محمد خسروی : جنبش زنان و عرصه های فعالیت

جنبشدر کشور بلا زده ی ایران ، کمتر روزی است که اخبار دهشتناک منتشر نشود. اما علیرغم آن، عکس العمل جامعه متناسب با عمق فجایع نیست. آیا بعلت انبوهیِ مشکلات، سرعتِ اتفاقات، نرخ رشد بالایِ تخریب، تکرار روزمره ی ناگواری ها، سرکوب لجام گسیخته و … جامعه حساسیتش را از دست داده است و یا به گواه تجربیات تاریخی، خیزش عمومی، حتمی است و اما آگاهانه بودن خیزش ، هم ضروری است و هم مقدور.

همین دیروز، دوشنبه، خبر انتقال نوزاد ۱۲ ماهه زندانی به بیمارستان منتشر شد. بنا بر گزارش ارگان خبری فعالان حقوق بشر در ايران، رسام تبيانيان، توزاد ۱۲ ماهه در پی عفونت گوش و تب شديد از زندان سمنان به بيمارستان اميرالمومنين سمنان منتقل و در آنجا بستری گرديد. مادر رسام، خانم زهره نيک آئين (تبيانيان) بدلیل بهائی بودن ، به اتهامات واهی، به ۲۳ ماه زندان محکوم گردیده که در حال حاضر به همراه پسر ۱۲ ماهه اش مشغول گذراندن دوران محکوميت خود مي‌باشد. بر اساس همین گزارش همچنين روز چهارشنبه ۶ دی ماه نيز يک نوزاد ۶ ماهه بنام بارمان احساني بر اثر ابتلا به عفونت شديد ريه، از زندان سمنان به بيمارستان فاطميه سنگسر منتقل و بستری شده بود. وی به همراه مادر خود ترانه ترابی (احسانی) شهروند بهايی ساکن سمنان به ۳۰ ماه حبس تعزيری محکوم گرديده و در زندان بسر مي‌برد. ندا مجيدی (قربانی) نیز زندانی دیگری است که به همراه نوزاد ۹ ماهه خود، سورنا، روز سه شنبه ۲۸ آذر ماه سال جاری توسط مامورين وزارت اطلاعات بازداشت و جهت سپری کردن محکوميت ۶ ماهه به زندان سمنان منتقل گرديده است.

خبر تکان دهنده است. میتوان برای هفت کودک زیر ۲ سالی که در بند نسوان زندان سمنان رویاهای «شیرین» کودکی را تجربه میکنند دل سوزاند، نسبت به ظلمی که به اقلیتهای دینی میرود تاسف خورد و یا با هق هق هایِ در گلو خفه شده ی مادران، زهره و ترانه، در سلول ودر فراق جگرگوشه ها، همراهی کرد. اما علاوه بر اینها، و مهمتر حتی ، چه باید کرد ؟

دفاع از حقوق این کودکان، دفاع از حق این زنان در انتخاب مذهب، دفاع از حقوق این زنان بعنوان زندانی، دفاع از این زنان بعنوان مادر و … عرصه های ضروری ای هستند برای فعال شدن، نه تنها برای فعالین حقوق کودک و یا حقوق بشر بلکه ، و حتی بشکلی مجدانه تر، برای فعالین کارگری و فعالین زنان. چرا که زنان بمثابه ی انسان، شهروند، نیروی کار، مادر و همسر مورد تبعیض قرار دارند.

نابرابریها علیرغم مقابله و مبارزات مستمر زنان، طی حداقل ۳۴ ساله ی گذشته، نه تنها از بین نرفته اند، نه تنها تخفیف نیافته اند که حتی به جرات میتوان گفت، تشدید شده اند.

جنبش زنان، در ادامه جد و جهدها، از خود گذشتگی ها و پذیرش صدمات، بعد از فراز و فرودهای بسیار، همچنان دو چالش اساسی در مقابل خود دارد. عقب ماندگی فکری- فرهنگی برآمده از سنن گذشته، تفکر و آموزش های حاکمیت و همچنین مناسبات طبقاتی حاکم و چالش دوم، نبود ابزار اعمال اراده و خواست، یعنی نداشتن تشکل های مستقل.

اما مسلم است که عملا درگیر شدن با دو معضل فوق، بدون گسترش توده ای جنبش زنان ناممکن خواهد بود. درعین حال این امر، یعنی گسترش توده ای جنبش و بهم زدن توازن قوا، ناگزیر از مجرای اعلام موضع و حضور فعال و مستمر فعالان و محافل موجود زنان حول نابرابری های چند وجهی موجود ( زن بعنوان انسان، شهروند، نیروی کار، مادر و همسر) عبور میکند، فعالیت بر بستر وقایعی که هر روزه رخ میدهند؛ وقایعی همچون وضعیت زنان بهائی زندانی، آتش سوزی کلاس درس در شین آباد پیرانشهر، زنان بیوه شده ی ۸ کارگر معدن زغال سنگ طبس و یا بقیه ی ۱۳۰۰ کارگر جانباخته ی دیگر طی یکسال گذشته، زنان کارگران مرد زندانی، زنان دست فروش و …. هریک به تنهائی بستر مناسبی است برای نزدیکی، محفل سازی، تبادل تجربه و ارتقا آگاهی جنسیتی، و… نهایتا فریاد مشترک شدن.

توقف فعالان این جنبش، یا حداقل بخشی از آنها، در «رفع نابرابریهای حقوقی مندرج در قوانین کشور» (حال چه با توهم امکان تغییر در نظام اسلامی و چه با نیت به میدان آمدن زنان برای اقدام مستقل)، مخصوصا در شرایط متصلب سیاسی و امنیتی موجود، بمعنی پاسیو کردن جنبش زنان است. جنبشی که پتانسیل عظیمی خواهد داشت اگرریشه در اعماق داشته باشد.

محمد خسروی
سیزدهم دیماه ۱۳۹۱

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: