اسماء همسر بی حجاب بشار اسد کیست؟

اسماء همسر بی حجاب بشار اسد کیست؟
( میترا فرهمند )
جهان زن – بوق های تبلیغاتی رژیم ولایت فقیه چندین بار سخنانی از این دست را پخش کرده اند که: بشار اسد رئیس جمهور سوریه به دیدار مقام معظم رهبری رفت و یا فلان مقام ایرانی با فلان مقام سوری دیدار کرد و گل گفت و گل شنید و یا سپاه پاسداران اعلام کرد که اگر آمریکا یا اسرائیل به سوریه حمله کند ایران بی طرف نخواهد ماند و یا کشور دوست و برادر سوریه با همکاری رژیم ایران فلان پروژۀ بازرگانی یا صنعتی را به راه انداخت و ………. رژیم مردپرست و زن ستیز ولایت فقیه در بوق های تبلیغاتی خود از کشور سوریه چنان سخن می گوید که توگوئی این کشور نیز مانند دوزخی به نام ایران جایگاه روضه خوان ها و نوحه خوان هائی است که از راه دین نان مفت می خورند و همۀ زنان در سوریه نیز با حجابند اما اگر کسی به سوریه رفته باشد حتماً دیده است که در این کشور نه حجاب زورکی وجود دارد و نه نابرابری زن و مرد از گونۀ ایرانی آن و نه نان مفت خوردن از راه دین در سایۀ رژیمی کهنه پرست! نمونۀ آشکار برای ناهمسان بودن وضعیت زنان سوری و ایرانی اسماء همسر بی حجاب خود بشار اسد رئیس جمهور سوریه است!
*************************************************
اسماء همسر بی حجاب بشار اسد کیست؟
( میترا فرهمند )
از آنهاست که سرش به باد برود آخرین مد لباس و کیف و کفش و آرایش مدرن مویش فراموش نمی شود! حتی زمانی که همین روز‌ها با همسر به غایت گرفتار خود در میدانی در پایتخت در «تظاهرات خودجوش حامیان» شوهرش شرکت کرد و در چنبره ای بزرگ از محافظان ناپیدا ایستاده بود یادش نرفته بود که آخرین کلاه و لباس های راحت آلامد ورزشی داشته باشد و مانند مانکن ها برای دوربین ها ژست بگیرد! زنی که زندگیش سراسر نمایش است و خودش هنرپیشه ای تمام‌عیار که به عنوان زنی ساده و حرف گوش کن اما مدرن و غربی در یازده ماه اخیر در پردۀ جدیدی از نمایش زندگی خود و شوهرش به خوبی ایفای نقش کرده است، تو گوئی که زندگیشان و زندگی مردم و کشورشان دستخوش هیچ تغییری نشده است، این زن بزرگ شدۀ اروپا اکنون در برابر دوربین ها در کنار شوهر «وفادار» و «خانواده دوست» خود می نشیند و با فرزندان خردسالش بازی می کند یا در کنار همسر «سختکوش» حتی در روزهائی در برخی از نقاط مرفه پایتخت در جائی که تنها شماری از عکاسان دستچین شدۀ وفادار به دستگاه‌های امنیتی حضور دارند دوچرخه سواری می کند تا نشان دهد که «همه چیز آرام است» و البته «شما شهروندان گرامی نیز باید آرام باشید و در سایۀ حکومت من و شوهرم موظف هستید که احساس خوشبختی کنید، پس چه مرگتان است و چرا شلوغش کرده‌اید؟»

از اسماء اسد می‌گوئیم، دختری که‌ زادۀ یک خانواده از بزرگان مرفه سوریه بود و همراه با والدین بانفوذ خود سراسر زندگی را در رفاه و تنعمی چشمگیر در بهترین و مجلل‌ترین نقاط اروپا زندگی کرد و در دانشگاه های بر‌تر انگلیس مانند کینگز کالج رشتۀ کامپیو‌تر و نیز سرمایه گذاری بانکی با تخصص سرمایه گذاری در دارو و بیوتکنولوژی و بانکداری بین المللی را تحصیل کرد و سریع نیز شغل‌های عالی در نمایندگی بانک ها و مؤسسات مالی سوریه در اروپا و جهان را به دست آورد، دختری که تازه بیست و خرده ای سال داشت اما نمایندۀ بانک سرمایه گذاری «دویچه بانک» در لندن هم بود و به کمپانی «جی پی مورگان و شرکا» هم پیوسته بود، پدر اسماء دکتر الاخرس در کنار همۀ دارائی و نفوذش پزشک متخصص قلب هم بود و مادر اسماء از کارمندان ارشد سفارت سوریه در لندن، اسماء الاخرس و بشار اسد همدیگر را در لندن می شناختند و باهم رابطه داشتند! دکتر الاخرس به بشار کمک کرده بود که در رشتۀ چشم پزشکی در بریتانیا قبول شود، بشار نمی خواست حاکم شود، در سوریه می گفتند که این یکی بچۀ «لنگ‌دراز» در خاندان اسد اصلاً جَنَم آن را ندارد که بخواهد در حکومت نقشی داشته باشد!

بشار به لندن رفته بود که چشم پزشک شود، تحصیلات بشار در حال تمام شدن بود که برادر بزرگش “باصل” به تیر ناغافل سرنوشت گرفتار آمد (و به گفتۀ همه نیروهای اپوزیسیون به دست عموهایش ماهر و رفعت که هم رقیب یکدیگر و هم رقیبی برای حافظ الاسد بودند در تصادف مشکوکی کشته شد) و بشار به دمشق فراخوانده شد تا ناخواسته برای جانشینی حافظ اسد، پدرش که سه دهه با مشت پولادین و کارنامه ای خونبار سوریه را اداره کرده بود آماده شود، زمانی که بشار رهبر شد مجرد بود اما بلافاصله به لندن رفت و دست اسماء را گرفت و با خود به دمشق آورد، اسماء در زمان عروسی در سال ۲۰۰۰ تنها ۲۵ سال داشت و اکنون در حالی ۳۷ ساله است که ممکن است بهار بعدی عمرش به خزان زندگی شخصی او مبدل گردد، اسماء و بشار در این ۱۱ سال و دو ماه زندگی مشترک صاحب سه فرزند شده اند که بزرگترینشان نام پدربزرگ خود را گرفته است: حافظ الاسد، از‌‌ همان آغاز ازدواج حرف و حدیث های زیادی در مورد روابط اسماء با مادر شوهرش انیس الاسد بر سر زبان مردم سوریه بوده است.

اسماء اروپائی که حتی عربی سخن گفتن در انظار چندان برایش راحت نیست با مبدل شدن به بانوی اول سوریه احساس کرد که شاهزاده ای بوده است که اکنون ملکۀ سرزمین باستانی شام شده است! اسما علیرغم فقر اکثر مردم سوریه هرگز زندگی تجملی خود را حتی برای لحظه ای‌‌ رها نکرد و حتی زمانی که نیکولا سرکوزی رئیس جمهور فرانسه می خواست با بشار اسد آشتی کند و او و همسرش را برای نخستین بار به کاخ الیزه دعوت کرد همگان متوجه شدند که گرانبها‌ترین و مجلل‌ترین و آلامد‌ترین لباس ها، کیف ها، کفش ها و موی مد را در آن سفر اسماء اسد دارد نه زنان فرانسوی و خارجی که به ضیافت های همراه این سفر دعوت شده بودند! در‌‌ همان سفر عکاسان عکس‌هائی از کفش های پاشنه بلند اسماء اسد را در حالی که مانند یک بندباز متبحر روی سنگفرش ها راه می رود منتشر کردند و همگان دیدند که سخن از یک همسر رئیس جمهوری ساده نیست بلکه این زن جوان از آن «ملکه»‌هائی است که احساس می کند که به این جایگاه رسیده است تا از همۀ عالم و آدم سر‌تر باشد!

کفش های پاشنه بلند او همه جا ورد زبان شد اما غربی ها گفتند این شاید نشانه ای باشد که اسد‌ها دیگر مانند آن اسد پیر سوری (حافظ اسد) این کشور مهم خاورمیانه ای را اداره نکنند، این کفش ها نمادی شد برای غربی شدن سوریه اما مردم سوریه این تعبیرهای روزنامه نگاران «ساده لوح» غربی را می شنیدند و لعنت می فرستادند، حالا هم که بزرگترین بحران سیاسی و امنیتی حکومت چهل و چند سالۀ خاندان علوی اسد در سوریه وارد یازدهمین ماه خود شده است اسماء اسد لحظه ای از آخرین مد در هر زمینه ای غافل نیست! به گونه ای که حتی نشریۀ مد مهم آمریکائی «وگ» مصاحبه ای را که سال گذشته تهیه کرده بود زمانی منتشر کرد که بحران آغاز شده بود، مصاحبه ای که به دلیل اعتراضات فراوان چنان جنجالی شد که وگ در نهایت مجبور شد آن را از وبسایت خود حذف کند! اسماء اسد در چند ماه نخست این بحران از دیده ها پنهان بود و در صد‌ها صفحۀ فیسبوک شهروندان سوری مدام این پرسش بر سر زبان ها بود که همسر و فرزندان بشار اسد کجا هستند؟ و وی که در سال های گذشته فعالانه در کنار بشار بود چرا یک باره ناپدید شده است؟

زمانی که چند صباحی پس از آغاز بحران سوریه روزنامۀ دیلی تلگراف چاپ لندن خبر داد که اسماء اسد و سه فرزندش با استفاده از تابعیت انگلیسی اسماء به بریتانیا بازگشته و در یکی از مجلل‌ترین نقاط اطراف لندن در خانه ای مجلل زندگی می‌کنند آتش خشم مخالفان و نیز شماری از مردم بریتانیا به ویژه از این که دولت لندن با این امر موافقت کرده است بالا گرفت، در همین چند هفته ای که اسماء ناپدید شده بود موج شایعات سوریه را در برگرفته بود که اسماء به خاطر اصرار و لجاجت خود در برگشت به لندن شهری که بیشتر سال های عمر خود را در رستوران ها، باشگاه ها و محله های اعیان نشین آن سپری کرده است موجب شده است که بشار و نیز برادر بشار “ماهر” که فرمانده نیروهای ویژه امنیتی است از اسماء خشمگین شوند، بر اساس این شایعات بشار و اسماء با یکدیگر قهر کرده‌ بودند، منابعی به دیلی تلگراف گفته بودند که اسماء نمی خواهد که بلای لیلی طرابلسی زن زین العابدین بن علی و سوزان مبارک همسر حسنی مبارک یا دو زن قذافی بر سرش بیاید و لذا از قوۀ قضائیۀ بریتانیا نیز خواسته است که به او به عنوان یک شهروند انگلیسی امکان دهد که قیمومیت سه فرزندش را بر عهده گیرد و آنها را از کشوری بحران زده که ممکن است جانشان در خطر باشد نجات دهد.

اما سرانجام اسماء ناچار به ترک بریتانیا و بازگشت به سوریه شد و سپس حکومت سوریه مدعی شد که او هرگز به بریتانیا نرفته است! در همین حال سوریه در نشان دادن عکس های اسماء در سوریه شتاب نکرد و چند ماهی دیگر هم طول کشید تا عکس های جدید «زوج اول» و «غمخوار ملت» در معرض دید قرار گرفت، در یکی از عکس ها بشار روی زمین نشسته و با پسر کوچکش بازی می کند و اسماء نیز مانند مادری مهربان حضور دارد، دو سه هفته پیش زمانی که تظاهرات «خودجوش» در یکی از میدان های دمشق با ادعای بیان «حمایت مردمی» از اسد برگزار شد «بدون اطلاع قبلی» اسماء اسد نیز در کنار فرزندانش به میدان آمد تا نشان داده شود که او گوشه عزلت نگزیده است و در حالی که در این حدود یک سال شعار‌های «الشعب یرید اسقاط النظام» و حتی «الشعب یرید اعدام الرئیس» ورد زبان بسیاری از مردم سوریه شده است در آن تظاهرات «خودجوش» شعارهای «ملت ادامۀ حکومت بشار عزیز را می خواهد» ساعات پی در پی از بلندگوهائی که «دستان غیبی» آنها را بر فراز بام ساختمان های اطراف میدان نهاده بود پخش می شد.

در‌‌ همان روز این تظاهرات مردمی یکی از فعالان زن از میان مخالفان به سی ان ان گفت که نمی دانم زنی که با چنین هیولائی ازدواج کرده چگونه می تواند او را اصلاح طلب بنامد؟ در همان روز سی ان ان با اندرو تابلر هم مصاحبه کرد، کسی که در سال های ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۸ در سوریه زندگی کرد و با اسماء اسد نیز همکاری و ارتباط نزدیک و گسترده داشت، اندرو تابلر به سی ان ان گفت که من تردید دارم که اسماء فکر کند اصلاً نقش و نفوذی واقعی در حکومت شوهرش داشته باشد اما خب به نظر می رسد که در کنار شوهرش مانده و حامی جنایات اوست، می دانید اسماء دو رو دارد: هم یک زن کاملاً مدرن است که به راستی از زنان سایر رهبران عربی متفاوت است اما از سوی دیگر این هم یک حقیقت عریان است که اسماء به راستی عاشق تجمل و ناز و نعمت است، اصلاً او می خواست شاهزاده باشد، گروهی از فعالان حقوق بشری نیز که سه ماه پیش با اسماء دیدار کرده بودند به روزنامۀ ایند‌پندنت گفته اند که دربارۀ رخداد‌ها و کشتار‌ها و قربانیان و عملیات خشونتبار نیروهای امنیتی حکومت شوهرش با او حرف زدیم، این که چگونه حتی زخمی ها را در بیمارستان ها شکنجه می کنند یا نمی گذارند که مجروحین بسیاری به بیمارستان ها رسانده شوند و آنها را می دزدند و به شکنجه گاه ها می‌برند اما صورت اسماء مانند یخ منجمد بود و هیچ عکس العملی نشان نداد! عصبانیت ما به خاطر این است که این خانم می داند که چه جنایاتی در جریان است و کاملاً بعید است که بی خبر باشد، او شیطان است!

خانم بهیه ماردینی یکی از فعالان حقوق زنان از مخالفان اسد می گوید که باید همۀ اموال و دارائی های زنان جنایتکاران نیز مصادره شود، مسخره است که تنها جنایتکاران با چنین تحریم هائی روبرو هستند، زنان آنان نیز باید شامل این مجازات شوند اما اسماء اسد به تازگی صفحۀ فیسبوک خود را پس از مدت ها سکوت به روز کرده است و از برخی از فعالیت های خود مانند سر زدن به مردم در شهر حلب خبر داده و عکس هائی را نیز در آنجا گذاشته است اما مخالفان نیز در فیسبوک نوشتند: تو را به خدا این نمایش را بس کن، اگر راست می گوئی سری هم به بیمارستان ها و خانه های قربانیان در حماة و حمص بزن، در شرایطی که مردم سوریه می گویند که شمار قربانیان رخدادهای اخیر بسیار فرا‌تر از ۵۴۰۰ نفری است که سازمان ملل تأیید کرده است، اپوزیسیون سوریه هم اکنون اسماء اسد را مورد انتقادهای شدیدتری قرار می دهد آنها سخنان سال های قبل اسماء را در حالی که از جنایات اسرائیل علیه ملت مظلوم فلسطین سخن می گفت و از شهری به شهر دیگر می رفت و احساسات عربی را علیه اسرائیل تحریک می کرد در اینترنت پخش می کنند.

در آن سخنرانی ها اسماء الاسد مرتب می گفت: «می دانید که من بانکدار تحصیل کردۀ غرب هستم، برای من عدد و رقم بسیار مهم است، در حالی که هزاران نفر در خاورمیانه در همین چند ماه کشته شده اند ما در سوریه با آمار رفاه و رشد اقتصادی روبرو هستیم و کشورمان جزیرۀ آرامش است و مملو از جهانگرد و زائر!» این حرف های سال های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ از زبان اسماء اسد و مصاحبه ای که در ژانویۀ ۲۰۰۹ اسماء با لهجۀ غلیظ انگلیسی و شسته رفته اش با سی ان ان داشت و در آن می گفت: «امان از جنایت های اسرائیل ….. این کار‌ها وحشیانه است ….. جهان باید به این وضعیت پایان دهد» اکنون یادآوری تلخی برای اوست و اپوزیسیون مرتب آن را در وبسایت های خود می گذارد و به او حملۀ لفظی می کند، در همین حال مخالفان حکومت اسد در فیسبوک قسم می خورند که بلائی بر سر اسماء الاسد بیاورند که حسرت فرار بی دردسر لیلی طرابلسی به عربستان به دلش بماند.
منبع

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: