زنان در اعتراض های خاورمیانه

زنان در اعتراض های خاورمیانه
زنان برای انقلاب ها خوبند اما انقلاب ها برای زنان نه
لیلا اسدی
وقتی محمد بوعزیزی، جوان دستفروش تونسی خود را به آتش کشید نمی دانست که این آتش زندگی میلیون ها نفر در کشورهای خاورمیانه را در بر خواهد گرفت. اعتراض های مردم تونس که آغاز شد، شاید برای بسیاری از شاهدان و سیاستمداران در اقصی نقاط دنیا حتی قابل تصور هم نبود که ناآرامی ها چنان شدت بگیرد که نه تنها بن علی رئیس جمهور دیکتاتور این کشور را به فرار وادارد، بلکه شعله های خشم مردم از مرزهای این کشور نیز بگذرد و دامن حکومت های غاصب عرب در سایر کشورها را نیز بگیرد. تحولات تونس در واقع الهام بخش تمام حوادثی شد که از آذرماه 89 در کشورهای مصر، لیبی، سوریه، اردن، بحرین و یمن به وقوع پیوست و اکنون جهان عرب را در برگرفته است. باور این که روزی کشورهای عرب خاورمیانه با انقلاب های مردمی مواجه شوند، بسیار دشوار بود. اما انگار دیگر باید منتظر هر واقعه غیرمنتظره ای بود.

اما این اعتراض ها نه تنها برای مردم کشورهای عربی نوید بخش ایجاد فضای دموکراتیک، بهار عربی، بود تا فارغ از سلطه ستمگران 30 و 40 ساله بر کشورشان کرامت انسانی را تجربه کنند، بلکه چهره دیگری از زنان ساکن در این کشورها را نیز به مردم دنیا نشان داد. زنانی که دیگر یادآور رقصنده های وسوسه انگیز رقص عربی یا پیچیده در برقع با کودکانی در آغوش و پشت سر شوهرانشان نبودند. نه! اکنون تصویر زنان عرب، تصویر زنانی است که در کنار همسران، فرزندان و برادرانشان در خیابان ها برای شکست دیکتاتوری مشت هایشان را گره می کنند. گزارش زیر نگاهی دارد به تحولاتی که موجب شد تصویر زنان عرب را در چشمان نظاره گر دنیا تغییر دهد.

در اواخر ژانویه بود که مگان کرین بی توجهی تلویزیون های آمریکایی و بسیاری از رسانه های اینترنتی را به نقش زنان در این اعتراضات نشان داد و فقدان تصاویر زنان معترض در تونس و مصر را یادآور شد. آنها که هنوز در اعتراضات وسیع تونس به چشم نمی آمدند خواه همراه فرزندان و همسران خود حضور داشتند یا صفوف اعتراض جداگانه را می ساختند تا تصاویر ساخته شده از آنها را در دیده ناظران غربی از زن تحت سرکوب شده عرب تغییر دهند. این اتفاق ها چنان کشورهای غربی را متحیر کرد که یکی از روزنامه نگاران در این خصوص گفت: بسیاری از ما آمریکائی ها، تصور می کنیم که می دانیم چطور زنان در خاورمیانه و به خصوص زنان مسلمان در این کشورها زندگی می کنند. تصاویری که در رسانه ها از زنان خاورمیانه نشان داده می شوند، آنها را محافظه کاران مذهبی، تحت فشار، پوشیده در حجاب، فاقد هر گونه آزادی شخصی ، مجبور به زندگی به عنوان شهروندان درجه دوم و دربند نقش های خانگی به عنوان مادر، همسر، خواهر یا خدمتکار ان معرفی می کند. ما همیشه اخباری شنیده ایم از این که قوانین در عربستان زنان را از رانندگی منع می کند و این که زنان و مردان در مسجد جدا نماز می گذارند. همه این ها درست اما این واقعیت هم انکار ناپذیر است که در طول تاریخ منطقه زنانی هم بوده اند از نویسنده، سیاستمدار ، روشنفکر، چهره های مذهبی و این که زندگی روزمره بسیاری از این زنان آن چنان هم که ما تصور می کنیم نیست.

خدیجه شریف مدیر سابق انجمن تونسی زنان دموکراتیک هم اظهار داشت: اولین صدای انقلاب تونس را خواهر محمد بوعزیزی برآورد. لیلا اولین کسی بود که در رسانه های شهر سیدی بوزید از علت خودسوزی برادرش گفت و خواهان برابری سیاسی شد. لیلا بوعزیزی، در مصاحبه با بی بی سی گفته بود: برادرم در قلب های ما زنده است. او به ما خیلی چیزها داد. برادرم درهایی را باز کرد که از آن می توانیم نسیم دموکراسی و آزادی را احساس کنیم. نائومی ولف نویسنده کتاب افسانه زیبایی می نویسد: زنان عرب بخش اولیه و لاینفکی از انقلاب های دوران استعمار در تونس، مصر و الجزایر بودند که منتهی به استقلال این کشورها شد. اما خیلی زود در حاشیه قرار گرفتند. و امروز به عنوان پزشک، وکیل، معلم این زنان نمی خواهند دوباره تاریخ تکرار شود. انگار تجربه حضور زنان در دو انقلاب الجزایر و ایران و ناکامی های بعد از آن زنان را واداشته است تا جدی تر به مطالبات خود فکر و برای دستیابی به آنها چانه زنی کنند. اگرچه ترس از اسلامگرایان بعد از شیرینی موقت پیروزی خیال زنان را ناآرام کرده است.

از شرکت در تظاهرات تونس در کنار همسران و فرزندانشان در خیابان بورغیبه در پایتخت تونس تا ارسال ویدئویی توسط یک زن زندانی به خاطر حضور مردم در میدان تحریر در مصر که مبارک را مجبور به کناره گیری از حکومت کرد، از حضور خیابانی زنان باحجاب در صنعا و تائز یمن و در سوریه رویارویی با پلیس مخفی که زنان جاده ها را بستند تا برای آزادی همسران و فرزندانشان از زندان اعتراض کنند. اما اکنون زنان به آینده می نگرند. نگران از اینکه در مسیر جدید و با رژیم های پارلمانی دموکرات، حقوق شان به نفع مردان از سوی لیبرال های مردسالار یا بنیادگرایان مسلمان انکار شود. حافظه جمعی زنان انقلاب الجزایر را به یاد می آورد که برای استقلال از سال 1954 تا 1962 مبارزه کردند، و پس از پیروزی زنان به حاشیه رانده شده اند. تاریخ نگاران در مورد ریشه های بهار عربی تا سال ها و دهه ها بحث خواهند کرد . این که نرخ بالای بیکاری در میان طبقات تحصیلکرده، سیاست های نئولیبرال خصوصی سازی و فساد دولتی، قیمت بالای اقلام اساسی و انرژی، دشواری های اقتصادی ناشی از نبود فرصت های شغلی در کشورهای خلیج فارس و .. از جمله این دلایل اند. در شرایطی که زنان به عنوان کارگران و متخصصان و مراقبت کنندگان از خانواده مستقیما از این بی نظمی ها رنج برده اند یا رنج کودکان و همسران خود را نظاره گر بوده اند. اما تاریخ از زنانی هم خواهد گفت که انقلاب ها را رهبری کردند و تصویر کنشگری آنها در کنار مردان و گاه جلوتر از آنها زینت بخش آغاز جریان دموکراسی خواهی در خاورمیانه و تغییر تاریخ استبداد خواهد بود.

تونس؛ در کشور آغاز کننده بهار عربی زنان به عقب باز نمی گردند

اعتراض ها با تونس آغاز شد. زنان به طور گسترده در خیزش جاسمین شرکت کردند تا اطمینان یابند مطالبات آنها مدنظر قرار می گیرد و این که در نهادهای سیاسی بعد از انقلاب حضور خواهند داشت. صدای زنان در تونس طنین بلند و واضحی در اعتراض های گسترده ای داشت که به کناره گیری رئیس جمهور دیکتاتور این کشور بن علی شد. با این که زنان تونسی از موقعیتی منحصر به فرد نسبت به سایر کشورهای عربی از نظر برابری با مردان بهره برده اند. با این حال از همان آغاز، نگران حفظ جایگاه خود بودند. برخی از تظاهر کنندگان زن تونسی علاوه بر خواسته یکسان با مردان در براندازی فقر و فساد و استبداد بر تساوی حقوق و حفظ آزادی های فردی خود هم تاکید می گذاشتند.

تونس یکی از پیشرقته ترین کشورهای جهان عرب از نظر حقوق زنان است و برابری حقوقی زن و مرد از سال ۱۹۵۶ در قانون اساسی این کشور تضمین شده است. یک سوم از قضات کشور تونس را زنان تشکیل می دهند. زنان تونسی اجباری برای داشتن حجاب ندارند. حقوق مشابهی با مردان در امر طلاق دارند. چند همسری غیرقانونی است. همچنین زنان از سال 1962 از حق کنترل باروری برخوردارند و از سال 1965 حق سقط جنین دارند. درست 8 سال قبل از این که زنان آمریکایی صاحب این حق شوند. قانون مدنی 1956 آزادی و برابری را برای زنان تونسی به همراه آورد که هنوز هم به اعتبار خود باقیست همینطور آموزش برابر فارغ از مانعی برای یک جنس خاص، زمینه ارتقای زنان را ساخت. زنانی که در جنبش های اعتراضی و تغییر اجتماعی از زمان استقلال تونس از فرانسه در اواخر دهه 40 حاضر بودند. اکنون زنان تونسی در میان کشورهای عرب بالاترین نرخ سواد (71 درصد) را دارند. و بیش از یک پنجم شاغلین کشور را تشکیل می دهند، 27 درصد و 43 درصد از اعضای نیم میلیونی 18 اتحادیه های کارگری محلی را تشکیل می دهند. بیشتر زنان عضو این اتحادیه ها در بخش آموزش، نساجی ، بهداشت ، خدمات شهری و صنعت توریسم مشغول به کارند. اتحادیه کارگران تونس در سال های اخیر به شدت با سیاست های زین العابدین بن علی مخالف بود و پس از سازمان دهی اعتراضات اکنون بر دولت انتقالی فشار می آورد تا اصلاحات جدید را به وجود آورد. در همه این برهه ها زنان نقش مهمی را بازی کردند. مشهورترین ستاره سینمای این کشور، هند صبری، که به شدت از سوی بن علی برای اعلام حمایت از دولت او تحت فشار بود، با شجاعت تمام در فیس بوک به دستور شلیک بن علی به مردم اعتراض کرد و به دلیل این اعتراض تهدید شد که خانواده اش مورد آزار قرار خواهند گرفت و نهایتا مجبور به ترک کشورش شد.

حالا در مدت کمتر از 2 ماه اعتراض مردمی در تونس، بن علی کشور را ترک کرد، دولت موقت تشکیل شده و پس از آن کمیته اصلاحات در این کشور کار خود را آغاز نمود. کمیته اصلاحات تونس ترکیبی از ۱۵۵ چهره سیاسی مستقل یا عضو احزاب سیاسی، گروه‌های حقوق بشری و نهادهای غیردولتی است که در پی تداوم اعتراض‌ها و فشارهای مردم شکل گرفته و برای تدارک دموکراتیک‌تر انتخابات دوم مرداد و تدوین یک قانون انتخابات و نیز پیش‌نویس قانون اساسی جدید، پی در پی در مجلس سنای تونس تشکیل جلسه می‌دهد. در اولین اقدام خود کمیته اصلاحات، در 20 فروردین 1390 قانون انتخاباتی را به تصویب رساند که در آن برابری تعداد نامزدهای زن و مرد از شاخص های مهم ناشی از دوران گذار به دموکراسی در این کشور است حزب النهضه که نماینده قدرتمند نیروهای مذهبی در تونس است هم، با برابری شمار نامزدان زن و مرد در قانون یاد شده موافقت کرد. اما این که در عمل این قانون چقدر بتواند اجرا و چقدر سهم زنان به عنوان نیمی از جمعیت در نظر گرفته شود، موضوعی دیگر است . با وجودی که تونس در میان کشورهای عربی در طول پنجاه سال گذشته هم قانونی پیشرو در حمایت از زنان داشت، تنها دو وزیر زن در دولت موقت حضور داشتند و هیچکدام از 27 استانداری کشور نیز به زنان سپرده نشده بود. به این ترتیب، این پرسش وجود دارد که اجرای بند مترقی قانون انتخابات در باره‌ برابری شمار نمایندگان زن و مرد در عمل تا چه حد محقق خواهد شد. ولی شاید فشار ناشی از اجرای همین قانون، هم جامعه و هم به‌ویژه زنان را خود‌آگاه‌تر کند و آنها را به تلاش و فشار بیشتر برای عملی شدن این قانون تشویق کند.

هم اکنون کمیته اصلاحات تونس مشغول تدوین پیش‌نویس قانون اساسی جدید برای ارائه به مجلس موسسان است، این که چطور زنان در تدوین این قانونی اساسی حضور دارند هنوز جای سوال است. اما چنانکه پیداست دوران گذار هنوز تحت تسلط مردسالاران است. از آنجا که از میان 23 عضو دولت موقت، تنها دو وزیر زن برای بهداشت و امور زنان انتخاب شدند. نقش آنها در رهبری حزبی نیز بسیار ناچیز است. در میان 51 رهبر حزبی، تنها یک زن مایا جریبی ، رئیس حزب دموکراتیک پیشرو قرار دارد. ماها عیسیوی می گوید هر روز نگرانیم از اسلام گرایان که حجاب را به زنان تحمیل کنند. در اول آوریل دولت تونس اجازه دارد تا زنان از عکس با حجاب برای شناسنامه های خود استفاده کنند تنها به خاطر فشارهای گروه های سلفی زنان نقاب پوش می توانند در محل های عمومی حاضر شوند. در واکنش به این اقدام مانیفست زنان در 20 آوریل منتشر شد که توسط انجمن زنان تونسی برای تحقیق و توسعه و چند سازمان زنان دیگر نوشته شده بود، این مانیفست در تقابل با صداهایی بود که تنها به دلیل فشار گروه های فرهنگی و مذهبی تهدید کننده حقوق زنان هستند.

لذا تحولات بعد از انقلاب تونس برای زنان این کشور خالی از نگرانی نیست. در اولین تظاهرات زنان تونسی که نه تنها برای پافشاری برحقوق برابری موجود بلکه برای مطالبه برابری در تمامی قوانین شهروندی و سیاسی انجام گرفت، تظاهر کنندگان با تهاجم مردانی روبرو شد که شعار می دادند «زنان به آشپزخانه برگردید ،کفار کفار». اما یک فعال زن تونسی می گوید که با درسی که از تجربه ایران گرفته ایم هرگز اجازه نخواهیم داد انقلابی که ما هم در آن سهم داشتیم علیه حقوق ما برخیزد زیرا انقلابی که زنان را به حاشیه براند هرگز به دموکراسی نخواهد رسید. زنان تونسی می گویند نیروی جنبش فمینیستی زنان تونس این است که راه آنها هرگز از مبارزه برای دموکراسی و یک جامعه سکولار جدا نبوده است. ما به مبارزه خود ادامه می دهیم تا مطمئن شویم که مذهب به طور کامل از سیاست جدا خواهد ماند. حالا در تونس بعد از پیروزی، ناظران و از جمله زنان نگران خیزش اسلام سیاسی هستند. اگرچه شیخ راشد غنوسی، رهبر حزب اسلامی النهضت که بعد از دهه ها تبعید به مصر بازگشت، تلاش کرده است تا با الگو قرار دادن ترکیه خط و مشی های حزبش را در ارتباط با محدود کردن حقوق زنان تا حدی نرمتر سازد. به گفته او زنان تونسی نیاز به برابری دارند. وی از قانون احوال شخصیه پیشرو کشور حمایت کرد که 20 سال پیش چندهمسری را ممنوع و ازدواج زودرس را ممنوع و حق کنترل باروری زنان، دستمزد برابر و حق بر سقط جنین را تضمین کرد. اما هنوز زنان تونسی نگرانند. آنها می خواهند تضمین شود که دستاوردهایشان با فشار گروه های اسلامی به کنار گذاشته نمی شود. گروه هایی که اجرای قانون شریعت را خواستارند یا می خواهند به شیوه خود قانون احوال شخصیه را بهبود بخشند. برخی گروه های اسلامی هم درخواست کرده اند که مساجدی در مدارس ساخته شود درست زمانی که گروه های زنان درخواست جدایی دین از دولت را دارند. اکنون زنان نگرانند که چطور نگذارند دستاوردهای آنها در این بهار در هم پیچیده شود. زمان انتخابات در تونس 24 جولای است و کمیسیون عالی انتخابات تعیین کرده است که لیست های حزبی باید برابری بین زنان و مردان کاندیدا را رعایت کنند. عبدالوهاب الهانی رهبر حزب جدید التأسیس راس المیعاد اعتراض کرده است که این قانون نقض آزادی انتخاب الکترال است و تردید دارد که در ترویج حقوق زنان موثر باشد. در مقابل حزب چپ گرای التجدید از این سیاست در جهت دستیابی به برابری استقبال کرده است.

مصر؛ برابری جنسیتی در میدان تحریر و آزمایش بکارت زنان، خط نازک سکس و سیاست

آتش انقلاب در تونس تنها پس از مدت کوتاهی به مصر رسید. مردم مصر در میدان تحریر قاهره بیش از 18 روز ماندند تا حسنی مبارک مصر را ترک کند. در کنار جوانان خشمگین مصری زنان و دختران نیز در سازمان دهی تظاهر کنندگان، شرکت در راهپیمایی ها و اعتصاب ها حضور داشتند. چنانکه به گفته نوال سعداوی، در میدان تحربر شاهد برابری بودیم. اسماء محفوظ، زن جوان مصری که جوانان مصر را به حضور در خیابان دعوت کرد، پس از این یکی از رهبران انقلاب مصر نامیده شد. اسراء عبدالفتاح، روزنامه‌نگار ۲۸ ساله، نیز یکی از مبتکران کمپینی بود که در ششم آپریل ۲۰۰۶ با راه اندازی یک کمپین در فیس بوک در مصر سازماندهی شد. این کمپین اختصاص به تظاهرات کارگران مصری داشت. در ماه مارس 2008 اعتراض کارگران به پائین بودن دستمزدها در شهر صنعتی الکبرا با همراهی اسراء به راه افتاد. اسراء و همکارش، احمد ماهر از فعالان معروف اینترنتی، حمایت دیجیتالی را با پخش اعلامیه، شعارنویسی روی اسکناس‌ها و آویزان کردن پلاکارد‌ها از بالکن خانه‌ها تکمیل کردند. پس از این بود که اسراء دستگیر و دو هفته زندانی شد. بازداشتی که نام او را به عنوان نماد مبارزه با فساد، سانسور و دیکتاتوری بر سر زبان‌ها انداخت. در پی آن دوستانش نیز بلافاصله با به راه انداختن یک کمپین جدید فیس‌بوکی و تماس با سفارتخانه‌ها و رسانه‌های خارجی برای آزادی‌اش تلاش کردند. به این ترتیب بازداشت اسراء عبدالفتاح، تبدیل به مسئله‌ای بین‌المللی شد. این فعال اجتماعی پس از دوهفته آزاد شد. البته ماموران امنیتی او را وادار به مصاحبه و اعلام کناره‌گیری از سیاست کردند.پس از اوج گرفتن جنبش اعتراضی مردم مصر ، اسراء با سازماندهی ده‌ها تظاهرات از طریق فیس‌بوک و توییتر، جمع‌آوری کمک‌های مالی مردم و خبررسانی با شعار «صدای من حق من است» بار دیگر به فعالیت علنی روی آورد. او ۱۸ روز تمام در میدان تحریر قاهره به سازماندهی مبارزات و تهیه گزارش یرای شبکه خبری الجزیره مشغول بود و در این مدت توانست تنها دوبار برای عوض کردن لباسش به خانه برود. حالا دیگر نقش مهم رسانه‌های اجتماعی در تحولات اخیر «بهار عربی» غیر قابل انکار است و نقش فعال زنان در سازماندهی اعتراض‌ها در خیابان نیز زمینه‌ساز تولد شبکه‌ها و گروه‌های فمینیستی زنان است. لیلا احمد فمینیست مصری پر بیراه نمی گوید: امروز می بینیم که زنان عربی به شیوه عجیبی به حقوق بشر و دموکراسی متعهد می شوند. آنها اتحادی را بنا می نهند که هیچ کس انتظار نداشت.

اسما محفوظ در قالب یک فیلم ویدئویی به حضور مردم در اعتراضات نقش مهمی در تهییج مردم گفت کشوری را می خواهیم که مردم در آن با کرامت انسانی زندگی کنند. طبق گزارش ها 20 درصد از کسانی که در میدان تحریر در همان اولین هفته جمع شده بودند، را زنان تشکیل می دادند. این آمار در اسکندریه بعدها بسیار افزایش یافت. در همین ارتباط لیل زهرا مرتضی آلبوم عکسی را در فیس بوک خود از حضور زنان در اعتراضات جمع آوری کرده است. همچنان که در سال های اخیر در اعتراضات کارگری هم حضور داشتند. زنان در مصر کمی بیشتر از یک پنجم کارگران این کشور را تشکیل می دهند. از سال 2004 کارگران بیش از 3000 اعتراض را در شهرهای مختلف مصر راه انداخته بودند. که برخی از آنها با رهبری زنان انجام شده بود.

اما بعد از پیروزی وقتی در 8 مارس زنان مصری در گرامی داشت روز جهانی زن پایان بخشیدن به خشونت را خواستار شدند، گروههایی از مردان جمع شدند و به زنان گفتند به خانه برگردید. دردناک بود که در روز جهانی برای حقوق زنان، زنان با نوعی از آزار گسترده در میدان تحریر جایی که سمبل آزادی است، روبرو شوند. خشونتی باورنکردنی که سعی می کرد زنان حاضر در عرصه عمومی را بترساند.

بعد از آن وقتی در نهم مارس، یک ماه و نیم پس از سقوط دولت مبارک در مصر، تعدادی از مردم در اعتراض به برآورده نشدن خواسته‌هایشان در میدان تحریر دست به اعتراض زدند، ارتش مصر با حمله به تظاهرات کنندگان عده‌ای را، از جمله ۱۸ زن را دستگیر کردند. پس از این واقعه سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد که تمامی این زنان مجبور به دادن تست بکارت شده و علاوه بر این تهدید به مجازات به اتهام فحشاء شده‌اند. اگرچه سخنگوی ارتش مصر در گفت‌و‌گو با شبکه سی‌ان‌ان اتهام گرفتن آزمایش بکارت از این زنان را رد کرد، یکی از فرماندهان ارتش مصر بر این اقدام صحه گذاشته و تأکید کرد که هیچ یک از این زنان باکره نبوده‌اند. مونا التاهاوی، روزنامه نگار و فمینیست فعال مصری می گوید: خط نازکی بین سکس و سیاست وجود دارد. شاید بی معنی باشد که تکرار کنیم انقلاب مصر به جنسیت ارتباطی نداشت. آنچه این انقلاب را ارزشمند ساخت مطالبه آزادی و کرامت بود و نه برابری جنسیتی به خصوص در کشوری که تاریخ آن همواره مشحون زن ستیزی، بنیادگرایی مذهبی و حکومت نظامی بوده است.آزمایش های بکارت نیز به امید شرمسار کردن زنان از اعتراض بوده است. اقدامات شورای موقت شاید پایان اشتباه یک انقلاب را نشان می دهد.

اولین علامت به حاشیه کشیدن زنان عرب هم توسط اسام شرف، نخست وزیر جدید مصر نمایش داده شد که تنها یک زن را به کابینه دعوت کرد. در کمیته 10 نفره اصلاح قانون اساسی مصر هم زنی حضور ندارد. حتی گروه مدنی که تشکیل شد تا در هنگام تهیه اصلاحیه ها ، توصیه هایی را ارائه کند، به شورای مردان خبره نامگذاری شد. اما تشکیل کمیته تدوین قانون اساسی بدون مشارکت زنان با اعتراض نهادهای مدنی زنان روبرو شد. گروه های زنان خشمگین شدند وقتی کمیته 75 ماده قانون اساسی جدید را نوشت و در اصلاحات پیشنهادی عبارت پردازی به گونه ای صورت گرفت که ریاست جمهوری مصر تنها به مردان می رسد. در بخش شرایط ریاست جمهوری نوشته شد: رئیس جمهور مصر نمی تواند با یک زن غیر مصری ازدواج کند که به معنای این است که زنان مصری نمی توانند به مقام ریاست جمهوری برسند. وقتی گروه های زنان اعتراض کردند، نویسندگان اظهار داشتند که زبان عربی اسم های مردانه را هم برای در برگرفتن زنان اجازه می دهد و این ماده اصلاح نشد. در حالی که اتحادیه ای از 117 گروه زنان عبارت پردازی دوباره این ماده را خواستار شده اند.

حالا دوران گذار در مصر شکافی را بین مصری ها ایجاد کرده است آنهایی که می گویند زمان اتحاد ملی است و گروه هایی که اعتقاد دارند زمانی برای همه مصری هاست تا منافع خود را بیان کنند حتی اگر خیلی خاص باشد. فعالان حقوق زن مصری هم نگران از این هستند که اگر خاموش بمانند، دیگر صدایشان شنیده نشود. زنان می گویند دموکراسی برای همه است اما تاریخ به آنها هر بار گفته است که منتظر بمانند و بمانند و آن گاه حقوق ما هیچ وقت به یک اولویت حساس تبدیل نشده است. با این حال ما انتظار نداریم که این امر به آسانی واقع شود. میدان تحریر یک اتوپیا بود و جامعه در مدت کوتاهی تغییر تمی یابد. فعالان زن مصری درخواست اعمال سیستم سهمیه بندی را برای احزاب کرده اند و همین زنان بودند که تعارض دردناک میان مسیحیان و مسلمان را مورد اعتراض قرار دادند.

سوریه

در شهر درعا واقع در مرز سوریه و اردن از زمان گم شدن چند جوان دیوار نویس و شکنجه و آزار آنها توسط پلیس های سوری آتش اعتراض های مردمی شعله ور شد. در کنار سایر معترضین ، زنان نیز دست به کار شدند. صرفنظر از حضور زنان همراه سایر اقشار مردم در میان معترضان، اولین تظاهرات را دختران جوان با در دست گرفتن پلاکاردهایی با شعارهای کشتار را متوقف کنید، در شهر سوریه سازمان دهی کردند. زنان و دختران معترض به سمت میدانی که مجسمه حافظ اسد در آن قرار دارد، رفتند. اما تنها پس از مدت کوتاهی به محاصره پلیس ها درآمدند که فریاد می زدند: فاحشه ها، گاوها… طبق گزارش سازمانهای بین المللی، از زمان شروع اعتراض‌ها بيش از 850 نفر از تظاهرات كنندگان كشته شده‌اند.‏ این تنها آمار رسمی اعلام شده است. در یکی از روزهای اعتراض، هم‌زمان با تيراندازي نظاميان به سمت معترضان در منطقه‌ي مرکب- در نزديكي شهر كواستال- چهار زن بر اثر شليك گلوله كشته شده و صدها نفر از زنان فعال دستگير شدند. این اتفاق باعث شد که یک حرکت اعتراضی با عنوان جمعه زنان آزاد سازمان دهی شود که طی آن هزاران معترض در همه‌ي شهرهاي سراسر سوریه در همبستگي با تمام كساني كه در قيام هشت هفته اي كشته يا زنداني شده اند به خيابان ها آمدند. پس از این اعتراض عمومی پلیس سوریه فعالان زن را هدف قرار دارد. دستگیر کردن زنانی که در تظاهرات شرکت می کردند یا به اطلاع رسانی در مورد نقض حقوق بشر توسط دولت سوریه در جریان اعتراضات می پرداختند و یا خود را برای اعتراض های دیگر آماده می ساختند، به طور هدفمند از سوی نیروهای پلیس سوری در دستور کار قرار گرفت. فیلم های ویدئویی شامل تصاویر اجساد زنان معترض کشته شده در بانیاز بر روی شبکه یوتیوپ حکایت از همین اقدامات وحشیگرانه پلیس سوریه علیه زنان شرکت کننده در تظاهرات مردمی دارد.

هنوز آتش اعتراض ها در سوریه ادامه دارد. آخرین اخبار حاکی از کشته شدن بسیاری از معترضان به خصوص در جسر الشغور است که منجر به پناهندگی 3 هزار نفر به اردوگاه هایی در ترکیه شده است. زنان و کودکانی که به خاطر اعتراض آواره شدند. اما این روزها خشونت دولت، زنان را واداشته تا در قالب اعتراض های جداگانه خواهان سقوط حکومت بشار اسد شده اند. زنان بارها شجاعت و جسارت خود را نشان داده اند برخی اوقات بدون حضور مردان و تنها با فرزندان خود. نزدیک شهر بیدا هزاران زن فریاد می زدند ما تحقیر نمی شویم و جاده ای را برای اعتراض خود دست در دست یکدیگر بستند تا نیروهای پلیس بشار ارشد بستگان آنها را ازاد کنند. سوریه هنوز در آتش انقلاب می سوزد و جنون دیکتاتوری هنوز جان ها و آزادی ها را به ویژه در جسر الشغور می گیرد. این که انقلاب به ثمر می رسد یا نه هنوز باید منتظر ماند و دید.

لیبی، تجاوز به زنان آغاز سرکوب اعتراض ها

جنبش انقلابی لیبی توسط زنان آغاز شد که طی آن بستگان مردانی که در زندان‌های سرهنگ قذافی کشته شده بودند دست به اعتراض زدند و زنان معترض نقش محوری در جنبش اعتراض های مردی در شهرهای خارج از کنترل قذافی داشتند. مانند درنا در بخش غربی این کشور، شهری که بنیادگرایان اسلامی در ان بسیار فعالند. اما نیروهای امنیتی قذافی در پاسخ راه تجاوز و آزار جنسی زنان را در پیش گرفتند که اولین بار توسط ایمان العبیدی فاش شد. وکیل معترض شجاعی که توسط سربازان قذافی مورد تجاوز قرار گرفته بود و به جای فرار این تجاوز در حضور خبرنگاران خارجی علنی شد . همانجا بود که توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به جای نامعلومی برده شد. سپس با دادن تعهد برای سکوت، و پس از اینکه به مرگ تهدید شد، از زندان آزاد گردید. آخرین اخبار حاکی از پناهندگی وی به دانمارک است. هر چه هست امان العبیدی جنایت سربازان قذافی را فاش کرد و پس از آن بود که جنبشی اینترنتی در فیس بوک برای حمایت از این زن و سایر زنان قربانی جنایت تجاوز به راه افتاد و چشم ناظران جهانی را بر روی جنایات قذافی را باز کرد. اقدام وی مورد حمایت بسیاری از معترضین زن در شهرهای قبیله نشین بنغازی و توبروک هم قرار گرفت.

پس از آن، مقامات رسمی در سازمان‌های بهداشتی عمومی اعلام کردند: آماری به دست آن‌ها رسیده از زنان دیگری که توسط نیروهای قذافی به آن‌ها تجاوز شده بود. چندین سازمان اقدام به تشکیل گروه‌هایی برای کمک به قربانیان تجاوز کردند. این تلاش‌ها اما با شکست مواجه شد و هیچکس رهبری مرکزی این کار را نپذیرفت. با این حال وقتی دادستان کل دیوان بین المللی کیفری جنایات جنگ و درگیری نیروهای طرفدار قذافی را در طول اعتراض های مردمی لیبی در دستور کار قرار داد، یکی از موارد اتهامی دولت را تجاوز سازمان یافته به زنان انقلابی لیبی اعلام کرد. در رسانه های خبری اعلام شده بود که در پستهای ایست و بازرسی پلیس لیبی، زنان ربوده شده و مورد تجاوز قرار می گیرند. دادستان کل دیوان کیفری بین المللی اظهار داشت: «نیروهای امنیتی و باندهای تجاوز در لیبی به صورت گسترده از قرصهای ویاگرا به عنوان یک سلاح غیرانسانی علیه زنان استفاده می کنند. مورنو اکامپو گفت که طبق اطلاعاتی که در اختیار دیوان قرار دارد، پلیس لیبی در پستهای ایست و بازرسی زنانی را که پرچمهای انقلابیون را با خود حمل می کنند، بازداشت و مورد تجاوز قرار می دهند. نشریه «فارین پالیسی» از درون این جلسه خبر داده که به دستور معمر قذافی، در میان سربازان دولتی به شکل گسترده ای قرصهای ویاگرا توزیع کرده اند و از آنها خواسته شده از تجاوز به عنوان یک سلاح مخرب علیه مخالفین استفاده کنند.

پزشکان اظهار داشتند: این جنگ حتی به بالا رفتن خشونت‌های خانگی هم منجر می‌شود. برخی از زنان هم نگران این هستند که پیشرفت‌های دهه‌های اخیرشان، با عقبگرد دوباره مواجه شوند. علی‌رغم سرکوب خشونت‌بار نیروهای مخالف سیاسی در دوران قذافی، زنان اما تحت حاکمیت او گام‌های بلندی برداشتند و توانستند به شکل وسیعی وارد دبیرستان و دانشگاه‌ها شوند. بسیاری از آن‌ها پزشک، وکیل و قاضی شده‌اند. چندین زن نیز سمت‌های مهم دولتی را از آن خود کرده‌اند.

اما در روزهای اخیر، پس از هفته‌ها تاخیر و جلسه پشت درهای بسته، رهبران شورشیان لیبی فهرستی را برای سمت‌های جدید اعلام کردند. در این میان همچنین نام دو وزیر «دفاع» و «بازسازی و امور زیربنایی» به چشم می‌خورد. آن‌ها همچنین اعضایی را به شورای ملی اضافه کردند، تا نماینده نواحی جنوبی، مرکزی و غربی لیبی باشند. در این میان فقط یک گروه نادیده گرفته شده است: زنان. در حالی که اندازه دولت نونهال شورشیان به دوبرابر فعلی رسیده است، زنان تنها دو پست از میان ۴۰ پست رهبری را دارند. انتظار می‌رفت که یک زن وزیر آموزش و پرورش شود، اما پس از این‌که شماری از نامزد‌ها نادیده گرفته شدند و شماری نیز از پذیرفتن این شغل سر باز زدند. اکنون انتظار آن می‌رود که رهبری این وزارتخانه را نیز یک مرد برعهده بگیرد. به همین دلیل کنار گذاشتن زنان در سطوح بالا، فعالیت طولانی‌مدت فعالان دموکراسی‌خواه را به بی‌راهه کشانده و به نگرانی‌ها درباره روند تصمیم‌گیری در این جنبش سه ماهه، افزوده است؛ جنبشی که به نظر می‌رسد روزبه‌روز عمیق‌تر می‌شود.

یمن

اعتراض های مردمی دامن علی عبدالله صالح ، دیکتاتور یمن را نیز گرفت. در یمن هنوز زنان وزن سنگین رویه های قومی، فقر و سنت های مذهبی را بر دوش خود احساس می کنند. قانون اساسی کشور هیچ ماده تبعیض آمیزی ندارند اما قوانین عرفی و دسترسی محدود زنان به آموزش خود بسیاری از حقوق آنها را نقض می کند. چنانکه بر خلاف مصر و تونس تنها یک چهارم از زنان یمنی سواد خواندن و نوشتن دارند و تنها 5 درصد از کل جمعیت زنان نیروی کار این کشور را تشکیل می دهند. در صنعا و تایز زنان طبقه متوسط جایگاه مهمی در تجارت و مشاغل حرفه ای یا معلمین مدارس و… دارند. نقش مهمی که زنان یمنی در صنعا بازی کردند هنوز برای بسیاری از شاهدان تعجب آور است. در گزارشی که اخیرا بی بی سی در مورد اعتراضات مردمی کشورهای عرب در مورد رهبران مشهور این انقلاب ها منتشر کرد توکل کامران هم حضور داشت که یک زن خانه دار است که به دلیل حمایت از شوهر خود به عنوان یک زندانی سیاسی مشهور شده بود. بعد از مدتی او نیز زندانی شد کتک خورد و تحقیر شد اما به الگوی مبارزه زنان یمنی تبدیل گردید.

در 15 آوریل علی عبدالله صالح زنانی را که به طور نامناسبی با مردان در ملأ عام در شهرهای صنعا ، تایز و عادن مختلط می شوند به باد ناسزا گرفت با این بهانه که قانون شریعت را زیر پا گذاشته اند و از آنها خواست تا به خانه های خود برگردند، روز بعد 5000 زن در صنعا و طایز به خیابان ها آمدند. روز بعد از آن نیز دوباره مردان و زنان دوشادوش یکدیگر در شهرهای تایز، آدن، اب، هامر، بیتا و شبعا خیابان ها در اختیار خود گرفتند. حزب اسلامی اصلاح سخنان علی عبدالله صالح را محکوم کرد و اظهار داشت هیچ منعی از نظر اسلام برای فعالیت زنان در عرصه عمومی وجود ندارد.اتحاد قومی محافظه کار مارب و جوف نیز گفت فرهنگ قومی معمولا این حق بدیهی زنان را برای رهبری در نظر می گیرد اگر آنها خودشان بخواهند. با این حال حزب اسلامی اصلاح اگرچه در طول اعتراضات حمایت زنان را می خواستند اما اکنون بعد از به ثمر نشستن انقلاب معلوم نیست که تا چه حد حقوق زنان را در برنامه های خود در نظر بگیرند؟ در واپسین روزهای علی عبدالله صالح ، یکی از ناسیونالیست های سکولار این کشور اظهار داشت که نگران این است حزب اصلاح ، که یک سازمان بنیادگرای اسلامی است چطور به زنان اجازه می دهد به خیابان ها بیابند وقتی زنان از دیدگاه آنها باید در انزوا به سر ببرند.

در یک تظاهرات مسالمت جویانه زنان که توسط نوریا وابل عضو تشکل ائتلاف وطن- زنان برای صلح اجتماعی سازماندهی شده بود، نیروهای امنیتی به زنان حمله ور شدند، ضرب و جرح نوریا منجر به سقط جنین 5 ماهه او شد. دیگر زنان نیز از کتک مصون نماندند. راهپیمائی زنان در اعتراض به حمله خشن به تظاهرات مسالمت آمیز روز جمعه 29 ماه می در شهر طایز برگزار شده بود. که طی آن بیش از 50 تظاهر کننده دستگیر، بیش از 120 نفر زخمی و صدها نفر دستگیر شدند. اما ائتلاف وطن- زنان برای صلح اجتماعی نامه ای به سازمان ملل متحد برای اقدام سریع در یمن نوشتند. از جامعه مدنی جهانی، شبکه های زنان، انجمنهای شهروندی و مطبوعات خواست تا همبستگی خود را با مردم یمن نشان دهند. ما از شما بطور خاص می خواهیم که با بر پائی تظاهرات از دولتهای خود بخواهید که از مردم یمن حمایت کرده و آنان را در به تحقق بخشیدن رویای خود در رسیدن به آزادی یاری رسانند.این گروه 6 سال پیش شکل گرفت، کمپینهائی را برای تقویت حقوق زنان راه انداخت و برای بسیج سیاسی زنان تلاش کرد و با شروع اعتراض های مردمی وارد صحنه شد تا نشان دهد، زنان یمن امروز بخش مهمی از نیروهای مهم کنشگران اجتماعی و سیاسی این کشورند. چنانکه بلقیس ال الهابی یکی از اعضای ائتلاف وطن گفت: «صالح ما را از سومالی شدن، از عراق شدن و از قبیله ای شدن یمن می ترساند و حالا ما در عوض او را از تونس شدن می ترسانیم». حالا علی عبدالله صالح کشور را ترک کرده است و دولت انتقالی در حال تشکیل است. آیا بازهم سرنوشت زنان مصری و تونسی در انتظار همجنس های آنها در یمن است؟

نتیجه

خیزش های مردمی نه تنها دیکتاتورها راسرنگون کرده که جهان عرب را در هم کوفته است، در طول چند ماه گذشته کلیشه های قدیمی از تصویر زنان عرب به عنوان زنانی منفعل و قربانیان بی صدا هم تغییر کرده است. جهان دیگر در این مدت آنها را در حال راه رفتن در تونس، سردادن شعار در بحرین و یمن، رو در رویی با گاز اشک آور در مصر و طراحی استراتژی در عرصه اینترنت دیده است. انقلاب های بهار عربی حالا همه رهبران منطقه را متعجب ساخته است. اکنون رژیم های انقلابی حداقل در تونس و مصر جایگزین شدند و زنان تحصیلکرده، سازمان دهی شده، حتی زنان مسلمان، قوای خود را به کار می گیرند تا این سوال را در فضای سیاسی، اجتماعی و مذهبی غالب طرح کنند که آیا این انقلاب ها برای زنان ثمری داشته است؟ فعال مراکشی سعیده کوزی می گوید اگر این کشورها دوباره به نادیده گرفتن حقوق اکثریتی از شهروندانشان ادامه دهند پس انقلاب ها برای چه بوده اند؟ زنان با نگرانی به یاد می آورند که در سال 1789 وقتی زنان فرانسوی به خیابان آمدند تا به قیمت بالای زنان اعتراض کنند، به سرنگونی رژیم سلطنت در این کشور کمک شایان توجهی کردند. همه تنها چند سال بعد دولت انقلابی همه کلوب های سیاسی زن را بست. بعد از انقلاب ایران هم، سیاست حجاب اجباری به عنوان اولین واکنش دولت جدید، زنان را خانه نشین کرد. زنانی که با حجاب یا بدون آن در روزهای انقلاب حضور داشتند. اما زنان مصری و تونسی ماهیت ملت های آینده خود را شکل می دهند. زنان موظفند باید برای حقوق شان یک بار دیگر مبارزه کنند. به گفته مارگوت بدران هیچ راه بازگشتی وجود ندارد. نویسنده کتاب فمینیسم در اسلام، همگرایی سکولار و مذهبی می گوید: خشونت علیه تظاهر کنندگان 8 مارس تنها تصمیم ما را تقویت کرد.

به هر حال عنصر زنانه در این بهار عربی نشان داد که روایت معمول از جهان عرب همراه با ذهنیت های پیش ساخته شده ای نسبت به مذهب، بنیادگرایی، نفت و اسرائیل ما را از دیدن یک نیروی بزرگ اجتماعی که زندگی 300 میلیون نفر را اصلاح می کند، ناتوان ساخته است. زنان فعال در بهار عربی از همه طبقات بودند در حالی که هر یک دغدغه های خاص خود را داشتند. اکنون از تونس و مصر تا یمن و حتی لیبی زنان درست در میانه انقلاب های موسوم به بهار عربی قرار دارند. وکلا، وبلاگ نویسان زن و مادران با یا بدون حجاب به خیابان ها آمدند تا رژیم های اقتدارگرا را مورد چالش قرار دهند. برخی از این زنان تبدیل به نام آوران جنبش تبدیل شدند مانند سلوا بوقیقیث، یک وکیل زن 44 ساله و فعال حقوق بشر که به شورای موقت ملی لیبی پیوست و مونا سیف زن 25 ساله و گیگی ابراهیم 24ساله با خبررسانی اینترنتی در مورد حوادث میدان تحریر. در تونس یک زن 23 ساله ماها عیسوی رهبر کامارا یا گروه کرامت اولین بار فیلم اعتراضات را در سیدی بوزید منتشر کرد که نهایتا منجر به سقوط زین العابدین بن علی شد. در 20 آوریل در طول دیدار وزیر امور خارجه فرانسه از تونس عیسوی برنامه خود را برای توسعه وام های اعبتاری به منظور کمک به جوانان بیکار شرح داد. آیه بوزغیبه یک دختر 18 ساله در لیبی- بن غازی- همراه با دوستانش گروه دخترخاله های مختار را تأسیس کرد که قهرمان مبارزه علیه استعمار ایتالیا در این کشور بود. وی می گوید می خواهیم نقشی را که زنان در انقلاب بازی کردند، نشان دهیم.

با این حال این سوال مطرح است که آیا انقلاب دموکراسی خواهی بدون حضور زنان ممکن بود؟ شبکه های زنان، تشویق ها، صداها و فعالیت ها به طور مستقیم بهار عربی را تحت تأثیر قرار داد به نوعی که هر دموکراسی جدیدی برای قصور خود از ورود زنان در سیل کنشگران خود باید به آن پاسخ دهد. زنان و مردان دوشادوش یکدیگر در ژانویه و فوریه قدم به خیابان گذاشتند. بعد از 50 سال کار به گفته نوال سعداوی، من در میدان تحریر احساس کردم که اولین باری است زنان برابر با مردان هستند.

و اگر پاسخ ما به سوال بالا نه باشد، دوباره باید پرسید: انقلاب ها برای زنان چه ثمری به بار خواهد آورد؟ اگرچه زنان خود می دانند که هیچ چیز با انقلاب ها تغییر نکرده است. بلکه آنها باید دوباره آغاز کنند. به نظر اسرا عادل فتاح یکی از رهبران انقلاب مصر؛ تغییر افکار زمان می برد. اول باید مبارزه کنیم تا احزاب جدید مطالبات زنان را در برنامه هایشان وارد کنند. پس از آن برای تغییر از رسانه ها و سازمان های غیردولتی کمک بگیریم. اکنون سیاستمداران می گویند اول از همه بایستی آزادی سیاسی داشته باشیم ، بعد از آن حقوق زنان و زنان می گویند حالا زمان عمل است هیچ آزادی برای مردان بدون آزادی و برابری برای مردان محقق نمی شود.

حتی یک نگاه سطحی به وضعیت زنان در جهان عرب نشان می دهد که مشکلات عمیقی وجود دارد از خشونت جنسی، تعصب، نابرابری، شکاف بین آنچه قانون برای زنان تعهد می کند و آنچه در عمل قضات و مقامات به عنوان رأی صادر می کنند و.. بنابراین بهار عربی تنها به عنوان یک برج دیده بانی برای تغییرات اجتماعی عمل کرد که دیوارهای ترس طولانی مدت از ستمگران و قدرت های خارجی را در این کشورها برچید. اما فضای منطقه هنوز درگیر گفتگو درباره جنسیت، عدالت اجتماعی و دموکراسی در جوامعی است که به سرعت در حال تولد دوباره اند. حالا نوبت زنان است تا آغازگر و تداوم بخش جنبش های برابری خواهی در دولت هایی باشند که خود برای استقرار دموکراسی در آنها تلاش کردند.

تا قانون خانواده برابر
چهار شنبه29 ژوئن 2011
8 تیر 1390

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: