مسئولان می گویند شما زنان را با فيلم‌هايتان پر رو کردید

tahmine -milaniگفت وگوی خواندنی گلاویژنادری باتهمینه میلانی:مسئولان می گویندشما زنان رابا فيلم‌هايتان پر روکردید
مسوولان سینما نمي‌گذارند به زنان متاهل بپردازم
اساساً خانواده‌اي كه با ديدن يك فيلم به هم بريزد كه خانواده نيست
محمد تاجیک :گفت وگویی که می خوانید گلاویژ نادری اردیبهشت سال نود در نشریه معتبر ومحبوب تجربه با تهمینه میلانی انجام داده است که خواندنی به نظر می رسد .
به گزارش پارس توریسم متن کامل این گفت وگو درزیر می آید :
تهمينه ميلاني از آن دسته فيلمسازاني است كه عده‌اي از تماشاگران سينما به دليل شناختي كه از او در اين سال‌ها پيدا كرده‌اند به تماشاي فيلمش مي‌نشينند. البته بخش عمده‌اي از آنان را زنان تشكيل مي‌دهند يعني همان گروهي كه طرفدار فيلم‌هاي اين كارگردان هستند. در طول 22 سالي كه ميلاني 12 فيلم را جلوي دوربين برده، تماشاگران سينما او را به عنوان كارگردان فمينيستي مي‌شناسند كه در فيلم‌هايش از زنان حمايت مي‌كند و مردان را مورد مواخذه قرار مي‌دهد، اما ميلاني در يكي، دو فيلم اخيرش از فضاي فيلم‌هاي فمينيستي كه پيش از اين مي‌ساخت فاصله گرفته و نگاه معتدل‌تري به مردان دارد. در واقع در اين دو فيلم علاوه بر اينكه مردان بد حضور دارند، زناني هم هستند كه ميلاني تصوير خوبي از آنان به نمايش نمي‌گذارد. هرچند فيلمساز بر اين موضوع تاكيد مي‌كند كه شرايط سخت مميزي باعث شده او از فضاي ضد مرد فيلم‌هاي گذشته‌اش فاصله بگيرد و معاونت سينمايي وزارت ارشاد هم در اين دوره روي خوش براي ساختن چنين فيلم‌هايي به او نشان نمي‌دهد اما بسياري بر اين عقيده‌اند كه نگاه ميلاني تغيير كرده و او بعد از اين نمي‌تواند فيلم‌هايي مشابه «دو زن»، «واكنش پنجم»، «زن زيادي» و … بسازد. با اين حال او همچنان اصرار دارد، فمينيست باشد و فيلم‌هاي ضد مرد بسازد.
«يكي از ما دو نفر» در جشنواره سال گذشته برخلاف ميل ميلاني در بخش نوعي نگاه به نمايش درآمد. او تصميم گرفته بود قبل از جشنواره فيلم را اكران كند اما مسوولان معاونت سينمايي اجازه اکران آن را صادر نکردند. شايد اكران اين فيلم در كنار دو فيلم پرفروش نوروزي كار درستي نبود اما ميلاني كه چندين ماه در انتظار اكران بود، ترجيح داد فيلمش را در نوروز به نمايش عمومي درآورد و همين كار علاوه بر كارشكني كه در اكران فيلم صورت گرفت و تعداد محدود سينماهايي كه به آن اختصاص پيدا كرد باعث شد «يكي از ما دو نفر» اكران موفقي نداشته باشد و يكي از كم‌فروش‌ترين فيلم‌هاي ميلاني باشد.

«يكي از ما دو نفر» فضاي متفاوتي نسبت به ديگر فيلم‌هاي شما دارد. در فيلم‌هاي قبلي به مشكلات زنان آسيب‌ديده اجتماعي مي‌پرداختيد، اما در اين فيلم از آن فضا فاصله گرفتيد. فكر مي‌كنيد به‌اندازه كافي درباره مشكلات زنان فيلم ساخته‌ايد و ديگر مشكلي براي آنان باقي نمانده است كه شما حرفي از آن بزنيد؟

نه، اينطور فكر نمي‌كنم. متاسفانه هر روز مشكلات زنان عميق‌تر مي‌شود و شكل پيچيده‌تري به خود مي‌گيرد. در واقع به همان نسبتي كه كنترل بر زنان جامعه افزايش مي‌يابد، مسائل آنها هم عميق‌تر مي‌شود. خب من هم زن هستم و جدا از زنان ديگر جامعه نيستم و در واقع از دو طرف به من فشار وارد مي‌شود، يكي اينكه به عنوان يك زن كارگردان، فعاليت سينمايي داشته باشم و از طرف ديگر در مورد مسائل زنان فيلم بسازم. بنابراين عرصه آنقدر تنگ است كه امكان پرداختن به مسائل زنان نظير فيلم‌هاي «دو زن»، «نيمه پنهان»، «واكنش پنجم»،« زن زيادي» و.. وجود ندارد. بنابراين بعد از ساخت «تسويه حساب» كه متاسفانه 3 سال توقيف شد كه در واقع اخطاري جدي به ما بود، رفتم به سراغ موضوعاتي كه كمتر حساسيت برانگيز باشد كه نتيجه شد «سوپراستار» و «يكي از ما دو نفر». البته هر دو را بسيار دوست دارم و بسيار خوشنودم كه آنها را ساخته‌ام، اما خب موضوع آنها علاقه ثانويه من است.

البته «يكي از ما دو نفر» از «سوپراستار» به من نزديك‌تر است و شايد بتوان گفت به نوعي شخصي‌ترين فيلم من است. مثلاً در فيلم «تسويه حساب» زندگي چند زن را به تصوير كشيدم. در «دو زن» زندگي زني را روايت مي‌كنم كه با بحران هويت روبه‌روست و اصلاً ربطي به مسائل شخصي من ندارد. در «زن زيادي» زنان خيانت ديده را به تصوير مي‌كشم و در «واكنش پنجم» حضانت فرزند بعد از مرگ همسر. اما يكي از ما دو نفر به من نزديك‌تر است. رنج‌هايي كه در محيط كار سينما و معماري كشيده‌ام از حسادت‌ها تا… در شكل‌گيري اين فيلم تاثير داشت، بنابراين با اين فيلم همدلي بيشتري دارم. هر چند اميدوارم در آينده نه چندان دور اين شرايط سخت تغيير كند و من بتوانم مجدداً روي مسائل زنان تمركز كنم.

يعني مشكلاتي كه براي فيلمسازي شما به وجود آمد باعث شد فيلم شخصي‌تري بسازيد؟

نه اين فيلم شخصي نيست، از بقيه فيلم‌هايم بيشتر برايم ملموس است. در واقع فيلمنامه «يكي از ما دو نفر» فرآيند بحث‌هايي است كه من با خانم‌هاي جوان از جمله معمار، روزنامه‌نگار، بازيگر سينما، تلويزيون و حتي كارگر چرخكار جنوب شهر داشتم. اغلب آنها از فضاي جنسيتي بر كارشان گله‌مند هستند و اغلب آنها مي‌گويند كارفرما از ما استفاده جنسيتي مي‌كند. محيط كار و فضاي آن بسيار سخت شده و حسادت‌هاي موجود در محيط كار، فضا را براي دختران جوان بسيار مشكل كرده است. مجموعه اين گفت‌وگوها و تحقيقاتي كه در سطوح ديگر انجام داديم ما را درگير اين موضوع كرد. درست است كه فيلم به طور مستقيم به مسائل حقوق زنان نمي‌پردازد، اما شخصيت اصلي آن زن است.

اين فيلم درباره همه زناني است كه مي‌خواهند با پرنسيپ‌هاي خودشان در يك جامعه سالم، كار و رشد كنند. از اين جهت باز هم مساله فيلم در مورد زنان است. اما صراحت‌هاي فيلم‌هاي قبلي‌ام را ندارد. از سوي ديگر اين بار با شخصيت زني روبه‌رو هستيم كه قدرت مقابله با جامعه‌اي را كه قصد آسيب به او دارد، داراست. سارا زني است مستقل و با اصول كه حتي در مقابل خيانت نامزدش هم دست به لجبازي يا تلافي نمي‌زند. اگر در محيط كار مورد حسادت قرار مي‌گيرد، يا رئيس او به او نگاهي جنسيتي دارد، مقابله به مثل نمي‌كند و بعد از انجام پروژه‌اي كه به او سپرده شده، محيط را ترك مي‌كند. در واقع اين فيلم جواب سوال دختران جواني است كه مدام از من مي‌پرسند تا كجا بايد روي اصول خود بايستند؟ و اين فيلم به آنها مي‌گويد تا آخرش.

در فيلم‌هاي ‌اخيرتان بر خلاف گذشته به زنان مجرد بيشتر مي‌پردازيد و زنان متاهل كمتر در حضور دارند، علت اين تغيير رويكرد چه بوده است؟

مسوولان سینما نمي‌گذارند به زنان متاهل بپردازم. آنها معتقدند كه من با مطرح كردن مشكلات زنان متاهل، خانواده‌ها را به هم مي‌ريزم. اما من اينطور فكر نمي‌كنم، اساساً خانواده‌اي كه با ديدن يك فيلم به هم بريزد كه خانواده نيست. اين كه يك زن به دليل نياز اقتصادي تن به تمكين دهد كه زندگي خانوادگي نيست.

«يكي از ما دو نفر» مربوط به طبقه متوسط و مرفه اجتماع است در حالي كه در فيلم‌هايي كه در گذشته مي‌ساختيد به زنان طبقات پايين اجتماع بيشتر مي‌پرداختيد.

قصدم اين نيست كه طبقه ديگري را هدف قرار دهم. نوع قصه، طبقه كاراكترها را تعيين كرده است.

خب چرا قصه‌هايي درباره طبقه مرفه اجتماعي را براي ساخت فيلم‌هايتان انتخاب مي‌كنيد؟

دليل دارد. اين قصه نمي‌توانست در طبقات پايين اجتماعي اتفاق بيافتد. ما قصد داشتيم موضوع دشواري به نام اصول را جا بياندازيم. بنابراين تصميم گرفتيم براي زن و مرد قصه، شرايط يكساني را در نظر بگيريم تا اين اصول بيشتر مورد توجه قرار بگيرد و خود را نشان بدهد. زن و مردي خانواده‌دار، زيبا، تحصيل‌كرده و هم‌رشته و موفق. بنابراين مجموعه شرايط براي تشكيل يك خانواده يا رابطه خلاق فراهم است اما چرا اين رابطه شكل نمي‌گيرد، آنجاست كه موضوع اصلي فيلم خود را مي‌نماياند. مانعي كه وجود دارد پرنسيپ يا اصولي است كه اين دو فرد دارا هستند. اصول اين آدم‌ها با هم متفاوت است و مانع از اين مي‌شود كه به هم نزديك شوند. به محض اينكه عناصر ديگري را وارد اين رابطه كنم مثل نياز اقتصادي زن كه اگر به اين كار تن ندهد، زندگي‌اش را از دست مي‌دهد، اصل قضيه از نگاه تماشاگر پنهان مي‌ماند. ما مي‌خواهيم سارا به عنوان شخصيت زن فيلم به هر چيزي تن ندهد. اگر يادتان باشد من همين مساله را در فيلم «آتش‌بس» هم داشتم.

شرايط زوج جوان فيلم آتش‌بس هم يكسان بود. اما چرا مثل موش و گربه به هم مي‌پريدند؟ براي اينكه كودك درون‌شان را نمي‌شناختند و با او مهربان نبودند. براي اينكه تمركز ما به سوي يكي از كاراكترها برود من مي‌توانستم براي آن هزار قصه ديگر تعريف كنم مثل داستان زناني كه به خاطر دلايل اقتصادي تسليم هر چيزي مي‌شوند و مرداني كه از موضع بالا با آنان برخورد مي‌كنند. اينگونه داستان‌ها، هم بسيار دراماتيك و هم بسيار تراژيك و دردناك است. اما من مي‌خواستم اين مسائل ذهن تماشاگر را درگير نكند. مساله ما در اين فيلم و آنچه مي‌خواستم بگويم پرنسيپ فردي بود.

بنابراين براي پر رنگ نشان دادن آن، بايد مسائل ديگر را از قصه حذف مي‌كرديم، اما مثلاً در فيلم سوپراستار با آنكه قهرمان قصه متمول است اما خاستگاه اجتماعي او طبقه فقير است و همان فقر طبقاتي موجب بسياري ناهنجاري‌هاي شخصيتي در او مي‌شود، چرا كه مفهوم كلي فيلم غرور و خودشيفتگي است، در اين قصه تغيير طبقه و نشان دادن دو روش زندگي او كمك به درك بهتر و مفهوم فيلم مي‌كند. البته سارا در يكي از ما دو نفر هم ميلياردر نيست. از طبقه متوسط اجتماع است. حتي آپارتمان بابك هم مجلل نيست يك خانه مجردي متوسط به بالاست. من نمي‌خواستم اشرافيت را نشان بدهم. بلكه مي‌خواستم آن دو با هم مساوي باشند. شخصيت فري در فيلمنامه «فري كثيف» كه اخيراً نوشته‌ام كاملاً با شخصيت‌هاي فيلم‌هاي ديگرم متفاوت است چرا كه محتواي كلي فيلم درباره فرهنگ فقر است و در اينجا بايد تكيه به طبقه اقتصادي فري بشود.

ايرادي كه عده‌اي از منتقدان به فيلم‌هاي شما مي‌گيرند اين است كه آنقدر چهره بدي از مردان نشان مي‌دهيد كه آنها به تماشاي فيلم‌هاي شما نمي‌نشينند. يعني آنقدر مخاطب هدفتان را آزرده مي‌كنيد كه ديگر تمايلي براي ديدن فيلم شما ندارد. چه پاسخي براي اين مدعا داريد؟

فكر مي‌كنم اين تلقي اشتباه است. من در همين مدت كوتاه كه از نمايش فيلم مي‌گذرد، با بسياري از مردان جوان كه فيلم را ديده بودند، صحبت كردم. عده‌اي خود را بابك مي‌دانند و عده‌اي منتقد او هستند. بسياري از اين جوانان آنقدر به شخصيت سارا علاقه‌مند مي‌شوند كه به شوخي به من مي‌گويند اگر سارايي با اين مشخصات مي‌شناسم براي ازدواج با آنها معرفي كنم و معتقدند زنان هم خيلي خودشان را مصرفي كردند اما واقعيتش را بخواهيد مساله من در اين فيلم اينها نيست. متاسفانه فرهنگ جديدي در ميان جوانان جامعه ما باب شده كه هيچ ربطي به جوامع غربي ندارد. در غرب وقتي يك مرد و زن وارد رابطه دوستي مي‌شوند، اغلب به قصد ازدواج است. ممكن است اين رابطه به ازدواج منجر نشود اما بعد از قطع رابطه همديگر را قضاوت نمي‌كنند.

اما متاسفانه به دليل سياست‌هاي غلطي كه روي ارتباط جوانان اعمال شد موجب شد كه لذت آهستگي ارتباط از بين برود، يعني از مرحله آشنايي تا مراحل بعدي كه مراحل هيجان‌انگيزي است از آشنايي به آپارتمان‌ها يا به قول جوانان به خانه‌هاي امن مجردي رسيد. چرا كه كنترل نيروي انتظامي‌ و كميته‌ها روي دختر و پسر جواني كه در پارك قرار داشتند به پدر و مادرها و شكسته شدن حريم خصوصي اين جوانان كشيد. شما در فيلم يكي از ما دو نفر دختري را مي‌بينيد كه در آمريكا درس‌خوانده و بسيار موجود صادقي است. سارا مدام از برخورد غيرصادقانه‌اي كه با او مي‌شود جا مي‌خورد و رنج مي‌برد. تجربه به من نشان داده كه متاسفانه جوانان ما پيچيدگي‌هاي رواني بسياري پيدا كرده‌اند كه به سود جامعه نيست و برعكس بچه‌هاي ايراني كه در غرب بزرگ شده‌اند پيچيدگي‌هاي زيادي ندارند. همچنين قضاوتي كه از سوي مردان جوان روي دختري كه با آنان وارد يك ارتباط عاطفي شده مدنظر من بود. تربيت سنتي مردان جوان آنها را آماده يك ارتباط برابر با دختران جوان نكرده به همين دليل بابك معتقد است دختري كه به راحتي با او به يك خانه امن مي‌آيد به درد لاي جرز مي‌خورد.

در فيلم به اين نكته اشاره مي‌شود كه بابك دختران زيادي را فريب داده است. چنين مرداني براي جلب نظر دختران روش‌ها و سياست‌هاي بسياري را به كار مي‌برند. در حالي كه او براي ارتباط برقرار كردن با سارا بي‌هيچ سياستي زود دست خود را رو مي‌كند. علت رفتار اين‌چنيني او چيست؟

متاسفانه اين يك روش جديد در جذب دختران جوان شده است. پسران جوان به دختران مي‌گويند كه ما قصد ازدواج نداريم و فقط يك مدتي مي‌خواهيم رابطه داشته باشيم. رك مي‌گويند و بارها آن را مطرح مي‌كنند و به اين شكل وجدان خود را هم آسوده نگه مي‌دارند. رفتار بابك با لوندي كه دارد بخشي از ذهن دختر را تحت تاثير قرار مي‌دهد. اما سارا از آن دسته دخترها نيست كه به سادگي به دام بابك بيافتد و در مقابل فريبكاري بابك به او مي‌گويد كه چرا قصد فريب مرا داري؟ بنابراين بابك تغيير رويه مي‌دهد و روش ديگري را براي به دام انداختن او مي‌آزمايد. با سارا به درد دل مي‌پردازد. ظاهراً سارا با صداقت خود، حرف او را باور مي‌كند و حتي با بابك قرار مي‌گذارد. اما وقتي مساله مانيا پيش مي‌آيد سارا خود را كنار مي‌كشد، با آنكه از نظر سارا، بابك مرد جذابي است و به ويژه سارا فعاليت معماري او را تحسين مي‌كند.

شما به ندرت در فيلم‌هايتان شخصيت منفي زن داريد مگر زناني كه در اجتماع آسيب ديده‌اند. حضور مانيا هم در اين فيلم جاي سوال دارد. عجيب است كه يكي از زنان جوان فيلم را منفي نشان داديد.

مانيا بيشتر ساده‌لوح است تا اينكه زن بدي باشد. او شخصيت ساده‌دلي دارد و فكر مي‌كند كه بابك عاشق او شده و بازي را برده است. متاسفانه بخش زيادي از دختران از جامعه نيمه‌مدرن ما اين‌طور فكر مي‌كنند و خيلي زود مفتون و شيفته پسرها مي‌شوند و سعي من اين بود كه آنها را به فكر كردن تشويق كنم و فكر مي‌كنم با تصوير كردن مانيا اين كار را كرده‌ام.

با اين توضيح شما، مي‌توان اين‌طور برداشت كرد كه چون مانيا از نسل جوان است او را اين‌طور نشان داده‌ايد.

باز هم بستگي به فيلمنامه و داستان دارد. مثلاً در فيلم «ديگه چه خبر» خانم عزتي كه زني ميانسال است كوهي از عقده دارد و جوانان را تحمل نمي‌كند. در فيلم «يكي از ما دو نفر» من دو شخصيت زن در كنار سارا نشان مي‌دهم. مانيا (سمانه پاكدل) كه به سادگي به دام بابك مي‌افتد و نازنين فيروزي (آنا نعمتي) كه سارا را مورد حمايت خود قرار مي‌دهد و از ايده‌هاي خلاق او پشتيباني مي‌كند. در كنار آنها شايان (پيام صالحي) قرار دارد و به خلاقيت سارا حسادت مي‌ورزد. متاسفانه برخي از مردان همكار من اينطور بودند و مي‌خواستند سنگ جلوي پاي من بياندازند. زنان خيلي براي من مشكل ايجاد نكردند. البته محيط كار من هم، چه در سينما و چه در معماري بسيار مردانه بود. از سوي ديگر، من در اين فيلم كليشه‌شكني كردم. رابطه پدر و دختر را دوستانه و مطلوب نشان دادم و اينطور نيست كه پدر لم بدهد و دختر غذا جلوي او بگذارد. در اين فيلم هر دو با هم آشپزي مي‌كنند و وقتي دختر صدمه مي‌بيند پدر نمي‌رود تا با مردان، مقابله و جنگ كند و بگويد چه كسي دختر من را اذيت كرده است. به دختر مي‌گويد تو مي‌تواني و بايد خودت مبارزه كني و شرايط را عوض كني چرا كه به دختر خود اعتماد به نفس داده است.

در اين چند سال اخير سينماي ايران به تسخير فيلم‌هاي كمدي در آمده. شما هم تجربه ساخت فيلم كمدي را داريد. در اين چند ساله پيش نيامده است كه بخواهيد فيلمي‌طنز يا كمدي را جلوي دوربين ببريد و فضايي مانند «ديگه چه خبر» را دوباره در فيلم‌هايتان تجربه كنيد؟

اتفاقاً فيلمنامه‌اي نوشتم كه كاملاً طنز است و آن را مستقيماً به ارشاد ندادم. بلكه به بخش فرهنگي فارابي پيشنهاد دادم. كه داستان آن درباره دو جوان آرشيتكت است كه هر دو بيكار هستند. يكي از آنها بدبين و ديگري خوش‌بين است. مسولان فارابي گفتند فيلمنامه سياسي است و موافقت نكردند. كم كم دارم دچار خود بزرگ‌بيني مي‌شوم كه فيلم‌هايم مهم نيستند بلكه من مهم هستم. من نبايد چنين فيلم‌هايي بسازم. زماني كه «تسويه حساب» توقيف شد، با آقاي صفارهرندي كه آن موقع وزير بودند صحبت كردم و گفتم بهترين فيلمي‌كه در اين اواخر ديده‌ايد چه بوده است؟ تا ذهنيتي از شما داشته باشم. گفتند «ميم مثل مادر» به ايشان گفتم فكر مي‌كنيد كه اگر من مي‌خواستم «ميم مثل مادر» را بسازم شما مي‌گذاشتيد؟ گفتند چرا نمي‌گذاشتيم؟.. گفتم نمي‌گذاشتيد. اين فيلم داستان زني است كه شوهر دولتي دارد و شوهر او را رها مي‌كند و زن با سختي و مصيبت بچه‌اش را بزرگ مي‌كند. فيلم حتي به شوهر دولتي هم نقدهاي فراوان دارد. شما نمي‌گذاشتيد من چنين فيلمي ‌بسازم. حالا هم روي من حساس شده‌اند و هر كلمه فيلمنامه‌هاي مرا كنترل مي‌كنند. خيلي‌هايشان هم رك مي‌گويند شما زنان را با فيلم‌هايتان پر رو مي‌كنيد.

برخي از مسائل كه شما در فيلم‌هايتان به آنها انتقاد داريد از عرف و مذهب ما ناشي مي‌شود به همين دليل است كه بعضي از مخالفان شما فيلم‌هايتان را ضد مذهب و عرف مي‌دانند. چه پاسخي براي آنها داريد؟

به اعتقاد من ما جامعه نيمه سنتي- نيمه مدرن داريم و دوره‌ گذار را طي مي‌كنيم. اما مديراني كه جامعه را اداره مي‌كنند كاملاً سنتي هستند و هر تغيير به شدت آنها را آشفته مي‌كند و همواره با يك كلمه تركيبي فرهنگ غرب آن تغيير را مي‌كوبند. خب ! فرهنگ غرب يعني چه؟ يعني فرهنگي كه با رشد ماشين و صنعتي شدن غرب به وجود آمد. فرض كنيم به جاي غرب در شرق انقلاب صنعتي به وجود مي‌آمد. آيا اين فرهنگي كه به عنوان فرهنگ غرب كوبيده مي‌شود اصلاً وجود داشت؟ طبيعي است كه هر ابزاري با خود، فرهنگ خود را بياورد. شما نمي‌توانيد كامپيوتر را همانند چرتكه روي مخده استفاده كنيد، كامپيوتر با خودش فرهنگ پشت ميز نشيني مي‌آورد.

شما وقتي از فريزر استفاده مي‌كنيد ناگزير ماكروويو هم لازم داريد. وقتي زن و مرد هر دو كار مي‌كنند مهد كودك هم لازم دارند. بر اين باورم كه نمي‌شود در يك فضاي 60 متري آپارتمان، اندروني – بيروني ايجاد كرد. آشپزخانه OPEN فرهنگ ناگزير آپارتمان‌هاي كوچك است كه روي روابط تاثير مي‌گذارد. آيا مي‌توانيد سوار اتومبيل شويد اما قوانين رانندگي را كه در همه جهان وجود دارد، منكر شويد؟ متاسفانه استفاده از واژه فرهنگ غرب كه به شدت كوبيده مي‌شود راه را براي هر نوع بحث سازنده بسته است، يا حداقل دشوار كرده است. قبول اين مساله كه بسياري از سنت‌ها و رفتارهاي سنتي غيركاربردي است براي ايشان دشوار است و همين مساله جامعه را با آسيب‌هاي جدي روبه‌رو مي‌كند.

سارا نقش كليدي و اساسي در فيلم دارد و بايد بازيگري آن را بازي مي‌كرد كه باتجربه باشد و در بازيگري به پختگي رسيده باشد. چرا السا فيروزآذر را براي بازي در اين نقش انتخاب كرديد؟

بازيگر اين نقش بايد 24-23 ساله مي‌بود. در اين سن بيش از 8-7 بازيگر در سينما نداريم كه تازه برخي از ايشان با عمل جراحي صورت خود را تغيير داده‌اند كه به درد نقش سارا نمي‌خوردند. بايد حتماً قيافه شرقي مي‌داشت. چون بختياري بود و اين تنها قومي‌است كه بسيار ايراني و اصيل است و كمتر در معرض هجوم فرهنگ‌هاي ديگري از جمله مغول، ترك و عرب قرار گرفته است. از لحاظ فيزيكي بايد چابك و ظريف مي‌بود و صورت او استخوان‌بندي محكمي‌ مي‌داشت. براي اين نقش قيافه معصوم نمي‌خواستم. السا همه اين مشخصات را داشت و مهم‌تر از همه آرشيتكت بود همانند سارا.السا خواهرزاده من است و من شناخت خوبي از توانايي‌هاي او دارم. او از 5 سالگي بازيگر فيلم‌هاي من بود و پله‌پله مراحل بازيگري را در كنار من و ساير كارگردانان طي كرده است و شايسته ايفاي اين نقش بود. يادم هست فيلمنامه را كه تمام كردم به همسرم آقاي نيك‌بين گفتم اين فيلم را بايد السا و بهرام رادان بازي كنند كه خوشبختانه همين‌طور هم شد و به نتيجه بسيار خوبي رسيد.

تا قبل از «سوپر استار» فيلم‌هاي شما پاياني قطعي و بسته داشتند، اما از «سوپراستار» به بعد داستان به اتمام نمي‌رسد. هر چند كه در «يكي از ما دو نفر» پايان مشخص‌تري براي فيلم در نظر گرفته‌ايد اما باز هم اين تغيير رويه در داستان فيلم كاملا به چشم مي‌آيد. علت آن چيست؟

خود من اينطوري فكر نمي‌كنم. شما اين پايان باز را در اغلب فيلم‌هاي من مي‌بينيد. مثل دو زن، يا واكنش پنجم يا حتي زن زيادي. تلاش من در فيلم‌هايي كه مي‌سازم اين است كه در عين زنده نگاه داشتن اميد در پايان فيلم، پايان و نتيجه‌گيري آن را بر عهده تماشاگران بگذارم.

چرا به اكران فيلم همزمان با «اخراجي‌ها 3» رضايت داديد؟ آيا بهتر نبود در زمان ديگري فيلم را اكران مي‌كرديد كه در كنار دو فيلم جنجالي و پرفروش «اخراجي‌ها 3» و «جدايي نادر از سيمين» قرار نگيرد؟

فيلم «يكي از ما دو نفر» يك‌سال در انتظار اكران بود. يعني قرار بود بعد از طي مراحل فني فيلم كه در خردادماه سال گذشته به پايان رسيد، فيلم در مهرماه امسال به اكران دربيايد. وقتي مسوولان فارابي فيلم را ديدند از ما خواستند كه فيلم را تا جشنواره فجر به نمايش نگذاريم، چراكه آينده خوبي براي فيلم مي‌ديدند. اما ما نپذيرفتيم همزمان مساله اختلاف خانه سينما با وزارت ارشاد پيش آمد و از آنجا كه من هم يكي از امضاء‌كنندگان بيانيه خانه سينما بودم، مورد غضب مسوولان وزارت ارشاد واقع شدم و پروانه نمايش فيلم صادر نشد. تا جشنواره فجر كه بدون اجازه ما فيلم را در بخش نوعي نگاه مطرح كردند. و اعتراض من و همسرم مهندس نيك‌بين هم به اين مساله كه ما فرمي براي شركت در جشنواره امضاء نكرده‌ايم، بي‌جواب ماند.البته اعتراض ما به اين مساله موجب شد تا پروانه نمايش فيلم صادر شود و از آنجا كه ما هفت ماه منتظر اكران مانده بوديم، تصميم گرفتيم فيلم را در اكران عيد به نمايش بگذاريم.

همچنين در همين فاصله از طرف فردي تهديد شديم كه اگر مبلغ درخواستي او را ندهيم، CD فيلم را بيرون خواهد داد كه با پيگيري حراست ارشاد دستگير شد. خلاصه مجموعه اتفاقات ما را بر آن داشت تا فيلم را عيد اكران كنيم. ما پيش از اين هم چند فيلم از جمله «سوپراستار»، «واكنش پنجم»، «تسويه حساب» و … را در تعطيلات عيد اكران كرده بوديم و هر بار بيش از 25 سينما در تهران به ما اختصاص يافته بود. به ياد دارم «سوپراستار» با «اخراجي‌ها‌1» اكران شد و فروش ميليادي هم كرد.

به هر حال هميشه اجحاف وجود داشت، اما اين بار خيلي علني به فيلم‌هاي اكران عيد احجاف شد، كه خارج از تصور ما بود. اختصاص 35 سينماي بزرگ به يك فيلم و 9 سالن كوچك كه بزرگ‌ترين آن 200 صندلي داشت، به فيلم «يكي از ما دو نفر» از اين موارد بود. البته اختصاص هزاران تيزر مجاني تلويزيون به برخي فيلم‌هاي مورد حمايت هم وضع را بدتر كرد. به هر حال با آنكه تعداد سينماهاي ما كم بود ولي همچنان در سالن‌هاي موجود، فيلم بسيار مورد استقبال قرار گرفته و پيش‌بيني مي‌كنيم، در درازمدت به فروش مناسبي دست يابيم.

تخلفاتي در نحوه اكران «يكي از ما دو نفر» صورت گرفت. آيا به مرجعي در اين باره شكايت كرده‌ايد؟ توقع داريد براي جبران خسارات شما چه اقدامي صورت گيرد؟

بله. هم به مدير كل ارشاد شكايت كرديم، هم به شوراي صنفي. مدير كل ارشاد به ما گفتند كه ما دخالتي در اكران نمي‌كنيم و اين در حالي است كه از مرحله نگارش فيلمنامه تا پروانه نمايش ده‌ها بار از طرف ارشاد دخالت‌هاي مستقيم و غيرمستقيم اعمال مي‌شود. شوراي صنفي هم با وجود آنكه حسن‌نيت داشتند، كار زيادي نتوانستند، بكنند.

هميشه در فيلم‌هاي خود از بازيگران شناخته شده و گاهي ستارگان سينماي ايران استفاده مي‌كنيد. به اعتقاد شما حضور اين بازيگران در فروش فيلم‌ها چه سهمي دارد و مردم چقدر براي ديدن آنها و تا چه اندازه براي ديدن فيلمي كه شما كارگردانش هستيد به سينما مي‌آيند؟

به نظر من اگر انتخاب درستي انجام پذيرد، بسيار موثر است. چون عده‌اي از مردم به خاطر نام كارگردان و موضوع فيلم به سينما مي‌آيند و برخي نيز براي ديدن بازيگر مورد علاقه‌شان. به هر حال تلاش ما اين است كه با استفاده از عوامل حرفه‌اي چه در صحنه و چه پشت صحنه به تماشاگر احترام بگذاريم و فيلم را به لحاظ تكنيكي پربار سازيم.

چه چشم‌اندازي از سينماي خودتان در آينده داريد؟ به هر حال نگاه فمينيستي شما در سال‌هاي اخير تعديل شده است. فكر مي‌كنيد اين نوع نگاه در آينده هم ادامه پيدا مي‌كند يا اينكه اگر اجازه بدهند، شما رجعتي دوباره به همان سينماي فمينيستي خود خواهيد داشت؟

بهتر است بگوييد سينماي اجتماعي با موضوع زنان. من همواره سعي كرده‌ام تا تمركز خود را روي مسائل سياسي، اجتماعي و رواني زنان قشر متوسط كه كمتر مورد توجه هستند، بگذارم. و اگر قوانين محدودكننده اجازه دهد، به اين نوع فيلم اجتماعي ادامه خواهم داد.

با اينكه همه فيلمسازان، آثار خود را مثل فرزند خود مي‌دانند و آنها را دوست دارند اما مي‌خواهم بپرسم علاقه قلبي شما به سمت كدام يك از فيلم‌هايتان بيشتر است. فيلم‌هايي كه آشكارا به دفاع از فمينيست مي‌پردازند يا فيلم‌هايي كه نگاه معتدل‌تري نسبت به فيلم‌هاي قبلي دارند؟

از ميان 12 فيلمي كه ساخته‌ام، «افسانه آه» فيلم دوم‌ام را بيشتر از بقيه دوست دارم و چون اين فيلم را در سن كمي ساخته‌ام، اميدوارم يك روز دوباره آن را با تجربه امروزم بسازم. بعد از آن با موضوع «يكي از ما دو نفر» بيش از ساير فيلم‌هايم احساس نزديكي مي‌كنم.
منبع

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: