تکمیل نقشه پلیگون آسیب‌های زنان

خشونتعله زنانآرمان- مسعود تقی‌آبادی: تابستان امسال وقتی بحث زنانه شدن آسیب‌ها دامنه‌ای گسترده پیدا کرد، بسیاری از کارشناسان، فعالان زنان، نمایندگان مجلس و شهروندان عادی نسبت به این موضوع موضع‌گیری کردند. مخالفان زنانه‌شدن آسیب‌ها، مدعی بودند که الگوی آسیب‌های اجتماعی در ایران چندان تغییر نکرده است. با وجود این، به نظر می‌رسید خوانش آنها از آسیب‌ها این بود که اعتیاد و مسائلی از این دست که به‌گونه‌ای در فرهنگ ما ناپسند هستند جزء آسیب‌ها برشمرده شده است. موافقان زنانه شدن آسیب‌ها اما بیشتر به موارد دیگری مانند فقر، بی‌سرپرستی و… اشاره داشتند.

به خواندن ادامه دهید

زنان هم مشاورهای مالی خوبی هستند

نابرابری جنسیایسنا: برخلاف باور غلط عمومی در مورد توانمندی مردان در حل مسائل اقتصادی، زنان در برخی بحران‌های مالی بهتر از مردان تصمیم‌گیری می‌کنند.
به گزارش سرویس زنان خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، یک باور غلط عمومی که موجب شده میزان درآمد مردان در ادارات و سازمان‌ها بیش از زنان باشد این است که مردان در زمینه مالی معاملات بزرگتری انجام داده و تصمیمات بهتری می‌گیرند در حالی که نتایج یک تحقیق جدید نشان داده زنان در مواقع تصمیم‌گیری‌های مالی و انجام معاملات با توجه به اینکه شرایط و جزئیات بیشتری را می‌سنجند، بهتر عمل می‌کنند. واقعیت این است که ضررهای معاملات همواره غیرقابل انکار است و بدون شک به زمینه مذاکرات و مسائل و فاکتورهای بسیار دیگری وابسته است و تنها به این که یک کارمند زن یا مرد، تصمیم‌گیرنده بوده مربوط نمی‌شود.
به خواندن ادامه دهید

١۵ آذرماه؛ سالروز حادثه شین‌آباد

دختران شین آبادگفت و گو با دکتر فرنوش مشیری/ نسرین الماسی
اعتماد: امروز سالروز حادثه شین‌آباد است. ١۵آذرماه ١٣٩١ بخاری نفتی مدرسه دخترانه روستای شین آباد از توابع پیرانشهر دچار آتش‌سوزی شد. حادثه زمانی روی داد که بخاری نفتی این کلاس دچار آتش‌سوزی شد و اقدام سرایدار برای خارج کردن بخاری آتش گرفته از کلاس منجر به سرایت آتش به کل کلاس شد و از ٣٧ دانش‌آموز ٢٩ دانش‌آموز دختر کلاس در آتش گرفتار شدند. طبق گزارش سازمان آتش‌نشانی، نشت نفت بخاری، دستپاچگی مدیر مدرسه در کنترل بخاری و افتادن آن، ازدحام دانش‌آموزان کلاس موقع خروج از کلاس و وجود حصار در پنجره‌های کلاس علت حادثه ذکر شده است.
به خواندن ادامه دهید

گزارشی از برگزاری نشست ۲۵ نوامبر در مشهد / به سوی جهانی عاری از خشونت علیه زنان/محمدرضا صدقی رضوانی

اسید نشست مشهدیک شهر: حادثه اسید پاشی به چهره‌ی چهار زن و دختر جوان در اصفهان در ماه‌های اخیر به ناگهان جامعه‌ی ایرانی را در بهت و حیرت فرو برد؛ این حیرانی نه از آن رو است که خشونت علیه زنان در این جامعه مسبوق به سابقه نیست، بلکه نحوه و نوع این خشونت‌ورزی به قدری تکان‌دهنده بود که حتی افراد و گروه‌هایی را که همواره درصدد ایجاد و اعمال محدودیت‌های گوناگون برای زنان بودند نیز به واکنش و برائت واداشت. اما آنچه در این بین ذهن اندیشه‌گران و فعالان اجتماعی را به خود معطوف کرد پاسخ به پرسش‌هایی در باب چرایی شکل‌گیری خشونت علیه زنان در چنین سطحی است. در واقع هم‌زمانی این خشونت‌ها با اقدامات مجلس درباب تصویب طرح‌هایی که شائبه امکان برداشتنِ محدودیت‌ها و تسهیل خشونت‌های ساختاری را از سوی بعضی افراد و گروه‌ها می‌دهد، موجب نگرانی بخشی از افکار عمومی شده است. این روزها بسیاری از دستگاه‌ها و برنامه‌هایشان این پیغام را مخابره می‌کنند که تأمین امنیت زنان در گرو باقی ماندن آن‌ها در چاردیواری خانه است. این‌ها همه اذهان تحلیل‌گران و فعالان اجتماعی را به سمت بررسی عمیق و ریشه‌ای‌تر این وضعیت با تکیه بر ابعاد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، اقتصادی معطوف می‌کند.
به خواندن ادامه دهید

نگاهی دوباره به «خسته از معشوقی» (1) نوبت عاشقی/اسامه اکبری

نوبت-عاشقیبیدارزنی:داستانِ «خسته از معشوقی» این‌گونه آغاز می‌شود؛
«نمایش عشق دو بازیگر دارد: عاشق و معشوق؛ تاریخ مذکر، عموماً نقش اول را به مرد و نقش دوم را به زن داده است و میان این دو تفاوتی بسیار است. همه‌چیز نشان می‌دهد که عاشق بازیگر بزرگی است؛ او قهرمان است. توانایی او در حس گرفتن و انتقال آن بی‌همتاست. این عاشق است که فعال است، سراسر کنش است…اما معشوق چه؟ جایگاه معشوق ظاهراً بسیار بالاست. موجودی در برج عاج که آن فعالیت‌های عاشق، آن تکاپوها و آن التماس‌ها و ضجه‌ها در شأن او نیست. او همچون طاووسی فقط کافی است که باشد و گاه تاج خود را فقط برای لحظه‌ای باز کند و عاشق را دیوانه‌تر کند و سر خود را بالا بگیرد و از این‌همه جان‌فشانی که برای او می‌کنند خرسند باشد و گاه با خمی به ابرو یا نازک چشمی یا اخمی یا لبخندی عامل اصلی و انرژی‌زای همه‌ی آن هیجانی باشد که عاشق صحنه را از آن لبریز کرده است. معشوق، ظاهراً، خدایگانی است که بر قله نشسته است، او خواستنی است. همه‌چیز اوست و از اوست و عاشق، البته فقط در ظاهر، جز عروسکی و بازیچه‌ای نیست که بند جان‌فشانی‌هایش به گوشه مژه و ابرو و خط‌وخال معشوق بسته است و با حرکت‌های کوچک و نیمه پیدای او جست‌وخیز می‌کند…»
و حال ادامه‌ی داستان به زبانی دیگر؛
به خواندن ادامه دهید