هر بار محدودیتی تازه برای آزار خانواده ها!

هر بار محدودیتی تازه برای آزار خانواده ها!
زهرا صدر
همۀ ذوق پسرک یک ساله از سالن های ملاقات، آن گوشی سیاه و بزرگ است که دست می گیرد و مردی که همه “بابا” صدایش می کنند و از پشت آن گوشی دگمۀ رویش را فشار می دهد و برایش شعر می خواند. گاهی هم حوصله اش سر می رود، خوابش می گیرد، خسته می شود، نمی داند چرا باید با مرد مهربان پشت شیشه های کثیف سالن ملاقات حرف بزند؟ هر بار که گوشی را پرت می کند نگاه پدر غمبارتر و خنده های اطرافیان مصنوعیتر می شود تا پدر حس نکند نیکان به اندازۀ او مشتاق این ملاقات نیست! نیکان پدر را نمی شناسد، او قاب عکسی است در جای، جای خانه! پنج ماهه بود که پدر به جرم اندیشه و بیان بازداشت شد و هیچ کدام از اینها برای او معنی و مفهوم ندارد.
به گفتۀ سمیرا صدری همسر علی جمالی “هنوز نیکان معنی واژۀ پدر را درک نمی کند” و بدا به روزی که این کودکان بزرگ شوند و درک کنند که همۀ کودکیشان بی پدر به سر شده و پدری آن سوی میله ها در حسرت یک آغوش صبحگاهی یا بوسۀ شبانگاهی مقاومت کرده و برای آزادی کشورش هزینه ها پرداخته است. علی جمالی از فعالین دانشجویی و عضو سازمان دانش آموختگان ایران ۳۱ مرداد سال ۸۹ در خیابان بازداشت شد. دبیر سیاسی سازمان ادوار به اتهام توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور، تبلیغ علیه نظام و همچنین تجمع و تبانی برای برهم زدن امنیت داخلی محاکمه شد و بر این اساس به دو سال و نیم حبس تعزیری و پرداخت یکصد هزارتومان جریمه نقدی محکوم شد.
سمیرا صدری همسر علی جمالی و عضو شورای سیاستگزاری سازمان دانش آموختگان از محدودیت های جدید می گوید و تأکید می کند: مثلاً در این دو سال توی ملاقات ها چه اتفاقی افتاده که حالا لازم باشد چنین محدودیت هائی بگذارند؟ من واقعاً فکر می کنم می خواهند خانواده ها را اذیت کنند و آدم به این نتیجه می رسد که آنهائی که بانی این رفتارها هستند و هر روز یک بخشنامه و دستورالعمل جدید صادر می کنند واقف نیستند که اصلاً به صلاح خودشان هم نیست که بین خانواده ها و خودشان درگیری ایجاد کنند و خانواده ها را عصبانی کنند. متن کامل مصاحبۀ کلمه را با همسر علی جمالی باهم می خوانیم:

ماجرای محدودیت در ملاقات ها که به تازگی مطرح شده چیست؟

متأسفانه در ایران مفهوم حق وحقوق زندانی سیاسی واژه ای ناآشنا است! در اکثر کشورهای دنیا زندانی سیاسی حقوق ویژۀ خودش را دارد اما در ایران زندانیان سیاسی که در واقع قشر خاصی از جامعه هستند به اندازۀ یک زندانی عادی هم از حقوق خود بهره مند نیستند! اولین حق یک زندانی حق تماس تلفنی در طول روز است که از وضعیت خانواده اش خبردار شود، حدود یک سال است که تلفن بندهای زندانیان سیاسی قطع شده است! از طرفی ملاقات کابینی که تا به حال از پشت شیشه های دوجداره بوده هم جدیداً با یک ردیف میلۀ محافظ پوشیده شده روی آن، عذاب آور شده است. ابتدا گفتند که این ردیف متعلق به زندانیان دیگر مثل قاتل ها و قاچاقچیان است اما ما هفتۀ گذشته پشت همین میله ها با عزیزانمان ملاقات کردیم و جدیدترین محدودیت هم این بود که همان طور که شنیده اید ازهفتۀ گذشته به ما اعلام کردند که فقط مجاز هستیم مدارک شناسائیمان را همراه داشته باشیم، ما هر دوشنبه برای ملاقات چند ساعت درگیر هستیم، منتظر می شویم تا کارت را بدهیم و برویم بالا، گاهی بیشتر از سه ساعت طول می کشد.

مشکل شما با این دستورالعمل جدید چیست؟

با این محدودیت های جدید فقط خانواده ها را در سختی و فشار بیشتر قرار می دهند. طبیعی است که ما لوازم ضروری داشته باشیم که لازم باشد آن را داخل کیف دستی بگذاریم، مثلاً خود من که کودک یک سال و نیمه ای دارم وسائل ضروری او را همراه دارم، در این چند ساعت گاهی لازم است که حتی لباس بچه را عوض کنم، یا گرسنه می شود، من که نمی توانم لباس و خوراکی و کیف پول و مدارک و همه چیز را دستم بگیرم و در خیابان راه بیفتم و بروم ملاقات! خیلی ها از شهرستان می آیند و جائی هم نیست که وسائل را تحویل بگیرد، ما باید چه کار کنیم؟ مگر می شود هیچ چیز با خودمان نداشته باشیم؟

واکنش خانواده ها به این محدودیت های جدید چه خواهد بود؟

ما به این قضیه اعتراض خواهیم کرد و طبق روال با لوازم ضروری خودمان خواهیم رفت، امیدوارم آنها هم دست از این رفتارها که باعث تخریب روحیۀ خانواده ها و خود زندانیان سیاسی می شود بردارند.

فکر می کنید این رفتارها چه نتیجه ای در پی دارد؟

من می خواهم بپرسم مثلاً در این دو سال توی ملاقات ها چه اتفاقی افتاده که حالا لازم باشد چنین محدودیت هائی بگذارند؟ من واقعاً فکر می کنم می خواهند خانواده ها را اذیت کنند و آدم به این نتیجه می رسد که آنهائی که بانی این رفتارها هستند و هر روز یک بخشنامه و دستورالعمل جدید صادر می کنند واقف نیستند که اصلاً به صلاح خودشان هم نیست که بین خانواده ها و خودشان درگیری ایجاد کنند و خانواده ها را عصبانی کنند.

هیچ اتفاقی نیفتاده که باعث این تصمیم گیری شده باشد؟

من تا به حال چیزی ندیده و نشنیدم، اگر هم اتفاقی افتاده باشد ما را در جریان نگذاشتند.

اگر هفتۀ آینده در مراجعه به سالن ملاقات ببینید که این دستورالعمل را اجرا می کنند چه می کنید؟

من که وسائل ضروری پسرم را می برم و آنجا هم با توجه به شرایط برای آنها توضیح می دهیم و اعتراض خودمان را به آنها خواهیم کرد و اگر لجبازی کردند و بی توجهی ناچاریم که به حرفشان توجهی نکنیم، همان روز که مرتب اعلام می کردند که از هفتۀ آینده چیزی همراه نداشته باشید همۀ خانواده ها اعتراض می کردند و می گفتند: دستورالعمل قابل اجرائی نیست و ما نمی توانیم اجرایش کنیم!

پیگیری قضائی کرده یا خواهید کرد؟

بله، بناست که اعتراضمان را به دادستانی که همۀ کارهایمان الان زیر دست ایشان است برسانیم، ما به هر حال روند قانونی را طی می کنیم، اگر به دستور دادستان باشد که ممکن است حتی به نتیجه هم نرسد اما ممکن است که به دستور مسئولان زندان یا رده های دیگر باشد و پیگیری ما فایده ای داشته باشد، ما شعارمان این است که قانون باید اجرا شود، گرچه همسر من و باقی زندانیان در یک روال قانونی آنجا نیستند و تمام این ماجرا بی قانونی است اما با این حال ما اعتراضمان را قانونی ادامه خواهیم داد.

روحیۀ آقای جمالی چطور است؟

خوب است و مثل بقیۀ زندانیان سیاسی معتقد است که جرمی مرتکب نشده و بر سر خواست هایش همچنان پا برجا است، به هر حال این دوره ها خواهد گذشت و روسیاهی آن برای کسانی خواهد ماند که این فضا را ایجاد کردند.

گفتید کودک یک سال و نیمه ای دارید، رابطه اش با پدرش چطور است؟ اصلاً او را می شناسد؟

نیکان ۵ ماهه بود که پدرش را دستگیر کردند، در آن سن خیلی درکی از واژۀ “پدر” نداشت. در این یک سال و پنج ماه من همه جای خانه عکس پدرش را گذاشتم، از همان صبح که بیدار می شود می برمش پیش عکس ها و باهم به پدرش سلام می کنیم و مرتب با او حرف می زنیم که تصویر پدرش از ذهنش نرود و برایش غریبه نشود، الان پدربزرگش را بابا صدا می کند چون در این ایام ایشان پدری کردند در حقش و ناخودآگاه ایشان را بابا می داند و پدر خودش را باباعلی صدا می زند.

نیکان را در ملاقات ها می برید؟

بله هر هفته، توی ملاقات ها ناخودآگاه به خاطر عکس ها به پدرش عکس العمل نشان می دهد اما به هر حال رابطۀ عمیقی که یک پدر با کودکش دارد را نمی توانند با هم داشته باشند و این علی را آزار می دهد، نیکان از آغوش و محبت پدر محروم بوده و هست و فقط یک تصویر در قاب از پدرش دارد.

ملاقات کابینی برای بچه و پدرش اذیت کننده نیست و آسیب نمی زند؟

نبود پدر قطعاً از نظر روانی در شخصیت نیکان تأثیر می گذارد اما برای علی خیلی فرق دارد، من می بینم که چقدر برای او آزار دهنده شده است، هر هفته رشد پسرش را می بیند اما حتی نمی تواند بغلش کند، بچه روز به روز کارهای جدید یاد می گیرد و شیرینکاری های خاص سنش را دارد و یک پدر از تمام آنها محروم است و به خاطرات ما دل خوش کرده، من مرتب عکس های نیکان را برایش می فرستم، دوستان علی گاهی به من می گویند از واکنش های گاه و بی گاه او در مقابل عکس ها و این که چقدر اذیت می شود از این دوری، ما از زمان دستگیری تا اسفند ماه به مدت ۷ ماه ملاقات حضوری هم نداشتیم، خودتان تصور کنید حال و روز همسرم را، من حسرت نگاه علی را در ملاقات ها می بینم و مطمئنم که نیکان بعدها ضربه خواهد خورد، من دوشنبه ها در ملاقات های هفتگی می بینم بچه های سه چهار ساله را که به ملاقات پدرشان می آیند و کمبود پدر در رفتارشان نمایان است و افسردگی در آنان مشهود.

مشکلی که برای شما در کارتان به خاطر آقای جمالی پیش آمده بود حل شد؟

خیر! آبان ماه ۸۸ حراست آموزش و پرورش به دستور وزارت اطلاعات به دلیل فعالیت های همسرم و شرکت در تجمعات من را منع از کار کرد، من پافشاری کردم و به کلاس رفتن را ادامه دادم تا این که یک روز که رفتم سر کلاس دیدم معلم دیگری به جای من نشسته است، آن بندۀ خدا هم اصلاً خبر نداشت و وقتی فهمید که من را به خاطر مسائل سیاسی از کار برکنار کردند خیلی متأثر شد. من سال گذشته خیلی تلاش کردم که آموزش و پرورش را متقاعد کنم که فعالیت های همسرم و یا اعتقادات من هیچ ربطی به کارم ندارد اما نپذیرفتند! هیچ جای دنیا مرسوم نیست کسی را به خاطر عقائدش از کار و وسیلۀ معاش برکنار کنند اما متأسفانه این اتفاق اینجا به سادگی در حال وقوع است!

سخنی با مسئولان قضائی ندارید؟

تأکید می کنم که تمام عزیزان ما الان در بند هستند و من صحبت خاصی با نظام قضائی ندارم، فقط آرزو می کنم روزی برسد که سیستم قضائی ایران طوری باشد که هیچ انسانی به خاطر عقیده اش در زندان نباشد، امیدوارم از این کینه توزی ها و کج خلقی ها دست بردارند و عزیزانمان که بی دلیل در زندان هستند به سر خانه و زندگیشان و وجهه بین المللی را به کشور برگردانند، این که بعد از دو سال به جای این که دنبال آزادی نخبگان و مؤثران جامعه باشند باز هم دنبال آزار دادن باشند از تدبیر به دور است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: