحت عنوان هتک ناموس قرار گرفته است.</p>
<p>در این ماده تعریف واژه هتک ناموس مبهم است و موارد تشدید مجازات در نظر گرفته دارای محدودیت است. همچنین تجاوز جنسی در رابطه زناشویی به رسمیت شناخته نشده است. به طور کلی می توان گفت از نظر شکلی و ماهیتی و فن قانون نویسی اصلاح قانون ضروری بوده است. با این وجود این ماده از این قابلیت برخوردار بوده که وضعیت های مختلف تجاوز جنسی را پوشش دهد و برحسب شدت جرم صورت گرفته چه از نظر اخلاقی و اجتماعی و چه از منظر حمایت از بزه دیده، مجازاتی متناسب با عمل بزهکار برای وی در نظر گرفته شود. با تصویب قانون مجازات اسلامی این ماده نسخ گردید و در حال حاضرتجاوز جنسی با عنوان زنای به عنف در قانون مجازات اسلامی جرم انگاری شده است.</p>
<ol>
<li><strong>بندی از ماده 82 قانون مجازات اسلامی</strong></li>
</ol>
<p>در قانون مجازات اسلامی با فقدان تعریف دقیقی از تجاوز جنسی روبرو هستیم . تجاوز جنسی با عنوان زنای به عنف در بندی از ماده 82 قانون مجازات اسلامی در فصل حدود و در اقسام حد زنا آمده که بیان داشته چنان چه زنا با عنف و اکراه صورت گیرد ، مجازات زانی قتل است. تعریف زنا نیز در ماده ۶۳ آمده است . در این ماده زنا جماع مرد با زنی تعریف شده است که ذاتا بر او حرام باشد. بدین ترتیب، وقوع تجاوز جنسی بر پایه قانون منوط به شرایط زیر است :</p>
<ul>
<li> رابطه جنسی بین مرد و زن؛</li>
<li> عدم وجود علقه زوجیت</li>
<li>وجود عنف و اکراه در ایجاد رابطه جنسی از سوی مرد</li>
</ul>
<p>آن چه تجاوز جنسی را از سایر روابط جنسی مشمول حد زنا متمایز می سازد وجود عنف و اکراه در رابطه است. در تشخیص معنای عنف و اکراه با ابهام قانونی روبرو هستیم و قانونگذار مشخص نکرده واژگان ذکر شده دارای چه مصادیقی است. عنف در لغت به معنای قهر و غلبه است که لازمه آن اظهار کراهت و مقاومت از سوی بزه دیده می باشد. در اکراه نیز شخص به دلیل ترس از تهدید تن به عملی می دهد که خوشایند وی نیست. لذا با توجه به ظاهر ماده اظهار کراهت در برقراری رابطه جنسی از سوی زن ضروری است تا بتوان جرم صورت گرفته را به عنوان تجاوز جنسی محسوب نمود. نکته ابهام آور در این ماده ایجاد رابطه جنسی با شخص خواب یا بیهوش است. زیرا امتناع و اکراه بزه دیده در حین خواب یا بیهوشی مشخص نیست. علاوه بر ابهام قانونی، در متون فقهی نیز نظرات متفاوتی وجود دارد. بدین ترتیب دادگاه ها در صدور حکم زنای به عنف در این موارد دچار تشکیک بوده و عملا احکامی متفاوت صادر می شود.(1)</p>
<ol>
<li><strong>مواردی که تجاوز جنسی محسوب نمی شود</strong></li>
</ol>
<p>تعریف تجاوز جنسی و تعیین محدوده آن از موضوعات قابل بحث در عالم حقوق بوده است. روند قانون گذاری در این خصوص به سمت گسترده کردن مفهوم ارتباط جنسی، نحوه اجبار و تشدید مجازات در موارد خاص بوده است. آخرین و کامل ترین تعریف از این جرم در دادگاه بین المللی روآندا صورت گرفته که تجاوز جنسی را اعمال تجاوز فیزیکی با ماهیت جنسی به یک شخص تحت اجبار می داند. (2)</p>
<p>در قانون مجازات اسلامی معنای محدودی از تجاوز جنسی تحت عنوان زنای به عنف مورد پذیرش قانونگذار قرار گرفته و موارد زیر خارج از تعریف قانونی زنای به عنف است.</p>
<ul>
<li><strong>محدود کردن تجاوز به عمل جماع</strong></li>
</ul>
<p>ماده 63 قانون مجازات اسلامی زنا را محدود به عمل جماع بین زن و مرد دانسته است. بدین لحاظ چنان چه عمل جنسی با سایر ابزار و آلات غیر از آلت جنسی مردانه صورت گیرد، موضوع نه تنها به عنوان جرم زنای به عنف محسوب نمی شود، بلکه حتی تحت عنوان زنا نیز قرار نمی گیرد.</p>
<ul>
<li><strong>تجاوز در زناشویی </strong></li>
</ul>
<p>دردسامبر 1993 کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در بیانیه ای خشونت علیه زنان را منع کرد و تجاوز زناشویی را جزء موارد خشونت جنسی و منافی با حقوق بشر قلمداد نمود ودبیر کل سازمان ملل در سال 2006 اعلام کرد که تجاوز زناشویی در 104 کشور جهان تحت پیگرد قانونی قرار می گیرد. (3)</p>
<p>در حقوق ایران چنان چه در ماده 63 ق.م.ا در تعریف زنا ذکر شده زنای به عنف مربوط به رابطه جنسی بین زن و مردی است که بر یکدیگر حرام باشند . بدین ترتیب تجاوز جنسی در رابطه زناشویی و از ناحیه شوهر مورد پذیرش قانونگذار قرار نگرفته است. این معافیت قانونگذار در مورد شوهر به نظر می رسد به این معناست که مجوز رسمی ازدواج می تواند به عنوان مجوز تجاوز جنسی هم تلقی شود. در کشورهای مسلمان اغلب این امر با وظیفه تمکین زن از مرد توجیه می شود. به موجب منابع فقهی و قانونی در ایران نیز داشتن رابطه جنسی از حقوق زناشویی محسوب و مدیریت آن از لحاظ زمان و نحوه ارتباط چون سایر مسائل زندگی مشترک به شوهر واگذار شده است.</p>
<ul>
<li><strong>شرط رضایت در رابطه جنسی برای کودکان و نوجوانان</strong></li>
</ul>
<p>در اسناد بین المللی مربوط به تدوین قوانین حمایتی از اطفال در برابر آزار و سوء استفاده های جنسی این اصل مورد پذیرش قرار گرفته که طفل به دلیل عدم رشد عاطفی ، عقلی و بدنی از اراده و اختیار واقعی برخوردار نمی باشد. بدین جهت در ایجاد رابطه جنسی نیز رضایت طفل به عنوان رضایتی آزاد در نظرگرفته نشده و برای حمایت از کودک در برابر رفتارهای آسیب زننده به ساختار شخصیتی وی ، چنین رابطه ای از سوی فرد بزرگسال به عنوان تجاوز جنسی جرم انگاری می شود. در حقیقت مواردی چون تفاوت سنی و قدرت بین بزرگسال و کودک صرفا منجر به سوءاستفاده طفل برای ارضاء جنسی فرد بزرگسال است. رضایت کودک در برقراری رابطه جنسی با فرد بزرگسال علاوه بر موارد ترس یا اجبار می تواند ناشی از نیاز شدید کودک به حمایت فیزیکی یا عاطفی و توجه و وابستگی به بزرگسال باشد. بنابراین به دلیل عدم تکامل شخصیتی و توانایی و استقلال کودک چنین رضایتی نمی تواند ملاک ایجاد رابطه جنسی آزادانه باشد.(4)</p>
<p>در قانون ایران برخلاف این دیدگاه، وجود عنف و اکراه در برقراری رابطه جنسی با کودک همچون افراد بزرگسال شرط تحقق تجاوز جنسی است. رضایت کودک، رضایتی کامل در نظر گرفته شده و چنان چه در آراء مختلف دادگاه ها و همچنین نظریه اداره حقوقی دادگستری ذکر شده نابالغ بودن بزه دیده موجب تحقق جرم زنای به عنف نمی شود.(5) در موارد رابطه جنسی با کودکان اگر عنف و اکراه در رابطه جنسی به اثبات نرسد چنان چه کودک زیر سن بلوغ باشد فاقد مسئولیت کیفری شناخته شده و برای ایجاد رابطه جنسی نامشروع مجازات نمی شود. حال آن که اطفال بالاتر از سن بلوغ در معرض مجازات جرم زنا قرار می گیرند. این در حالی است که سن بلوغ در قانون برای برای دختر 9 سال و برای پسر 15 سال است. (6) بدین ترتیب نه تنها قانون ایران فاقد جنبه های حمایتی از کودکان در برابر خشونت های جنسی است بلکه با توجه به محدودیت سن مسئولیت کیفری، کودک می تواند به عنوان بزهکار محسوب و چون فردی بزرگسال برای داشتن رابطه جنسی نا مشروع مورد مجازات قرار گیرد.</p>
<ul>
<li><strong>خدعه و فریب برای ایجاد رابطه جنسی</strong></li>
</ul>
<p>یکی از اشکال تجاوز جنسی، تجاوز به وسیله آشنایان است که با خدعه و فریب با زنی رابطه جنسی برقرار می کنند. در قانون ایران زنای به عنف صرفا منحصر به اجبار زن به رابطه جنسی است و خدعه و فریب از جمله ارکان تشکیل دهنده این جرم قرار نگرفته است. قانونگذار چنین رابطه ای را مشمول جرم زنا به طور کلی قرار داده و هر دو طرف به مجازات محکوم می شوند. تنها در موردی که یکی از طرفین اعلام کند که حرام بودن جماع با ديگري را نمی دانسته &#8211; مثلا تصور می کرده دیگری همسر شرعی وی محسوب می شود- محکوم به حد زنا نمي‌شود. (7) بدین ترتیب با کنکاش در قانون می توان در مواردی که زن تصور می کرده مردی که با او رابطه جنسی برقرار می کند قانونا همسر اوست، صرفاً راه حلی برای عدم مجازات پیدا کرد. فقدان قانونگذاری در این زمینه در حالی است که اکثر شکایات مربوط به تجاوز در ایران مربوط به مواردی است که زنان توسط مردانی که با آن ها رابطه دوستی و آشنایی دارند با دستاویزهای چون وعده ازدواج یا شرعی بودن رابطه، فریب خورده و مورد سوءاستفاده جنسی قرار می گیرند.</p>
<ol>
<li><strong>میزان سرزنش اجتماعی و اخلاقی در موارد مختلف تجاوز جنسی</strong></li>
</ol>
<p>اصل فردی کردن مجازات ها با توجه به شرایط مختلف چون وضعیت فردی بزهکار، میزان آسیب وارده به بزه دیده و نحوه ارتکاب جرم با دادن ابزاری چون حداقل و حداکثر مجازت، تخفیف و تشدید مجازات و یا تعلیق مجازات در قانون، به قاضی اجازه می دهد تا مناسب ترین کیفر را برای مرتکب جرم در نظر گیرد. در جرم تجاوز جنسی نیز با توجه به این که تفاوت های فاحشی در عملکرد مجرمان و نحوه ارتکاب جرم وجود دارد، نمی توان برای تمامی مرتکبان آن قائل به یک مجازات واحد بود. مهم ترین مواردی که در اغلب کشورها در شدت مجازات مرتکب تجاوز جنسی موثر است مواردی چون میزان آسیب دیدگی بزه دیده ، سن بزه دیده و نوع روابط حاکم بر بزهکار و بزه دیده است.</p>
<p>در قانون مجازات اسلامی برای مرتکبان جرم تجاوز جنسی صرف نظر از شرایط مختلف حاکم بر آن، صرفا یک مجازات و آن هم اعدام در نظر گرفته شده است . مشکل این نحوه قانونگذاری و عدم توجه به شرایط مختلف حاکم بر عمل مجرمانه ، در دادگاه ها و نحوه صدور احکام خود را نشان می دهد . در حال حاضر به جرات می توان گفت اکثریت شکایات مربوط به تجاوز جنسی در دادگاه ها منجر به صدور حکم برائت می شود. دلیل صدور حکم برائت نه به جهت عدم اثبات اجبار و اکراه قربانی در برقراری رابطه جنسی که به این دلیل است که وجدان قضایی بین موارد مختلف تجاوز جنسی قائل به تفکیک است و لذا در بسیاری موارد اعدام را مجازاتی متناسب با عمل مجرمانه نمی داند. داشتن چنین نگرشی در قضات منجر به آن شده که دراغلب پرونده های تجاوز جنسی وقوع تجاوز را محرز ندانسته و اقدام به صدور رای برائت متهمان کنند. در این خصوص می توان به اظهارات دکتر ولی الله حسینی قاضی دادگاه کیفری استان تهران اشاره کرد که بیان می دارد«احکام این جرم یا برائت است یا اعدام حدِ وسطی ندارد. اگر اعدام نبود و به طور مثال 20 سال حبس بود قاضی نمی ترسید مجازات تعیین کند اما این مجازاتها کار را مشکل کرده است. از یک طرف مجبوریم حکم اعدام دهیم و از سویی اگر حکمی ندهیم روان از دست رفته یک زن قربانی را در نظر نگرفته ایم». (8)</p>
<p>در حال حاضر آن چنان که در خبرهای رسانه ای نیز به چشم می خورد صدور حکم اعدام و اجرای آن در اکثریت موارد برای تجاوزهای گروهی و یا تجاوز در موارد خاص چون تجاوز به کودکان است.مطمئنا چنان چه مجازات از حداقل و حداکثر برخورد بود و قضات قادر بودند با توجه به شرایط مختلف حاکم بر جرم به تعیین مجازات مبادرت ورزند و بسیاری از پرونده های تجاوز جنسی منجر به صدور حکم برائت متهم نمی شد .</p>
<ol>
<li><strong> مجازات اعدام</strong></li>
</ol>
<p>صرف نظر از نوع نگرش به مجازات اعدام و مباحث اخلاقی و ارزشی مربوط به آن ، قانونگذار در تعیین مجازات اهدافی چون تأمین نظم عمومی، کاهش جرم، تنبیه مجرم و جبران خسارات مادی و معنوی بزه دیده را دنبال می کند.مطمئنا چنان چه مجازاتی نتواند هیچ یک از اهداف عینی تعیین مجازات را تامین کند، تغییر آن ضروری است. در خصوص مجازات تجاوز جنسی نیز باید مشخص کرد تا چه حد مجازات اعدام توانسته اهداف مربوط به اعمال مجازات ها را برآورده سازد.</p>
<p>یافته های حقوقی در خصوص تاثیر مجازات ها نشان می دهد که حتمیت و قطعیت اجرای مجازات بیش از شدت آن می تواند در پیشگیری از وقوع جرم در جامعه و همچنین عدم تکرار جرم توسط بزهکار موثر باشد. در این راستا در بسیاری از خبرها می خوانیم جرم های بسیار خشن و گسترده توسط مجرمانی اتفاق افتاده که قبلا برای جرائم مختلف دستگیر شده ولی مجازات مناسب در خصوص آن ها اجرا نشده و این امر موجب گستاخی بیش تر آن ها و دیگر بزهکاران بالقوه در ارتکاب جرائم بزرگ تر شده است. بدین لحاظ در خصوص تأثیر مجازات اعدام برای متجاوزان جنسی نیز باید بررسی نمود تا چه میزان مرتکبان تجاوز جنسی خود را در معرض مجازات می دانند و یا به مجازات رسیده اند. با توجه به مبحث قبل مشخص می شود، مجازات اعدام خود مانعی بزرگ برای پذیرش وقوع تجاوز جنسی توسط قضات است و برای فرار از صدور مجازات اعدام در اغلب موارد حکم به برائت متهم می دهند. بدین ترتیب بسیاری ازمتجاوزان جنسی مجازات نمی شوند.</p>
<p>همچنین زمانی که متجاوز جنسی با وقوع یک تجاوز خود را در معرض اعدام می بیند دیگر برای ادامه اعمال مجرمانه خود چون تجاوز جنسی به زنان متعدد و اعمال خشونت های شدید واهمه ای احساس نمی کند؛ چرا که می داند در هرحال چه در یک مورد و چه در تعداد بسیار و صرف نظر از هر میزان اعمال خشونت با یک مجازات روبرو است .</p>
<p>از سوی دیگر در نظر گرفتن مجازات اعدام برای متجاوزان جنسی خود موجب شده تا قربانیان تجاوز علاقه ای به طرح شکایت نداشته باشند. این امر به ویژه در موارد تجاوز به وسیله آشنایان و خانواده خود را نشان می دهد. زیرا قربانی تجاوز در اغلب موارد علاقه ای ندارد دستش به خون خویشاوند و یا فرد آشنایش آلوده شود. بدین لحاظ بسیاری از موارد تجاوز جنسی هرگز اعلام نمی شود.</p>
<p>با ذکر تنها این سه نکته به نظر می رسد عملاً مجازات اعدام موجب عدم اثبات تجاوز، اعمال خشونت های بیش تر در هنگام تجاوز جنسی و تعدد موارد تجاوز توسط مرتکبان تجاوز جنسی شده است. همچنین مجازات اعدام نقش زیادی در عدم گزارش موارد تجاوز جنسی و در نتیجه تکرار تجاوز به قربانیان آن می گردد.</p>
<p><strong>سخن آخر</strong></p>
<p>پس از تجاوزهای گروهی اخیر یا موارد قبلی مسئولان ذی ربط از برخوردهای قاطع و سریع با مرتکبان جرم سخن گفتند. به همین علت دارهای برافراشته ملاکی بود از قطعیت برخورد با متجاوزان جنسی. حال آن که شدت مجازات در نظر گرفته نه آمار تجاوزهای جنسی را به زعم مسئولان دولتی کاهش داد و نه بزهدیدگان این جرائم تسلی یافتند. با بررسی قانون می بینیم اولین مشکل، نحوه جرم انگاری و تعیین مجازات تجاوز جنسی است. به لحاظ تعریف جرم ، تعریفی صریح، دقیق و منسجم از تجاوز جنسی در قانون وجود ندارد و قانونگذار به بسیاری از روابط جنسی همراه با اجبار بی اعتنا بوده و با وجود انتظارت اجتماعی حتی به جرم انگاری آن ها تحت عناوین دیگر نیز دست نزده است. از سوی دیگر مجازات تعیین شده برای تجاوز جنسی خود تبدیل به بزرگ ترین مانع صدور حکم و مجازات متجاوزان جنسی شده است. آن چه بعد از بررسی جرم زنای به عنف در قانون به ذهن می رسد آن است که هدف قانونگذار از این جرم انگاری و در نظر گرفتن مجازات شدید مرگ چه بوده است. آیا چنان چه گفته می شود تقبیح این جرم در بالاترین حد و دفاع از قربانیان جرم، دلیل قانونگذار است و یا آن را باید در ادامه نوع نگاه اعتقادی قانونگذار به مقوله جرائم جنسی دانست؟ در هر صورت به نظر می رسد اولین گام برای برخورد قاطعانه با پدیده مجرمانه تجاوز جنسی جرم انگاری تجاوز با توجه به انتظارات اجتماعی و تحولات حقوقی در این زمینه می باشد.</p>
<p><strong>منابع</strong></p>
<ol>
<li>محمد رضا حداد زاده نیری، مفهوم عنف، وبلاگ تخصصی حقوق ایران</li>
<li>روناک خاک،جرم‏انگاری خشونت جنسی در حقوق بین‏الملل کیفری، مجله حقوقی بین المللی، <a href="http://www.noormags.com/view/fa/magazinenumber/25975">پاییز و زمستان 1387 &#8211; شماره 39</a></li>
<li>دکتر محمود گلزاری. ماهنامه سپیده دانایی . شماره 13</li>
<li>در این خصوص از این منابع کمک گرفته شد: جمال بیگی ،بزه دیدگی اطفال در حقوق ایران ، نشر میزان،1384 - دکتر رزا قراچورلو .<a href="http://www.google.com.my/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2%20%D8%AC%D9%86%D8%B3%DB%8C%20%D8%A8%D9%87%20%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86%20%D8%B1%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D8%AA%20%D8%B7%D9%81%D9%84&amp;source=web&amp;cd=6&amp;ved=0CEoQFjAF&amp;url=http%3A%2F%2Fadalatgazaee.com%2Findex.php%3Foption%3Dcom_mtree%26task%3Dviewlink%26link_id%3D899%26Itemid%3D0&amp;ei=0yT4TtvyIcbqrAeZpdAF&amp;usg=AFQjCNHgwN5tGTYWqokkB01Fe5RHSyDnLg">بررسي چالشهاي قانوني كودك آزاري جنسي در ايران</a></li>
<li>اداره حقوقی قوه قضاییه هم در نظر مشورتی خود به شماره ۳۷۵/۷ مورخ ۹ آذر ۱۳۸۴ آورده است:‌&#8230;&#8221; اگر بتوان موردی را پیدا کرد که زنا با صغیره بدون عنف و اکراه تحقق یافته باشد، مجازات آن همانند مجازات زنا با زن بالغ بدون عنف و اکراه خواهد بود. همچنین مجموعه آرای فقهی در امور کیفری۷،ص ۴۹ رای شعبه ۲۰ دیوان عالی کشور در رأی مورخ ۲۸ آبان ۱۳۶۹</li>
<li>ماده 49 قانون مجازات اسلامی و ماده 1210 قانون مدنی</li>
<li>ماده 64 و 65 قانون مجازات اسلامی</li>
<li>میز گرد «واکاوی تجاوزهای اخیر» در خبرگزاری مهر مورخ 7/4/90</li>
</ol>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16947/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16947/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16947/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16947/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16947/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16947/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16947/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16947/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16947/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16947/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16947/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16947/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16947/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16947/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16947&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16947/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-afrouz.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-afrouz</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>تصادف مرگبار جان ساناز کیهان هنرمند جوان سینمای ایران را  گرفت + عکس</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16512/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16512/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 23:00:35 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان هنرمند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16939</guid>
		<description><![CDATA[ساناز کیهان هنرمند جوان سینمای ایران در بهشت زهرا به آغوش خاک پناه برد و برای همیشه آرام گرفت .. کیهان شامگاه یکشنبه گذشته به دنبال یک سانحه رانندگی در دم جان باخته بود، او که متولد سال ۱۳۶۱ بود تاکنون در چندین سریال تلویزیونی و فیلم سینمایی نقش ایفا کرده بود او در سریال‌هایی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16939&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sanaz.jpg"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-16940" title="jz.sanaz" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sanaz.jpg?w=133&#038;h=150" alt="" width="133" height="150" /></a>ساناز کیهان هنرمند جوان سینمای ایران در بهشت زهرا به آغوش خاک پناه برد و برای همیشه آرام گرفت ..<br />
کیهان شامگاه یکشنبه گذشته به دنبال یک سانحه رانندگی در دم جان باخته بود، او که متولد سال ۱۳۶۱ بود تاکنون در چندین سریال تلویزیونی و فیلم سینمایی نقش ایفا کرده بود<br />
او در سریال‌هایی مثل خط قرمز، تنگنا و فیلم‌هایی مثل شب آفتابی، نان، عشق و موتور هزار بازی کرده بود که چهره آن عزیز از دست رفته را برای همیشه ماندگار می‌کند.</p>
<p><span id="more-16939"></span></p>
<div>د : 1560</div>
<div id="content">
<p><a href="http://www.farspatogh.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86/"><img title="ساناز کیهان " src="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-5.jpg" alt="ساناز کیهان " /></a></p>
<p>مراسم ختم ساناز کیهان بازیگر نقش مقابل شهرام حقیقت‌دوست در سریال “خط قرمز” پنج شنبه ۲۹ دی برپا می‌شود.</p>
<p>ساناز کیهان یکشنبه ۲۵ دی ماه ساعت ۱۲ شب پس از تصادفی که در خیابان حسیینیه ارشاد رخ داد، درگذشت. این اتفاق در اثر برخورد خودرویی که وی به همراه دوستانش در آن بودند با یک درخت رخ داد.</p>
<p>خاکسپاری این بازیگر که در سریال “خط قرمز” ایفای نقش مقابل شهرام حقیقت‌دوست را بر عهده داشت، روز گذشته در قطعه دو ردیف ۱۲ بهشت زهرا انجام شد و مراسم ختم او نیز پنج شنبه ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷ در مسجد الجواد میدان هفت‌تیر برگزار خواهد شد.</p>
<p>بازی در فیلم‌های سینمایی “سوگند”، “کلاهی برای باران” و… در کارنامه هنری این بازیگر فقید متولد سال ۱۳۵۹ به چشم می‌خورد.</p>
<p><a href="http://www.farspatogh.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86/"><img title="ساناز کیهان " src="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86.jpg" alt="ساناز کیهان " /></a></p>
<p><a href="http://www.farspatogh.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86/"><img title="ساناز کیهان " src="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-1.jpg" alt="ساناز کیهان " /></a></p>
<p><a href="http://www.farspatogh.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86/"><img title="ساناز کیهان " src="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-2.jpg" alt="ساناز کیهان " /></a></p>
<p><a href="http://www.farspatogh.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86/"><img title="ساناز کیهان " src="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-3.jpg" alt="ساناز کیهان " /></a></p>
<p><a href="http://www.farspatogh.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86/"><img title="ساناز کیهان " src="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-4.jpg" alt="ساناز کیهان " /></a></p>
<p>به نقل از سه نسل</p>
<h1>درگذشت ساناز کیهان بازیگر سریال &#8220;خط قرمز&#8221; + عکس</h1>
<p>ساناز کیهان یکشنبه ۲۵ دی ماه ساعت ۱۲ شب پس از تصادفی كه مقابل حسیینیه ارشاد رخ داد، درگذشت.</p>
<p><a href="http://www.3nasl.com/"><img src="http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2168190/6.jpg" alt="" /></a></p>
<p>به گزارش سه نسل، این اتفاق در اثر برخورد خودروی وی با یک درخت رخ داد. زنده‌ياد كيهان موقع تصادف مرگبار همراه دوستانش در اتومبيل بود.</p>
<p>خاکسپاری این بازیگر که در سریال &#8220;خط قرمز&#8221; ایفای نقش مقابل شهرام حقیقت‌دوست را بر عهده داشت، روز گذشته در قطعه دو ردیف ۱۲ بهشت زهرا انجام شد و مراسم ختم او نیز ساعت ۱۵:۳۰ تا ۱۷ در مسجد الجواد میدان هفت‌تیر برگزار شد.</p>
<p><a href="http://www.3nasl.com/"><img src="http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2168190/7.jpg" alt="" /></a></p>
<p>بازی در فیلم‌های سینمایی &#8220;سوگند&#8221;، &#8220;کلاهی برای باران&#8221; و&#8230; در کارنامه هنری این بازیگر فقید متولد سال ۱۳۵۹ به چشم می‌خورد.</p>
<p>مراسم ختم ساناز کیهان بازیگر نقش مقابل شهرام حقیقت‌دوست در سریال &#8220;خط قرمز&#8221; فردا برپا می‌شود.</p>
<p><strong>بازیگر زن جوان ایران در خاک آرام گرفت</strong></p>
<p>ساناز کیهان هنرمند جوان سینمای ایران دیروز در بهشت زهرا به آغوش خاک پناه برد و برای همیشه آرام گرفت.</p>
<p><a href="http://www.3nasl.com/"><img src="http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2168190/8.jpg" alt="" /></a></p>
<p>به گزارش سه نسل، کیهان شامگاه یکشنبه گذشته به دنبال یک سانحه رانندگی در دم جان باخته بود.</p>
<div>
<h1><a title="مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر" href="http://www.farspatogh.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7/" rel="bookmark">مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر</a></h1>
</div>
<div id="content">
<p>مراسم ختم ساناز کیهان پنجشنبه ۲۹ دی در مسجد الجواد در میدان هفت تیر برگزار شد و تعداد زیادی در این مراسم شرکت کردند. اما از میان هنرمندان پویا امینی و شهرام حقیقت دوست در این جمع حضور داشتند. جای تعجب و تاسف است که دیگر هنرمندان در این مراسم حضور نداشتند.</p>
<p><a href="http://www.farspatogh.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7/"><img title="مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر " src="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-1.jpg" alt="مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر " /></a></p>
<p><a href="http://www.farspatogh.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7/"><img title="مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر " src="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-2.jpg" alt="مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر " /></a></p>
<p><a href="http://www.farspatogh.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7/"><img title="مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر " src="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-3.jpg" alt="مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر " /></a></p>
<p><a href="http://www.farspatogh.com/%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%b2-%da%a9%db%8c%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%ad%d8%b6%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7/"><img title="مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر " src="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86.jpg" alt="مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر " /></a></p>
</div>
</div>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16939/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16939/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16939/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16939/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16939/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16939/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16939/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16939/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16939/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16939/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16939/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16939/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16939/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16939/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16939&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16512/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-sanaz.jpg?w=133" medium="image">
			<media:title type="html">jz.sanaz</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-5.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">ساناز کیهان </media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">ساناز کیهان </media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-1.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">ساناز کیهان </media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-2.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">ساناز کیهان </media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-3.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">ساناز کیهان </media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-4.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">ساناز کیهان </media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2168190/6.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2168190/7.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://3nasl.com/UserFiles/Contents/2168190/8.jpg" medium="image" />

		<media:content url="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-1.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر </media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-2.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر </media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-3.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر </media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://www.farspatogh.com/wp-content/uploads/2012/01/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%AE%D8%AA%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">مراسم ختم ساناز کیهان با حضور بازیگران سینما + تصاویر </media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>تأیید حکم سه سال زندان فرشته شیرازی در بیدادگاه تجدید نظر</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16935/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16935/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 19:51:53 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده های زندانیان سیاسی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زندان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16935</guid>
		<description><![CDATA[تأیید حکم سه سال زندان فرشته شیرازی در بیدادگاه تجدید نظر فرشته شیرازی خودش این خبررا اعلام کرده که به مدت ۵ روز به او اجازۀ مرخصی از زندان داده بودند، او در گفتگو با سایت “تغییر” گفت که بعد از ابلاغ رأی تجدید نظر از دیروز به مدت ۵ روز به او مرخصی داده [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16935&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/fereshtaeh-sirazi.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/fereshtaeh-sirazi.jpg?w=150&#038;h=112" alt="" title="Fereshtaeh-Sirazi" width="150" height="112" class="alignright size-thumbnail wp-image-16936" /></a>تأیید حکم سه سال زندان فرشته شیرازی در بیدادگاه تجدید نظر<br />
فرشته شیرازی خودش این خبررا اعلام کرده که به مدت ۵ روز به او اجازۀ مرخصی از زندان داده بودند، او در گفتگو با سایت “تغییر” گفت که بعد از ابلاغ رأی تجدید نظر از دیروز به مدت ۵ روز به او مرخصی داده اند که بتواند برای کمر و گردنش به پزشک مراجعه کند، همچنین به او گفته اند می تواند با دانشگاه صحبت کند تا اگر دانشگاه موافقت کرد بدون شرکت در کلاس بتواند در امتحانات شرکت کند<span id="more-16935"></span> و در زندان درسش را بخواند، فرشته شیرازی ششم مهرماه امسال در دو دادگاه به سه سال حبس تعزیری و هفت سال ممنوع الخروجی محکوم شد، اتهامات این فعال حقوق زنان در دادگاه نخست عبارت بوده است از: تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب، توهین به مقامات از طریق نوشتن در وبلاگ شخصیش که بدین منظور به دو سال حبس محکوم شده است، در دادگاه دیگری او به تبلیغ علیه نظام محکوم شده است که بدین منظور هم حداکثر حکم را یعنی یک سال حبس تعزیری دریافت کرده است، فرشته شیرازی در این دادگاه ها از داشتن وکیل محروم بود!<br />
<a href="http://www.we-change.org/spip.php?article9088">منبع </a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16935/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16935/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16935/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16935/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16935/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16935/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16935/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16935/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16935/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16935/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16935/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16935/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16935/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16935/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16935&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16935/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/fereshtaeh-sirazi.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">Fereshtaeh-Sirazi</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>بیست و دومین سالگرد درگذشت هایده و ساختن روضه و مرثیه از آهنگ های او!</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16928/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16928/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 16:52:06 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان هنرمند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16928</guid>
		<description><![CDATA[بیست و دومین سالگرد درگذشت هایده و ساختن روضه و مرثیه از آهنگ های او! جهان زن – معصومه دده بالا با نام هنری هایده خواننده و هنرمند نامدار ایرانی روز بیست و یک فروردین ۱۳۲۱ در تهران زاده شد و روز سی دی ماه ۱۳۶۸ در ۴۷ سالگی درگذشت و اکنون ۲۲ سال از [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16928&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-hayede1.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-hayede1.jpg?w=107&#038;h=150" alt="" title="jz-hayede" width="107" height="150" class="alignright size-thumbnail wp-image-16932" /></a>بیست و دومین سالگرد درگذشت هایده و ساختن روضه و مرثیه از آهنگ های او!<br />
جهان زن – معصومه دده بالا با نام هنری هایده خواننده و هنرمند نامدار ایرانی روز بیست و یک فروردین ۱۳۲۱ در تهران زاده شد و روز سی دی ماه ۱۳۶۸ در ۴۷ سالگی درگذشت و اکنون ۲۲ سال از مرگ این هنرمند برجسته و نامدار ایرانی می گذرد، هایده از هنرمندان کوشا در زمینۀ آواز و به ویژه موسیقی کلاسیک ایرانی بود و یکی از هنرمندانی است که کارهای ارزشمندی در این رشته از او به یادگار مانده اند، وی از سال ۱۳۴۷ کارهای هنریش را با خواندن ترانۀ ” آزاده ” اثر استادش علی تجویدی که بر پایۀ سروده ای از رهی معیری ساخته شده بود آغاز کرد،<span id="more-16928"></span> در آن زمان اجرای ترانۀ ” آزاده ” با ارکستر بزرگ گل های رنگارنگ در رادیو تهران کاری بزرگ از هایده بود، وی پس از اجرای چندین اثر کلاسیک دیگر از تجویدی و دیگر آهنگسازان در برنامۀ گل های رنگارنگ که همگی دارای ارزش هنری بودند از نخستین سال های دهۀ پنجاه به خواندن ترانه های پاپ ایرانی روی آورد که بیشتر آنها از ساخته‌های فریدون خشنود، جهانبخش پازوکی، محمد حیدری و انوشیروان روحانی بودند، هایده در سال ۵۷ هنگام به روی کار آمدن رژیم زن ستیز و کهنه پرست ولایت فقیه که خوانندگی را برای زنان حرام و گناه می دانست! مانند بسیاری از زنان هنرمند دیگر با دل آزردگی و اندوه فراوان ناچار شد از ایران به فرامرز و نخست به انگلستان و سپس به آمریکا برود، او همواره و تا پایان زندگیش کوچ و گریز به فرامرز را تلخترین و دردناکترین رویداد همۀ زندگیش می نامید.</p>
<p>هایده از ۱۳۶۱ در لس آنجلس در ایالت کالیفرنیای آمریکا کارهای هنریش را دنبال کرد و یکی از نخستین برنامه های همگانی او در این شهر کنسرتی در دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس ( U.C.L.A ) همراه با ارکستری ایرانی به سرپرستی منوچهر صادقی بود، هایده به چند کشور دیگر نیز رفت و در آنجا نیز هنرنمائی کرد، مانند کنسرتی در تالار رویال آلبرت هال لندن با ارکستری به رهبری فرنوش بهزاد و کنسرتی در تالار هاله موزیک هامبورگ در آلمان، هایده در روز ۲۰ ژانویۀ ۱۹۹۰ برابر با ۳۰ دی ماه ۱۳۶۸ یک روز پس از اجرای کنسرت در تالار کازابلانکا در شهر سان فرانسیسکوی آمریکا در اثر فشارهای روانی فراوان دچار سکتۀ قلبی شد و در حالی که ۴۷ سال بیشتر نداشت و جوان بود درگذشت، هایده در گورستان وست وود در لس آنجلس با حضور هزاران تن از ایرانیانی که از دوزخ رژیم ولایت فقیه گریخته و در آمریکا می زیستند به خاک سپرده شد، هما سرشار نویسنده و روزنامه نگار سرشناس، ویگن خواننده و هنرمند نامدار ایرانی و چند تن دیگر در مراسم بزرگداشت هایده سخنرانی کردند، در ایران نیز با وجود خفقان فراوان و در زمانی که یک سال از ماجرای کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ می گذشت مردم یاد هایده را گرامی داشتند.</p>
<p>و اما اکنون بیست و دو سال پس از درگذشت هایده جناب آقای حاج سعید حدادیان از هواداران نظام مقدس جمهوری اسلامی و مداح محترم اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اجمعین از آهنگ خواننده و هنرمند مرتد و بی دین و لامذهب و کافر ( هایده ) ! کپی برداری کرده و از آن روضه و مرثیه ساخته است! البته خواندن این آهنگ ها برای هایده و مردم هنردوست و هنرشناس حرام بوده و هست اما برای حاج آقا نه تنها حرام نیست بلکه ثواب هم دارد!<br />
<span style="text-align:center; display: block;"><a href="http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16928/"><img src="http://img.youtube.com/vi/tn9ReV54KJI/2.jpg" alt="" /></a></span></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16928/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16928/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16928/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16928/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16928/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16928/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16928/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16928/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16928/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16928/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16928/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16928/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16928/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16928/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16928&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16928/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-hayede1.jpg?w=107" medium="image">
			<media:title type="html">jz-hayede</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://img.youtube.com/vi/tn9ReV54KJI/2.jpg" medium="image" />
	</item>
		<item>
		<title>این نوشته تنها یک نظر شخصی است &#8230;.</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/17661/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/17661/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 12:44:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[زنان هنرمند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16919</guid>
		<description><![CDATA[چرک نویس های هومن شریفی این نوشته تنها یک نظر شخصی است &#8230;. تند است &#8230;. خواهشا وقت خواندن به هر کجایتان که برخورد یادتان باشد ، کسی شما را مجبور به خواندنش نکرده تنها به عنوان یک عابر از کنار منظره ای که شما به تشکیلش ایستاده اید به دیدنتان نشستم &#8230;. در همین [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16919&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-goshifte11.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-goshifte11.jpg?w=150&#038;h=83" alt="" title="jz-goshifte1" width="150" height="83" class="alignright size-thumbnail wp-image-16920" /></a><a href="https://www.facebook.com/cherknevis.hooman.sharifi">چرک نویس های هومن شریفی</a><br />
این نوشته تنها یک نظر شخصی است &#8230;.<br />
تند است &#8230;. خواهشا وقت خواندن به هر کجایتان که برخورد یادتان باشد ،<br />
کسی شما را مجبور به خواندنش نکرده<br />
تنها به عنوان یک عابر از کنار منظره ای که شما به تشکیلش ایستاده اید<span id="more-16919"></span></p>
<p>به دیدنتان نشستم &#8230;.</p>
<p>در همین چند روز اخیر بازتاب گسترده ای</p>
<p>نسبت به برهنگی گلشیفته فراهانی از سوی هموطنانم دیده ام &#8230;</p>
<p>بسیاری از او یک اسطوره ساختند &#8230; وکم نبودند کسانی که با حیوان مقایسه اش کردند .</p>
<p>در عجبم از مردمی که اینگونه برهنگی یک زن را به قضاوت نشسته اند &#8230;&#8230;</p>
<p>انگار آرام نمیشوند تا دلیلی برای کارش نتراشند &#8230;&#8230;..</p>
<p>با ذهن پویای خویش آنچنان طرح مسئله میکنند که حرف وحدیثی نماند .</p>
<p>تنها جواب چند دسته را میدهم</p>
<p>دسته ی اول که معتقد بودند گلشیفته برای کار تبلیغتی و هنری برهنه شده &#8230;.</p>
<p>تمام افرادی که حتی برای دو ثانیه در آن فیلم بازی کردند از کشوری آمده اند</p>
<p>که در آن انسان آزادی فردی و اجتماعی بیشتری نسبت به اجتماع ما دارد</p>
<p>حق دارد با هرکسی که میخواهد بخوابد و</p>
<p>هیچ کس دو سال بعد اسم همخوابه هایش را به رخ شوهرش نکشد &#8230;</p>
<p>گلشیفته با داشتن خانواده ای در کشوری که حتی مادرش</p>
<p>باید موهایش را بپوشاند برهنه شد.</p>
<p>در کشوری که خواهرش هنوز که هنوزه در مهمانی ها باید مراقب دوربین ها باشد</p>
<p>تا عکس سینه های نیمه بازش در لب تاب مردم کشورش میل به میل نچرخد</p>
<p>پس خواهشا او را دارای شرایط برابر با بقیه ندانید &#8230;.</p>
<p>به راحتی میتوان تشخیص داد بهای او برای این تبلیغ بیشتر از بقیه ی بازیگرانش بوده</p>
<p>و او حتما دلیلی بیشتر از یک فیلم برای خود داشته &#8230;&#8230;&#8230;</p>
<p>حال دوباره ذهن قضاوتگرتان آرام نمیگیرد تا آن دلیل را پیدا نکند &#8230;.</p>
<p>اصلا به من و شما چه &#8230;. مگر شما در زندگی شخصیتان</p>
<p>همیشه مطابق عرف عمل کرده اید؟</p>
<p>هر کسی به شیوه ی خودش اعتراض میکند &#8230; یکی با اعتصاب غذا &#8230; یکی با برهنه شدن</p>
<p>یکی با &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;.</p>
<p>عده ای او را با حیوان مقایسه کرده اید و گفته اید</p>
<p>اگر برهنگی نماد آزادیست حیوان ها آزاده اند &#8230;</p>
<p>خودتان را به مسخره گرفته اید ؟؟؟؟؟</p>
<p>یعنی تمام درک شما از همچنین مسئله ای همینست &#8230;. ؟؟؟؟</p>
<p>این دسته را به همان حال خود واگذاشت بهتر &#8230;</p>
<p>بهتر که اصلا به مفهوم اعتراض پی نبرند&#8230;.</p>
<p>تفاوت بودن و شدن را نمی فهمند &#8230; حیوان برهنه بود و برهنه است &#8230;.</p>
<p>گلشیفته پوشیده بود و برهنه شد &#8230;&#8230;&#8230;..</p>
<p>برهنگی نماد آزادی نیست &#8230;. شاید بتواند نماد اعتراض باشد اما نماد آزادی نیست</p>
<p>نماد آزادی مردمی مثل من و شما هستیم که او را بابت حرکتش</p>
<p>هر چقدر سنگین ، حیوان نامیدیم</p>
<p>آزادی یعنی من و تو ، که وقتی دلیلی مطابق افکار خود برای حرکات دیگری پیدا نمی کنیم،</p>
<p>انکارش می کنیم</p>
<p>باور کنید ما با برخوردمان با او لیاقتمان را برای آزاد اندیشی نشان دادیم</p>
<p>اصلا به همه ی دنیا نشان دادیم هیچ کس حق ندارد شبیه ما نباشد &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</p>
<p>ذوباره نگویید : آزاد اندیشی یعنی لخت بشویم ؟؟؟</p>
<p>نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه</p>
<p>آزاد اندیشی یعنی اگر کسی لخت شد او را ترور شخصیت نکنیم</p>
<p>اگر کارش به دلمان ، به فکرمان ننشست ، انکارش نکنیم</p>
<p>دسته ای دیگر آمدند و گفتند :حاضرید خواهر و مادرتان لخت عکس بیاندازد ؟؟؟</p>
<p>اولا تمام افرادی که این سوال را مطرح میکنند</p>
<p>در ناخودآگاهشان احساس مالکیت یا تعصب یا مراقبت نسبت به خواهر و مادرشان دارند</p>
<p>یکی نیست بگوید مگر تن شماست ؟؟؟ که حاضر باشیم یا نباشیم ؟؟؟؟</p>
<p>مشکل آنها چرایی ِ لخت شدن خواهر و مادرشان نیست (که شاید دلیلی داشته باشد)ا</p>
<p>مشکلشان مرد هایی شبیه خودشان است که میدانند به این عکس ها چگونه نگاه میکنند</p>
<p>آری تا مرد هایی مثل شما هستند اصلا همین موی باز هم دچار مشکل است</p>
<p>حالا کمی روشنفکرید موی باز اشکالی ندارد سینه ی باز چرا &#8230;. (خنده تان نمی گیرد؟)ا</p>
<p>چند تای شما از این نوع مردها هست که شب با فکر این که خواهرم با چه کسی خوابیده ،</p>
<p>به بستر می رود ؟؟؟</p>
<p>چند نفر کابوس دارند ، خواهرشان پرده داشته باشد ؟؟؟</p>
<p>مگر می شود شما در قبال لخت شدن دیگری از خود بپرسید</p>
<p>اصلا من به خواهرم اجازه ی همچنین کاری می دهم ؟؟</p>
<p>اگر دست شما باشد خواهرتان تا قبل از ازدواج حق عشق بازی هم ندارد</p>
<p>که اگر داشت بهمان راحتی از معشوقه اش پیش شما حرف میزد که نزد همکلاسی اش</p>
<p>بگردید می فهمید اصلا مشکل از کجاست &#8230;&#8230;</p>
<p>عده ای آمدند و گفتند بدون برهنگی هم میشود اعتراض کرد &#8230;.</p>
<p>بر منکرش لعنت &#8230; خوب شما بکنید &#8230; مگر کسی به شما و شیوه ی شما اعتراض کرد ؟؟؟</p>
<p>مگر کسی حق دارد شیوه ی شما را زیر سوال ببرد ؟ مگر اجازه میدهید ؟؟؟</p>
<p>همین شمایی که دم از روشنفکری می زنید تمامتان</p>
<p>به دختر حق میدهید باکره نباشد &#8230;</p>
<p>یعنی به آن سطح فکر رسیده اید که دختر محکوم به زن شدن در هجله نیست ؟؟؟</p>
<p>نرسیده اید ؟؟؟؟؟؟</p>
<p>به خدا رسیده اید &#8230; حد اقل در بوق و کرنا میکنید که اینگونه هستید</p>
<p>وقتی به دختری حق میدهید باکره نباشد یعنی به او حق میدهید نسبت به تنش مختار باشد</p>
<p>یعنی به او حق میدهید نسبت به تنش مختار باشد</p>
<p>یعنی به او حق میدهید نسبت به تنش مختار باشد</p>
<p>یعنی به او حق میدهید نسبت به تنش مختار باشد</p>
<p>یعنی به او حق میدهید نسبت به تنش مختار باشد</p>
<p>یعنی حق دارد خودش انتخاب کند در آغوش کی می خوابد در آغوش کی بلند می شود</p>
<p>یک سوال ؟؟؟ انصافا گلشیفته حق ندارد نسبت به تنش مختار باشد ؟</p>
<p>یا چون روزی بازیگر محبوبی بوده باید شبیه شما از تنش مراقبت کند</p>
<p>چون در چشم است همه او را مبینند &#8230;.</p>
<p>مگر صحت یا غلط بودن یک کار به در چشم بودن یا نبودنش است ؟</p>
<p>دست بردارید از تابو ها &#8230;.</p>
<p>دیرو دور نبوده زمانی که النگو نماد شخصیت زن در ایران بود &#8230;</p>
<p>یا هیچ دختری جرات نمی کرد با لباس باز در مهمانی ها ظاهر شود &#8230;.</p>
<p>اگر آن تابو ها شکست ، دلیلش افرادی بودند که</p>
<p>با هنجار های همان پدر های آن نسل جنگیدند</p>
<p>و گرنه هنوز که هنوزه ابروهای شما تا 27 سالگی دستنخورده بود</p>
<p>و مانتو هایتان تا کفش هایتان کشیده بود</p>
<p>درد شما چیست ؟؟</p>
<p>اینکه کسی با سلیقه ی خودش رفتار کرده ؟؟؟؟</p>
<p>نه ، درد ما اینست ما نمی توانیم آرام بشینیم &#8230;</p>
<p>ما آنقدر انرژی سرکوب شده در خود داریم که دنبال بهانه برای خالی کردنش می گردیم</p>
<p>این چند روز زیر هر پستی که از این دختر گذاشته شد</p>
<p>خیلی ها با ولع تمام به بحث نشسته اند</p>
<p>و ساعت ها با هم کلنجار رفته اند تا به دیگری اثبات کنند حرفشان درست است</p>
<p>شما اینقدر برایتان مهم است حرفتان را اثبات کنید ؟؟؟</p>
<p>مملکتان از دست رفت شما صدایتان در نیامد &#8230;</p>
<p>هزار کشته هم ندادیم ، به خانه برگشتیم</p>
<p>همان سوریه که ادعا میکنیم از مردمش پیشرفته تریم یک سال است در خیابان مانده اند</p>
<p>هر بلایی سر مرز و خاکتان می آید دهنتان بسته است &#8230;.</p>
<p>خانه ی سینما را آنگونه کردند انتهای هنرتان لایک زدن به پست های مربوطه هست</p>
<p>شما اگر اینقدر انرژی دارید یک بیل در ِ مملکت خودتان بزنید &#8230;.</p>
<p>یک عده از کوروش کبیر نوشتند و طرح زن های در تاریخ گذشته ی مان که برهنه نبودند &#8230;&#8230;.</p>
<p>مرد های آن موقع هم شبیه مرد های کنونی نبودند &#8230;.</p>
<p>کجایمان به آن ها رفته ؟ که این یکی را به رخ می کشید</p>
<p>اصلا چه ربطی دارد ؟ چه دلیلی دارد این زمان شبیه آن دوران باشد ؟؟؟؟</p>
<p>حال شما اگر میخواهید حس وطن شناسیتان را اقناع کنید یک بحث دیگر است</p>
<p>مثال قدیمی ترش آدم وحواست &#8230; آنها پوشیده نبودند ، نمی خواهید به آن استناد کنید ؟</p>
<p>یا کوروش نماد ِ تمام فرهنگ شماست &#8230;. خدا از دلتان بشنود &#8230;.</p>
<p>امیدوارم گفتارتان نیک ، پندارتان نیک و کردارتان &#8230;بگذریم</p>
<p>بگذریم از تمام مسائلی که جای بحث دارد</p>
<p>به قول فریدون فرخزاد :</p>
<p>در مملکت ما دموکراسی حاکم نخواهد شد زیرا مردم ما فرهنگ دموکراسی ندارند</p>
<p>دموکراسی هم وارداتی نیست &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</p>
<p>فرهنگ ملت که به دموکراسی رسید خودش ناخواه ایجاد میشود</p>
<p>خدا را شکر دختر همسایه را لخت ندیدید وگرنه چه بحث مشترکی در کوچه شکل میگرفت</p>
<p>&#8230;</p>
<p>روزی که آنقدر بلوغ داشتید که هر کسی را کاملا مخالف عقاید خود در حال فریاد زدن دیدید</p>
<p>و بی تفاوت رد شدیدذبرای دموکراسی ادعا کنید &#8230;</p>
<p>خواهشا در انتخابات بعدی هم تابلوی &#8221; زنده باد مخالف من &#8221; بالا نگیرید &#8230;.</p>
<p>اگر دست شما باشد مخالفانتان را با سلیقه ی خویش تعیین می کنید</p>
<p>*<br />
*<br />
*<br />
*</p>
<p>آرایش غلیظ کردن در سال 67 یا لباس تنگ پوشیدن در آن سال ها</p>
<p>آنقدر که بد به نظر می آمد لخت شدن در این سال ها نمی آید</p>
<p>دلیلش همین تابو شکنی هاست &#8230;باید روزی برسد زن به تن محتاج نباشد &#8230;.</p>
<p>روزی که از سر دل خود پوشیده باشد نه از اجبار اجتماعش &#8230; نه از هنجار های مردمش</p>
<p>اگر قرار به وفاداری به هنجار ها بود شما باید همان 9 سالگی ازدواج میکردید</p>
<p>هنجار ها شکسته می شود که پیشرفت رخ میدهد &#8230;</p>
<p>و طبیعی ترین چیز همیشه مخالفت مردم هر زمان با شکست هنجار هایش است &#8230;</p>
<p>گلشیفته در هر مقامی دست به هر کاری زد یا هر انسان دیگری ، لایق قضاوت نیست &#8230;</p>
<p>لایق محکوم شدن نیست به همان اندازه که نباید از او اسطوره ساخت &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;</p>
<p>یادتان نرود این ما هستیم که دنبال بهانه ای برای فریاد زند عقیده شخصی می گردیم</p>
<p>حالا بیاید تا میتوانید زیر این پست بحث راه بیندازید &#8230;</p>
<p>به هیچ جای جهان بر نخواهد خورد &#8230; گوشه ی ابروی خدایتان هم چپ نمی شود</p>
<p>شما مشغول مانیفست دادن عقایدتان باشید &#8230; چون اینجا بابت مخالفت باتوم نمی خورید</p>
<p>همینجا خالی کنید این انرژی را که به نفع دیگران است &#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;&#8230;..</p>
<p><strong>در ضمن بد نیست بدانیم :</strong></p>
<p>کلیپ ویدیویی که در آن &#8220;گلشیفته فراهانی&#8221; و دیگر هنرمندان برهنه می گردند</p>
<p>کلیپی از جین باپسیت موندینو با حضور گلشیفته فراهانی و دیگر هنرمندانی که برای آزادی</p>
<p>جسم و جان سخن می گویند و برهنه می گردند!</p>
<p>این ویدئو حرکتی نمادین برای رفع و دفع تابوهای رایج است که درجوامع گوناگون وجود دارد</p>
<p>افراد حاضر در ویدئو با حرکات و گفتار خود به نوعی خود را فراتر از تابوها نشان میدهند و منظور</p>
<p>ومقصودشان این است که روح و جسم توأمان باید آزاد گردد و تا فرد نسبت به جسم خود</p>
<p>اختیار و تصاحبی نداشته باشد در روح خود هم امکان تصاحب نداشته</p>
<p>و آزادی به معنی واقعی شکل نمیگیرد .</p>
<p>این گفتارترجمه ای کلی ست از آنچه که توسط حاضران دراین ویدئوگفته شده است<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/sansor.jpg"><img src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/sansor.jpg?w=468" alt="" title="sansor"   class="alignright size-full wp-image-16923" /></a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16919/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16919/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16919/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16919/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16919/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16919/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16919/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16919/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16919/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16919/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16919/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16919/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16919/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16919/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16919&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/17661/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-goshifte11.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-goshifte1</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/sansor.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">sansor</media:title>
		</media:content>
	</item>
		<item>
		<title>گلشیفته فراهانی مسبب زلزلۀ خراسان است! ( طنز )</title>
		<link>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16914/</link>
		<comments>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16914/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 10:56:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>jahanezanan</dc:creator>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی و فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[جهان زن]]></category>
		<category><![CDATA[زنان هنرمند]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://jahanezan.wordpress.com/?p=16914</guid>
		<description><![CDATA[گلشیفته فراهانی مسبب زلزلۀ خراسان است! ( طنز ) جهان زن – دفتر حضرت ایة الله العظمی طالبانی مد ظله العالی اطلاعیۀ بسیار مهم زیر را در خصوص زلزلۀ اخیر خراسان صادر کرد: بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین – یا ایها المؤمنین، زن بی دین و کافر و لامذهبی موسوم به گلشیفته فراهانی [...]<img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16914&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-goshifte.jpg"><img class="alignright size-thumbnail wp-image-16915" title="jz-goshifte" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-goshifte.jpg?w=150&#038;h=80" alt="" width="150" height="80" /></a>گلشیفته فراهانی مسبب زلزلۀ خراسان است! ( طنز )<br />
جهان زن – دفتر حضرت ایة الله العظمی طالبانی مد ظله العالی اطلاعیۀ بسیار مهم زیر را در خصوص زلزلۀ اخیر خراسان صادر کرد: بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین – یا ایها المؤمنین، زن بی دین و کافر و لامذهبی موسوم به گلشیفته فراهانی لعنة الله علیها از کشور جمهوری اسلامی ایران به بلاد کفر رفته و ابتدائاً حجاب اسلامی را که برای زنان از واجبات عینیه و قطعیه و یقینیه بوده و جزء ضروریات و بدیهیات و مسلمات و منصوصات دین مبین اسلام است کنار گذاشته و مکشوفه و بی حجاب و ملبس به لباس اهالی بلاد کفر شده <span id="more-16914"></span>(استغفر الله ربی و اتوب الیه) و بعداً از مستوره و مکتومه بودن خارج و در انظار عمومی و بالاخص در حضور مردان نامحرم اجنبیۀ کافر و بی ایمان و معاند و مخالف با اسلام و مسلمین بالعینة و العیان مرئیه و معیونه و عاری از ملبوس عرفیۀ شرعیه عریان شده (معاذ الله) و آبروی اسلام و مسلمین را ریخته و عفت و عصمت مسلمانان را از میان برده و شریعت نبوی و طریقت محمدی و احکام فقهی و واجبات شرعی را استهزاء کرده است، فلذا در اثر اعمال و افعال وقیحۀ قبیحۀ شنیعۀ این زن رقاصۀ مطربۀ کافر و بی دین و بی ایمان و لامذهب و مرتد و فاسد الاخلاق، عرش اعلی از غضب الهی و از خشم خدائی برای هتک حرمت احکام اسلامی مرتعش و نائرۀ جهنم مشتعل شده و بالنتیجه زلزله ای با قدرت و قوتی زیاده بر هشت ریشتر سرزمین خراسان را فی یوم پنجشنبه ۲۵ ماه صفر سال ۱۳۴۳ هجری قمری مطابق با ۲۹ دی ماه ۱۳۹۰ هجری شمسی به لرزه درآورده است، لهذا الامر و المبناء بر عموم امت اسلامی واجب عینی و تکلیف شرعی است که بعد از اقامۀ نماز آیات و علی الخصوص شرکت در مراسم دعای ندبه و توبه، دو رکعت نماز نیز در ابراء و تبری و لعن گلشیفته فراهانی لعنة الله علیها بخوانند تا رفع بلا شود! و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته – ۲۵ صفر سال ۱۳۴۳ هجری قمری – دفتر حضرت ایة الله العظمی طالبانی!<br />
<a href="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-goshifte1.jpg"><img class="alignright size-full wp-image-16916" title="jz-goshifte" src="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-goshifte1.jpg?w=468&#038;h=252" alt="" width="468" height="252" /></a></p>
<br />  <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gocomments/jahanezan.wordpress.com/16914/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/comments/jahanezan.wordpress.com/16914/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godelicious/jahanezan.wordpress.com/16914/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/delicious/jahanezan.wordpress.com/16914/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gofacebook/jahanezan.wordpress.com/16914/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/facebook/jahanezan.wordpress.com/16914/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gotwitter/jahanezan.wordpress.com/16914/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/twitter/jahanezan.wordpress.com/16914/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/gostumble/jahanezan.wordpress.com/16914/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/stumble/jahanezan.wordpress.com/16914/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/godigg/jahanezan.wordpress.com/16914/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/digg/jahanezan.wordpress.com/16914/" /></a> <a rel="nofollow" href="http://feeds.wordpress.com/1.0/goreddit/jahanezan.wordpress.com/16914/"><img alt="" border="0" src="http://feeds.wordpress.com/1.0/reddit/jahanezan.wordpress.com/16914/" /></a> <img alt="" border="0" src="http://stats.wordpress.com/b.gif?host=jahanezan.wordpress.com&amp;blog=11591563&amp;post=16914&amp;subd=jahanezan&amp;ref=&amp;feed=1" width="1" height="1" />]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://jahanezan.wordpress.com/2012/01/20/16914/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
	
		<media:content url="http://0.gravatar.com/avatar/0f657f043387196e461faf2abe80fad5?s=96&#38;d=identicon&#38;r=G" medium="image">
			<media:title type="html">jahanezanan</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-goshifte.jpg?w=150" medium="image">
			<media:title type="html">jz-goshifte</media:title>
		</media:content>

		<media:content url="http://jahanezan.files.wordpress.com/2012/01/jz-goshifte1.jpg" medium="image">
			<media:title type="html">jz-goshifte</media:title>
		</media:content>
	</item>
	</channel>
</rss>
