معدنِ دانشی که به روی دختران بسته شد/پرستو اله یاری

وضعیت رشته های دانشگاهی معدن در گفت و گو با دو فارغ التحصیل این رشته؛
تا قانون خانواده برابر: سال های قبل، ده- پانزده سال پیش، بچه های متولد اواخر دهه ی پنجاه و اوایل دهه ی شصت که ریز و درشت در جامعه ی تازه انقلاب کرده و جنگ گذرانده، بزرگ می شدند و هر روز به یک چالش بزرگ و جدید برمی خوردند؛ وقتی دوران دانشگاه شان می رسید، حرف این که کدام رشته را بیشتر دوست داری؟

می خواهی چه کاره بشوی؟ چه کاری آینده مالی بهتر دارد؟ و از پس چه رشته ای بیشتر برمی آیی نبود؛ یا اگر هم بود، بیشتر شبیه بقیه فانتزی ها، مثل مهریه که همیشه بحث «کی داده و کی گرفته» داشته و میزانش هی بالا و بالاتر رفته است، مد روز بود. اگر دختر خانم، یا آقا پسر، رشته الف-ولوژی، شهر «تازه کند انگوت»، یا مهندسی ب شهر «خورموج»، قبول شده بود، خانواده کلی در توصیف تمیجدگونه علاقه ی دانشجو به آن رشته، که چه بسا تازه سال های اول راه اندازیش بود، و شعف قلبی یا سابقه دوران کودکی، از سر کردن در آن شهر کوچک می گفتند. بر خلاف حالا که به تدریج جمعیت در آستانه ورود به دانشگاه کمتر شده و به همان نسبت، ظرفیت و تعداد دانشگاه ها بیشتر، و البته تمایل جوانان به تحصیل با هر هزینه ای در دانشگاه های داخل کشور، کمتر شده است و از ازدحام پشت درهای دانشگاه کاسته شده است. با تمام این تغییرات جمعیتی و امکانات، هنوز برنامه ریزی برای آموزش اشکالات فراوان دارد.

معیار انتخاب رشته چه بوده است؟

نزدیک به یک دهه ی قبل، بیشتر به این صورت بود که باید به ناچار آنقدر درس می خواندند، می خواندیم، و تست کنکور می زدند، می زدیم، تا در صف ورود به دانشگاه جا نمانند، نمانیم و یک رشته، حالا هرچی، هرجا، به شان، مان، برسد. مثلا حمید وقتی حرف آن روزها می شود می گوید: «من این رشته را بر اساس رتبه ام که در آن موقع نه هزار در منطقه ی یک بود انتخاب کردم و هیچ چشم اندازی از آن نداشتم. حتا محلی که قبول شدم را هم نمی شناختم.» یا کسانی مثل فرزانه که درس خوان تر بودند هم همین طور: «این تنها رشته مهندسی بود که با توجه به رتبه ام در دانشگاه تهران قبول می شدم.»

روزهای جنگ و صف های طولانی تمام شده بود و دوران سازندگی هم سال های آخرش را با نفس زدن های خفقان آور، می گذراند و ولع مدرک، حتی بدون آینده کاری، همه را گرفته بود؛ و البته از حق نگذریم خیلی چیزها رو به جلو پیش می رفت. چیزهایی خوبی پایه گذاری شد، مثل این که تحصیلات دانشگاهی و البته دیگر مظاهر مدرنیسم، به تمام نقاط ایران صادر می شد، گرچه بدون بسترسازی های لازم و مناسب و با تبعات گسترده و مساله ساز. در هر حال سطح سواد مردم بالا رفت؛ و به تدریج با مقایسه درصد قبولی در هر رشته، دانش آموزان به میزان معقولی برای رسیدن به یک رشته تلاش می کردند. گرچه در راستای خشت اول معمار[1]، چیزهایی هم، هیچ وقت به قواره ی جامعه نیامده که تبعاتش به شکل های مختلف خودنمایی می کند. از جمله تناسب رشته های دانشگاهی با نیاز بازار کار. در ابتدای کار، برای رشته ها مثل سال های قبل، یا مثل دیگر ممالک مدرن و پشرفته، دانشجو می گرفتند و چند سال وقت و هزینه کلان صرف آنها می شد، بعد که نوبت به مرحله ی بعدی زندگی می رسید باز دوراهی ادامه تحصیل یا کار پیش می آمد. تا وقتی کاری نبود و وسوسه ی تحصیلات عالیه بود، برای مراتب بعدی هم رشته و دانشگاه راه اندازی می شد و جوان ها ادامه می دادند. برخی هم که دیگر از درس خسته می شدند یا به فکر امرار معاش می افتادند، تازه متوجه می شدند چه کاری؟ در چه شرایطی؟ با چه مختصاتی؟

برگشت به رژیم پهلوی: معدن حذف

به نظر می رسد مسئولان تصمیم گیر و برنامه ریز چندان دوراندیشانه فکر نمی کردند یا تصمیم نمی گرفتند. این شد که هر دولتی روی کار آمد، به همان منوال سابق برنامه ای را حذف کرد، سازمانی را اضافه کرد، برخی را محدود کرد، برخی را هم بیش از کنترل همه جانبه، آزاد گذاشت. از آن جمله بحث رشته های دانشگاهی بود که زنان در آن تحصیل می کردند. با وجود این که رشته ها چندان هم با نسبت سنجیده بازار کار برای زن و مرد ارائه نمی شوند، اما بیش از همه ظرفیت تحصیل دخترها، به چشم می آید و هر بار دست کاری می شود.

بین همه رشته هایی که فقط دختران می توانستند در آن تحصیل کنند، مثل مامایی، یا رشته های دیگری که گاه نمی توانستند و گاه می توانستند، مثل مهندسی عمران و مهندسی مکانیک، رشته مهندسی معدن دستخوش بیشترین تغییرات شده است، تا آنجایی که دولت جمهوری اسلامی ناچار شده است، سیاست آموزشی عدالت محور را به سیاست رژیم پهلوی برگرداند، همان طور که وزیر علوم می گوید، «در قبل از انقلاب در رشته مهندسی معدن دانشجوی دختر پذیرفته نمی‌شد[2]» و امسال دوازده دانشگاه كشور در رشته مهندسي معدن زنان را نپذیرفتند. دانشگاه تهران، صنعتي اصفهان، صنعتي اميركبير، صنعتي بيرجند، سهند تبريز، بين المللي قزوين، دانشگاه كاشان، دانشگاه لرستان، دانشگاه بيرجند، دانشگاه سيستان بلوچستان، دانشگاه باهنر كرمان و دانشگاه اروميه، دانشگاه هايي هستند كه ظرفيت پذيرش دختران در رشته ی مهندسي معدن را صفر كرده اند. ساير دانشگاه ها هم سهميه کمی را براي پذيرش دختران در اين رشته قرار داده اند.[3]

فرزانه و حمید هر دو از فارغ التحصیلان رشته ی مهندسی معدن و هر دو ورودی سال 1379، بیش از یک دهه قبل، هستند. با آنها در مورد رشته شان، انگیزه تحصیل در آن، بازار کار و سرانجام وضعیت حال حاضر صحبت کردم. راجع به سهمیه بندی جنسیتی رشته های خودشان در آن سال می گویند که زنان حضور داشتند، ولی ظرفیت اختصاص داده شده به آنها کمتر از مردان بود. حمید راجع به رشته خودش در دانشگاه صنعتی شاهرود می گوید: «در آن زمان در شاخه ی استخراج معدن از میان سی و پنج پذیرفته، حدود سه یا چهار نفر دختر و بقیه پسر بودند. همین طور بود وضعیت در مورد گرایش اکتشاف معدن. یعنی چیزی در حدود پانزده درصد افراد دختر بودند.» فرزانه تا حدودی همین آمار را تایید می کند و در مورد کارشناسی ارشد که خودش سال 1384 در همین رشته در دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد و تحصیلاتش را ادامه داده نیز تقریبا همین نسبت را ذکر می کند: «کارشناسی، گرایش اکتشاف 50% دخترها. کارشناسی، گرایش استخراج فکر می کنم حدود 20% دخترها. کارشناسی ارشد، گرایش اکتشاف 25% دخترها. بقیه گرایشهای کارشناسی ارشد یادم نیست.»

البته طرح حذف دختران از برخی از رشته های دانشگاهی، تنها مربوط به امسال و درجه کارشناسی نیست. بلکه حذف، به طور خزنده ای از ماه های قبل از اعلام نتایج کنکور کارشناسی انجام شده است و دختران ممتاز فارغ التحصیل رشته ی مهندسی معدن، بر خلاف سال های قبل، دیگر امکان حضور در سطح کارشناسی ارشد این رشته را نیافتند و همچنین ظرفیت تحصیل دختران در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری هم به شدت کم شد. موضوعی که مورد اعتراض اساتید این رشته نیز بود. دکتر مرتضی اصانلو که بنیانگذار کارشناسی ارشد و دکتری معدن در ایران است با اشاره به ممنوعیت دختران از تحصیل در رشته معدن گفت: تجربه ی چند سال گذشته در مورد پذیرش دانشجویان ممتاز برای مقاطع ارشد نشان می‌دهد درصد پذیرش دانشجویان دختر قابل توجه و در بعضی موارد بیشتر بوده است. دانشگاه‌ها چگونه می‌توانند از پذیرش دانشجویان ممتاز و رتبه بالا و علاقه‌مند و با استعداد صرفا به دلیل دختر بودن خودداری کرده و به جای آنها اقدام به پذیرش دانشجویان یا متقاضیانی کنند که از استعداد و رتبه کمتری برخوردارند. خروجی چنین فارغ‌التحصیلانی چه خواهد بود؟[4]

سختی کار

از طرف مسئولان برنامه ریز و اجرایی حکومتی، دلایل مختلف و فراوانی در مورد حذف زنان از رشته های دانشگاهی بیان می شود. یکی از آنها سختی کار برخی رشته ها مانند معدن و مکانیک و عمران است؛ گرچه اساتید متخصص این رشته چنین نظریه هایی را باطل می دانند. دکتر اصانلو در این مورد می گوید: «امروزه به دلیل دسترسی آسان به اطلاعات، بسیاری از خانم‌ها می‌توانند رشته ی مورد علاقه خود را با توجه به شرایطی که دارند انتخاب کنند. اگر آنها تشخیص دهند که رشته مهندسی معدن برای شرایط آنها مناسب نیست یا مورد علاقه‌شان نیست قطعا رشته دیگری را انتخاب خواهند کرد، اما تجربه چند سال گذشته نشان می‌دهد که متقاضیان دختر این رشته رو به فزونی است بالاخص وقتی که اطلاعات آنها در زمینه ی مهندسی معدن زیادتر می‌شود.» از فرزانه و حمید راجع به نوع کار مرتبط با این رشته پرسیدم. حمید گفت: «کار در معدن همان قدر که به حضور در سایت و رفتن در تونل یا کار در کنار دیواره بستگی دارد، به کار دفتر و دستکی و اداری و طراحی ها و نقشه کشی ها و برنامه ریزی و نرم افزارها هم بستگی دارد. در واقع با گسترش فن آوری هایی در زمینه معدن و افزایش نرم افزارهای معدنی، کار اداری در معدن نیز افزایش یافته است. اگرچه همچنان بخش اصلی کار معدنی با حضور در معدن و محیط بسیار خشن آن به ویژه در ایران سر و کار دارد. البته همواره نیز چنین نیست که حضور در کارگاه برای کسانی که روحیه ی جنگجو و خشن ندارند، امکان نداشته باشد و به ویژه در بسیاری از معادن اعم از خصوصی یا دولتی زمینه های مناسبی برای حضور این افراد در کارهای کارگاهی نیز فراهم است. در واقع کار معدنی گستردگی و تنوع زیادی دارد و محدود به تصور عامیانه ای که آن را معادل با حضور پیدا کردن در تونل های سیاه و کثیف زغال می دانند، نیست.» فرزانه هم بازار کار چنین رشته ای را در ایران الزاما کار صحرایی یا کارگاهی و سخت نمی داند: «خیلی به گرایش وابسته است. در گرایش اکتشاف حدود 40% کار عملی (عموما شامل بازدیدهای صحرایی) و بقیه اکثرا دفتری یا آزمایشگاهی است. در مورد استخراج، کار کارگاهی خیلی بیشتر است. برخلاف تصور عموم که فکر می کنند مهندس های معدن همیشه در یک معدن تاریک زیر زمین هستند، تنوع شغل هایی که یک مهندس معدن می تواند داشته باشد خیلی زیاد است. تا آنجا که من اطلاع دارم مهمترین فرصتهای شغلی یک مهندس اکتشاف در معادن زیرزمینی یا روباز، شرکتهای مهندسی مشاور و نهادهای وابسته به وزارت صنعت، معدن و تجارت (مثل سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی) هستند. علاوه بر این دانش آموخته های این رشته غیر از رشته خودشان امکان ادامه تحصیل در رشته هایی مثل ژئوفیزیک، اکتشاف نفت، محیط زیست، جغرافی و زمین شناسی را هم دارند. در گرایش استخراج هم تا آنجا که می دانم غیر از معادن، در شرکتهای پیمانکاری در زمینه هایی مثل ساخت سد و تونل هم کار می کنند.»

بازار کار معدن

با این وجود بررسی فضای کار در ایران، یافتن شغل مناسب نه برای زنان بلکه برای تمام افراد فعالِ آماده به کار، به دلایل مختلفی مثل کمبود فرصت های شغلی مرتبط با تخصص افراد که در دسترس همه باشد، کمبود مهارت لازم برای کار و حتی در مورد شغل های مرتبط با تخصص، عدم تناسب درآمد با وضعیت اقتصادی معیشت افراد و همچنین متناسب با ارزش کار آنها، چندان ساده نیست. حمید وضع بازار کار معدن را آغشته به اشکالات و تبعیض های مختلف می داند: «وضع کار در خود [زمینه ی] معدن بسیار اسف بار است، بسیاری از معادن دولتی تعطیل یا نیمه تعطیلند و وضع استخدام در آنها بسیار دشوار است. در بخش خصوصی نیز معادن عمدتا حاصل سرمایه گذاری های هنگفت افراد خاصی ست که گذشته از رابطه بازی و دلالی، سرمایه نقش کلیدی در فعالیت در آنها بازی می کند.»

همچنین، به عنوان نمونه کمتر افرادی که در آستانه ی ورود به دانشگاه هستند، چشم انداز روشنی از بازار کار مرتبط با رشته شان و به تبع آن آینده دارند. فرزانه راجع به هم رشته ای هایش می گوید: «[نظرات دانشجویان] خیلی مختلف بود. ابتدا عده ی خیلی کمی راضی بودند. دلایل هم محدود بودن بازار کار، سختی شرایط کار و دید نادرست جامعه به این رشته بود. من خودم بعد از یک سال خیلی علاقه ام بیشتر شد. فکر می کنم از هم ورودیهای ما حدود 50% در همین زمینه معدن کار می کنند. بقیه عموما وارد رشته های دیگر علوم زمین شدند. تعداد کمی هم کار یا تحصیل کاملا غیرمرتبط [را انتخاب] کردند.» گرچه نتیجه ی آماری دقیقی وجود ندارد، ولی حمید هم از فضای بی علاقگی صحبت می کند و البته بیش از فرزانه این مورد را در پسرهای هم رشته اش توصیف می کند: «تقریبن همه ی بچه ها تا آن جا که من می شناختم و صحبت می کردیم، علاقه ای به این رشته نداشتند و بر اساس ضرورت های انتخاب رشته و رتبه پذیرفته شده بودند.

در مورد بازار کار هم از همان زمان چشم انداز خوبی وجود نداشت. یعنی اصولا در رشته های مهندسی اولویت کاری و در نتیجه قبول شدن، با رشته های برق و مکانیک بود و معدن در رده های آخر قرار داشت. البته باید تاکید کنم که در طول تحصیل و آشنا شدن با رشته بسیاری از بچه ها، خواه از سر ناچاری خواه از سر آشنایی به این رشته علاقه مند شدند.» شرایطی که برای فرزانه پیش آمد: «با این که در مقطع کارشناسی خیلی از روی شناخت این رشته را انتخاب نکرده بودم، اما بعد از چند ترم خیلی علاقه مند شدم و وارد مقطع کارشناسی ارشد شدم و ادامه دادم. بعد به زلزله علاقه پیدا کردم و پایان نامه ام را در زمینه تسونامی انجام دادم و بعد هم در رشته زلزله شناسی در مقطع دکتری ادامه تحصیل دادم.»

در صورتی که امسال دخترانی که در همین زمینه قصد ادامه تحصیل داشتند، با فرصت های بسته روبه رو شدند و جالب این که حمید فقط به عنوان یک نمونه غیر قابل تعمیم و در عین حال غیر قابل انکار از مردان، هیچ علاقه ای به این رشته ندارد و پس از اتمام دوره کارشناسی مهندسی معدن، تغییر رشته داده است: «تا جایی که به خودم ارتباط پیدا می کند، هیچ انگیزه و چشم اندازی برای کار در این رشته نداشتم. در طول تحصیل هم این بی علاقه گی باقی ماند و هیچ گاه نتوانستم با این رشته ارتباط خوبی برقرار کنم. غیر از دو دوره کارآموزی و آشنایی با معدن روباز و روزمینی و روباز، کاری که به طور مستقیم با معدن ارتباط داشته باشد، انجام ندادم. اما من به طور غیر مستقیم در کارهای عمرانی که ارتباط نزدیکی با معدن دارند، فعالیت کرده ام. در واقع بسیاری از فارغ التحصیلان معدن جذب کارهای عمرانی از قبیل راه سازی، تونل سازی، نفت، پتروشیمی و … می شوند. اما زمینه ی کاری مناسب نیز برایم فراهم نبود. گو این که به دلیل پراکندگی معادن در سطح کشور و پایتخت نشین بودن من و متاهل بودنم، امکان این که از شهر خارج شوم برایم سخت بود. در واقع کار در سایت ها مرد و زن نمی شناسد و به دلیل امکانات کم و قرار گرفتن معادن در مناطق دور افتاده و صعب العبور، زندگی را برای کارمندان و کارگران و نیروهای متخصص دشوار و طاقت فرسا می سازد.»

با این وجود، بعد از حدود یک دهه، زمانی که کنترل مناسب رشد جمعیت (در دو دهه قبل)، ترافیک پشت کنکور را تا حدودی متعادل کرده و از فشار برای ورود به دانشگاه کاسته شد، انتظار می رفت این نتیجه به کمک مسئولان حکومتی بیاید و طرح های اجرایی برای آموزش و اشتغال را به صورت هماهنگ با جمعیت و خواست متقاضیان آن و نیاز جامعه تنظیم کنند. اما طرح های نامعقول جدیدی به اجرا در می آیند؛ و همچنان مسئولان در توجیه طرح حذف زنان از رشته- شهرهای دانشگاهی، از کارهای زنانه و مردانه، یا سختی کار بعضی از رشته ها یا عدم تمایل زنان با استناد به حضور کم زنان در بازار کار آن رشته ها، صحبت می کنند. در صورتی که به نظر می آید باز آجرهای دیوار کج ساخته به جای اصلاح و مرمت از پی بیرون کشیده می شود، غافل از این که چه هزینه هایی برای برپاکردن این دیوار سی و اندی ساله صرف شده است و حالا هم از پی خراب کردنش، چه خرابی هایی به بار می آورد.

[1]خشت اول چون نهد معمار کج/ تا ثریا می رود دیوار کج

[2]http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910616000552

[3] http://www.magiran.com/npview.asp?I…; روزنامه اعتماد

[4]http://www.niazerooz.com/Key-News/%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87/103470

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: