وقوع روزانه یک جنایت خانوادگی در کشور/ زنان قربانیان در صدر

قتل همسر کشیروزانه یک قتل خانوادگی در کشور اتفاق می‌افتد. قتلهای خانوادگی درحالی ۳۰ درصد کل قتل‌ها را به خود اختصاص داده‌اند که در بسیاری از پرونده‌ها قاتلان به دلیل مسائل ناموسی، خیانت و اختلافات مالی مرتکب قتل شده‌اند و در بیش از ۹۰ درصد این جنایت‌ها از چاقو به عنوان آلت قتل استفاده شده است. دراین میان، مصرف شیشه و توهمات ناشی از آن در وقوع همسرکشی که بیشتر قربانیان آن زنان بوده‌اند نقش مهمی داشته است.
به خواندن ادامه دهید

بررسی الگوی «زندگی مجردی» و «هم خانگی» و رابطه آن با اختیار زنان/زارا امجدیان

زارا امجدیانبیدارزنی: این مقاله در بیست و چهارمین کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان ایران با عنوان «زن، تن و اختیار» ارائه شده است و در اینجا بازنشر می شود.

چکیده

در کشور ما خانواده یکی از نهادهای مهم است و ازدواج از سنت های الهی به شمار می آید و تخطی از آن با واکنش های متفاوتی از سوی خانواده و جامعه مواجه خواهد شد. در واقع بر اساس باورهای عرفی و مذهبی و قوانین ایران، ازدواج و تشکیل خانواده تنها راه مشروع برای داشتن رابطه جنسی برای زنان است.
به خواندن ادامه دهید

نابرابری فاحش دستمزد زنان و مردان در بخش کشاورزی

zanan keshawarzنابرابری فاحش دستمزد زنان و مردان در بخش کشاورزی
یک کشاورز زن در استان گلستان از پرداخت دستمزدهای نابرابر به زنان و مردان کارگر کشاورزی خبر داد.«زهرا محمدی» در این باره به ایلنا گفت:
دستمزد کارگران زن مناطق علی‌آباد، دلند، آزادشهر در استان گلستان که به امور شخم، وجین، برداشت و… کشاورزی مشغولند، نصف دستمزد کارگران مردی است که همین کار را انجام می دهند.
به خواندن ادامه دهید

زنگ‌ها برای چه‌کسی به صدا درمی‌آیند؟ ناصر فکوهی . مدیر موسسه «انسان‌شناسی و فرهنگ»

آپارتاید جنسی، آپارتاید عقیدتی، تفکیک طبقاتی در نظام آموزشی جمهوری اسلامی
شرق ـ اول مهرماه 1393
روز اول ماه مهر، سوای مناسک و تشریفات گاه کسالت‌آورش، برای همه ما به‌گونه‌ای خاطره‌انگیز است: سالیان سال است که این روز شاهد حضور میلیونی دانش‌آموزان در سراسر کشور در مدارس است؛ حضوری که هرچند بیشترین لذتگاه در آن، برای همه کنشگرانش، روزهای تعطیل و نبودش است، اما به‌هرحال گویای آغازی جدید و امیدی تازه در سال نیز هست؛ آغازی تازه زیرا هیچ‌وقت برای ازنوشروع‌کردن و تغییر در زندگی، در اندیشه و در عمل به‌ویژه در حوزه فرهنگ، دیر نیست و اگر انگیزه، اراده و انرژی لازم را داشته باشیم، دگرگونی برای بهترشدن هر حوزه‌ای ولو در حدی اندک، همیشه وجود دارد. امید نیز از همین‌جا ریشه می‌گیرد: امید به اینکه شاید کودکان و نوجوانانی که امسال برای نخستین‌بار پا در محیط مدرسه می‌گذارند، یا آنها که رتبه‌ای را با موفقیت پشت‌سر گذاشته و بالاتر می‌روند، بتوانند بهتر از پیشینیان خود باشند و پدیدآمدن فرهنگ و ذهنیت‌ها و رفتارهایی انسانی‌تر و شایسته‌تر را برای همه ما فراهم کنند. اما این آغاز و امید را نمی‌توان بر «هیچ» استوار کرد و باید همه مسوولان و نخبگان و هر کسی که توانی در این زمینه دارد، تلاش کند با شناسایی ضعف‌ها و آسیب‌های موجود در این حوزه به تحلیل و یافتن راه‌حل‌هایی مناسب برای آنها و ایجاد شرایط شکوفایی نظام آموزش‌وپرورش اقدام کند. این یادداشت کوتاه در همین جهت نوشته شده است. هم از این‌رو پرسش اصلی ما، پرسشی آسیب‌شناسانه در حوزه آموزش به‌ویژه آموزش ابتدایی و متوسطه است؟
به خواندن ادامه دهید

پرسه‌ای میان آنان که کلاس نرفتند، کار رفتند- کار، بازمانده از «مهر»- محمدحسین نجاتی

kodakan-mehr«گل‌پسر یاتاقان 209 داری؟»، «نه دایی؛ برو چارراه سوسکی از بنگاه عمو پروین بگیر!» از سروزبان چیزی کم ندارد. صاحبکارش اصرار دارد، بگوید «زبونش پرز» دارد. یک‌روز در باغ آذری (محله‌ای مابین میدان شوش و ترمینال‌جنوب) یاتاقانی پیدا کرده و با پیچ‌گوشتی و پاره‌آجر آنقدر به جان یاتاقان افتاده تا تیله‌های آهنی‌اش را به چنگ آورده. تیله‌های آهنی را برداشته به کوچه‌پس‌کوچه‌های جنوبی میدان شوش آورده و موی دماغ اسقاطی‌فروش‌ها و یدکی‌فروش‌های شوش شده. تیله آهنی‌ها را دانه‌ای 100تومان آب کرده و همین رفت‌و‌آمد‌ها و موی‌دماغ‌شدن‌هایش، کاری کرده که امروز (سه‌شنبه اول مهرماه 1393) در اواسط هشت‌سالگی به‌عنوان پادو، کرکره یدکی‌فروش خیابان احمد جهانیان در میدان شوش را بالا بزند. «مادرم پول نداره من‌رو بذاره مدرسه، پدرم مرده و عموم فقط برامون روغن و برنج میاره و دوباره برمیگرده سمنان، به عموم گفتم اومدی دوباره تهران منو بذار مدرسه، هنوز رفته که مارو بذاره مدرسه.» فرهاد یک‌سال از تحصیل بازمانده و اگر بازنمانده بود باید با هم‌سالانش حالا سر کلاس دوم دبستان می‌نشست. «آره خب، خیلی دلم میخواد برم مدرسه اما مامانم میگه ما فرق داریم، ما پول نداریم، میگه رو 200هزارتومن تو حساب کردم، خب منم هیچی نمی‌گم.» اینجا یدکی‌فروشی‌ها و اسقاطی‌فروشی‌های شوش است، او به‌راحتی در میان فروشنده‌ها و مغازه‌دار‌های این راسته قابل تشخیص است. «نمی‌دونم اینجا برام خوبه یا نه، تو این دو‌سال فقط یه‌بار خیلی ترسیدم؛ روزی که پلیسا اومدن و معتادای دزدی‌فروش شوش‌رو جمع کردن، لباس کار من سیاه و روغنیه، ترسیدم بگن منم معتادم.»
به خواندن ادامه دهید

اعدام جنایت کارانه سمیرا النعیمی وکیل و فعال زنان در موصل را محکوم می کنیم

samira-salehجهان زن ـ اعدام جنایت کارانه سمیرا النعیمی وکیل و فعال زن توسط داعش در موصل عراق ، خشم و انزجار ما زنان ایرانی را هم برانگیخته است. جنایات داعش یکی دو تا نیست. با این حال برای ما زنان ایرانی که قربانی های زیادی در سی و چند سال حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران داده ایم، این اتهامات و این احکام و این شیوه تحویل جنازه بسیار آشناست. بر این شیوه های جنایت کارانه باید تجاوز جنسی در زندان و تجاوز به دختران باکره قبل از اعدام را نیز افزود. حکم «ارتداد» هم جان بسیاری از زنان و مردان ایرانی را هم گرفته است. این نشان می دهد که حاکمیت دین بر دولت، هر دین و هر شاخه ای از آن، چه شیعی، چه سنی، چه سلفی، چه وهابی، چه شش امامی، چه دوازده امامی، چه بوکوحرامی، چه النصره ای، چه طالبانی، چه امام زمانی و … نتایجی بهتر از این ندارد. تنها جدائی کامل دین از دولت می تواند راه چنین جنایت هائی را ببندد.
اعدام سمیرا النعیمی وکیل ضد آمریکایی و فعال زنان عراق توسط داعش به خواندن ادامه دهید