مامان تو چه کاره ای؟

مامان تو چه کاره ای؟
( فریبا داودی مهاجر )
مامان تو چه کاره ای؟ این سؤالی بود که یک روز دخترم از من پرسید، چند روز به عید نوروز مانده بود و من در حالی که منتظر تولد فرزند دیگرم بودم خانه تکانی می کردم، درس های دانشگاه روی دوشم سنگینی می کرد و هر روز برای پیگیری کاری به شهرداری منطقۀ ۲۰ تهران می رفتم، روزی که از خستگی دخترک را برای هیچ چیز دعوا کرده بودم و روی تخت ولو شده بودم دخترم آرام از من سؤال کرد: مامان تو چه کاره ای؟ و من آن روز فهمیدم که با وجود آن همه کار و دوندگی هیچ کاره ام! واقعیت این است که خانه داری «شغل» نیست و مزدی هم به آن تعلق نمی گیرد! خانه داری یک صفت است که معمولاً برای زنانی استفاده می شود که در بیرون از خانه شغلی ندارند و به کارهائی چون پخت غذا، خرید وسائل و مواد غذائی مورد نیاز اعضای خانواده، نظافت خانه، نگهداری از فرزندان و کارهائی از این دست می پردازند تا همه چیز را برای همسر و خانواده آماده کنند تا آنها به کسب و کار و تحصیل و رشد بپردازند.

زنان در مقابل کار خانگی که از صبح تا شب بدون «ساعت و استاندارد کاری»، «بهداشت کار» و «ایمنی» انجام می‌دهند مزدی دریافت نمی کنند و به همین دلیل از نظر وزارت کار و امور اجتماعی مشمول قوانین این وزارتخانه قرار نمی گیرند، از نظر اقتصادی نیز در تولید نقشی ندارند و مصرف کننده هستند و تأثیری در اقتصاد ملی و تولید سرانۀ ملی ندارند و به همین دلیل است که بر خلاف قانون اساسی از بیمه های اجتماعی محروم هستند، آنها همچنین حقوق و زمانی برای بازنشستگی ندارند و از حقوق بی کاری محروم هستند، زنان خانه دار دارای اتحادیه و انجمن صنفی و سندیکا نیستند و معلوم نیست که چه کسی باید از حقوق آنان حمایت کند، با تعریف های بالا خانه داری حتی نقش نیست زیرا هر نقش اجتماعی دارای حقوق است و زنان خانه دار از حقوق مربوط به کارشان بهره مند نیستند.

بر اساس قوانین ایران همین زنان که سال ها عمر خود را در خدمت خانواده قرار می دهند چنانچه قصد طلاق داشته باشند از آنچه اندوخته شده است هیچ سهمی نمی برند و باید با دست خالی از خانه بیرون بروند و از صفر شروع کنند و شاید به همین دلیل است که در مقابل ناملایمات سکوت می کنند و سخنی از طلاق بر زبان نمی آورند، بر اساس آمار رسمی کشور ۱۸ میلیون زن خانه دار از نظر اقتصادی تابع و وابسته محسوب می شوند و این وابستگی اقتصادی آنها را در طبقۀ اجتماعی، اندیشه و تصمیم گیری وابسته به مرد به عنوان نان آور خانه می کند، مردی که به همین دلیل از نظر قانونی ریاست خانواده را برعهده دارد و زن می بایست از او تمکین و اطاعت کند و عدم تمکین زنان را از نفقه محروم و مرد به واسطۀ آن می تواند اقدام به ازدواج مجدد کند، زن به دلیل همین وابستگی است که در تعیین مکان زندگی، سفر خارجی، حضانت فرزندان و اشتغال نیز تابع شوهر است.

وابستگی اقتصادی برای ۱۸ میلیون زن خانه دار تعریفی از فرودستی و برای مرد فرادستی و منزلت و احترام بیشتر ایجاد می کند و این ساده ترین و طبیعی ترین نتیجۀ درآمد و شغل برای یک جنس است، یکی از نتیجه های این فرودستی آمار بالای طلاق در میان زنان خانه دار است، به گزارش خبرگزاری مهر ناهید دامن پاک مقدم در همایش تحکیم خانواده که در سازمان تبلیغات اسلامی قم برگزار شد گفت که بیشترین میزان تقاضای طلاق در زنان خانه دار (بیش از ۷۲ درصد) در مقایسه با زنان شاغل مشاهده می شود که این امر شاید نشان دهندۀ نظر جامعه شناسان باشد که احساس استقلال در زنان سبب افزایش رضایت آنها از پیوند زناشوئی می شود، آمار سازمان بهزیستی ایران حاکی از آن است که ۹۰ درصد زنان خانه دار ایرانی مورد خشونت همسران خود قرار می گیرند و میزان ابتلای زنان خانه دار به افسردگی و اضطراب و بیماری های اعصاب و روان بیشتر از زنان شاغل گزارش شده است.

بسیاری زنان اعتماد به نفس خود را از دست می دهند، در برابر مشکلات به راحتی تسلیم می شوند و احساس بیگانگی و انفعال به آنان دست می دهد چرا که زن ها خود نیز کار خانگی را کار نمی دانند! در این میان حکومت و رسانه های وابسته به آن برای ماندن زنان در خانه و خانه داری به عنوان وظیفۀ نخست! تبلیغ و تعریف و تمجید می کنند و حتی شورای انقلاب فرهنگی نقش نخست زنان را خانه داری تعریف کرده است! این تبلیغ منجر به تداوم کار بدون مزد زنان می شود ولی در عرصۀ عمل حتی از بیمۀ زنان خانه دار اجتناب می کنند، همۀ این مسائل موجب شده است تا نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران مشابه کشورهای توسعه نیافته باشد در حالی که وضعیت زنان ایران از زاویۀ میزان سواد و تحصیلات با کشورهای پیشرفته قابل مقایسه است و همین چالش زنان را با مشکلات هویتی و نارضایتی از زندگی روبرو می کند و بر کیفیت زندگی مشترک آنها تأثیر می گذارد.

در بحث کار خانگی زنان همواره بعضی نکات مغفول می ماند، زن خانه دار که در خانه قالی می بافد و یا در مزرعه کار می کند اگر چه برای خانواده درآمد ایجاد می کند و در تولید نقش مستقیم دارد اما نه تنها بهره ای از کارش نمی برد بلکه از او بهره کشی می شود! آموزش نقش های جنسی در فرایند اجتماعی شدن، برای ساخت یابی دوبارۀ مردسالاری که تفکیک جنسیتی نیروی کار را توجیه می کند خانه را به عنوان محل کار زنان و دنیای بیرون از خانه را به عنوان محل کار مردان طراحی می کند و حتی دختران کوچک در روستاها از کودکی تربیت می شوند تا قالیبافی را به عنوان بخشی از کار خانگی انجام دهند و حتی اگر پزشک و وزیر و وکیل شوند کار خانگی وظیفۀ زنان است!این باور به جائی رسیده است که حتی یک زن تحصیل کرده به دلیل تبلیغات گسترده فکر می کند کار بیرون از خانه نباید تا جائی باشد که به شغل خانگی و وظائف خانگی او لطمه بزند.

بدون شک کار خانگی شغلی زنانه است و نقطۀ شروع همۀ تفاوت های جنسیتی است، این کار بدون ساعت کار و مرخصی بر سطح تحصیلی، آموزش و فعالیت های اجتماعی و سیاسی زنان و حتی اوقات فراغت آنها تأثیر می گذارد، کاری که تا مرگ زن تمام نمی شود، سایه اش با تولد یک دختر متولد می شود و مانند یک همزاد با او زندگی می کند، کاری که با آن روی خوبی و بدی زن قضاوت می کنند و زن را با چگونگی انجام آن می سنجند!
منبع

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: