ریحانه جباری، هنرمند سینما و تاتر را اعدام نکنید

rayhane-jabariاخبار روز: مدافعین حقوق بشر و مخالفین اعدام، این روزها تلاش می کنند مانع اعدام زن جوان ۲۶ ساله ای به نام ریحانه جباری بشوند. ریحانه ی جباری متهم است مردی را، همسن پدرش و مامور سابق وزارت اطلاعات، که قصد داشته با نقشه ی قبلی به او تجاوز کند، با ضربه ی کارد مجروح کرده و گریخته است. این مرد بر اثر خون ریزی درگذشته است. عبدالصمد خرمشاهی وکیل مدافع ریحانه جباری گفته است، حکم اعدام قطعی شده و به دایره ی اجرای احکام رفته است.
متن زیر نوشته ی خانم فاطی محمدی، دوست خانوادگی و هم دانشکده ای مادر ریحانه ی جباری است.

ریحانه جباری، هنرمند سینما و تاتر را اعدام نکنید

آنروزها تو دانشکده به فکر هیچ دانشجو و استادی نمی رسید که تو دختر کوچولوی باهوش موفرفری، همانی که لای یونولیت ها و اسفنج های کارگاه عروسکی وول می خورد، همانی که با شیرین زبانی کودکانه خود قدرت خنداندن همکلاسی و استادی جدی را داشت، دختری با پیشانی بلند ی که نشان زندگی بلند و بختی سپید است، امروز چنان سیاه بخت است و اسیر کابوس زندگی، شب های سیاه خود را در کابوس با وحشت به صبح می رسانی، ودر هر انتظار تا رسیدن آن سپیده شوم، هزاران بار می میرد و دوباره زنده می شود.

سال ۷٣ بود من و مادرت شعله هر دو درگیر پایان نامه دانشجویی بودیم، قرار ما بر این بود که پایان نامه عملی را مشترکا انجام دهیم، پروزه کارگردانی مادرت و پروژه بازیگری من، نمایشی که مادرت انتخاب کرده بود نمایش بلبل سرگشته از علی نصیریان بود، ما هر دو مادر بودیم و کودکانی در راه و کودکانی در بغل داشتیم، روزی در حالی که خسته بودم و غر می زدم به شعله گفتم » نگاه کن این دانشجوهای دیگه چه زود پایان نامه هایشان را کار می کنند و فارغ التحصیل می شوند ولی واحدهای ما دیر به دیر پاس می شه و پایان نامه ما سخت کار می شه» خندید و گفت آخه فاطی جان اینها که مثل ما بچه ندارند تا مشکلی داشته باشند، این ما هستیم تا از در خونه بیرون می ایم بچه هامون جیششون می گیره و یه پامون پای کهنه گرفتن بچه ها و شستن ان و گوهشونه و یه پای دیگه دانشگاه ، یادم رفت تا برات بگم که مادرت این وظیفه ان و گوه شستن و کهنه گرفتن را در دانشگاه هم بعهده داشت، مادری که عشق به فرزند و عشق به هنر داشت.
تارا دخترم هنوز یادش می یاد که وقتی برای تمرین و صحبت برای نمایش، خونه ی شما جمع می شدیم تو و تارا که آن موقع یکسال ازت کوچکتر بود به پشت بام می رفتید یا ساعتها پشت در قایم می شدید تا جادوگری را که فکر می کردید روی پشت بام خانه شما زندگی می کنه، گیر بندازین، چه کسی فکر می کرد ریحانه با هوش و خوشبخت آنزمان نوه ارشد پدر بزرگ و مادربزرگ فرهنگی، گل سر سبد دایی و خاله، امروز نا امید اسیر سیاهچال دیو شده باشد.
ریحانه جان آنروزها من خیلی غمگین بودم و این مادرت بود که به من قدرت و جسارت بازی کردن و روی صحنه رفتن را می داد، این مادرت بود که غصه ی من، فاطی حامله و افسرده را می خورد، این مادرت بود که از خاله مهربانش که ماما بود خواست تا برایم بیمارستان برای زایمان ردیف کنه و خودش پسرم را علی گویان به دنیا بیاورد، پسری که بند ناف چند دور به گردنش گره خورده بود و اگر مادرت نبود و خاله اش، شاید پسر رعنا و رشید بیست ساله ام هم الان نبود.
اما امروز که تو، ریحانه جباری، دختر شعله پاکروان، بازیگر و کارگردان، محقق و مدرس تئاتر در پشت میله های زندان در نوبت مرگ کفتار اعدام نشسته ای چه می توانم به مادرت بگویم ، جز بغضی در گلو و اشکی حلقه زده در چشمانم.
روی سخنم با توست ، ریحانه جباری هنرمند، دختر بازیگر و بازیگوش! دختر کوچولوی دانشکده هنرهای زیبا، دختربچه ای که در ۹ سالگی بر روی صحنه رفت تا نقش اصلی نمایش عروسکی «رویای شبانه» را درفستیوال بین المللی نمایش عروسکی تهران بازی کند. سخنم با بازیگر نقش دخترکی است که از تنهایی و شب می ترسید و در یکی از شبهایی که تنها بود و وحشتزده، ماه و ستاره ها به دیدنش می ایند و با رقص و سرود و صحبت به دخترک ثابت می کنند که شب ترسناک نیست. ریحانه جان این نمایش به کارگردانی مادرهنرمندت شعله پاکروان بود و منهم یکی از عروسک گردان ها، وقتی شعله گفت که بازیگر نقش دخترک نمایش تو هستی، من تعجب کردم، مگر می شود از کودکی نه ساله انتظار بازی در چنین نقش پر تحرک و سختی را داشت، تمرین ها بیشتر تو خونه ی شما بود، همه گروه جمع می شدیم،
و این تو بودی که با جدیت و دیسپلین یک هنرمند حرفه ای بازی می کردی، می خواندی و با ماه و ستاره ها حرف می زدی و در نهایت اجرای موفقیت آمیز نمایش در فستیوال عروسکی با هنرنمایی تو و کارگردانی مادر نازنینت،
ریحانه جان حالا شب تو چگونه می گذرد، آیا در پشت ان میله های خاکستری، آیا در این بازی تیره و تارزندگی هم ماه و ستارگان به خوابت می آیندتا تو را از وحشت تیرگی شبانه برهانند،
روی سخنم با توست ریحانه جباری، بازیگر خردسال سریال های اقای اصغر فرهادی، برنده ی سرشناس اسکار، آیا آقای فرهادی که دل بر پیرمردی الزایمری می سوزاند، با خبر است که غنچه ناشکفته سریال هایش باز نشده در حال خشکیدن است.
ریحانه جان، چطور، قاضی های بی انصاف و دادستان های بیدادگر دلشان آمد که خانواده شریف تو را خانواده ای لاابالی بدانند، تویی که بیشتر افرادخانواده ات تا سه نسل دارای تحصیلات عالیه بودند، تویی که مادرت فقط به دلیل حامله بودنش، به دلیل شرم از شکم بزرگش، بر عکس من بی شرم هفت ماه حامله بر روی صحنه بازی کردم و سماع رقصیدم، هفت ماه تمرین نمایش بلبل سرگشته را تعطیل کرد.
بعضی وقتها از غصه خنده ام می گیرد که تو را در دادگاه سگ باز خواندند، تویی که در کوچه و محل می گشتی تا حیوانات زخمی را پیدا کنی ، به درمانگاه ببری و در خانه از آنها مراقبت کنی، کاری که اگر در مملکت اینور آبی می کردی،شاید به پاس دوست دار و حامی حیوانات بودن مدالی هم می گرفتی.
ریحانه جان، اما آن مرد، همان که با کاندوم و زور و داروی بیهوشی و پول آمد، هیچوقت نفهمید که دختری مثل تو افقی بسیار وسیعتر از همه خیال های او دارد، کاش آتش به رویاهایت نمی زد با خیال های باطلش.
ریحانه جان، شاید ندانی که آدم های زیادی در دنیا هستند که دل نگران تو و دنبال نجات تو هستند
فاطی محمدی

اخبار روز: http://www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه ۷ فروردين ۱٣۹٣ – ۲۷ مارس ۲۰۱۴

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
استمداد ریحانه جباری برای رهایی از اعدام
سه شنبه, 20 اسفند 1392 ساعت 16:43
به گزارش «کمپین حق زندگی»، روز گذشته ریحانه جباری که محکوم به اعدام با طناب دار برای اتهام قتل عمد است متوجه می‌شود که ریاست قوه قضاییه با اجرای REYHANEH JABARIحکم قصاص وی موافقت کرده است و با توجه به این‌که این پرونده در حال حاضر در اجرای احکام است امکان دارد که هر لحظه ریحانه جباری اعدام شود.
در سال‌های گذشته موضوع گذشت از اعدام و مدارا نسبت به مجرمین بازتاب بسیار شایسته و مناسبی در جامعه داشته است به گونه‌ای که اگر گذشت و رضایتی اعلام می شد مردم بسیار راضی‌تر از آن بودند که فردی اعدام شود چرا که جامعه به این سوی رفته است که انتقام و عدم رضایت مجرم نه تنها تسکین بخش نیست بلکه زیان‌های جبران ناپذیری هم دارد.
در حال حاضر نوبت به دختری به نام ریحانه جباری رسیده است. تاکنون افراد بسیاری به خانواده مقتول مراجعه نموده و از این خانواده خواسته‌اند که برای رضای خدا رضایت دهند اما هنوز موفق به اخذ رضایت نشده‌اند.
ریحانه جباری از سال ۱۳۸۶ به اتهام قتل مرحوم سربندی در زندان است وی اتهام قتل عمد را در ابتدا پذیرفته است ولی اعلام نموده بود که به دلیل دفاع از خودم مرتکب قتل شده است. اما گویا این پرونده زوایای پیچیده دیگری هم دارد که هنوز مشخص نیست. در سال‌های گذشته در خصوص این پرونده در سایت‌های مختلف مطالبی نوشته شده است که در یکی از این مطالب وکیل پیشین وی دلایل دفاع مشروع و شرایطی که ریجانه در آن قرار داشته است شرح داده می‌شود که در زیر عین متن منتشر شده به نظر گرامی‌تان می‌رسد. همچنین سازمان مدارای جهانی از مسولین قوه قضاییه درخواست می‌نماید تا تدابیری اتحاذ نمایند که این دختر جوان اعدام نشود. در صورتی که افرادی می‌توانند در این پرونده به این دختر جوان یاری نمایند و با خانواده مقتول ارتباط برقرار کنند درخواست می‌شود تا پیام خود را به ایمیل زیر بفرستند.
Info‪@universaltolerance‪.org
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
تحلیلی بر پرونده ریحانه جباری و درج یک کامنت با نظر یک قاضی به انضمام دفاعیاتم از ریحانه

در پست پیشین تحت عنوان محکومیت ریحانه جباری به اتهام دفاع از ناموس خود افراد بسیاری در مباحث مربوط به این مطلب شرکت کردند از جمله آنها یک قاضی دادگستری بود که عنوان نمودند که از محتویات پرونده مطلع بوده و دادنامه صادره بر قصاص نفس ریحانه جباری را عادلانه دانستند که در این رابطه کامنت های بسیاری که این پست و اظهار را تجزیه تحلیل می کرد گذاشته شد. آقای قاضی از من خواستند که نظرات را به صورت پست جداگانه مطرح نمایم که با احترام عین مطلب ایشان را درج نمودم. اگر هم دوستان نظری دارند که مایل بودند به صورت پست جدید جهت شرکت در بحث در این وبلاگ درج شود. اعلام آمادگی می کنم. و در خواست می نمایم که نظرات توهین آمیز نبوده و به صورت علمی و تحلیلی ذکر شود. و در آخر نیز دفاعیات خود را از ریحانه جباری مطرح می نمایم. باشد که با نظرات سازنده دوستان کشوری بدون خشونت و امن پیش رو داشته باشیم.

با سلام خدمت جناب مصطفایی و سایر دوستان گرامی که در این بحث مشارکت می کنند.
اولن به برادر گرامی مصطفایی پیشنهاد می کنم جهت استفاده بهتر و بیشتر از مطالب طرح شده در کامنت ها در خصوص پرونده ریحانه ، این کامنت ها را به یک پست جدید انتقال بدهند تا مراجعین بیشتر در بحث مشارکت نماید .
اما جناب مصطفایی و دوستانی که فرمودند منتظر پاسخ بنده به سوال آقای وکیل هستند باید بعرض برسانم ، از شما بعید است چنین سوالی ، من با ادله خودم و مشاهدات خودم از صحنه قتل و جریان پرونده حکم صادره در خصوص قاتل مهدورالدم یعنی خانم ریحانه را منطبق با موازین شرعی و قانونی می دانم و ادله و استدلالات مطرح شده توسط دوستان را برخلاف جریان پرونده و صورت مسئله مطروحه می دانم.
چرا دوستان مباحث را با هم مخلوط می کنند ؟! نظر بنده این است که در اینجا بحث دفاع مشروع منتفی است بنابراین تا زمان اثبات خلاف آن ، نمی شود به آن خللی وارد کرد . یعنی ما اول باید کلیت حمله را قبول داشته باشیم و سپس به تبیین شرایط دفاع توسط قاتل از جمله متناسب بودن دفاع با حمله بپردازیم اما حالا که از نظر بنده هیچ حمله و قصد تجاوزی نبوده بنابراین ورود به بحث و بررسی جوانب دفاع مشروع منتفی است . (هر چند در فرض وجود قصد تجاوز ، قطع به یقین رضایت قاتل یعنی ریحانه به نزدیکی و زنا وجود داشته است)
این نظرات دوستان به نظر من مغلطه است و باعث انحراف ذهن است ، النهایه بحث دفاع از خود و ناموس منتفی است . طبیعتن با این فرضیه ، جناب آقای مصطفایی چرا مجازات اعدام برای ریحانه عادلانه نباشد ؟! دلیل سوال جنابعالی از بنده چیست ؟ مگر عادلانه تر از حکم قصاص نفس در حقوق داخلی و حقوق بین الملل وجود دارد ؟ النفس بالنفس .

اما آنچه عزیزانم گفتند و درد دل کردند از عدم وجود امنیت و افزایش تجاوز به عنف ، بنده این مطلب را قبول ندارم ، نمی دانم مدرک تحصیلی دوست گرامی مصطفایی چیست اما اگر در سطح فوق لیسانس و بالاتر باشند ، قطعن اطلاع دارند و در دروس جرم شناسی و جامعه شناسی جنایی به طور مبسوط مطالعه فرموده اند که یکی از علل وقوع جرم ، بزه دیده است و مطالعات بزه دیده شناسی این را اثبات کرده است . هرچند در بحث تجاوزات نیازی به تبیین اصول جرم شناسی نیست . خانم محترمی که ساعت 9 شب در کنار جاده منتظر سواری شخصی هستید ، شما با این عمل خود را در معرض وقوع جرم قرار می دهید و به تعبیری سیبل جرم خواهید شد ، شما خانم محترم اصلن باعث وقوع جرم هستید ، خودتان علت وقوع جرم هستید و به نظر من باید یکی از متهمان همین خانم محترم باشد و برای ایشان نیز مجازات تعیین نماییم بنابراین رفتار بسیاری از بزه دیدگان باعث جرم است ، راهکار این مسئله را اسلام بسیار زیبا پیش پای ما گذاشته و آن عفاف و پاکدامنی است .
آن دوستی که نظر داده بودند و گفتند که من خودم دوست پسر دارم و تا به حال به خانه شان نرفتم این حرف به چه معناست؟ خوب خانم عزیز شما خودتان انحراف (درباره مفهوم انحراف به مباحث جرم شناسی رجوع نمایید) دارید . همین علل قطره قطره جمع می شوند و باعث بروز جرم در جامعه می شوند . چرا ما در برخورد با مسائل اشتباهات و عملکرد خودمان را نگاه نمی کنیم و فقط دنبال این هستیم که تقصیرات را به گردن دیگری بیندازیم ؟! چرا اکثریت دختران مجرد با جنس مخالف ارتباط دارند و مثل این دوستمان این مسئله را با افتخار بیان می کنند ؟ و این مسئله قبیح قبحش از بین رفته و حتی به حسن در مواردی تبدیل گشته است ؟ حالا ارتباطات زنان شوهردار و دوستی های آنها با مردان اجنبی در جای خودش بماند !
دوستان گرامی الان وضع خوبمان است ، بسیاری از شما با دادگاهها ارتباط ندارید و بسیاری از مسائل را نمیدانید به دلیل اینکه اخبارش منتشر نمی شود . ولی این را بدانید که الان شرایط ایده آل در جامعه ما جاری است و به شما قول می دهیم که در چند سال دیگر که خیلی هم دور نیست قطعن به بحران و بحران و بحران خواهیم رسید و 90درصد تقصیر خود ما و شهروندان عزیز یعنی همین دوستانی است که در همین سایت نظر دادند و انحرافات خودشان را فراموش کرده اند و دنبال علل واهی هستند .

اما در انتها نکته جالبی را دیدم ، چرا اینقدر خانم ها در این بحث مشارکت کردند ؟ اکثریت اسم خانم ها است . این نکته هم جای خوشحالی دارد به دلیل رشد اجتماعی زنان وهم جای تاسف . متاسفانه در آزمون کانون وکلای امسال اکثریت شرکت کنندگان خانم ها بودند ! که جای تاسف است . چرا که همین باعث ایجاد انحراف در بین مداخلین در روند کیفری جامعه است . بنده دورادور می دانم که خانم ها در شغل وکالت بسیار وارد شده اند و با حق الوکاله های ناچیز کار می کنند و پرونده ها را آنطور که باید نمی توانند جمع کنند و باعث انحراف در روند دادرسی می شوند و گذشته از این از نظر اقتصادی هم برای آقایان وکیل مشکل ایجاد می کنند ، مسئولیت اقتصادی خانواده با مرد است و با این کم کاری و بدکاری خانم های وکیل خلل در فعالیت آقایان وکیل ایجاد می کند ، موکلین هم که اکثرن نا آگاه انتخاب وکیل می کنند و فقط و فقط به مبلغ حق الوکاله توجه می کنند و بقیه مسائل از جمله کار صحیح و هدایت و تامین سلامت حقوقی جامعه را متوجه نمی شوند که به خانم ها جهت وکالت رجوع می کنند . خانم ها باید در شغل متناسب با شرایط ذاتی خودشان فعالیت کنند تا منشا ثمرات مثبت باشند . قطعن برادر گرامی مصطفایی نیز بر این امر صحه خواهند گذاشت . و حل این مشکل اهتمام مسئولین کانون وکلا را می طلبد . (این هم دفاع بنده از آن یکی بال فرشته عدالت یعنی وکلای عزیز)

با تشکر از دوستان گرامی

دفاعیات من از ریحانه جباری به عنوان وکیل وی

الف – ادله اثبات دفاع مشروع

تمامی تحقیقات انجام شده در پرونده از جمله تحقیقات مقدماتی، بازجویی ها و… همه و همه، بر افعال ریحانه تمرکز دارد؛ اینکه ریحانه چه کرده، چه انگیزه ای داشته، با چه کسانی رابطه داشته و…. در نگاه اول این موضوع برای یک پرونده قتل کاملا بدیهی به نظر می رسد. اما وقتی می بینیم چگونه برخی واقعیات غیرقابل انکار کنار گذاشته می شوند، در مورد برخی از مسائل ضروری هیچگونه تحقیقی به عمل نمی آید و برخی از شواهد به دست آمده که می توانسته به نفع ریحانه باشد نادیده گرفته می شوند، به این نتیجه می رسیم که این پرونده یک غایب بزرگ دارد: «مقتول».

در واقع هر آنچه مربوط به مقتول بوده و منتهی به قتل شده، از جمله اعمال شخص مقتول ارتباطات وی، حتی اطلاعاتی که می توانسته از گوشی موبایل دوم مقتول به دست بیاید و در پرونده موثر باشد، همه و همه مسکوت باقی مانده اند. بنابراین، ناگزیرم علیرغم میل باطنی خود، برای اثبات اینکه ریحانه، در دفاع از ناموس خود دست به قتل زده است، براساس شواهد و اسناد موجود در پرونده، واقعیاتی را مرور کنم که بازپرس محترم در کیفرخواست خود یا نادیده گرفته اند و یا وارونه جلوه داده اند:

الف: نحوه آشنایی ریحانه با مقتول

بنا به اظهارات ریحانه، پس از اینکه در یکی از روزهای اواخر فروردین 86، وی از مغازه «بستنی ناصر» بیرون می آمده، مقتول چندین بار با اتومبیل تویوتای کمری مشکی خود جلو پای وی ترمز می زند. تا اینکه ریحانه با اصرار سوار اتومبیل می شود. تا پیش از این عمل، هیچگونه آشنایی بین ریحانه و مقتول وجود نداشته است و دلیل معارضی که اظهارات ریحانه در مورد نحوه آشنایی با مقتول را زیر سئوال ببرد نیز وجود ندارد. در واقع این مقتول بوده که برای آشنایی با دختر جوانی که همسن دختر خود بوده پیشقدم شده است، شماره تلفن خود را به او داده و از او شماره تلفن گرفته است. اگر به قول بازپرس محترم، در کیفرخواست «متهمه با برقراری دوستی با فرد اجنبی خود را در موقعیت خطر قرار داده است»، همین استدلال در مورد مقتول نیز صادق است زیر وی نیز با برقراری دوستی با دختری که می توانسته جای دخترش باشد، علاوه بر اینکه کاملا خلاف شئون شخصی و حرفه ای خود عمل کرده، مخاطرات فراوانی را نیز متوجه حیثیت فردی و زندگی خانوادگی خود ساخته است. اگر ریحانه، دختر جوان و بی تجربه و جاه طلبی بوده که با دیدن ظواهر زندگی مقتول و وعده او نسبت به فراهم آوردن امکاناتی مانند چاپخانه، اتومبیل گرانقیمت، آپارتمان مسکونی و نیز ایجاد این ذهنیت که مقتول، فرد ذی نفوذی است و با دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ارتباط دارد و در جامعه ای که روابط بر ضوابط حکمفرماست، می تواند بسیاری از مشکلات را حل کند، می توانسته به سادگی اغفال شود، انگیزه مقتول از پیشقدم شدن در ارتباط با دختر جوانی که هیچیک از ویژگی های مذکور را نداشته چه بوده است؟ این سئوالی است که بازپرس محترم هیچگاه نخواسته اند به دنبال پاسخ آن باشند.

ب: شواهدی که قصد مقتول برای تجاوز را آشکار می کند

براساس شواهد و اسناد مضبوط در پرونده، کلیه اعمال مقتول در روز وقوع قتل، حاکی از قصد ایشان برای برقراری رابطه جنسی با ریحانه دارد؛ در ادامه این شواهد را مرور می کنیم:

1. شهادت آقای شاهرخ ش و سایر کارکنان شرکت تیراژه، و نیز پرینت اس ام اسی که از موبایل مقتول به موبایل ریحانه زده شده که «سلام من کوچه درفش هستم، پلاک 52؟» که نشانی شرکت تیراژه است نشان می دهد مقتول شخصا و با اتومبیل خود به دنبال ریحانه رفته و وی را از درب شرکت محل کار خود سوار، و به محل وقوع قتل برده است. این در حالی است که فاصله میان شرکتی که ریحانه در آنجا مشغول به کار بوده، واقع در خیابان مفتح و محل وقوع قتل، واقع در خیابان میرعماد بسیار کم بوده است. بنابراین، باز هم این مقتول است که به دنبال ریحانه آمده و او را سوار اتومبیل شخصی خود کرده است؟!..

2. در حالی که همه شواهد حاکی از آن است که از نظر ریحانه، ارتباط وی با مقتول یک رابطه کاملا کاری بوده است، از سوی دیگر، مقتول ریحانه را با خود به آپارتمان مسکونی عمه خود که در زمان وقوع قتل خالی از سکنه بوده است می برد. در این جاست که باید از بازپرس و معاون محترم دادستان پرسید اگر اقامه نماز از سوی مقتول در محل وقوع قتل، پای بندی وی به واجبات را اثبات می کند، چگونه شخصی چنین مقید به انجام واجبات، علیرغم همه آموزه های دینی، خود را در موقعیتی تنها با یک دختر نامحرم قرار می دهد؟ این در حالی است که لحن و ادبیات به کار رفته در اس ام اسی که دو ساعت قبل از قتل، از طرف ریحانه برای مقتول فرستاده می شود با این مضمون که «منتظر باشم آقای دکتر؟» کاملا نشان می دهد که برای ریحانه، این رابطه کاملا رسمی و کاری بوده است و نه حتی دوستانه. همچنین یحانه در بازسازی صحنه جرم کاملا بر موقعیت اتاقهای آپارتمان یاد شده و وضعیت آنها اشراف داشته که نشان می دهد قصد ریحانه واقعا کاری و در چارچوب تغییر دکوراسیون آن مکان از مسکونی به مطب بوده است. در همین زمینه، یادآوری می شود برخلاف اظهارات آقای شاهرخ که به نظر می رسد در وضعیت خاص و برای خلاصی از اتهامات وارده عنوان شده است، بروشور شرکت تیراژه که در آن صریحا طراحی دکوراسیون داخلی، به عنوان یکی از خدمات این شرکت درج شده است، به عنوان مدرک جهت درج در پرونده تقدیم شده است.

3. مقتول در سر راه خود به آپارتمان یاد شده توقف می کند و از داروخانه واقع در خیابان مفتح مقداری وسایل می خرد که در دو کیسه نارنجی بوده است. بعدها در بازرسی صحنه جرم مشخص می شود که در میان وسایل خریداری شده، یک بسته کاندوم بوده که کاملا مشخص است چه استفاده ای داشته است. بازپرس محترم برخلاف همه اصول منطق، اخلاق و حقوق، چون نمی توانسته وجود یک بسته کاندوم در صحنه جرم را نادیده بگیرد، به فرضیه بافی و حدس و گمان متوسل می شود و می نویسد: «شاید خود متهمه کاندوم های مکشوفه در محل وقوع جرم را جهت انحراف ذهن مقامات رسیدگی کننده در محل قرار داده باشد.»! در حالی که به سادگی می توانست از داروخانه محل نسبت به اجناس خریداری شده توسط مقتول تحقیق به عمل بیاورد. اگر اقدامات ریحانه تا این حد برنامه ریزی شده بود، چرا فی المثل به گونه ای برنامه ریزی نکرد که آلت قتاله به سادگی توسط ماموران یافت نشود؟ شماره تلفن و پیامهای خود را از روی موبایل مقتول حذف نکرد؟ و…

4. براساس گزارش پزشکی قانونی، در یکی از دو لیوان آبمیوه ای که روی میز محل وقوع قتل کشف شده است، داروی دیفنوکسیلات وجود داشته است. این دارو از ترکیبات مرفین و خواب آور است و بسته به میزان آن، عوارضی چون سرگیجه، بی حسی و خواب آلودگی دارد. افراد معتاد از آن برای رفع علائم ترک استفاده می کنند. بدیهی است که این دارو توسط مقتول به آبمیوه ای که قرار بوده ریحانه بخورد اضافه شده است و فراموش نکنیم که مقتول پزشک بوده و به خوبی عوارض داروها و کاربردهای آنها را می شناخته است. بنابراین باید پرسید: قصد مقتول از اینکه ریحانه خواب آلوده، گیج و بی حس شود چه بوده است؟

5. بنا به اظهارات ریحانه، مقتول پس از ریختن آبمیوه، روی کاناپه ای که در آپارتمان بوده، ملافه ای پهن می کند. این اظهار که کاملا با عکسهای صحنه قتل، مضبوط در پرونده تطابق دارد نیز نشانه ای از قصد قبلی مقتول برای برقراری ارتباط جنسی است. لابد این ملحفه نیز توسط ریحانه جهت به انحراف کشاندن ذهن مرجع قضایی، پهن شده است؟!

ج: شرایطی که ریحانه در آن قرار داشته است

1. شواهد حاکی از آن است که در زمان وقوع قتل، و پیش از آن، مقتول و ریحانه در آن آپارتمان تنها بوده اند. وجود تنها دو لیوان شربت این مساله را تایید می کند، ضمن اینکه هیچ دلیلی بر حضور یک نفر سوم در زمان وقوع قتل در صحنه جرم به دست نیامده است. در چنین شرایطی، ریحانه که از ابتدا با دیدن مسکونی بودن محل، دچار شک و تردید شده بود، با طرح درخواست برداشتن روسری از سوی مقتول، بیشتر نسبت به انگیزه واقعی وی دچار تردید می شود. بنابراین، وقتی که مقتول پس از پایان نماز دو رکعتی اش، در آپارتمان را می بندد و دستهایش را به حالت بغل کردن دور بدن ریحانه حلقه می کند، با توجه به جثه درشت و قوی هیکل بودن مقتول و گفتن جمله ای با این مضمون که هیچ راه فراری نداری و اینکه گویا به یکباره صورت و ظاهر مقتول برای ریحانه طور دیگری شده است، ریحانه به واقع احساس می کند که راه خلاصی برایش وجود ندارد؛ یا باید به این رابطه ناخواسته تن در دهد و یا اینکه به هر شکلی شده از ناموس خود دفاع کند. در تبیین عدم تمایل ریحانه به برقراری رابطه با مقتول، تنها به یک نکته اشاره می کنم که در پرونده تایید شده است و آن اینکه اگر چنین تمایلی وجود داشت، ریحانه به درخواست مقتول مبنی بر درآوردن روسری پاسخ مثبت داده بود و روسری وی در اثر جهیدن خون در زمان وارد کردن ضربه خونی نمی شد. در حالی که گزارش پزشکی قانونی وجود لکه های خون مقتول را روی روسری ریحانه تایید می کند. شاید لازم باشد در اینجا نسبت به این اصل بدیهی متذکر شویم که حتی اگر زنی با مرد دیگری به طور نامشروع، اما خودخواسته هم ارتباط داشته باشد دلیل نمی شود که هر مردی، با سوء استفاده از موقعیت شغلی و طبقاتی و نیز با دادن وعده های خلاف واقع و به بهانه انجام کار، او را به مکانی خلوت کشانده و حق برقراری رابطه جنسی را خلاف تمایل او داشته باشد. اعتقاد ریحانه به اطلاعاتی بودن مقتول نیز دلیل دیگری بود که ترس و وحشت در وجود ریحانه را چند برابر می کرد. در آن شرایط، ریحانه از چند ثانیه ای که مقتول به او پشت می کند و به طرف میز می رود استفاده کرده و تنها یک ضربه به کتف راست وی وارد می آورد به امید اینکه از وضعیت بحرانی که در آن داشته خلاص شود.

2. در خصوص وجود چاقو در کیف ریحانه که بازپرس محترم از آن به عنوان اماره ای مبنی بر قصد ارتکاب قتل یاد کرده اند، یک نکته در این بخش لازم به ذکر است و آن اینکه صرفنظر از اظهارات ریحانه مبنی بر اینکه مقتول و شیخی چندین بار از او خواسته بودند یک وسیله دفاع تهیه کند و حتی در روز وقوع قتل، ریحانه در هنگامی که با مقتول در اتومبیل بودند، به وی گفته که وسیله دفاعی را که گفته بودید، خریده ام، در حال حاضر شرایط جامعه به گونه ای است که اگر نگوییم همه، اکثریت زنانی که در بیرون از خانه فعالیت می کنند، ناگزیرند برای دفاع از خود در شرایط بحرانی، از پیش تمهیداتی بیندیشند. گذاشتن چاقو در کیف برای دفاع از خود در شرایط بحرانی، تمهید پیشگیرانه ای است که نه تنها ریحانه بلکه بسیاری از زنان دیگر نیز به آن دست می یازند و تقصیر عواقب ناخوشایند استفاده از آن را نه به پای زنان بلکه باید به پای قوای انتظامی و امنیتی جامعه نوشت که از فراهم آوردن شرایط امن برای حضور اجتماعی زنان عاجز بوده اند.

د: تطبیق موضوع با قوانین مربوط به دفاع مشروع

1. ماده 61 قانون مجازات اسلامی، دفاع در برابر «تجاوز فعلی» یا «خطر قریب الوقوع» را در صورت متناسب بودن با تجاوز و خطر، بیش از حد لازم نبودن و عدم امکان توسل به قوای دولتی، مشروع می داند. مرور شرایطی که در بالا مفصلا ذکر شد نشان می دهد که اولا، تجاوز، در حال فعلیت بوده است. فراهم آوردن شرایط، از جمله خانه خلوت، کاندوم، ملافه روی کاناپه، درخواست برای درآوردن روسری، بستن در، بغل کردن ریحانه و گفتن اینکه راه خلاصی نداری، همه نشاندهنده این است که در صورت عدم دفاع، تجاوز فعلیت می یافته است. از سوی دیگر وارد آوردن تنها یک ضربه، آن هم به کتف راست، نقطه ای که علی القاعده، و در صورتی که مقتول پس از ورود ضربه تا این حد فعالیت جسمی که باعث خونریزی شدید شده است نمی نمود، منجر به قتل نمی شد نشان از این می دهد که عمل انجام شده بیش از حد لازم نبوده و کاملا با تجاوز و خطر تناسب داشته است. از سوی دیگر، شرایط به گونه ای نبوده که موکل بتواند قوای دولتی و انتظامی را فراخواند. همه این وقایع در مدتی بسیار کوتاه، حدود یک ربع اتفاق افتاده است. به شهادت پرینت اس ام اس ها، در ساعت 17 و 50 دقیقه، موکل هنوز در شرکت حضور داشته است. حدود ساعت 6، سوار ماشین مقتول می شود و با احتساب زمان خرید از داروخانه، حدود ساعت 6 و ربع، موکل و مقتول به آپارتمان می رسند. بنا به گزارش بازپرس کشیک، براساس زمان تماس همسایه ها با پلیس 110، قتل باید حدود ساعت 6 و 30 دقیقه اتفاق افتاده باشد. بنابراین در چنین زمان کوتاهی توسل به قوای دولتی اساسا ممکن نبوده است و حتی بر فرض محال هم که ریحانه می توانست به قوای دولتی متوسل شود، با توجه به ذهنیت وی نسبت به اطلاعاتی و ذی نفوذ بودن مقتول، که البته براساس نتیجه استعلام از وزارت اطلاعات، مضبوط در پرونده، چندان هم نادرست نبوده است، ریحانه نمی توانست امیدی به نتیجه بخش بودن درخواست کمک از نیروهای انتظامی نیز داشته باشد. با وجود تاکید بازپرس پرونده در بازجویی ها و همچنین در کیفرخواست صادره مبنی بر اینکه ریحانه می توانسته فرار کند یا همسایگان را خبردار نماید، اولا همانطور که گفته شد جریان وقایع به حدی سریع پیش رفته که ریحانه امکان انجام هیچیک از این کارها را نداشته است و به محض شروع هر یک از آنها مثلا فریاد زدن، یا رفتن به سمت در و باز کردن قفل آن، با ممانعت مقتول مواجه می شده که با توجه به قدرت جسمانی زیاد و جثه قوی وی، ممکن بود حتی خطری جانی برای وی فراهم کند. کما اینکه پس از وقوع قتل و خروج مقتول از آپارتمان هم موکله نتوانسته به راحتی درب را باز کند و فرار کند؛ وجود آثار ضربه چاقوی خون آلود در بالای دستگیره درب آپارتمان حاکی از تلاش ریحانه برای بازکردن در است. ثانیا ماده قانونی مذکور هیچ ذکری از اینکه اگر کسی که در خطر وقوع تجاوز قرار گرفته بتواند فرار کند یا به همسایگان متوسل شود، دفاع وی مشروع نخواهد بود به عمل نیاورده و بازپرس محترم، برخلاف اصل تفسیر مضیق و تفسیر به نفع متهم، با استدلالی خلاف قانون کیفرخواست خود را تنظیم کرده اند.

2. رد اظهارات ریحانه مبنی بر اینکه در مقام دفاع از ناموس خود ضربه را وارد نموده است در حالی صورت می گیرد که ریحانه از همان ابتدا و در تمامی جلسات بازجویی و بازپرسی، بر دفاع از ناموس به عنوان دلیل وارد آوردن ضربه تاکید کرده است. از سوی دیگر، اقرار ریحانه مبنی بر مباشرت در وارد آوردن ضربه یاد شده از طرف بازپرس محترم به عنوان مهمترین دلیل وقوع جرم شناخته شده است. این در حالی است که از نظر حقوقی، «اقرار» غیر قابل تجزیه است و نمی توان بخشی از اقرار را معتبر دانست و بخشی دیگر از آن را رد کرد. ریحانه در تمامی مراحل تحقیقات اولیه گفته است : برای دفاع از خود مرتکب قتل شده ام. بنابراین، دفاع، جزیی از اقرار به قتل بوده است که متاسفانه معاون دادستان با تجزیه اقرار موکله، ارتکاب قتل را به عنوان دلیل پذیرفته و بخش مربوط به ماهیت آن را که همان دفاع مشروع بوده، نادیده گرفته است.

– دلایل اثبات عمدی نبودن قتل ارتکابی توسط موکله

موضوعی که در کنار ادعای قانونی و به حق موکله مبنی بر دفاع مشروع، محل تامل است نحوه برخورد دادسرا در رابطه با تحقیقات انجام شده و تصمیم نهایی معاون دادستان می باشد. ریحانه در تمام مراحل دادرسی، واقعیت را – هر چند به مرور زمان و پراکنده – به افسر و بازپرس پرونده، بیان نموده است و می توان به راحتی از لابه لای اوراق پرونده انگیزه وی را هویدا نمود، ریحانه چه انگیزه ای می تواند در ارتکاب جرم داشته باشد جزء آنکه از خود دفاع کرده باشد؟ در این پرونده، موضوعی که جای هیچگونه ابهام و شبهه ای وجود ندارد؛ دفاع مشروع است. دفاعی که قانونگذار به هر کسی اعطاء نموده تا در مواجه با خطر از این ابزار قانونی استفاده کند. بنابراین در اینکه ریحانه از خود دفاع نموده تا مورد تعرض و تجاوز مقتول قرار نگیرد بنا به آنچه که مرقوم گردید جای هیچگونه شک و تردیدی نیست و اما چرا بازپرس رسیدگی کننده به پرونده در قرار مجرمیت صادره و در کیفرخواست تنظیمی، به بند الف ماده 206 قانون مجازات اسلامی متوسل شده است؟ چه دلیل محکمه پسندی بر این ادعا وجود دارد که ریحانه با قصد و نیت قبلی مرتکب قتل به صورت عمد گردیده است؟ آیا به صرف تهیه چاقو می توان به نیت افرادی که مرتکب قتل می شوند پی برد؟

بند الف ماده 206 قانون مجازات اسلامی مقرر می دارد: « مواردی که قاتل با انجام کاری قصد کشتن شخصی معین یا فرد یا افرادی غیر معین از یک جمع را دارد خواه آن کار نوعآ کشنده باشد خواه نباشد ولی در عمل سبب قتل شود.» قتل در این مورد عمد است. همانگونه که مستحضرید ماده مذکور مصادیق قتل عمد را ذکر نموده ولی تعریفی از قتل عمد نکرده است. ولی می توان از کلمه قتل عمد این استنباط را نمود که اگر فردی عمدآ و بدون مجوز قانونی و شرعی روح دیگری را از بدن خارج سازد مرتکب قتل عمد شده است در بندهای ب وج نیز نوع دیگری از مصادیق قتل عمد ذکر شده است. بند ب ماده 206 مواردی را که قاتل عمدآ کاری را انجام دهد که نوعآ کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد عمدی تلقی نموده و در بند ج مواردی که قاتل قصد کشتن را ندارد و کاری را که انجام می دهد نوعآ کشنده نیست ولی نسبت به طرف بر اثر بیماری و یا پیری یا ناتوانی یا کودکی و امثال آنها نوعآ کشنده باشد و قاتل نیز به آن آگاه باشد را از مصادیق قتل عمد می داند.

ملاحظه می فرمایید که قاتل یا می بایست عمد و سوء نیت قبلی بر قتل داشته باشد یا عملی را عمدآ انجام دهد که نوعآ کشنده باشد حتی قصد قتل نداشته باشد یا نسبت به طرف نوعآ کشنده باشد.

در مانحن فیه هیچکدام از بند های فوق الذکر را نمی توان به عمل ریحانه منتسب نمود ولی بازپرس رسیدگی کننده به پرونده برای آنکه قتل عمد را به هر نحو ممکن به ریحانه منتسبت کند و دفاع مشروع را غیر قابل استماع تلقی نماید چاره را استفاده از بند الف ماده 206 قانون مجازات اسلامی می داند؛ و کیفرخواست را به گونه ای تنظیم می نماید تا وانمود کند ریحانه قصد قبلی بر قتل عمد دارد چرا؟ چون نمی خواهد ادعای دفاع مشروع را از موکله بپذیرد و نمی تواند بند ب ماده 206 را مشمول حال ریحانه نماید چون عملی که وی انجام داده است هر چند برای دفاع از خود بوده، و عمدی در کار نداشته نوعآ کشنده نیست. مقتول در شرایطی که ضربه چاقو به سمت راست بدنش اصابت کرده، مدتهای طولانی در جنب و جوش بوده و آنچه باعث فوت وی می گردد خونریزی ناشی از ضربه چاقوست، نه عملی که نوعآ کشنده نیست.

بازپرس شاملو به خوبی می دانسته که نمی تواند از این مقرر قانونی نیز استفاده کند بنابراین بند الف ماده 206 را انتخاب می نماید که در این زمینه در دفاع از حقوق ریحانه مراتب ذیل را به نظر قضات معظم می رسانم:

1- لازمه استناد به این بند قانونی، اثبات قصد قتل از سوی ریحانه است و در این صورت نوعآ کشنده بودن و نبودن عمل ارتکابی تاثیری در عمدی بودن قتل نخواهد داشت؛ چنانچه ریحانه قصد قتل داشت بدیهی و ضروری بود تا با ضربات متعدد چاقو به مقتول، وی را از پای بیاندازد! در حالیکه ریحانه صرفآ یک ضربه چاقو به بدن مقتول وارد آورده است و همه می دانیم که در پرونده های مربوط به قتل، اگر شخصی قصد قتل دیگری را داشته باشد، نتیجه مجرمانه که سلب حیات دیگری است را نیز خود در نظر خواهد داشت به همین جهت با ضربات مکرر چاقو شخص مورد نظر خود را از پای می اندازد؛ چنانکه ریحانه قصد قتل مرحوم را داشت ضربه چاقو را به نقطه حساس بدن مرحوم وارد می نمود. ریحانه به هیچ عنوان قصد قتل نداشته و به همین جهت صرفآ خواسته بود تا مرحوم را زخمی کند تا ایشان از افکاری که در سر داشت دست بردارد و از تعرض به وی منصرف شود به همین جهت ضربه چاقو را به سمت راست بدن مقتول وارد می کند که با قلب فاصله دارد؛ مطمئنآ اگر ریحانه قصد قتل داشت به راحتی می توانست همان ضربه را به قلب مقتول وارد کرده و بی آنکه اجازه خروج مرحوم را به بیرون از آپارتمان دهد متواری گردد.

2- ما نمی توانیم خرید یک عدد چاقو را دلیل بر قصد قتل دیگری قلمداد کنیم اگر چنین باشد تمام قتلهایی که با چاقو انجام می پذیرد عمدی بوده و بند الف ماده 206 به آن صدق می کند در حالی که اکثر قریب به اتفاق قتلهایی که با چاقو و آنهم با یک ضربه به وقوع می پیوندد اگر در نقطه حساس بدن وارد گردد و متهم منکر عمدی بودن قتل باشد؛ بند ب ماده 206 مورد استناد قرار داده می شود. بنابراین ادعای معاون دادستان مبنی بر اینکه چون ریحانه از قبل چاقو تهیه نموده بنابراین قصد قتل را داشته است ادعایی بی اساس و غیر قابل توجیه است.

3- ریحانه هیچگونه سابقه کیفری ندارد او جوانی است بی تجربه و به دنبال بدست آوردن زندگی مرفع با موقعییت شغلی مناسب بوده است تا اینکه دست تقدیر ریحانه را با مرحوم آشنا می کند. ریحانه در محل کارخود تنها یکصد پنجاه هزار تومان به عنوان حقوق دریافت می کرده و ازصبح تا بعدازظهر مشغول به کار بوده است برخورد مقتول به عنوان شخصی موجه، پولدار، با تجربه و با شخصیتی جدای از دیگران، برای ریحنه جالب توجه بوده است به همین جهت به راحتی توسط متوفی اغفال می شود و در نهایت ریحانه را به آپارتمانی که خالی از سکنه بوده کشانده و با قصد تعرض به وی، مقدمات دفاع موکله را فراهم می کند حال اگر ریحانه قصد قتل داشت می توانست راهی را انتخاب یا نقشه ای طراحی کند که خود را به راحتی در اختیار قانون نگذارد. او لازم نبود چاقوی خونی و پوشش آن را، با خود به منزل ببرد چرا که می توانست به راحتی در یکی از جوی های خیابان انداخته و آثاری از خود بجای نگذارد. هیچ کس ریحانه را در آپارتمان با مرحوم ندیده است بنا براین می توانست از همان ابتدای امر منکر قتل عمد شود؟ ریحانه در همان ابتدای امر زمانیکه با بازپرس شاملو تلفنی صحبت می نماید شروع به گریه و زاری می کند در حالی که اگر عمدی در عمل ارتکابی خود داشت مقدمات رهایی از مسئولیت کیفری را نیز مهیا می کرد.

4- علی الاصول کسی که قصد قتل یا عمد در انجام عمل مجرمانه قتل داشته باشد دارای انگیزه ای قوی در توجیه عمل ارتکابی خود است انگیزه ای همچون سرقت، کینه و دشمنی شدیدی که قابل تحمل نباشد و یا دفاع مشروع را می توان توجیه کننده عمل ارتکابی قتل به حساب آورد در این پرونده با آنکه مرحوم از لحاظ مالی در حد بالایی قرارداشت به گونه ای که تنها در کت وی مبلغی بیش از چهار میلیون وجه نقد بوده است و دارای اسناد و مدارک مالکیت یا خودروی گرانقیمت بوده، هیچکدام به سرقت نرفته و از لحاظ دادسرا ی امور جنایی، انگیزه ارتکاب جرم در هاله ای از ابهام باقی مانده است در صورتیکه دفاع مشروع تنها انگیزه ریحانه در وارد آوردن یک ضربه چاقو به قسمت راست بدن مرحوم بوده است ولی چرا و با چه استدلالی این انگیزه مورد قبول واقع نمی شود خدا می داند و بس!

5- واقعا چرا معاون محترم دادستان اظهارات ریحانه را پیرامون دفاع مشروع غیر قابل استماع تصور می نماید و کیفرخواست را به گونه ای تنظیم می کند تا ریحانه نتواند آن طور که باید و شاید از خود دفاع کند. درست است که دادستان در جایگاه مدعی العموم قرار دارد ولی این اختیار نباید صرفا یک طرفه و بدون توجه به واقعات مسلم موجود در پرونده باشد. وقتی بازپرس پرونده پرینت اس ام اس تلفن همراه ریحانه را اخذ می کند به یک باره به سراغ اس ام اسی می رود که ریحانه به آقای آخوندی ارسال و در آن ذکری از » امشب می کشمش» به میان می آورد. و این تصور برای بازپرس ایجاد می گردد که منظور قتل مرحوم سربندی بوده است و پس از اینکه تحقیقات را در این خصوص تکمیل می کند متوجه بی ربط بودن اس ام اس یاد شده، به قتل می نماید. ریحانه که مدتهای طولانی در انفرادی بسر می برده، علت فرستادن اس ام اس را درگیری با پدر خود عنوان کرده و منظور پدرش بوده است آقای آخوندی نیز از همین عبارت استفاده می کند. در حالی که هیچ گونه تبانی قبلی به دلیل محبوس بودن ریحانه در انفرادی وجود نداشته است. ولی با این وجود باز هم معاون محترم دادستان بر فرضیه خود باقی مانده و کیفرخواست تنظیمی را بدون دلیل محکمه پسندی تنظیم و از قضات دادگاه می خواهد که ریحانه را به قصاص نفس محکوم نمایند.

اینجانبان یقین داریم که در این بین دستهایی وجود دارد که اجازه پذیرش ادعای ریحانه را مبنی بر دفاع مشروع تا بحال نداده است. به چه دلیل ریحانه حدود 56 روز در انفرادی و تحت شکنجه روحی و روانی قرار می گیرد. متاسفانه بازپرس پرونده چون ناتوان از دستگیری دوست و یار مقتول بوده، حساسیت خود را بر روی موکله بار نموده است.

ریحانه خالصانه قتل را به گردن گرفت وانگیزه خود را دفاع مشروع اعلام نمود اگر واقعآ قصد قتل داشت در مدت حبس در انفرادی، که تحمل این زجر و شکنجه بسیار دشوار و طاقت فرساست لب به سخن می گشود و چنانچه دوست و یار مرحوم به نام شیخی را می شناخت وی را معرفی می نمود. کدام انسان عاقلی خود را در منجلاب مرگ می اندازد تا شخصی که وی را اغفال کرده و هیچ شناختی از او ندارد را نجات دهد. ریحانه آقایان شیخی، زرقینی و مقتول را صرفآ از روی اسم می شناخته و هیچگونه آشنایی با آنها و کارهای احتمالی خلاف قانون آنها نداشته است و واقعآ نمی دانسته که مرحوم در وزارت اطلاعات مشغول به کار بوده و منفک شده است.

علی ایحال با عنایت به اینکه دلایل و امارات بسیاری در بی گناهی ریحانه در ارتکاب جرم قتل عمد وجود دارد و اینکه ایشان صرفا از خود در مقابل تجاوز احتمالی مقتول دفاع نموده است. از دادگاه تقاضای صدور حکم به تبرئه موکل را نمودم که متاسفانه مورد قبول واقع نگردد.

در اینجا مجددا از خوانندگان وبلاگ به خصوص حقوقدانان درخواست می نمایم نظرات خود را بیان کنند . مطمئن هستم نظرات تحلیلی شما نه تنها در تصمیم گیریهای قضات موثر است بلکه باعث می شود که عموم افراد دید واقع بینانه تری نسبت به مسائل داشته باشند.

با تقدیم احترام – محمد مصطفایی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
محکومیت زن جوان به اتهام دفاع از ناموس خود
محمد مصطفایی وکيل دادگستري

روز گذشته زمان رسیدگی به پرونده خانم ریحانه جباری یکی از موکلین اینجانب در شعبه 74 دادگاه کیفری استان بود که چون در این روز نمی توانستم در دادگاه حاضر شوم از آقای خرمشاهی که یکی از وکلای به نام و متبحر هستند درخواست کردم که به جای من در دادگاه حاضر و از حقوق ریحانه دفاع کند. در پرونده دلایلی بسیار زیادی وجود دارد که نشان می دهد ریحانه جباری برای دفاع از خود و ناموسش مرتکب جرم شده و طبق مقررات قانونی مستحق مرگ نیست. در این رابطه آقای خرمشاهی یادداشتی را نیز مرقوم نموده اند که عین یادداشت را به نظر گرامیتان میرسانم. مطمئنا پس از اینکه حکم صادره از شعبه 74 کیفری استان به اینجانب ابلاغ شود نسبت به آن اعتراض خواهم نمود. ولی واقعا چرا دادگاههای کشورمان می بایست به راحتی از مجازات اعدام و قصاص در احکام خود استفاده کنند و یا چرا خانواده های مقتولین در اینگونه موارد
اندک نظری هم به خصوصیات و شخصیت متهمان نمی اندازند.

چون در دادگاه نبودم عین گزارش روزنامه اعتماد را در این قسمت نقل می کنم.

بعد از سه جلسه محاکمه به رغم ادعاي متهم مبني بر انجام دفاع مشروع دختر طراح به جرم قتل پزشک جراح به قصاص محکوم شد

گروه حوادث؛ يک دختر طراح که متهم است پزشک جراحي را به قتل رسانده بعد از چندين جلسه محاکمه و به رغم اينکه ادعا مي کند در دفاع از خودش مرتکب قتل شده است به قصاص محکوم شد.

به گزارش خبرنگار ما پرونده اتهامي اين دختر که ريحانه نام دارد دو سال پيش وقتي مطرح شد که پليس جسد يک پزشک جراح به نام مرتضي را که با ضربه چاقو به قتل رسيده بود، پيدا کرد. ماموران دريافتند چند پيامک بين مقتول و دختري به نام ريحانه رد و بدل شده است. به اين ترتيب اين دختر بازداشت شد. او در همان تحقيقات اوليه قتل را قبول کرد و گفت در دفاع از خودش مرتکب قتل شده است. او گفت؛ چند روز قبل از اين اتفاق با مقتول و يکي از دوستانش به نام شيخي آشنا شدم.من در يک بستني فروشي بودم و داشتم با تلفنم صحبت مي کردم که آنها متوجه شدند من طراح هستم. مي خواستم از مغازه خارج شوم که جلو آمدند و شماره شان را به من دادند و گفتند براي يک دفتر کار طراح مي خواهند. من شماره را گرفتم و بعد از مغازه خارج شدم. قدم زنان مي رفتم که مقتول سوار بر تويوتا کمري جلو آمد. دوستش هم کنارش بود، آنها مرا سوار کردند.

چون مرتضي مرد ميانسالي بود به او شک نکردم و سوار شدم. چندين بار تاکيد کرد و از من خواست حتماً شماره اش را در گوشي ام داشته باشم. ريحانه ادامه داد؛ چند روز بعد دوست مرتضي تماس گرفت و با من قرار گذاشت تا دفتر کار را ببينم. ما در خيابان همديگر را ديديم و قبل از رسيدن به مقصد مرتضي از داروخانه وسايل خريد. وقتي به آپارتمان رسيدم ديدم آنجا خيلي کثيف است. معلوم بود سال ها کسي وارد آن محل نشده بود.

مرتضي سجاده اش را پهن کرد که نماز بخواند. من در را نيمه باز گذاشته بودم اما او از من خواست در را ببندم و روسري ام را دربياورم، قبول نکردم. وقتي از در فاصله گرفتم خودش جلو آمد و در را بست. خواست به من نزديک شود. من قبول نکردم. دستش را دور کمرم انداخت و من فرار کردم. عصباني شده بود و مي گفت تو نمي تواني به خواسته من بي توجهي کني. يک لحظه که سرش را برگرداند من چاقو را از کيفم بيرون آوردم و از پشت ضربه يي به او زدم. مرتضي روي زمين افتاد. در همين هنگام در از بيرون باز و شيخي وارد شد. او به من گفت چه کار کرده يي؟ به سمت اپن آشپزخانه رفت، چند کاغذ آنجا بود برداشت و فرار کرد. بعد هم من از خانه بيرون آمدم. ريحانه در مورد اينکه چاقو را از کجا آورده بود، گفت؛ من چاقو را به پيشنهاد مقتول خريدم.او به من مي گفت دختري در سن و سال تو نبايد بدون وسيله دفاعي باشد. من هم چند روز قبل از حادثه به تجريش رفتم و چاقو را از آنجا خريدم.

تحقيقات پليس نشان داد دو ليوان آبميوه روي اپن آشپزخانه محل قتل وجود داشت که يکي از آنها را مرتضي مقتول پرونده خورده و ديگري براي ريحانه ريخته شده بود. آزمايش هاي انجام شده روي محتواي ليوان ها نشان مي دهد آبميوه ريحانه حاوي داروي بيهوشي بوده است. در همان زمان نماينده دادستان اعلام کرد مدارک عليه ريحانه کافي است و او مرتکب قتل عمد شده است و به دروغ مي گويد قصد دفاع از خودش را داشته است. به همين سبب کيفرخواست به اتهام قتل عمدي براي اين دختر صادر شد و متهم 19ساله در شعبه 74 پاي ميز محاکمه رفت. محاکمه ريحانه سه جلسه طول کشيد. روز گذشته آخرين جلسه دادگاه برگزار شد. در ابتداي جلسه قاضي تردست که رياست شعبه را بر عهده داشت نظريه پزشکي قانوني در مورد اختلال شخصيت ريحانه را خواند. در اين گزارش آمده است؛ ريحانه داراي شخصيتي خودشيفته است. احساسي اغراق آميز در مورد خودش دارد و فکر مي کند مستحق لطف از سوي ديگران است. او دچار خودبزرگ بيني است و تصور مي کند بايد در مرکز توجه باشد. قاضي گفت پزشکي قانوني توصيه کرده است ريحانه از نظر باليني هم مورد بررسي قرار گيرد که دادگاه لزومي بر انجام آن نمي بيند. وي سپس از ريحانه خواست آخرين دفاعيات خود را مطرح کند. دختر جوان که براي سومين بار در جايگاه متهم مي ايستاد، گفت؛ من نظريه پزشکي قانوني را قبول ندارم. من دختري خودبرتربين نيستم. يک دختر معمولي هستم که اجازه ندادم نسبت به من هتک حرمت شود. اين اتفاق در مورد افراد خودبرتربين نمي افتد. وي ادامه داد؛ من يک طراح هستم و مرا به بهانه طراحي به آن خانه بردند. اما موضوع چيز ديگري بود و قصد تعرض به من را داشتند که مقاومت کردم. سپس عبدالصمد خرمشاهي وکيل مدافع ريحانه در جايگاه حاضر شد. وي گفت؛ موکل من هنگام قتل از خود دفاع کرده و اين ادعايش هم ثابت شده است. خريد هايي که مقتول از داروخانه کرده و توسط پليس کشف شده و آبميوه موجود در صحنه و محتويات آن نشان مي دهد قصد تعرض نسبت به موکل وجود داشته است و او در اين باره دروغ نمي گويد. موکل من به جز دفاع از خود انگيزه يي براي قتل و هيچ کينه و عداوتي با مقتول نداشته، ضمن اينکه فرار از محل حادثه نيز برايش ممکن نبود. امکان دسترسي به نيروي انتظامي هم نداشته و او مجبور بوده دست به چنين کاري بزند. وي گفت؛ در شرايطي که فردي قصد تعرض به دختري را دارد چطور مي توان انتظار داشت آن دختر بتواند منطقي تصميم بگيرد و در آن لحظه به اين فکر کند که بايد ضربه را چطور بزند، چنين شخصي فقط مي خواهد تهديد را از خود دور کند. خرمشاهي به فتواي فقها نيز اشاره کرد و گفت؛ بعضي از فقها گفته اند اگر فرد قصد تعرض داشته باشد، طرف مقابل جلوي آن را به هر نحوي بگيرد دفاع مشروع کرده است. قاضي تردست بعد از اينکه ختم جلسه را اعلام کرد، گفت؛ من بنابر وظيفه شرعي و قانوني بايد طرفين را به مصالحه دعوت کنم. ريحانه با قصد قبلي دست به چنين کاري نزده است. از طرفي مقتول هم عمل درستي انجام نداده، هرچند ريحانه نبايد او را مي کشت و مقتول مستحق مجازات مرگ نبود. بنابراين من از اولياي دم مي خواهم صرف نظر از آنچه در جلسات محاکمه گفته شد به خاطر جواني متهم اعلام گذشت کنند. اين تقاضا از سوي اولياي دم پذيرفته نشد و در نهايت هيات قضات شعبه 74 دادگاه کيفري وارد شور شدند و ادعاي ريحانه در خصوص دفاع مشروع را رد و وي را به قصاص محکوم کردند.

تناسب دفاع

عبدالصمد خرمشاهي*

حق دفاع مشروع که از جمله مباحث مهم حقوق جزا است از ديرباز نزد اقوام و ملل مختلف و در اديان مختلف وجود داشته و همراه با گذشت زمان به تدريج تحول و تکامل يافته و دامنه آن گسترش پيدا کرده و از همين
رو در اکثر قوانين جديد و قديم جايي براي خود داشته است. دفاع مشروع که يکي از علل موجهه جرم است در قانون مجازات عمومي سابق پيش بيني شده بود و بعدها با تغييرات جزيي در ماده 61 و همين طور مواد625 و 627 و 629 قانون مجازات اسلامي گنجانده شد. فقهاي اسلامي دفاع مشروع را به لحاظ اينکه يکي از مهم ترين پايه هاي نظم و آرامش جامعه است مورد توجه قرار داده اند. دفاع مشروع در يک تعريف مختصر حقي است که قانونگذار براي افراد قائل شده تا با عملي که ضرورت دارد خطر حقيقي، حال و غيرمشروعي را دفع کند که نفس، مال يا ناموس او يا ديگري را مورد تهديد قرار داده است. ماده 625 قانون مجازات اسلامي تصريح کرده است؛ «قتل و ضرب و جرح هر گاه در مقام دفاع از نفس يا عرض يا مال خود مرتکب يا شخص ديگري واقع شود با رعايت موارد ذيل مرتکب مجازات نمي شود مشروط بر اينکه دفاع متناسب با خطري باشد که مرتکب را تهديد مي کرده است» و در ادامه در ماده 627 همين قانون سه شرط براي تحقق دفاع مشروع مقرر شده است؛
1- خوف براي نفس يا عرض يا ناموس مستند به قرائن معقول باشد.

2- دفاع متناسب با حمله باشد.

3- توسل به قواي دولتي يا هرگونه وسيله آسان تري براي نجات ميسر نباشد. اينجانب در اين مقال مختصر هرگز قصد ندارم به تبيين جزييات يا حتي کليات تاسيس حقوق دفاع مشروع و مسائل مرتبط با آن بپردازم که نه مکان اجازه مي دهد و نه زمان و نه ضرورتي دارد چرا که در اين رابطه استادان و حقوقدانان بزرگوار به صورت مفصل نوشته و گفته اند… اما انگيزه اين نوشتار چيزي نيست جز تاملي بر ادعاي ريحانه دختري که روز گذشته در شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شد و در تمامي دوران بازداشت خود و جلسات دادگاه مدعي بود با انگيزه دفاع از ناموس طرف مقابل را به قتل رسانده… ادعايي که هرگز در دادسرا از وي پذيرفته نشد زيرا قاضي محترم بر اين باور بود که براي تحقق دفاع مشروع بايد دفاع متناسب با حمله باشد و عمل ريحانه از مصاديق دفاع مشروع نيست زيرا وي مي توانسته به طرق ديگر و آسان تري از خود دفاع کند از جمله اينکه فرار کند يا با تلفن خود نيروي انتظامي را در جريان قرار دهد و… کمااينکه تا آنجا که دفاع با عمل آسان تر ميسر باشد توسل به عمل سخت تر جايز نيست. در زمينه لزوم تناسب دفاع با حمله مطالب زيادي نوشته يا گفته شده اما آنچه زياد به آن پرداخته نشده لزوم بررسي وضعيت روحي فردي است که در معرض تهاجم قرار گرفته شده… شکي نيست که تشخيص تناسب دفاع با حمله بر عهده قاضي است و اين تشخيص چه اندازه دشوار است زيرا فردي که در معرض خطر قرار مي گيرد و خوف جان يا ناموس دارد چنان دچار پريشاني روان و استرس و اضطراب مي شود که قواعد بازي را فراموش مي کند. او به راه هاي آسان يا آسان تر نمي انديشد. او در آن لحظه فقط به فکر نجات جان يا ناموس خودش است به هر وسيله و به هر شکلي و به تعريف کلي تر اصولاً معيار ارزيابي کامل خطر غيرمشروع و تناسب دفاع يک معيار کاملاً شخصي است که در اين رابطه بايد اوضاع واقعي قضيه و وضعيت روحي فرد مورد حمله مد نظر کامل قرار گيرد. درک کامل وضعيت روحي رواني کساني که در يک لحظه جان يا ناموس خود را در خطر مي بينند کاملاً دشوار است و از طرفي همان گونه که گفته شد اين قاضي است که بايد تشخيص دهد دفاع متناسب صورت گرفته يا خير اما آنچه مسلم است قتل در مقام دفاع از ناموس (اگر ثابت شود) جرمي است که از منظر عرف و جامعه هرگز مورد سرزنش قرار نگرفته است و وجدان جمعي هر چند مجري قانون مرتکب را مجرم بشناسد و دفاع او را متناسب نداند او را تبرئه مي کند و بر همين اساس است که در اکثر کشورهاي جهان در موارد مشابه پس از بررسي کلي پرونده و ظواهر امر حتي اگر دفاع مشروع ثابت نشود اما مرد بيگانه از حدود متعارف گذشته باشد يا قصد شومي را داشته باشد و زن به دليل ترس ناشي از شرايط يا تصورات غلط ديگر فرد مهاجم را به قتل برساند در مجازاتش تخفيف قائل مي شوند.
*وکيل دادگستري
محمد مصطفایی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 5,002 مشترک دیگر بپیوندید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: