الهه موسوي خبرنگار محيط زيست به دادگاه احضار شد

الهه موسوي خبرنگار محيط زيست به دادگاه احضار شد
صدور حکم پيگرد قضايي براي روزنامه نگار هوادار محيط زيست
با شکايت مدير کل بنياد حفظ آثار دفاع مقدس الهه موسوس روزنامه نگار وفعال سرشناس طرفدار محيط زيست به دادگاه احضار شد. به گزارش خبرگزاري مستقل محيط زيست ايران احضار الهه موسوي در پي اين صورت مي گيرد که در ماه هاي گذشته با انتشار يادداشتها و گزارش هايي موضوع واگذاري دو هزار هکتار از اراضي پارک ملي گلستان و عواقب زيست محيطي تغيير کاربري بخش هايي از اراضي جنگل ناهار خوران گرگان را به صورت گسترده يي منعکس کرده بود. آنچه که الهه موسوي گفته دغدغه غالب کارشناسان و هواداران محيط زيست در ايران بوده و اساسا هر دو اقدام پيش گفته سازمان حفاظت محيط زيست با انتقاد بسيار روبرو شده بود. اما در اين ميان بنياد مذکور اقدام به شکايت از الهه موسوي کرده است. بر اساس احضاريه يي که به دست وي رسيده او بايد تا فردا خود را به شعبه 7 بازپرسي دادگستري گرگان معرفي کند.
الهه موسوي سابقه سالها فعاليت در حوزه روزنامه نگاري محيط زيست داشته و با وجود نوشته هاي غالبا انتقادي اش اين اولين بار است که تحت پيگرد قضايي قرار مي گيرد.

******************************
درباره شكايت اداره نشر ارزشهاي دفاع مقدس از الهه موسوي، خبرنگار محيط زيست
چرا مخالفت با ساخت موزه در جنگل جرم محسوب مي شود؟
سبزپرس- گروه منابع طبيعي: رامین اخلومدی*: در خبر ها دیدم آمده بود : » در پی شکایت اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس الهه موسوی روزنامه نگار گلستانی که مدتهاست در خصوص زیانبار بودن ساخت فرهنگسرای دفاع مقدس استان گلستان موضع گیری کرده است به دادگاه احضار میشود. خیلی تعجب کردم و متاسف شدم با خودش تماس گرفتم گفت منم شنیدم اما هنوز که خبری از احضاريه نیست .»
تعجب و تاسف از این بابت که عجب مشکلی شده این موضوع فهم دغدغه های یک فعال زیست محیطی که از قضا روزنامه نگار هم هست. براستی کی و در کجا موسوی درباره » زیانبار بودن ساخت فرهنگسرای دفاع مقدس» سخنی گفته ، مطلبی نوشته و یا بهر ترتیبی اقدامی کرده و موضعی گرفته است ؟! از کجا چنین چیزی را در آورده اند ؟! بنده اصلا با بحث جنگل ناهارخوران و پروژه اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس کاری ندارم. چه اینکه خبردار شدم دادستان محترم هم فرموده اگر کسی در اینباره چیزی بنویسد با او برخورد می کنیم.

خب منم که سرم درد نمی کند در این باره چیزی بنویسم. پس فعلا و در این مجال از خیرش می گذرم. اما عرض من این است اگر کسی که در عرصه ای مثل محیط زیست فعالیت می کند و دغدغه هایش هم منحصر به آن حوزه است چرا در پاسخ به دغدغه هایش از داغ و درفش و تهدید و احضار سخن به میان آوریم ؟ چرا متشبث به هر تهمتی به او می شویم ؟ بدون تردید زور او از هر جهت کمتر از زور کسانیست که الان خیلی از او دلخورند. دسترسی آنان هم به مطبوعات و رسانه ها بیشتر است و می توانند به خوبی موضوع و پروژه خویش را توضیح دهند و توجیهات کارخود را بیان کنند. اما وقتی به جای استفاده از این روش منطقی، متوسل به روش های دیگری می شوند آیا این به جز آنکه نشان دهنده ضعف شان در ادله و توجیهات کافی و قانع کننده باشد دلیل دیگری هم دارد؟

سید ابوالحسن میرکریمی مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان گلستان طی اظهار نظری گفته اند :» ما در این مدت کل اخبار کذب منتشر شده در فضای رسانه های استانی، کشوری، سایتها و خبرگزاری های داخلی و خارجی را رصد کرده و پس از تجزیه و تحلیل آنها دریافتیم برخی مخالفت ها از روی ناآگاهی و عدم توجیه طرح بوده که الحمدلله پس از توجیه، این دسته به جمع موافقان پیوستند.

اما برخی از مخالفین پس از ماه ها سعه صدر این اداره کل و جوابدهی شفاف به نشریات و خبرگزاری ها ، گویا قصد ندارند بپذیرند که این پروژه ملی بوده و اجماع کشوری و استانی نهادها و سازمان ها و مطالبه مردمی پشت سر آن نهفته است. لذا ما بر آن شدیم تا از سردبیر نشریه سلیم (الهه موسوی) که در این مدت از هر روزنه ای علیه ما تاخته و فرهنگ دفاع مقدس و عملکرد برخی نهادها را زیر سوال برده و در لوای دروغ بزرگ تخریب جنگل دل مخالفین نظام را شاد کرده نزد مراجع قضایی شکایت کرده و احقاق حق نماییم .»خب این کار خوبی بوده که توضیح داده اند و برخی ها هم در اثر توضیحات ایشان قانع شده اند. اما اگر کسی از ان توضیحات قانع نشد آیا درست است كه او را متهم به سوء نیت کنیم و بدتر از این، او را متهم به زیر سئوال بردن فرهنگ دفاع مقدس و برخی نهاد ها کنیم؟!

باید به این برادر عزیز گفت اگر فردی متشرع هستید که حتما هستید این نحوه اتهام زدن از جهت شریعت درست نیست و اگر فردی قانونمدار و حقوقی هستید که حتما هستید باز هم این نحوه اتهام زنی کاری غیر حقوقی است . برادر من ! صورت موضوع روشن است همانطور که خودتان هم گفتید مسئله این است كه عده ای از سخن شما قانع شده و عده دیگری از جمله موسوی هم قانع نشده اند. از آن کسان که قانع نشده اند اکثرا حرفشان را در خفا می زنند؛ اما در این میان موسوی به دلیل دغدغه های زیست محیطی اش آن را به صراحت بیان می کند. آیا در مواجهه با قانع نشدن او خدای نکرده برای بیان استدلال و ادله کم اورده که متوسل به اتهام زدن و شکایت و دادگاه و از این حرفها بشویم ؟ اگر سخن نادرستي میگویم بفرمائید .

می خواهم از منظری دیگر هم به غیر دقیق و نادرست بودن ادعای جناب میرکریمی اشاره کنم. سابقه فعالیت الهه موسوی و دغدغه هایش در حوزه مسائل زیست محیطی نشان دهنده آن است كه وی فقط و فقط مسئله اش محيط زيست است. او را حتی با سیاست و فرهنگ و … هم چندان کاری نیست.

در همین منطقه خودمان ( استان گلستان ) او هفت سال پيش معترض احداث جاده جنگل ابر بود؛ زماني كه كمتر كسي نام اين جاده و جنگل ارزشمند را شنيده بود. و نیز در گذشته تر معترض ساخت مجتمع پتروشیمی استان و یا بی توجهی به موضوع تالاب های بین المللی گلستان . همچنين انتقال آب چشمه های قطری از گلستان به سمنان ، بحران های زیست محیطی شهر گرگان، ساخت و ساز بی رویه در زیارت و تخريب منابع طبيعي آن منطقه، مشكلات محيط زيستي كارخانه سيمان گاليكش، رانش در تپه های زیبا شهر گرگان، موضوع طغیان رودخانه ها و همچنین موضوع سیل و بی توجهی به عوامل آن، تخریب آشوراده از طریق پروژه های گردشگري که توجیه پذیر نیستند، پسماندهای کشاورزی، کشاورزی ارگانیک، سدسازی بی رویه و غيراصولي در کشور و استان، ضرورت ممانعت از تخریب منطقه حفاظت شده جهان نما و …. همه و همه در سوابق دغدغه ها و فعالیت های زیست محیطی او در استان گلستان اوست.

وهمچنین در سطح ملی هم در سابقه فعالیت موسوی موضوعات متعددی را می توان برشمرد که بطور جدی به آن پرداخته و پیگیرشان بوده است مثل: سیاست های غلط منابع طبیعی در حوزه جنگل های شمال ، بهره بردای غیر اصولی کارخانه های نئوپان در استان های شمالی از چوب جنگل های شمال بدون لحاظ جريان هاي سياسي و جناحي، زباله های بیمارستانی ، مشکلات محیط بان ها ، تخلفات كارخانه سیمان آبیک قزوین، نا آمن بودن هواپیماهای جایروپلند ( هواپیمای تک نفره که جهت محیط زیست تهیه شده بود و بالاخره نيز در حين پرواز منفجر شد. )، اتوبان تهران – شمال، برنج های آلوده هندی، واردات محصولات تراریخته ( دستکاری ژنتیک شده )، پارک ملی سرخه حصار؛ منطقه حفاظت شده جاجرود ، لاک پشت های دریایی ، جهانگردان زیست محیطی، آمایش سرزمین، انرژی خورشیدی، آلودگی هوای تهران و….. امثالهم که تنها بخشی از فعالیت های زیست محیطی الهه موسوی محسوب می شود.

از همه اینها گذشته او خبرنگار برگزیده جایزه زیست محیطی دکتر تقی ابتکار در سال 86 هم هست و یکسال بعد از ان یعنی در سال 87 مسئولیت سردبیری اولین خبرگزاری زیست محیطی ایران هم به او واگذار شد. موسوي خبرنگاري است كه علاوه بر تحصيل دانشگاهي در رشته روزنامه نگاري بارها و بارها مورد تجليل نهادهاي مردمي حوزه محيط زيست و حتي مديران دولتي قرار گرفته است. بماند از انکه به عنوان یک زن هم اهمیت و ارزش فعالیت او در این حوزه به خودی خود مضاعف می شود. بااین اوصاف تا جایی که بنده اطلاع دارم درباره هیچکدام از آن همه فعالیت ها در دو دهه گذشته که سخت هم پیگیرشان بود هیچ نهادی به ایشان اتهام زیر سئوال بردن دفاع مقدس و نهادهای خاص و یا سوء نیت را وارد نساخت؛ بلکه برخی از آن پرونده ها حتی اگر حاد هم شد اما بلاخره ایشان مسئولیت خود را انجام داد و کسانی هم اگر پاسخی داشتند ارائه دادند و موضوع به نحوی ختم شد .

برادر گرامي! در دين اسلام كه دين مهر و انصاف و برادري است جرم قانع نشدن این نیست که فرد را تهدید به شکایت و یا داغ و درفش کنیم و یا به او اتهام های نچسب وارد سازیم کما اینکه ده ها شاهد مثال می توان آورد از اینکه به فرض علیرغم توضیحاتی که وزرای جناب رئیس جمهور محترم درباره حوزه مسئولیت خود می دهند ، بسیاری از نمایندگان مجلس و یا نخبگان جناح های سیاسی درون نظام هم قانع نمی شوند و بلعکس .

اما در این میان قرار نیست کسی به دیگری اتهام های شدید و غلیظ وارد سازد و یا چون قانع نمی شوند نیت و صداقت انها را زیر سئوال ببرد و به جرم قانع نشدن خود را مجاز به هر اقدامی علیه ان فرد بداند. نکند خدای ناکرده چون یک زن فعال حوزه محیط زیست به نام الهه موسوی که دیوارش از همه جا کوتاه تر است و در این موضوع مورد مناقشه قانع نشده و از نظر ما زبان درازی کرده بخواهیم برای از میدان به در کردنش هر اتهامی را به او وارد سازیم تا این گونه حساب کار، دستش بیاید و دیگر از این ایستادگی ها(بخوانید غلطها) نکند؟! دور باد اگر چنین چیزی باشد که در شان هیچ کدام از طرفین هم نیست. موسوی تنها یک عقیده داشته که از آن دفاع کرده و ان را هم انتشار داده. او معتقد بوده و هست که فلان تاسیسات بنا بدلایلی که بارها ذکر کرده مناسبتر آن است که در خارج از جنگل احداث شود.

او هرگز با اصل ساخت موزه هم مخالف نبوده و نيست ( حتی اگر طرحی ملی هم نباشد و صرفا منطقه ای و استانی باشد) بلکه تنها با مكان احداث آن مخالفت كرده است . خيلي هاي ديگر هم همين عقيده را دارند. داشتن چنین عقیده ای و حتی انتشار آن جرم نیست. می توان با عقیده اش از طریق ارائه عقیده در رسانه های جمعی و حتی مناظره و گفت وگو مواجه شد. و در اینباره از نظرات کارشناسی و حقوقی هم مدد جست. مگر این فعال زیست محیطی از چه عده و امکاناتی و یا دلایل و مستنداتی برخوردار است که قادر است اذهان را به انحراف کشاند و یا بشوراند و مشوش سازد ؟ امکانات و قدرت نهادی نظیر اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس از هر جهت صدها ها برابر بیشتر از امکانات امثال اوست برای انکه به جای مواجه خدا پسندانه و منطقی به شکایت و تهدید و …. روی اورند.

روزنامه نگار استاني در گلستان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: