کودکی در انتظار یاری ـ بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی (تصاویر)


جهان زن ـ درد و رنج مادر و پدر معصومه، با کمک های بیدریغ مردمی، می تواند از میان برود و این دختربچه ناز سلامتی خودش را باز یابد. تازه ترین خبر خوش این است که حجم کمک های مردمی آنچنان بوده است که امکان بستری شدن او در یکی از بیمارستان های تهران فراهم آمده است و حتی بسیاری از ایرانیان در آمریکا و اروپا برای اعزام او تقبل هزینه های درمانش تماس گرفته اند. اما در این میان یک نکته نباید فراموش شود. مسئولیت حکومت در این میان چیست؟ در کشوری که بر دریای نفت و گاز قرار گرفته جرا نباید تمامی کودکان بطور کامل بیمه باشند. یکی از دستاورد مبارزات کارگران و مردم کشورهای اروپائی، این که بیمه درمانی مجانی برای تمامی کودکان بوجود آمده است و این هزینه ها از مالیات ها پرداخت می شود. برای کشوری مثل ایران نیز باید که بیمه درمانی تمامی کودکان از هر قشر و گروهی و از هر رده ی درآمدی مجانی باشد. این خواستی نیز که بتوان بر آن مُهر این و آن زد. این اولیه ترین حق کودکان است. آن ها که شعار فرزند بیشتر را می دهند و هزنیه های کنترل جمعیت را حذف می کنند، باید که بیمه درمانی کودکان را مجانی کنند. اما افسوس و دریغ که جان انسان برای این حاکمان پشیزی ارزش ندارد و پر کردن جیب های خود و فامیل و سرمایه داران سود جو برایشان مهم تر است و این سرچشمه ی درد و رنجی است که می بریم.

بیماری دردناک دختر ۶ساله اهوازی
نگاه نگران مادر و چشمهای پر از دلهره پدر حکایت از دردی کهنه دارد. صورتهای رنگ پریده و خسته این دو نفر نشان می دهد بیخوابی و چشم انتظاری، جزئی جدایی ناپذیر از زندگی فقیرانه آنهاست؛ زندگی که با دردها و گریه ها و اشکهای دختر پنج ساله آنها رنگ غم و اندوه به خود گرفته است.زخمهای کهنه معصومه دختری که به واقع معصوم است، سکانسهایی نه چندان دلچسب از فیلم زندگی خانواده قاسم بریسم را رقم زده است که بی شک تنها تصور آن و نه دیدنش برای خیلی از مردم سخت و غیرقابل تحمل باشد.
گزارش تصویری / انتظار برای یاری
معصومه بریسم دختری پنج ساله از شهرستان شوش است که از دوران نوزادی تا کنون مبتلا به بیماری ناشناخته پوستی است . این کودک هر روز شاهد جدا شدن پوست از بدن خود می باشد و طبق گفته پزشکان بیماری وی از بیماری های نادر است . معصومه که به کمک خبرین توانست برای درمان عازم به تهران شود هم اکنون در یکی از هتل های تهران بسر می برد و با رجوع به بیمارستان رازی متاسفانه بیماری وی ژنتیکی شناخته شد و راه علاجی برایش یافت نشد.

کد خبر: ۱۲۵۶۶۷
۲۵ شهريور ۱۳۹۱ – ۱۱:۴۱
نگاه نگران مادر و چشمهای پر از دلهره پدر حکایت از دردی کهنه دارد. صورتهای رنگ پریده و خسته این دو نفر نشان می دهد بیخوابی و چشم انتظاری، جزئی جدایی ناپذیر از زندگی فقیرانه آنهاست؛ زندگی که با دردها و گریه ها و اشکهای دختر پنج ساله آنها رنگ غم و اندوه به خود گرفته است.
زخمهای کهنه معصومه دختری که به واقع معصوم است، سکانسهایی نه چندان دلچسب از فیلم زندگی خانواده قاسم بریسم را رقم زده است که بی شک تنها تصور آن و نه دیدنش برای خیلی از مردم سخت و غیرقابل تحمل باشد.
دیدن دختری که هر روز رشد می کند و قد می کشد اما با زجری کشنده، دختری که بازی کردن و خندیدن را مثل خیلی از دخترکان روستای دوسلق شهرستان شوش دوست دارد ولی توان آن را ندارد، شاید زجرآورترین صحنه های زندگی را برای مادری تشکیل می دهد که دوست دارد دخترش همانند سایر هم سن و سالانش بخندد، بازی کند و حرفهای شیرین و با نمک بر زبان جاری کند.
حکایت این گزارش، زندگی غم انگیز معصومه بریسم دختری پنج ساله از شهرستان شوش است که با یک بیماری ناشناخته و از همان دوران نوزادی دست و پنجه نرم می کند به گونه ای که هم اکنون بدن این دختر همیشه خونی و زخمی است.
در حالیکه برای خیلی از ما تنها یک زخم کوچک، آه از نهادمان بلند می کند، معصومه پنج سال از زندگی کودکانه خود را در حالی پشت سرگذاشته که پوست بدنش خود به خود همیشه در حال جدا شدن بوده و این وضع یک زندگی کابوس وار را برای معصومه رقم زده و خنده را از لبان وی گرفته است.
مادرش که نشان می دهد سختی روزگاری که با این دختر پنج ساله پشت سرگذاشته، ضربات عمیقی به چهره اش وارد کرده است در توصیف وضع معصومه می گوید: دخترم دوست دارد بدون لباس باشد زیرا لباس ها بعد از چند ساعت به تنش می چسبند و باعث درد شدید وی می شوند و بعد از مدتی جدا کردن آنها از بدنش مثل کندن پوست یک انسان از بدنش عذاب آور می شود.
پدرش قاسم که نگاه کردن به صورتش می تواند تلخکامی ایامی که با زخمها و گریه های دخترش بر او گذشته را تداعی کند، یک روز کار می کند و چند روز بیکار است که در سالهای اخیر حتی در تامین مخارج اولیه زندگی خود و خانواده اش نیز مانده چه برسد به اینکه بتواند هزینه های سرسام آور درمان دخترش را تامین کند.
وی می گوید: خیلی سخته ببینی دخترت و پاره تنت جلوی چشمانت از زخمی هایی که خود به خود روی بندش ظاهر می شود، زجه بزند ولی نتوانی برایش کاری بکنی. ببینی مادرش شب و روز دعا می کند ولی کاری از دستمان برنیاید. زندگی ما با قحطی لبخند و خنده مواجه شده است.
وی ادامه می دهد: تاکنون به پزشکان فراوانی مراجعه کرده ایم که گفته اند بیماری دخترم ناشناخته است. حتی یک بار معصومه را به تهران نیز برده ایم که گفته اند این بیماری لاعلاج است. راستش را بخواهید وضع زندگی ما به گونه ای نیست که بتوانیم این مخارج سرسام آور را تامین کنیم به همین دلیل اکنون امیدمان به خداست که به دخترمان یک زندگی عادی ببخشد و خنده را بر لبان مادرش بنشاند.
پدر معصومه عنوان می کند: برخی مردم می گویند که پزشکان متخصصی در تهران هستند که توانایی درمان دخترم را دارند ولی دست ما به آنها نمی رسد چون توانایی این کار را نداریم و این ناتوانی، عذاب و ناراحتی من را بیشتر می کند.
قاسم این را هم می گوید که همین حالا هم شرمنده زن و بچه ام هستم زیرا هرچه دارم برای درمان معصومه فروخته ام و دیگر جایی برای درآمدزایی نیست.
وقتی می خواهم با معصومه صحبت کنم تا بتوانم ناراحتیش را بیشتر درک کنم، فقط یک چیز را از او می شنوم. گریه، گریه و گریه و در نهایت دیدن چشمانی پر از اشک…
فرماندار شوش هم در این خصوص می گوید: از وضع آنها اطلاع داریم چند بار به آنها کمک شده ولی امکان درمان برای آنها میسر نشده است به هر حال این بیماری ظاهرا به گونه ای است که از بین 4.5 میلیون نفر، یک فرد به آن مبتلا می شود به گونه ای که پوست بدن فرد بدون دخالت عاملی، از بدن جدا می شود.
عبدالرضا سعیدی نیا در خصوص زندگی خانوده معصومه می گوید: زندگی سختی دارند و در روستایی به نام دوسلق زندگی می کنند که 70 کیلومتر با شوش فاصله دارد. فکر می کنم حتی رفت و آمد در این شهر نیز هزینه ای هنگفت را به خانواده قاسم بریسم تحمیل می کند.
وقتی عکاس به پدر و مادرش می گوید که قصد دارد از بدنش عکس بگیرد و باید پیراهنش را بالا بزنیم مادرش با گریه می گوید: نمیشه. لباس به بدنش چسبیده است. اما اصرار ما باعث می شود مادر برخلاف میل باطنی دست به چنین کاری بزند تا با صحنه هایی دردآور مواجه شویم. مادر می گوید هر وقت می خواهم لباسهایش را از بدنش جدا کنم، معصومه تا حد مرگ، درد می کشد و گریه می کند.
معصومه را در حال زجه زدن در حین ملاقات پدر و مادرش با استاندار خوزستان برای اولین بار دیدم. همه افرادی که در آنجا بودند تحت تاثیر بیماری دخترک قرار گرفته بودند و من با خود فکر می کنم که این درد و رنجی که معصومه بابت این زخمهای بی درمان تحمل می کند ممکن برای بچه های هر کدام از ما رخ دهد. پس به شکرانه سلامتی فرزندانمان که می توانیم با دیدن لبخندشان، تا اوج خوشبختی پرواز کنیم و با دیدن دویدنشان گل از گلمان بشکفد باید امثال معصومه بریسم را دریابیم.
بر همین اساس شماره کارت 6273533100563938 نزد بانک تجارت به نام قاسم بریسم برای کمک به این دختر اعلام می شود. همچنین هموطنان برای دریافت اطلاعات بیشتر از وضع این دختر شش ساله می توانند با شماره 09163344202 به نام علی نواصر نیز تماس بگیرند.
دستهای سخاوتمند ایرانیان به کمک معصومه آمد/ امروز بستری شداهواز – خبرگزاری مهر: بعد از انتشار گزارشی از وضع معصومه، دختری که هر روز شاهد جدا شدن پوست بدنش است، مردم استقبال فراوانی برای کمک به این دختر از خود نشان دادند.به گزارش خبرنگار مهر، معصومه و خانواده اش در روستایی دور افتاده در شهرستان شوش زندگی می کردند که دسترسی چندانی به شهر نداشتند ولی وقتی این گزارش در مورد مشکلات جسمانی «معصومه بریسم» منتشر شد، ایرانیان از سراسر دنیا برای کمک مالی و تقبل هزینه های درمان و حتی اعزامش به خارج از کشور اعلام آمادگی کردند.تماسها با خبرنگار مهر که اقدام به تهیه گزارش کرده بود آنقدر بالا بود که امکان پاسخگوئی به همه تماسهای مردم از سراسر کشور مهیا نبود ولی کمکهای مردمی به خوبی به حساب «قاسم بریسم» پدر معصومه واریز شد به گونه ای که با هماهنگی خبرنگار مهر یک شنبه شب معصومه به همراه پدر و مادرش و یکی از افراد معتمد روستا با کمک یک فرد نیکوکار به نام آقای محمودی عازم تهران شدند تا در یکی از بیمارستانهای تخصصی تهران بستری شوند.

معصومه به همراه پدر و مادرش یکشنبه شب وارد فرودگاه اهواز شدند تا به تهران بروند. وقتی به همراه چند نفر از روزنامه نگاران استان برای دیدن آنها به فرودگاه رفته بودیم. معصومه در بغل مادرش بود ولی به محض اینکه وی را به زمین گذاشتند شروع به گریه کردن کرد زیرا هر نوع تماس با بدنش باعث درد شدید وی می شود.
هر چند پرواز آنها به جای ساعت 23 و 59 دقیقه یکشنبه با چهار ساعت تاخیر به سمت تهران پرواز کرد ولی با کمکهای مردم سرانجام معصومه برای اولین بار قرار است به صورت جدی تحت معالجه قرار بگیرد و این امر با کمک مردم به هیچ وجه میسر نمی شد.
امروز قرار است معصومه در بیمارستانی در تهران بستری شود تا برای اولین بار به صورت جدی و اساسی مورد معاینه و آزمایش پزشکی قرار بگیرد و پزشکان متخصص آن بیمارستان در مورد بیماری وی نظر نهایی را بدهند.
به هر حال در این مدت مردم به شکلهای مختلف احساسات خود را در مورد این دختر نشان دادند و حتی بیش از 30 نفر از ایرانیان مقیم آمریکا و سایر کشورهای اروپایی در تماسهایی جداگانه برای اعزام معصومه به آن کشورها و تقبل هزینه های درمانیش اعلام آمادگی کردند.
برخی مردم هم به صورت پیامک اعلام کردند که برای شفای این دختر دعا می کنند که این هم برای معصومه موثر است زیرا درمان بیماری وی به شدت سخت است و به گفته پزشکان معالجه این دختر شش ساله زمان بر و هزینه بر است به همین دلیل هنوز به کمکهای مردمی برای درمان وی نیاز است.
شاید جالب ترین پیامک در این خصوص را یک هموطن با پیش شماره 0914 ارسال کرد که گفت: «من آدم گناهکاری هستم و پولی برای کمک ندارم اما می توانم برای شفای این دختر دعا کنم». یک هموطن کرد هم گفت که طلاهایش خانمش را البته با رضایت وی فروخته و برای کمک به حساب قاسم بریسم واریز کرده تا برای درمان دخترش مصرف کند.
قاسم بریسم پدر معصومه در فرودگاه اهواز گفت: باورم نمی شود به این سرعت مقدمات اعزام دخترم به بیمارستانی در تهران فراهم شده و می خواهم از همین طریق از کلیه مردم ایران که با دعا و کمک مالی خود مقدمات بهبودی دخترم را فراهم کردند تشکر کنم.
وی عنوان کرد: اولین بار است که سوار هواپیما می شوم ولی احساسم برای خوب شدن دخترم تمام استرس این سفر را از من گرفته است. از خبرگزاری مهر که این دختر را در یک روستای دور افتاده دید و مشکلاتش را برای تمام مردم ایران بازگو کرد تشکر می کنم.
مادر معصومه نیز گفت: از همه مردمی که با کمک های مالی خود امکان اعزام دخترم به تهران را فراهم کردند تشکر می کنم. باور کنید کل روستای دوسلق غرق در خوشحالی است چون می دانند من و دختر و خانواده ام چقدر زجر کشیده ایم. از مردم ایران انتظار دارم برای شفای دخترم دعا کنند تا به سرعت خوب شود.
حیات چنانی عنوان کرد: امیدوارم هیچ مادری زجری را بابت دخترم کشیده ام را نکشد و با دلی شکسته برای بهبود همه بیماران ایران و افراد که مثل ما به علت فقر قادر به معالج نیستند دعا می کنم.
—————————
علی نواصر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: