بهاره مقامی واقعیت یا دام وزارت اطلاعات؟

بهاره مقامی واقعیت یا دام وزارت اطلاعات؟
جهان زن
با پخش گسترده ی افشاگری های بهاره مقامی، و بویژه آخرین نامه او به مناسبت روز معلم، این جا و آنجا شک و تردید هایی در مورد واقعی بودن نوشته ها و حتی وجود شخص بهاره مقامی مطرح می شود. استدلالاتی که مطرح می شوند چنین اند:
اولاـ این داستان ها برای ترساندن مردم است
ثانیأ ـ چرا بهاره مقامی مصاحبه ی تلویزیونی نمی کند؟
ثالثأـ برخی تردید دارند که خود حسین طائب متجاوز جنسی باشد.
قصد من در این جا این نیست که که به عنوان وکیل مدافع بهاره مقامی انجام وظیفه کنم. اما روشن کردن چند موضوع خالی از فایده نیست.
اولین سئوال این است که آیا افشای تجاوز جنسی در زندان های جمهوری اسلامی اساسأ مثبت بوده است و یا به روحیه مبارزاتی مردم لطمه زده است؟ پاسخ به این سئوال بسیار مهم است. واقعیت این است که افشای گسترده تجاوزات جنسی در زندان های جمهوری اسلامی، امری که از ابتدای روی کار آمدن رژیم اسلامی در زندان ها انجام می گرفته است، یکی از سنگین ترین ضرباتی است که بر حیثیت نداشته ی این رژیم در افکار مردم کشور، مردم مسلمان خاورمیانه و جهان وارد کرده است. وقتی این افشاگری های و بویژه تجاوز به ترانه موسوی و سوزاندن جانگذار پیکر او و دیگر موارد تجاوز توسط مهدی کروبی که خود یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری این رژیم بود، مورد تائید قرار گرفت، ضربه مهلکی به جمهوری اسلامی وارد شد و حتی مجبور شدند حسین طائب را نیز جابجا کنند. بویژه که او سازمانده ی سناریوی تلویزیونی بود که قصد داشت ماجرای دردناک ترانه موسوی را لاپوشانی کند.از یاد نبردیم که عباس امیر انتظام که آزاد شده بود تنها به این دلیل که در یکی از مصاحبه هایشان از تجاوز به دختران باکره در زندان های رژیم در دهه شصت سخن گفته بود، مجددأ به زندان برده شد.
از این رو افشای گسترده تجاوزجنسی در زندان های جمهوری اسلامی بیش از آنکه موجب ترس در مردم شود، خشم و نفرت آن ها و دید واقعی از حد جنایت پیشگی رژیم را باعث می شود و آن ها را وامیدارد که تا با سازمانیافتگی بیشتر و اتخاذ تاکتیک های دقیق تر و تدارک گسترده تر برای حمایت از زندانیان سیاسی وارد عرصه نبرد شوند. وضعیت کنونی جنبش بیان حاکمیت ترس بر روحیه ی مردم نیست، بلکه آمادگی برای تعمیق جنبش و اتخاذ تاکتیک های دقیق تر است.
قدرت افشاگری های و جسارت و شهامت فرزندان زندانی این مردم آن چنان تأثیری در جهان گذاشته است که یکی از اولین کسانی که در آلمان پرده از تجاوزات جنسی در مدارس دینی کلیسا برداشت، در یک مصاحبه، شهامت زنان و مردان زندانی مورد تجاوز واقع شده در زندان های اسلامی را علت و انگیزه خود برای افشای ماجرای خود اعلام کرد. ماجرائی که اکنون موج گسترده ی آن ارکان کلیسا در سراسر اروپا را لرزانده است.
بنابراین این افشاگری های به حق را عامل ترساندن قلمداد کردن، نادرست به نظر می رسد. در عوض این افشاگری ها را باید گسترده تر کرد. باید همه ی آن هائی که مورد تجاوز واقع شده اند را دعوت کرد با شهامت و شجاعت این جنایت را افشا کنند تا بتوان چهره کریه حکومت اسلامی در زندان ها را به جهانیان، به مردم مسلمان ایران و خاورمیانه و جهان نشان داد. تا بدانند تلفیق دین و دولت چه فاجعه هائی به بار می آورد.

اما چرا بهاره مقامی جلو تلویزیون نمی رود؟ اگر با تردید برخی که بهاره مقامی را واقعی نمی دانند همراه نشویم و او را شخصی واقعی، مورد تجاوز واقع شده و ساکن در برلین آلمان بدانیم، باید یک بار هم که شده خودمان را به جای او بگذاریم. چند نفر را سراغ خواهید داشت که براحتی از تجاوز جنسی در مورد خود سخن بگویند و آن را جلو تلویزیون نیز بیان کنند. افشای این خصوصی ترین وجه زندگی شخصی، به حد کافی دردناک و تکان دهنده هست. از یاد نبریم وقتی ژان ژاک روسو در کتاب اعترافات، از تجاوز جنسی یک کشیش در زیر مجسمه مریم مقدس به خود سخن گفت، موجی گسترده در اروپا به راه انداخت. و همه شهامت او را ستودند. زیرا اکنون روشن شده است که تا چه حد این جنایت مرسوم بوده و بسیاری لب به سکوت بسته اند و چهره در خاک کشیده اند. بنابراین تصور این که به راحتی هرکس بتواند در جلو تلویزیون ظاهر شود و از این ماجرا سخن بگوید تصور واقعی ای نیست. کار درخشان رضا علامه زاده در به تصویر کشیدن برخی از این موارد توانست این روحیه و شهامت را به شدت بالا ببرد. بنابراین اگر در چنین وضعیت فردی حاضر به مصاحبه نباشد، می تواند قابل تصور باشد. هر چند حضور این افراد در جلو تلویزیون تاثیرات این افشاگری های صد چندان می کند.

این که برخی در این تردید دارند که حسین طائب خودش چنین جناتی نمی کند، باید گفت که این دوستان از حد سبوعیت این جماعت خبر ندارند. آن ها برای این تجاوزات جنسی حتی کلاه شرعی نیز درست کرده اند. آیا فراموش کرده اید که چه تعداد از ماموران زندان های جمهوری اسلامی با وقاحت تمام به در خانه ی خانواده های دختران اعدام شده رفتند و خود را داماد آن ها اعلام کرده که باکرگی دخترشان را قبل از اعدام گرفته اند و مهریه و شیربها به آن ها دادند؟

و نکته آخر: برخی معتقدند که این مورد ممکن است دام وزارت اطلاعات باشد. و پس از آن که موضوع خوب داغ شد، برگی رو کنند و نشان دهند که تمامی این ماجرا از ابتدا ساختگی بوده و از این طریق به حیثیت خبرنگاری و خبررسانی ضربه بزنند و همه دیگر ماجراها را دروغ بنامند. باید دانست که چنین ترفندهایی همواره از سوی نهادهای اطلاعاتی و امنیتی بکار گرفته می شود و باید برای چنین مواردی نیز آمادگی داشت.

در این اینجا سئوالات و تردیدها را بخوانید
من بهاره مقامي هستم. كي مي تونه ثابت كنه كه نيستم؟
1-وقتي در اوج جنبش افرادي بودند كه رفتند مصاحبه كردند چطور بهاره مقامي نمي تونه مصاحبه كنه و شك همه ر برطرف كنه؟ اون داستان ليلا اون قدر شهواني است كه فقط از زبان بازجو هاي نا انسان مي تونه بر مياد. آيا شما باور مي كنيد زني مورد تجاوز جنسي قرار گرفته باشه و بعد بتونه همه جزئيات رو با اب و تاب تعريف كنه؟ آيا اين با عقل جور در مياد؟ اون جزياتي كه در نامه ليلا اومده چنان شهواني و مردانه است كه فقط مي تونه كار بازجوها باشه به قصد ترسوندن مردم.
2-جالب نيست همه اين دردنامه ها نزديك خرداد سر و كل شون پيدا مي شه؟
3-جالب نيست همه اينها از بلاگ هاي ناشناخته اولين بار پيدا مي شن؟
4-جالب نيست وبلاگ بهاره مقامي اولين بار موقعي شناخته مي شه كه ليلا (يعني نفر دوم) شناخته مي شه؟
5-بهاره مقامي تا قبل از اينكه بلاگش معرفي بشه ايميلي به كسي نداده بود. در نامه اش هم نبود. ليللا چطور بلاگ بهاره رو پيدا كرده؟
6-اون ماجراي هك هم بيشتر به مظلوم نمايي مي مونه براي واقعي تر كردن اين جريان. من شخصن نشنيده بودم بلاگر رو بشه هك كرد. بخصوص اون بلاگ بهاره كه معلوم بود كسي كه درستش كرده بيشتر از متوسط دانش مردم از html و تنظيمات بلاگ سر در مياره.
7-كل جريان به اين مي مونه كه عده اي دارند اين دردنامه هاي قلابي رو رواج مي دن تا هم تمام ماجراي تجاوز ها رو بي اعتبار كنند و هم مردم رو بترسونند. آيا مثبت دادن در عين شك داشتن ارزش اين رو داره كه تمام دستاورد هاي جنبش رو زير سوال ببريد؟
يادتون بياد كروبي به خاطر اون ماجراي سعيده پورآقايي چقدر مجبور به توضيح شد؟

در راستای حمایت از شک faramir
کسی منکر وقوع جنایات و بخصوص تجاوز ها در زندان ها و بازداشتگاه ها ی ایران نیست. ولی نحوه معرفی بهاره مقامی، معرفی بلاگ اون به بلاگستان، نوشته فاجعه بار لیلا (که خودش جای نقد بسیار داره)، ماجرای مشکوک هک شدن بلاگ بهاره در بلاگر که هر کدوم به راحتی قابل نقده، همه و همه این شک رو ایجاد می کنه که این ماجرا سرش از جای دیگه ای آب می خوره و برای ترسوندن مردم است و نه اطلاع رسانی.
حتی اگر فرض رو بر این بذاریم که شخص بهاره مقامی واقعی است بهتره ایشون مثل مریم صبری بیاد یه مصاحبه کنه تا حقانیت گفته هاش رو ثابت کنه و نه اینکه به صورت مشکوک داستان هایی رو بگه که تا به نحوی ثابت نشده باشه بیشتر به داستان ترسناک برای جنبش سبز می مونه.
1- فعلن پرسش اساسی اینه که چرا خانم مقامی مثل مریم صبری با تلویزیون های آزاد دنیای غرب مصاحبه نمی کنه تا هم به همه روحسه بده و هم حقانیت نوشته هاش رو ثابت کنه؟
2- در مورد آدرس خود این لینک هم اینکه چطور این آدرس رو کسی می تونه پیدا کنه خودش جای سوال داره. اگر این نوشته جای دیگه نیومده اگه یه نفر به من بکه این ادرس چطور ممکنه پیدا بشه ممنون می شم.
در پایان باز تاکید می کنم من منکر تجاوز ها نیستم. ولی در اصالت توصیفات داده شده توسط بهاره و بعد از اون لیلا و .. شک دارم. آیا شخصی باامضای بهاره مقامی وجود خارجی داره؟ چطور ثابت می کنید من بهاره نیستم؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: