مختار می، زن مورد تجاوز واقع شده ی پاکستانی، الگوئی برای ما

مختار می، زن مورد تجاوز واقع شده ی پاکستانی، الگوئی برای ما
جهان زن ـ این روزها تجاوز جنسی در کشور رسانه ای شده است. ابعاد این جنایت تکان دهنده است. اما تنها زنان ایران نیستند که مورد تجاوز واقع می شوند. این فرهنگ در کشور همسایه مان پاکستان هم قربانی های زیاد گرفته است. اما در این میان، مختار می زن جوان پاکستانی در برابر سنت های مردسالار و دولت حامی آن ایستاد. متجاوزین را به محاکمه کشاند و دیوار سکوت را شکست. هر چند از این ماجرا نزدیک به دهسال گذشته است، اما متجاوزین جنسی ماه گذشته تبرئه شدند. برای آشنائی با مبارزات مختار می مطلبی از سایت روشنگری به قلم زهره سحرخیز که 26 ژوئن 2005 نوشته شده را در اینجا می آوریم
مختار می با «انصار» نمی جنگد، نظام ستم بر زن را به چالش کشيده است.
زهره سحرخيز
وقتی روز 14 ژوئن مختاران بی بی مشهور به مختار می در اسلام آباد در يک کنفرانس مطبوعاتی اعلام کرد سفرش به آمريکا را به خاطر بيماری مادرش متوقف می کند، هيچکس اين دليل را باور نکرد . روزنامه نگاران گزارش دادند مختار هنگام خواندن اين خبر آشکار می لرزيد. مختارخود در حاليکه می گريست به اسما جهانگير بنيانگزار کميسيون حقوق بشر پاکستان گفت او را يک شب قبل با شتاب به پايتخت آوردند و وادارش کردند زير کاغذهايی امضا بگذارد که بر اساس آن ها او از سفارت آمريکا درخواست می کرد پاسپورتش را به او برگردانند.

چرا دولت پاکستان از سفر مختار می ترسد؟ پرويز مشرف را که يک «ژنرال مدرن» معرفی می کنند، و برای اين که حکومت نظامی او را توجيه کنند می گويند در جامعه عقب افتاده ای که برای دمکراسی آماده نيست، او نقش يک «حاکم صالح» و » آتاتورک پاکستان» را بازی می کند و می خواهد «با قدرت» دولت و جامعه را مدرن کند. در همين هفته اخير بود که آمريکا برای رونق تجارت پاکستان 10 ميليون دلار به دولت او کمک کرد، و 29 ماه مه بانک جهانی با تصويب 100 ميليون دلار اعتبار برای کمک به آموزش در ايالت پنجاب – همان ايالتی که سرگذشت مختاران را آفريده – موافقت کرد و هفته های قبل ازآن خبر از فروش اف 16 ها و تجهيزات پيشرفته به پاکستان و ..

پس ژنرال مدرن قاعدتا نبايد مثل حکومت زن ستيز جمهوری اسلامی که حتی نام بردن از حقوق زن را عليه موجوديت خود تلقی می کنند، از افشای جنايات هولناکی که فئودال های قرون وسطايی پاکستان و سيستم قبيله ای شان بر زنان روا می دارند، برخود بلرزد؟ مگر نه اين که اين فئودال ها در «پنچايات» ها يا جرگه ها روستاهای شان بارها قوانين رسمی پاکستان را ملغی اعلام کرده و احکام خود را به اجرا در آورده اند؟ مگر بدون مبارزه با اين فئودال ها و سيستم کاستی آن ها و پنچايات های آن ها می توان جامعه مدنی را سازمان داد؟ بر مبنای گزارش پليس خود آقای مشرف در چارچوب اين سيستم تنها در 6 ماهه اول سال 2004 و تنها در پنجاب جنوبی به 580 زن تجاوز کرده اند. 24 زن را با اسيد پاشيدن مصدوم کرده اند، 634 زن را ربوده و به آن ها تجاوز کرده اند، و 115 زن را بعد يا در حين تجاوز و مقاومت قربانی کشته اند. بنا بر گزارشات رسانه های مستقل همين پنج ماه پيش بود که در ده وهاری در جنوب پنجاب 13 مرد تحت عنوان «اعاده حيثيت» به دختری در مقابل چشم مردم تجاوز کردند.* تازه همه ميدانيم اين ها موارد گزارش شده است و شمار موارد گزارش نشده، هميشه بسيار بيشتر از موارد گزارش شده است. بويژه در اين منطقه که به علت وجود سيستم کاستی و اين که اکثريت جنايات عليه «کاست های پست»- بيشتر هندو ها- صورت ميگيرد، قربانيان و خانواده های آن ها جرات شکايت و حتی گله گذاری ندارند .

