نابرابری زن و مرد در نبرد با «ژن‌»ها/ آیدا قجر

نابرابری جنسیروزآنلاین: پس از آنکه حسن روحانی به ریاست‌جمهوری رسید٬ طرح‌ها و لوایحی به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد و سپس تصویب شد که یکی بعد از دیگری، ناقض حقوق برابر زنان و مردان بود. پس از تصویب قانون ازدواج سرپرست با فرزندخوانده بدون اعتراض و دخالت دولت، لایحه‌ای تحت عنوان «طرح جامع جمعیت و تعالی» به پارلمان ارایه شد که هم اینک در کمیسیون‌های مجلس است؛ طرحی که مورد اعتراض بسیاری از مدافعان برابری حقوق زن و مرد قرار گرفت.
این طرح که در دست بررسی قرار دارد بر دو محور اصلی پایه‌‌ریزی شده است. محور اول لزوم فرزندآوری بیشترزنان و محور دوم راندن زنان از چرخه اشتغال است. لاله افتخاری، سخنگوی فراکسیون زنان مجلس در میزگرد بررسی این طرح گفته این اقدام «لبیک» به دعوت رهبری‌ است. از سوی دیگر در فروردین ماه سال جاری، مینو اصلانی، رییس بسیج جامعه زنان از تدوین منشوری با عنوان «زن طراز انقلاب اسلامی» سخن گفته بود که به تایید علی خامنه‌ای، بالاترین مقام سیاسی ایران رسیده بود؛ منشوری که زن برتر را زنی می‌شناخت که»دل‌آرام مرد» باشد!
ادامهٔ نوشته

شبنم مددزاده: یک در باز شد، من آمدم، بقیه ماندند

shabnam madadzadeروزآنلاین: جوان ترین و در عین حال باسابقه ترین زندانی سیاسی زن بعد از ۵ سال زندان بدون مرخصی، دیروز آزاد شد. شبنم مددزاده که هنگام بازداشت ۲۰ سال داشت دیروز و در ۲۵ سالگی با اتمام دوران محکومیت‌اش در حالی آزاد شد که خانواده‌اش چشم انتظار آزادی دیگرفرزندشان فرزاد مددزاده هستند که او نیز دوران محکومیت‌اش پایان یافته.
شبنم مددزاده که از اول اسفند ۸۷ تاکنون امکان استفاده از مرخصی را نیافت لحظاتی پس از آزادی در مصاحبه با «روز» گفت بعد از ۵ سال با حس دوگانه‌ای از زندان خارج شده است.
او می‌گوید: حس‌ها خیلی دوگانه است؛ اینکه کسانی که با آن‌ها ۵ سال زندگی کردم آنجا ماندند و اینکه بعد از ۵ سال فقط یک در باز شود و فقط من بیایم بیرون خیلی چیز کمی است.

ادامهٔ نوشته

باردیگر آتش جمهوری اسلامی به جان كارگران افتاد

kargar-atashصبح روز یكشنبه 29 دی‌ماه 1392 خبری دردناك فضای مجازی و تیتر برخی روزنامه‌ها را به خود اختصاص داد: «آتش‌سوزی در یك كارگاه تولید لباس در خیابان جمهوری جان دو كارگر ِ زن را گرفت و عده‌ای دیگر زخمی شدند.»
تصاویر و فیلم‌های پخش شده به اندازه‌‌ی لهیب‌ شعله‌های آتش جانگذاز بودند. زن كارگر التماس‌كنان از پنجره آویزان بود. آن دیگری چند لحظه قبل سقوط كرده و جنازه‌اش سنگ‌فرش پیاده‌رو را رنگین كرده بود. عابران و آتش‌نشان‌ها دست وپابسته، ناظر صحنه‌ی دلخراش بودند. بعد از پنج دقیقه زن دوم هم در فضا رها می‌شود. زن ِ خیاط به سیمان كف خیابان دوخته می‌شود. ضجه و زاری كاری از پیش نمی‌برد.
طبق آمار این سه‌ دهه‌ی اخیر روزانه بین 5 تا 6 نفر از كارگران ایران در محیط كار كشته شده‌اند. معادن، پروژه‌های ساختمانی، پالایشگاه‌ها، پتروشیمی، مزارع كشاورزی و كارگاه‌های تولیدی كوچك و بزرگ به قتل‌گاه كارگران و نیروی كار تبدیل گشته‌اند. در محیط‌های صنعتی مانند اراك ، قزوین و… میزان آلاینده‌هایی مانند سرب آن‌چنان افزایش یافته كه مرگ و میر نیروی كار به دنبال شیوع انواع سرطان، ام اس و انواع و اقسام بیماری‌های دیگر بس فاجعه‌آمیز گزارش شده است.
ادامهٔ نوشته

مادر ستار بهشتی: دادگاه “صالح و عادلی” نیافتم و از طرح شکایت مجدد خودداری می کنم

خواهر ستار بهشتیمادر ستار بهشتی با انتشار رنج نامه ای خطاب به مردم ايران گفته: “خدای من شاهد است که با تمام توان دويدم و شيون کردم تا در ميان مسئولينِ مدعیِ “اسلام مداری”، گوش شنونده ای پيدا شود و ندایِ دادخواهیِ مادری داغدار را پاسخ گويد. مرا اجابت نکردند که هيچ، پرونده ستار مرا در دادگاهِ عدل اسلامی بستند و تلاشهایِ ما را برای برپايیِ يک دادگاهِ عادل، بی پاسخ گذاشتند.”وی در بخش ديگری از اين نامه به اظهارات بازجوی فرزندش در يک ديدار اشاره می کند و می گويد:”او در برابر ديدگانِ حاضرين از من عذرخواهی و تقاضایِ گذشت از شکايتم را کرد و بمن گفت:

ادامهٔ نوشته

حاشيه نشيني و كلانشهري بنام زاهدان+ تصویر

etiad

سیستان و بلوچستان در چند چهره

حاشيه نشيني و كلانشهري بنام زاهدان
چلي آباد ـ پاسي از نيمه شب-آنهم در سوز و سرماي دي ماه زاهدان- گذشته بود، به شكار طعمه اي آمده بودم! نمي دانم اما دوستم اينطور گفته بود: «مي تواني در اينجا پيداي­شان كني؟»
وقتي وارد خيابان مي شويم، خانه هاي آجري، سنگي، كاه گلي و آسفالتي كج و كوله و از رنگ برگشته، انگار هول زده به زمين پرچ و چسب اش كرده باشند و چند تير چراغ برق را مي بيني. از همان آغاز واژه ها كابوس وار در ذهنم جولان مي دهد» رقت، ترحم، رنج، درد و شايد در نهايت مرگ»

طعمه اول؛ دو زن، با لباس و كاپشن هاي كهنه و رنگ و رو رفته، شايد فقط براي فرار از سرماي شب خود را آنجور پارچه پيچ كرده باشند! آهسته رانديم تا چهره ها و جان هاي نيمه جان را خوب رصد كنيم.دوربينم به كار مي افتد، اضافه كنيد، نور ضعيف و چرك تاب تير چراغ برق و تعادل ناموزون و لرزان دوربين را…

«دو زن، با قامت هايي استخواني چون مُرده هايي از گور گريخته-آنهم با آن گچ هايي كه به صورت هاي لغور و بيمارشان مالانده بودند!- و صورت هاي مچاله شده.

يكي از زنها با صداي گرفته و گره ي- لابد از دود نه از بغض يا چيزي ديگر- گفت» مستقيم»

مورمورم شد و موهاي بدنم سيخ . دوستم گفت «عجله نكن»

بعد انگار به ديدن فيلمي آمده باشد اضافه كرد» جلوترش را بايد ببيني!»

ادامهٔ نوشته

٣ شب است نخوابیده‌ام / صدرا محقق

atashsuzi textil iranگفت‌وگوی «شرق» با نجات‌یافته
٣ شب است نخوابیده‌ام / صدرا محقق

در عکس‌ها و فیلم‌های منتشرشده از ماجرای آتش‌سوزی روز یکشنبه در خیابان جمهوری تهران، تصویر دوزن و یک‌مرد دیده می‌شود. آن دو زن یکی نسرین فروتنی بود و دیگری آذر حق‌نظری که هر دو از بالای ساختمان در حال آتش، سقوط کرده و از دنیا رفتند. مرد جوانی که در آن عکس‌ها دیده می‌شد با تی‌شرتی راه‌راه به رنگ‌های قرمز و سیاه، در حال فریاد و درخواست کمک بود. نامش حسین جعفری است و از حادثه جان سالم به در برد. او خوش‌شانس بود. نرد‌بان آتش‌نشانی کمی بعد از سقوط آن دوزن به پنجره محل ایستادنش رسید و جعفری توانست از زبانه‌های بی‌رحم آتش و احتمال سقوط از ساختمان، فرار کند. خودش اما می‌گوید اگر یک دقیقه دیگر نرد‌بان نمی‌رسید قصد داشت خودش را از ساختمان پرت کند. حسین جعفری حالا سه روز است با کابوس سقوط دو همکارش شب و روز را می‌گذراند. در این گفت‌وگو از او درباره شرح ماجرای آتش‌سوزی آن یکشنبه تلخ پرسیده‌ام.

ادامهٔ نوشته

گزارشگران سازمان ملل می گویند: اعدام ها را متوقف کنید

na be edamفیس بوک
 سال 2013، 625 اعدام؛ دو هفته اول سال جاری 40 اعدام