روی مرگ نهال عقاید خود را نقاشی نکنیم

روی مرگ نهال عقاید خود را نقاشی نکنیم
شهاب الدین شیخی
در مطلب قبلی‌ام در مورد نهال سهابی و نه « سحابی»، نوشتم که یک بار به شوخی بهش گفته بودم« خودت را هم بکشی در مورد تو یکی چیزی نخواهم نوشت». شوخی تلخی که بارها شنیده‌ایم که می‌گویند شوخی تلخ روزگار. نهال دوست عزیز و قابل احترام و جسورم خودش را کشت. و من بدون آن‌که بخواهم وارد بازی این روزهای نوشتن در مورد او بشوم، این دومین مطلبی است که در موردش می‌نویسم. ادامهٔ نوشته

تحصن

تحصن
( هدیه مدنی )
وحیده عکس آمنه را بغل کرده بود، نشسته بود وسط جمعیت و گریه می کرد، یلدا که رسید ترکید بغضش، یک سال هم اتاق بودند، در همان اتاق شش متری کوچک و در همان دوازده نفرۀ بسطامی، یک سال با هم دوست بودن پایان ناخوشی دارد با مرگ، ترسم اول از هر چیز در مورد سمیرا بود که نکند او باشد ادامهٔ نوشته

پرده نشینی در مدارس دخترانه

پرده نشینی در مدارس دخترانه
( نعیمه دوستدار )
سال اولی که رفتم مدرسه هنوز مقنعه فراگیر نشده بود، دختر‌ها با مانتو و شلوار و روسری سر کلاس می آمدند، چهار رنگ را مجاز اعلام کرده بودند: مشکی، قهوه‌ای، طوسی، سرمه ای، هر کس هر چه گیرش می آمد می پوشید، روسری های بزرگ را زیر چانه گره می‌زدیم، مدرسه دو شیفته بود، توی یکی از مناطق به نسبت خوب تهران، شمار دانش‌آموزان کلاس‌ها بالای ۴۰ نفر بود، سه و گاهی چهار نفری پشت میزهای چوبی و فلزی می نشستیم، کیف هایمان معمولاً شبیه هم بود، ادامهٔ نوشته

دانشجویان خشمگین قفل ساختمان مدیریت را شکستند

دانشجویان خشمگین قفل ساختمان مدیریت را شکستند
دانشجویان معترض دانشگاه صنعتی امیرکبیر در ادامۀ تجمع اعتراضی خود با شکستن درب قفل شدۀ ساختمان مدیریت وارد این ساختمان شده و خواهان پاسخگوئی مسئولین دانشگاه نسبت به سهل انگاری در درگذشت آمنه زنگنه دانشجوی این دانشگاه شدند، ادامهٔ نوشته