مختار می خواست به آمريکا برود تا در باره اين سيستم، در باره قربانيان آن، در باره جنايتی که بر خودش رفته و اقداماتی که تاکنون به عمل آورده است، صحبت کند. ژنرال به اصطلاح مدرن لابد بايد به خاطر اين کار از مختار سپاسگزار باشد که تلاش می کند شر اين سيستم قرون وسطايی را از خاک پاکستان بکند، پس چرا جلوی مسافرت او را می گيرد؟

قضيه مختار اکنون حقيقتی وحشتناک تر از بقای يک سنت نحس واپس گرا در دهات دور افتاده در کشوری عقب مانده را رسوا می کند، حقيقتی که به همه ما از نزديک مربوط است و نشان می دهد چرا زن ستيزی اين همه سخت جان است و هر روز در گوشه ای از جهان به شکلی خود را به نمايش می گذارد، در يک جا به صورت بقای عقب مانده ترين سنت های فرهنگی و مذهبي، در جمهوری اسلامی به صورت ولايت ملاهای آن سوی زمان برمردم و در آن کشورها که پيشرفته ترند به صورت «جنبش نجابت» و مخالفت با حق سقط جنين و مزد و حقوق نابرابر.

داستان مختار را اکنون بسياری ازفعالين حقوق زنان شنيده اند و پی گيری می کنند. در ژوئن 2002 بود که 14 مرد داوطلب می شوند حکم روسای قبيله متنفذ ماستويی را به اجرا در آورند و به مختار در مقابل چشم مردم روستا تجاوز کنند. گناه مختار اين بود که برادرش عبدالشکور با دختری از قبيله ماستويی طرح دوستی ريخته بود و چون مختار از قبيله » پست » محسوب می شود و ماستويی ها قبيله ممتازند، به «ناموس» قبيله اخير تجاوز شده بود. پيش کسوتان ده ميروالا در پنجاب جنوبی در جرگه خود حکم جنايتکارانه ی تجاوز گروهی به مختار را صادر می کنند. آن ها پدر مختار را فرامی خوانند که دختر30 ساله اش را به جرگه بياورد تا به خاطر عمل برادرش از قبيله » پوزش خواهی » کند. مختار در خانه مشغول کار بود که پدر دست او را می گيرد وبه پانچايت می برد، افراد مسن ده به داوطلبين دستور ميدهند برای اعاده حيثيت قبيله متنفذ با روسای ثروتمند، در مقابل عموم به او تجاوز کنند. با اين که مختار از اقدام برادرش پوزش خواهی کرده و التماس می کرد او را رها کنند، اما منظور از» پوزش خواهی» پاسداران نجابت قبيله اين نبود. بنا بر گزارشات چهار مرد ساعت ها به زن تجاوز می کنند. صدها نفر به صحنه جنايت نگاه می کردند. مختار را قبلا لخت کرده بودند و او پس از تجاوز از مقابل صف تماشاچيان گذشت. پدرش پتويی روی پيکر عريان او انداخت و او را به خانه برد..

پس از آن شايعه خودکشی مختار پيچيد. اقدامی که بعد از تجاوز در ميان دختران و زنان پاکستان معمول است و همه انتظار آن را دارند، زيرا تنها راه نجات از سرنوشتی شوم که محتوم به نظر می رسد همين است.
اما مختار نشان داد اين سرنوشتی محتوم نيست و و در برابر دستگاه ظلم ايستاد و از کسانی که مرتکب اين جنايت فجيع شده بودند به دادگاه شکايت کرد. شکايت مختار از مرتکبين اين جنايت مثل صاعقه بر سر بزرگان قوم فرود آمد و دولت فخيم ژنرال مشرف را دچار زحمت کرد. بايد دانست در پاکستان اين کار به شجاعت زيادی نياز دارد. کافی است به ياد بياوريم همين چند ماه پيش بود که رسانه های بزرگ انحصاری خبری را هرچه کوچک تر و ناديدنی تر در لابلای مطالب جنجالی خود منتشر کردند.يک افسر به پزشک زنی که برای شرکت گاز دولتی پاکستان کار می کرد، در شهر سويی بلوچستان پاکستان، جايی که تاسيسات شرکت قرار دارد، تجاوز می کند. افسر مظنون نه دستگير می شود و نه احتمال دارد دستگير شود. زيرا او کاپيتان حماد، افسر ستاد و عضو گارد قديمی نظاميان بسيار قدرتمندی است که ستاد ژنرال در » جنگ با ترور» را – که اتفاقا در بلوچستان پاکستان گيرها ی زيادی پيدا کرده اداره می کنند. درعوض دکتر شايزه خالد، پزشک مزبور می گويد جان او و شوهرش در خطر است، زيرا خانواده خود او ممکن است برای پاک کردن «لکه ای که بر حيثيت» آن ها نشسته است او را بکشند. در بعضی گزارشات هم نوشته اند جرگه قبيله ای که دکتر از آن برخاسته است حکم مرگ او برای پاک کردن لکه ننگ صادر کرده است.
ژنرال مدرن ما – مشرف – راه حل خوبی پيدا می کند، به پزشک مزبور ميگويد همراه شوهرش بی سر و صدا از پاکستان بروند. ضمنا به دکتر می گويد کلنل حماد گناهگار نيست، دليل ؟ -«چون يک افسرنجيب پاکستانی نمی تواند چنين کارهای زشتی انجام دهد»!. البته چشمان شايزه را هنگام تجاوز بسته بودند و او نمی توانست متجاوز را تشخيص دهد. و هرچه باشد در مقابل راه حل ژنرال، راه حل قبيله بلوچ که اين تجاوز در منطقه حکومت خود را توهين به ناموس خود تلقی کرده و دست به شورش زده بود مدرن تر است. رئيس قبيله مزبور- نبوی بوگتی – گفته است که حماد برای اثبات بی گناهی خود بايد از آتش عبور کند! برای سازش با اين رئيس قبيله که با کنترل نظامی بر استان او به بهانه تاسيسات گاز ناراضی است، ژنرال بايد يک راه ديگری پيدا کند تا ائتلاف جنگ با ترور لطمه نبيند. مسلما قربانی کردن حقوق زنان توسط اين يکی قبيله هم از ملزومات
«فرعی» اين يکی رئيس قبيله ناراضی است.

امااز مختاران که يک زن روستايی فاقد تحصيلات و بی سواد بود، نمی شد درخواست کرد مثل دکترخالد بی سر وصدا پاکستان را ترک کند. مختاران ايستاد و متجاوزين را به چالش کشيد. مبارزه گروه های مترقی در داخل خود پاکستان و بعد انتشار خبر مقاومت او در رسانه های خارجی باعث شد پرونده در دادگاه مورد بررسی قرار گيرد. نخست به نظر می آمد کار دادگاه در مسير اعاده حق پيش می رود. دادگاه برای 2 متهم در احکام اوليه حکم اعدام صادر کرد. مختاران با وجوه نقدی که بابت خسارت به او پرداخته شده بود و نيز کمک هايی که از سوی گروه های حقوق بشر برای او ارسال می شد، دو مدرسه و يک خانه امن بازکرد. اوهمچنين يک وانت بار خريد که اکنون به عنوان آمبولانس مورد استفاده قرار می گيرد.

اما سيستم ظالمانه حاميان نيرومندی دارد. درسوم ماه مارس امسال دادگاه عالی لاهور زنان مترقی پاکستان و مدافعان حقوق بشر را با حکم خود شوکه کرد. دادگاه ضد ترور Anti Terrorist Court شش متهم را آزاد کرد و حکم داد که نمی توان ثابت کرد اين دسته واقعا عمل تجاوز را انجام داده اند. اين در حالی است که حداقل 150 نفر شاهد جنايت بودند. دادگاه همچنين حکم داد جرگه شيوخ » پانچويات » حتی به طور غير مستقيم و از راه دور هم در اين ماجرا مسووليتی نداردو اين درحالی است که حکم تجاوز به مختار توسط مجمع اين شيوخ صادر شده بود. متهمين در عمل تنها به پرداخت خسارت محکوم و تا برگزاری دادگاه تجديد نظر آزاد شدند.

در عوض مختار را عملا در بازداشت نگاه داشته و مانع سفر او به آمريکا شده اند. از مختار دعوت کرده بودند تا در مورد فعاليت هايش در ده صحبت کند.

اما ژنرال مشرف نمی خواهد از ظلمی که برزن در کشور او می رود در رسانه های جهان سخن برود. به نوشته اينديپندنت** او به شدت خشمگين است و به جای اين که به فکر اجرای عدالت باشد همراه بعضی از سردبيران رسانه های پاکستان سعی می کند مانع پخش اين خبر شود. فعالين حقوق بشر می گويند مختار وقتی به کنفرانس مطبوعاتی تن در داد که به او پيغام دادند رئيس جمهور شخصا از اقدام او «به شدت خشمناک» شده است. پرزيدنت حتی تهديد کرد که » توی گوش خبرنگاری می زند » که جزييات اين ماجرا را برای رسانه های بين المللی گزارش کند. به نوشته اينديپندنت اين خبر نگار کسی نيست جز فعال برجسته حقوق بشر پاکستان خانم جهانگير که گزارشگر ويژه سازمان ملل هم هست.

اما ژنرال با اين کار بيش از پيش نظام حاکم بر پاکستان را رسوا کرد و حتی تلاش های بعدی دولت او مبنی بر لغو ممنوعيت رسمی سفر مختار و تحت نظر گرفتن او به بهانه حفاظت از جانش بر دامنه رسوايی افزودو حقايقی را برملا کرد که امروز هم ژنرال های پاکستان و هم متحدان مدرن جهانی اش تلاش می کنند آن ها را پشت پرده نگه دارند.

ژنرال ها از همان آغاز استقلال پاکستان بر اين کشور حکومت کرده اند. استوار بر مشت نظاميان در پشت يا پيش صحنه، جمهوری های پاکستان همانقدر قلابی هستند که جمهوری ملاهای ايرانی. به جای شبکه در هم پيچيده ی نظاميان پاسدار و آقازاده تحت هدايت ملاها ی ايراني، در پاکستان شبکه نظاميان و فئودال ها سياست و اقتصاد را در انحصار خود دارند. به جای بنياد مستضعفان و حساب مخصوص دستگاه ولايت در ايران، نظاميان حاکم و فئودال های پاکستاني، دارايی و تجارت کشور را در بنگاه های عظيمی که مرز خصوصی و عمومی در آن ها در هم فرورفته است، به اسارت گرفته اند و تمام اعتبارات و کمک هايی هم که از خارج به اين کشور می رسد از طريق اين بنگاه ها به جريان می افتد. اعتباراتی که در چارچوب کمک به مجاهدين افغان برای مبارزه با اشغال شوروی در اختيار اين کشور قرار گرفت بر رونق کار آن ها افزود و حالا جنگ با ترور هم به کمک رسيده است. محصول اين نوع اقتصاد فقر گسترده، رواج قاچاق و خريد و فروش مواد مخدر، بيکاری و البته انبوه جوانان بی آينده ای است که برخی از آن ها برای تجاوز به مختاران داوطلب شدند و بقيه هم به تماشای صحنه جنايت نشستند. شبيه همان انصار حزب الله که خامنه ای به جان زنان و جوانان ايران می اندازد و پای صندوق های رای قلابی بسيج می کند.

از الزامات سياسی اين سيستم راضی نگاه داشتن روسای قبيله ای است که با رسوم و قوانين قرون وسطايی دهات و شهرهای کوچک پاکستان را اداره می کنند. حالا راضی نگه داشتن آن ها اهميت استراتژيک پيدا کرده است. اگر عصبانی شوند از جبهه «جنگ با ترور» به جبهه «مبارزه طالبانی با امپرياليسم» می پرند. آيا دفاع از حقوق زنان پا برهنه دهات پاکستان ارزش به خطر انداختن لشکرکشی مدرن دولت بوش با تروريسم را دارد؟

مختار بی بی با مبارزه ساده خود زنجيرهای يک سيستم جهانی را پاره می کند که قدرت های حاکم بر آن چه وقتی با هم ائتلاف می کنند، چه وقتی با هم می جنگند، هرجا که لازم باشد از نظام ستم بر زن نهايت بهره برداری را می کنند. و جز مختاربی بی و امثال او چه کسی می تواند اين کار را بکند؟ مشرف؟ بوش؟ روزنامه نگارانی که يا از آن يا از اين حقوق می گيرند؟ همه آن ها » ملاحظاتی » دارند، همه ی آن ها چيزهايی دارند که البته نمی توانند به خاطر زن دهاتی پاکستانی آن را از دست بدهند؟ اما مختاران چه داشت که از دست بدهد؟ به جز يک چيز: حس حق دفاع از زندگی اش و ايستادگی در برابر کسانی که اين زندگی را ويران کرده اند. اگر خودکشی می کرد همين دارايی را هم از دست می داد.
مختاربی بی نمی خواست با عمله اجرای حکم جنايتکارانه، با آن ها که به روی زنان اسيد می پاشند، با آن ها که به احکام تجاوز بسيج می شوند، با «انصار حزب الله» بجنگند. او حتی از فرزندان کسانی که به او تجاوز کرده بودند در دو مدرسه خود ثبت نام کرد تا نشان دهد انگيزه ی او انتقام نيست. او با مبارزه طبيعی و ساده اما عميق و صميمانه خود تمام نظام ستم گری بر زن را به چالش می کشد. همان نظامی که ژنرال با اتکاء بر آن و ائتلاف با پاسداران آن قدرت خود را سازمان می دهد. برملا شدن اين راز رسوايی آور است. همين است که ژنرال و مردان دولت او را از سفر مختار ترسانده است.

مقامات حزب حاکم پاکستان می گويند اقدامات مختار و حاميان او ضد ميهن پرستانه است و وجهه پاکستان را در جهان خدشه دار می کند. وزير کشور شهنواز واسيم می گويد
» بعضی از ان جی او ها برای اينکه بتوانند با جانی واکر شام بخورند حاضرند هرچيزی بگويند و مردم بی گناه را مثل بوقلمون صرف کنند.»

اينديپندنت نوشته است وقتی مجله تايم مختارمی را به عنوان يکی از قهرمانان آسيا برگزيد در توضيح نوشت مختار هم رنج و هم ايستادگی زن پاکستانی را نمايندگی ميکند.
رنج زن پاکستاني، البته راهی برای دريافت اعتبار 100 ميليون دلاری است، اما ايستادگی اش ؟ به نوشته نويسنده مقاله اينديپندنت اين يکی برای صادرات مناسب نيست.


*http://www.socialistworld.net/eng/2005/04/18pakistan.html

**http://news.independent.co.uk/world/asia/story.jsp?story=646952
عکس فوق مختار و برادرش را در مقابل مدرسه نشان می دهد و برای نشريه تايم گرفته شده است.
http://www.time.com/time/asia/2004/heroes/hmukhtar_mai.html

یک پاسخ

  1. این خانم پاکستانی توسط چند ادم بیمارتجاوز می شود بخاطر رابطه برادرش با یک دختر. بعضی چیزها در جوامع اسلامی می گذرد که بیشتر سواستفاده هست تا اجرای قوانین اسلام . من خود هیچ اعتقادی به مذاهب ندارم اما چیزهای که در جوامع اسلامی پیش می اید فقط مجازات شخصی و سو استفاده جنسی هست یک پسری با زنی خارج از ازدواج دوست هست مادرش را لخت در ده می چرخانند این در کدام کتاب قانون اسلامی نوشته شده است ؟ در ایران زنان در خونه و باغ شان شادی می کنند یک نفر به چند نفر دیگر زنگ می زند و به باغ وارد می شوند و به زنان جلوی شوهر و فرزند و برادرشان تجاوز می کنند این مجازات کدام کتاب قانون اسلامی نوشته شده است و سران ایران می گویند زنان مقصرند این حرف از کدام قانون اسلام اورده شده است ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: