خشونت علیه زنان در حوزه عمومی و خصوصی-امیر کلهر

امیر کلهرتا قانون خانواده برابر: هنوز هم خیلی ها معنایش را نمی دانند و یا درک درستی از آن ندارند. حتی آنهایی که در معرضش هستند، آنها که می زنند و آنهایی که کتک می خورند و ناسزا می شنوند، مورد تجاوز قرار می گیرند، معنایش را به درستی درک نمی کنند. خیلی از مردان و زنان نمی دانند که حتی شنیدن یک ناسزا یا مورد بی محلی قرار گرفتن از سمت همسرخود نوعی خشونت است.

خشونت علیه زنان در بیشتر موارد از نظرها پنهان است. زنان به دلایل فراوانی از جمله شرم و حیا، ترس و جلوگیری از بی آبرویی خانواده خود، وضعیت خشونت بار زندگی خود را از دیگران می پوشانند و به همین دلیل آمار درست و دقیقی از خشونت علیه زنان به دست نمی آید.
زنان ایرانی در فضای زندگی پدری زیر سلطه پدر، برادر، شوهر، مادر و … به سر می برند و در فضای زندگی زناشویی هم زیر سلطه شوهر و اقوام او هستند؛ در فضای زندگی شغلی زیر سلطه سلیقه های مردسالار روسا و مدیران مذکر هستند و در فضای زندگی اجتماعی هم زیر سلطه سنت های زن ستیز احساس ناامنی می کنند. این زنان با خشونت بزرگ شده اند و زندگی کرده اند پس به نوعی به خشونت تسلیم شده اند و کمتر واکنشی از خود نشان می دهند.
25 نوامبر روز بین المللی مبارزه با خشونت علیه زنان است. در 25 نوامبر 1960 سه خواهر به نام های منیروا، ماریت ترزا و بتریه میرابل که از فعالین علیه رژیم نظامی در جمهوری دومینیکن بودند به ظاهر در یک تصادف کشته شدند. فمینیست های آمریکای لاتین و همچنین فعالین زنان در سال 1981تصمیم گرفتند که روز 25 نوامبر را روز جهانی خشونت علیه زنان اعلام کنند. امروزه در بسیاری از کشورهای جهان مراسم ها و تظاهرات مختلفی علیه خشونت به زنان برگزار می شود و سازمان ملل هم این روز را روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان به رسمیت شناخته است.
خشونت علیه زنان انواع مختلفی دارد که شامل خشونت های خانگی، تجاوز، قاچاق زنان و دختران، روسپیگری اجباری، خشونت های ناشی از جنگ مثل قتل و تجاوزهای برنامه ریزی شده، بردگی جنسی، قتل برای دفاع از شرف و ناموس، انتخاب جنسیت نوزاد و سایر اعمال و سنت هایی که همراه با خشونت علیه زنان است.
زنان و دختران ایرانی و حوزه هایی که خشونت علیه آنها اعمال می شود!
گرچه امروزه بخش بزرگی از ایرانیان از جمله فعالان سیاسی و دانشجویی و … مدنیت و دموکراسی را ارج می نهند و به فهم شرایط جهانی همت گماشته اند اما این بخش بزرگی از ایرانیان و دوستانمان هرگز نتوانسته اند از ته دل برابری انسانی زن و مرد را باور کنند. شاید در حرف به خوبی بلد باشند تا از حقوق برابر زن و مرد و محکوم کردن خشونت علیه زنان صحبت کنند اما وقتی وارد زندگی شخصی این افراد می شویم با تناقضاتی آشکار روبرو می شویم و در میابیم که هنوز نگاهشان به زن و مرد نگاهی یکسان نیست.
خشونت علیه زنان در ایران همواره به عنوان ابزاری برای تثبیت قدرت مردانه به کار گرفته شده و در دو حوزه خصوصی و عمومی اتفاق افتاده است.
حوزه خصوصی
این حوزه شامل تمام اشکال خشونتی می شود که در محیط خانواده نسبت به زنان و دختران اعمال می شود و به آن خشونت خانوادگی می گویند. این خشونت، خشونتی است که در محیط خصوصی به وقوع می پیوندد و عموماً میان افرادی رخ می دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی یا قانونی به یکدیگر پیوند خورده اند.
خشونت خانوادگی
می تواند جسمانی، جنسی، روانی یا عاطفی باشد. سوء استفاده مالی و محدود کردن فرد نیز از جمله خشونت های خانوادگی است که علیه زنان اعمال می شود. خشونت خانوادگی در میان تمام طبقات اجتماعی، گروه های سنی، نژاد، جنس و شیوه زندگی رخ می دهد.
در گزارش های مربوط به خشونت خانگی معمولاً زنان و کودکان به عنوان قربانیان اصلی و مردان به عنوان افراد خاطی قید می شوند. بنابر آمار جهانی 90 درصد از قربانیان خشونت خانگی زنان هستند. آمارها نشان می دهد که 66 درصد از زنان ایرانی، از اول زندگی مشترکشان حداقل یک بار مورد خشونت قرار گرفته اند. با این حال میزان و انواع خشونت خانوادگی در استان های مختلف ایران از تنوع و تفاوت های زیاد و معنا داری برخورداراست.
بنا به گزارش سازمان بهزیستی ایران در سال 1384، ظرف شش ماه، هشت هزار مورد خشونت خانوادگی علیه زنان گزارش شده است یعنی به طور متوسط روزانه حدود 44 مورد خشونت به اطلاع مسئولان می رسد در حالی که بسیاری از موارد دیگر هیچ وقت به نهادهای رسمی گزارش نمی شود. خشونت جسمانی و امروزه خشونت روانی از شایع ترین نوع خشونت خانوادگی در ایران به شمار می روند.
در اینجا به زیر مجموعه های خشونت علیه زنان در حوزه خصوصی می پردازیم؛
خانه پدر
خشونت افراد مذکر در خانواده های ایرانی برای فرزندان دختر اصل پذیرفته شده ای است. در غیاب پدر، سایر افراد ذکور خانواده مانند برادر،عمو، دایی، و … به خود این حق را می دهند تا در امور شخصی دختران خانه دخالت کنند و برای آنها تصمیم بگیرند. جایی که برای دختران در ذهن افراد ذکور خانواده تعیین شده است و ریشه های هزاران ساله دارد فضای بسته خانه است.
نگاه افراد خانواده به فرزندان پسر، با آنچه در مورد دختران گفته شد، متفاوت است و در نتیجه فضای خانه پدری برای رشد شخصیت و اعتماد به نفس پسران و ایجاد روحیه جاه طلبی و مبارزه جویی در آنها متناسب است. پسران نوجوان تمام طبقات اجتماعی می توانند در هر ساعتی از شبانه روز در کوچه و خیابان باشند و ساعات فراغتشان را با همسالان خود بگذرانند. دختران اما در قلمروهای معینی حضور دارند و خارج از آن قلمروها نمی توانند حضور داشته باشند. برای دختران حضور در یک بازی دسته جمعی در محله و در انظار عمومی حتی با رعایت حجاب کامل قابل تصور نیست. در پاره ای از شهرهای ایران، حتی خروج دختران از خانه برای خرید عوارض و تبعات خشونت بار خانوادگی به بار می آورد زیرا عرف آن شهر خروج دختر از خانه را خروج او از قلمروی اقتدار خانواده و نشانه بی غیرتی افراد ذکور خانواده تلقی می کند.
کم نیستند دخترانی که برای گریز از زندگی زناشویی اجباری دست به خودکشی می زنند.(1)
در اغلب مواردی هم که دختر به زناشویی اجباری تن می دهد، زندگی نکبت باری را تحمل می کند که در برخی موارد با فاجعه پایان می یابد. در برخی از موارد دختران جوان برای فرار از ازدواج اجباری و زورگویی های افراد ذکور خانواده دست به اقداماتی از قبیل فرار از خانه می زنند که این راه حل نیز، دختران را با انواع دیگری از خشونت مواجه می سازد.
از دیگر موارد خشونت علیه زنان در خانه پدری می توان به، خانه نشین کردن دختران در خانواده های روستایی اشاره کرد. به این ترتیب که دختر بچه ها موظف هستند به مادران خود در امر بچه داری، آشپزی و خانه داری یاری رسانند و چون فراگیری و انجام این امور برای دختران در اولویت قرار دارد، آنها نمی توانند به درس و مشق خود برسند و خانه نشین می شوند. در نتیجه از تحصیل دختران هم به این صورت جلوگیری می شود.
حال به بررسی خشونت علیه زنان در خانه شوهر و بعد از ازدواج پرداخته می شود:
ریاست مرد بر خانواده و قدرت وسیعی که قانون و عرف به او اهدا کرده، زمینه ساز اعمال خشونت علیه زنان در حوزه خصوصی خانواده است.
با وجود اینکه امروزه به شمارِ زنان شاغل و حتی سرپرست خانواده افزوده شده است، این تصور عمومی همچنان وجود دارد که مرد نان آمور خانواده است و البته قوانین هم بر آن صحه می گذارند. مرد در مقام رئیس و مدیر و نان آور خانواده برای خود اختیارات وسیعی قائل است و البته زمینه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی جامعه نیز بر آن ها مهر تایید می زند. در مواردی که مرد احساس می کند شالوده قدرت انحصاری و ریاستش مورد تهدید قرار گرفته است، دست به خشونت جسمی و روانی می زند؛ برای زن محدودیت و مشقت مالی ایجاد می کند و با استفاده از اختیارات مطلق خود حتی روابط او را با دوستان و افراد خانواده کنترل می کند، به حدی که می تواند عملاً زن را در خانه اش زندانی کند. حتی در مواردی دیده شده است که مرد خانواده کتاب هایی را که همسرش می خواند کنترل می کند و مانع خواندن بعضی از کتاب ها توسط همسرش می شود.
از دیگر موارد ریاست بی قید و شرط مرد در خانواده می توان از تهدید، ناسزاگویی، تحقیر، کتک زدن، کنترل رفت و آمدهای دوستانه و خانوادگی، سوء رفتار جنسی، ایجاد محدودیت های مالی و … نام برد که این اعمال آثار زیانبار روانی، جسمی و اجتماعی فراوانی برای زنان و دختران بر جا می گذارد.
برای زنان ایرانی همیشه جا افتاده است که با این خشونت ها باید بسوزند و بسازند چرا که در بیشتر موارد نه تنها قانون بلکه خانواده هم از آنها حمایت نمی کند.
حوزه عمومی
خشونت علیه زنان در حوزه عمومی عرصه های گسترده ای را در بر می گیرد که در اینجا به ذکر چند مورد آن اکتفا می کنیم؛
1- آداب و رسوم
در بسیاری موارد خشونت علیه زنان را به کمک آداب و رسوم و سنت های غیرمذهبی توجیه می کنند.
نمونه ایی از رسوم متداول و رایج در بافت قبیله ای بخشی از مناطق جنوب ایران چنین است:

– چنانچه زنی در عمل خلاف عفت مرتکب شود و با مردی رابطه آزاد جنسی برقرار کند به دست افراد ذکور خانواده خود به قتل می رسد.
– اگر مردی از مردان یک قبیله، مردی از یک قبیله دیگر را به قتل برساند، برای ختم نفاق و خصومت پنج زن از قبیله جانی به عقد نکاح پنج مرد از قبیله مقتول در می آیند. به این رسم در برخی مناطق (فصل) گفته می شود و در برخی مناطق دیگر(خون بس) . لازم به ذکر است که در جریان اجرای این رسم، پنج زنی که توسط شیوخ ( مردان مقتدر قبیله) انتخاب می شوند حق اعتراض ندارند.
– هر دختری در درجه اول باید با پسر عمویش ازدواج کند. امتناع دختر یا خانواده او تبعات خطرناکی را در پی دارد و پسر عمو می تواند مجلس عروسی را به هم بزند.
از دیگر مواردی که در کل جامعه قدرت اجرایی دارد می توان از آداب و رسوم مربوط به (شب زفاف) نام برد. این رسم رفتارهای خشونت آمیز جنسی علیه زنان را تجویز می کند.
طبق این رسم، داماد باید در شب عروسی بتواند پرده بکارت زن را پاره کند تا مردانگی اش ثابت شود و پاکی و نجابت عروس هم مورد تایید قرار گیرد. دستمال سفیدی که در شب زفاف در اختیار عروس و داماد گذاشته می شود، چنانچه بعد از وقوع نزدیکی با لکه های خون رنگین بشود، علامت روسفیدی عروس است و نشان می دهد که مرد توانسته است زن را تصرف کند. مراسم شب زفاف از تبعات مالکانه ای است که مرد بر زن خود دارد و از همان اولین شب عروسی آغاز می شود.
این رسم علاوه بر خشونت جسمی و جنسی، فشارهای سخت عصبی و روانی نیز بر زن وارد می کند.
2- فرهنگ شفاهی و کتبی
متاسفانه اصلاحات و ضرب المثل هایی که در فرهنگ شفاهی ما رایج است و دهان به دهان می چرخد نیز حامل پیام خشونت علیه زنان و ترغیب مردان به انجام آن است. برای مثال، اصطلاح (گربه را درِحجله باید کشت) به معنای آن است که باید زن را از همان شروع زندگی با رفتار خشونت بار مرعوب و مطیع کرد. یا اصطلاح (زن-ذلیل) نیز صفت تحقیر آمیزی است، برای مردانی که به نظرات همسران خود احترام می گذارند.

در اینجا نمونه هایی از تصویر زن در متون فرهنگی را می آوریم:

– از سه چیز باید حذر کرد: دیوار شکسته ، زن سلیطه، سگ گیرنده
(علی اکبر دهخدا، امثال و حکم، امیر کبیر، جلد 3 و 4، ص 135)
– زن ناقص العقل است.
(همان، جلد 2، ص 926)

– اسب و زن و شمسیر وفادار که دید؟
(همان، جلد 3 و 4، ص 169)

– زن که رسید به بیست باید به حالش گریست.
(همان، ج2، ص 925)

– زنان را همین بس بوَد یک هنر / نشینند و زایند شیران نر
(همان، ج 2، ص 920)

– زنان چون درختند سبز آشکار / و لیک از نهان زهر دارند بار
(همان، جلد 2، ص 919)

اما جدای از این ضرب و المثل هایی که در بالا آورده شد، نقش سنت ها و پاره ای تفاسیر سنتی از دین در ایران مهم است چرا که باورهای اعتقادی در کانون سنت ما قرار دارد. از نگاه سنت گرایان در روابط دو جنس نابرابری مطلق حاکم است. این طرز تفکر بر ساختار ذهنی مردم تاثیر عمیقی بر جای گذاشته است، و یکی از عوامل سرکوب زنان در خانواده و در عرصه های اجتماعی و سیاسی شده است.
چند دیدگاه سنتی در مورد زن و مرد:

– زنان ناقص العقل و ناقص الحظ هستند. زیرا زن از زیادی گِلِ مرد یا دنده چپ او آفریده شده است.

– زنان هرگز نمیتوانند در شایستگی و کمال به مردان برسند.

– روا نیست زن را که با مرد بیگانه سخن گوید، الا به درشت و به زجر.

– زن نمی تواند در جامعه اسلامی زمام حکومت و ولایت امر را به دست گیرد، زن نمیتواند به مسند قضاوت و حکم تکیه بدهد.
در آخر لازم به ذکر است که، در برخی کشورها قانون و نيروی پليس حامی قربانيان خشونت خانوادگی هستند و در اين باره توصيه های زيادی را در اختيار زنان و دختران قرار می دهند. شکايات خشونت خانوادگی در اين جوامع جدی گرفته می شود و مجازات سنگين در پی دارد.
اما اين وضعيت در تمام کشورها صدق نمی کند: مثلا در کشوری مانند پاکستان، بسياری از مردم نيروی پليس را از جمله عاملان خشونت عليه زنان می دانند و از مراجعه به پليس صرف نظر می کنند. (2)
در شماری ديگر از کشورها هم اگر چه زنان از سوی نيروی پليس مورد تهديد نيستند، اما مورد حمايت هم نيستند. دادگاه و پليس با اینکه خشونت خانگی را موضوعی خانوادگی و خصوصی قلمداد کرده و برای مانع شدن از آن اقدامی نمی کنند.
پس به جز معدود کشورهايی، بخش بزرگی از جمعيت زنان جهان نسبت به دريافت کمک برای مقابله با خشونت خانگی احساس بی اعتمادی کرده و خود را بدون حامی می بينند.
مدافعان حقوق بشر می گويند که اين وظيفه دولت ها و سازمان هاست که قوانين را اصلاح کرده و از اجرای صحيح آن اطمينان حاصل کنند.
دولت ها می توانند با ایجاد خانه های امن برای دفاع از زنانی که قربانی خشونت شده اند گامی مثبت در این راه بردارند. صدها سازمان مدافع حقوق بشر برای جلوگيری از خشونت عليه زنان در سطح ملی و بين المللی فعاليت می کنند و با علنی کردن ابعاد جرائم عليه زنان، دولت ها را برای اصلاح قوانين و واکنشی شديدتر در اين زمينه، تحت فشار گذاشته اند ، سازمان عفو بين الملل يکی از فعال ترين سازمان ها برای جلوگيری از خشونت عليه زنان در سراسر جهان است اوايل سال 2005 اين سازمان و کميسيون ملی زنان بريتانيا با انتشار گزارشی از دولت بريتانيا خواستندتا با اتخاذ «استراتژی منسجم» به همه اشکال خشونت عليه زنان پايان دهد. (3)
در اين گزارش آمده که قانون، ميان خشونت خانوادگی، خشونت جنسی، ازدواج اجباری، تجاوز جنسی، قاچاق دختران و زنان، قتل ناموسی، ايجاد مزاحمت از طريق تعقيب زن و ديگر اشکال خشونت عليه زنان، تفاوت قائل است و برای مواجه با آن تدابير مختلفی را در نظر گرفته است. در حالی که برای مقابله موثر با اين جرائم بايد همه آنها را با يکديگر مرتبط دانست و به همين ترتيب واکنش به آنها را هماهنگ و آميخته با هم انجام داد مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز 25 نوامبر را روز جهانی حذف خشونت عليه زنان تعيين کرده است و از دولت ها، سازمان های بين المللی و غيردولتی دعوت کرده تا هر ساله در اين روز فعاليت هايی را برای ارتقاء آگاهی عموم در مورد اين معضل رعب آور معرفی کنند.

امید این است که در ایران هم روزی شاهد حذف خشونت علیه زنان باشیم و امیدواریم تلاش هایی از سوی دولت و مسئولین وقت برای حذف خشونت علیه زنان چه در حوزه خصوصی و چه در حوزه عمومی بشود. و زنان و دختران این مملکت بتوانند به راحتی و در امنیت کامل در خیابان های شهر قدم بگذارند و حس آزادی را هر چقدر هم کم احساس کنند…

منابع:

(1( http://www.dw.de/%D8%B3%D8%A7%D9%84…
(2) http://www.pezeshk.us/?p=2899 ( قسمت پاکستان)
(3) http://www.bbc.co.uk/persian/specia…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: