زنان در منطقه جنگی: مورد سوریه خط مقدم فراموش‌شده سناء أفوعيز/ برگردان: شمیم شرافت

زنان سوریه به دست داعشبیدارزنی: جنگ داخلی ای که سوریه را نابود کرده، این کشور را در صدر خبرها قرار داده است. نکتۀ قابل‌توجه در جنگ ها که معمولاً به آن اشاره نمی‌شود رنج ها و سختی هایی است که زنان و دختران در تهاجمات ناشی از جنگ با آن مواجه هستند. علیرغم آنکه آنها بیشترین صدمات را متحمل می شوند اما همچنان صدا و داستان هایشان ناشنیده باقی می ماند. سوریه درگیر یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انسانی در جهان امروز است. از زمان شروع بحران سوریه در مارس ۲۰۱۱، فعالان و سازمان‌های حقوق بشری ادعا کرده‌اند که شرایط به‌شدت بدتر شده است. کمیسیون مستقل بین‌المللی تحقیق در مورد سوریه و شورای حقوق بشر سازمان ملل دربارۀ خشونت شدیدی که توسط حکومت سوریه و دیگر طرف های جنگ صورت گرفته است هشدار داده‌اند.

خشونت و مبارزه های مسلحانه میان طرفداران بشار اسد و گروه‌های شورشی مسلح افزایش‌یافته است؛ از جولای ۲۰۱۲، جنگ با درگیری‌های مسلحانۀ داخلی که منجر به خسارات انسانی بر شهروندان غیرنظامی و با گسترش موج دستگیری‌ها و بازداشت‌های بدون دلیل، اعدام‌های فراقضایی، تجاوزهای جنسی، آدم‌ربایی، ناپدید شدن‌های اجباری و شکنجه توسط مقامات سوریه و شبه‌نظامیان طرفدار دولت تحت عنوان «شبیحه، نیروهای لباس شخصی» گسترش پیدا کرده است.

بنابر آمار «آژانس پناهندگان سازمان ملل» در ژوئن ۲۰۱۵، بیش از نیمی از سوری ها ناچار به ترک خانه‌هایشان شده‌اند، ۷٫۶ میلیون نفر از سوریه تبعیدشده‌اند و ۳٫۹ میلیون نفر نیز به کشورهای همسایه همچون لبنان، اردن و ترکیه پناهنده شده‌اند.

زنان و دختران در این میان از سایر گروه ها آسیب پذیرتر هستند. در میان نیم میلیون زن سوری، چه آن‌هایی که در میان پناهندگان قرار دارند و چه آن‌هایی که هنوز در سوریه هستند؛ افرادی حضور دارند که آسیب جنسی دیده‌اند، حامله هستند و نیاز به خدمات مربوط به زایمان دارند.

بسیاری از نهادها و نمایندگان سازمان ملل، سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی و ملی و روزنامه‌نگاران، حملات جنایت‌کارانه و موارد خشونت جنسی‌ای که در طول بحران سوریه صورت گرفته است را ثبت کرده‌اند؛ اما هنوز، اندازه‌گیری میزان جرائم و خشونت‌های جنسی و نتیجه‌گیری بر اساس الگوهای انجام شده، به‌شدت دشوار است؛ گزارش‌های متعددی از جرائم و خشونت‌های جنسی صورت گرفته توسط گروه‌ها مسلح ضد دولتی نیز ارائه‌شده است.

«زینب هوا بنگورا»، نمایندۀ ویژۀ دبیرکل حوزۀ خشونت جنسی در جنگ گفته است: «شهروندان در چرخۀ باطل خشونت گیر افتاده‌اند و همچنین هدف خشونت جنسی هر دو حزب در جنگ هستند.»

گفته می‌شود اکثر اتهامات مربوط به تجاوز و دیگر خشونت‌های جنسی گزارش شده، توسط نیروهای حکومتی و شبیحه هنگام جست‌وجوی خانه‌ها، در ایست‌های بازرسی و در هنگام حبس صورت می‌گیرد.

در برخی موارد، درملأعام به زنان توهین می‌شود و یا در مقابل خانواده‌هایشان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.

در ملاقاتی که با «کرم یحیی» «مهاجر سوری ساکن آلمان و فعال حقوق بشر» داشتیم او اظهار داشت:: «زنان با توجه به ناحیه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، به‌صورت متفاوتی در رنج و عذاب هستند. هر ناحیه‌ای توسط رژیم و گروهی کنترل‌شده است که موجب می‌شود زنان در معرض تجربه‌های آزار متفاوتی قرار بگیرند.» وی اضافه کرد: در همۀ این مناطق نوع خاصی از اختلال اجتماعی وجود دارد، زنان برای سیرکردن شکم خانواده‌هایشان تلاش می‌کنند و شوهرهایشان به جنگ می‌روند. در خارج از سوریه حتی سختی ها بیش‌تر است، زمانی که من در «کمپ زاتاری» در اردن کار می‌کردم، خشونت، تبعیض و حتی سنت‌های محافظه‌کارانۀ فرهنگی زنان را وادار می‌کرد تا در خانه بمانند.

هزاران زن سوری در معرض خشونت جنسی هستند، اما فرهنگ محافظه‌کارانه و فضای مذهبی‌، بخصوص در مناطق روستایی و شمالی سوریه، زنان و دختران را از صحبت کردن در ارتباط با خشونت های جنسی و سایر انواع خشونت هایی که در معرض آن ها قرار گرفته اند، بازمی‌دارد.

فرهنگ مسلط و منع صحبت عمومی دربارۀ این مسائل موجب می‌شود پیدا کردن موارد تجاوز بسیار دشوار باشد.

علاوه بر این افراد آسیب دیده به‌ندرت از این جرائم شکایت می‌کنند، چراکه که هیچ‌کس حاضر به ازدواج با زنی که به او تجاوز شده است، نیست. برچسب های اجتماعی و فشارهای خانوادگی بر موقعیت اجتماعی این زنان تأثیر می‌گذارد که در برخی موارد می‌تواند منجر به خودکشی آن ها شود.

در برخی موارد، خانواده‌ها «برای حفظ آبرو»، زنی که مورد تجاوز قرار گرفته است را به‌اجبار وادار به ازدواج با بستگان یا غریبه‌ها می‌کنند که کمک به این زنان را که در موقعیت‌های بحرانی هستند، دچار مشکل می‌کند. از این رو والدین آن‌ها مانع هر کمکی که می‌تواند برای آن‌ها فراهم شود می‌شوند.

نیروهای بشار اسد، نه‌تنها دشمن زنان سوری هستند، بلکه (گروه مجرم) داعش نیز، آن‌ها را از حقوق انسانی شان منع می‌کند. «با من ازدواج کن یا بردۀ من باش»؛ گروه داعش به این نحو زنان بی‌گناه را تهدید می‌کند؛ زن ها چه این تهدید را رد کنند و چه آن را قبول کنند، در معرض انواع محرومیت ها، تهدیدها، حبس های انفرادی و یا انواع اشکال شکنجه، تجاوز و آزار و اذیت جنسی قرار می گیرند. از سویی دیگر، زنانی که وادار به طلاق گرفتن از همسرهایشان شده اند نیز ناچار به انجام «جهاد نکاح» با یاغی‌های داعش می شوند.

رسانه ها خبر از موارد گسترده‌ای از مادران جوانی که به نحو وحشیانه‌ای به خاطر شیردهی درملأعام توسط داعش دچار معلولیت شده‌اند مخابره کرده اند. اعضای داعش قوانین شریعت در ارتباط با پوشش زنان، رفتارشان و حتی شیر دادن به کودکانشان در ملاء عام، را به وحشیانه‌ترین نحو اجرا می‌کنند.

آن‌ها به شکل زجرآوری، با دستگاه فلزی‌ای که با عنوان «گزنده» شناخته می‌شود، زنانی را که به گفته آن ها بدن خود را بیش ‌ازحد به نمایش گذاشته‌اند و یا مادرانی که در ملاء عام به کودکانشان شیر داده اند به‌سختی شکنجه می‌دهند. آن‌ها از «گزنده» که جسم تیز و دندانه‌داری است استفاده می‌کنند و آن را روی قفسۀ سینه قرار می‌دهند و به‌شدت آن را فشار می‌دهند. این کار صدمات جبران ناپذیری را برای زنان شکنجه دیده به دنبال دارد. در حقیقت، هزاران زن سوری در سکوت به روش های مختلف قتل‌عام می‌شوند.

در موارد دیگر زنان در حالیکه برهنه هستند وادار به انجام آزمایش «بکارت» می شوند. سپس به بازارهای برده ها برده می‌شوند جایی که در آن باکره‌های جذاب به خریدارانی که بالاترین قیمت را پیشنهاد می کنند فروخته می شوند. ، زن هایی که تن به رابطه جنسی اجباری نمی دهند، ، زنده‌به‌گور می‌شوند.

خارج از سوریه زنان با چالش‌ها و موقعیت‌های افسرده کنندۀ بیش‌تری مواجه می‌شوند؛ برخی والدین ناچارند فرزندان خود را به‌عنوان عروس‌های کودک وادار به ازدواج کنند و آن‌ها را به روسپی گری در کمپ‌ها وادارند. گزارش‌های زیادی در ارتباط با سوء استفاده مردان عربستان سعودی و سایر کشورهای خاورمیانه از درماندگی خانواده های مهاجر سوری و ازدواج با کودکان کم سن و سال این خانواده ها ارائه شده است.

از سوی دیگر، بسیاری از کشورها از ترس ورود تروریست ها، عبور و مرور از مرزهای کشورشان را به شدت محدود کرده اند.

بنا بر نظرسنجی بنیاد «تامسون رویترز» در حقوق زنان، سوریه نوزدهمین کشور از بین ۲۲ ایالت عربی است که در آن زنان با خشونت جنسی، کاهش حقوق باروری، محرومیت اقتصادی، کمبود امکانات ضروری بهداشتی، محرومیت درمانی در میان خانواده و جامعه، به همراه نگرش‌های حذفی‌ای که در قانون و جامعه علیه آن‌ها صورت می‌گیرد مواجه هستند. عربستان سعودی، عراق و مصر در این رده بندی، بعد از سوریه قرار گرفته اند.

پنج سال از جنگ داخلی سوریه گذشته است و هیچ پایانی برای آن نمی توان متصور بود. تجسم آیندۀ سوریه و اینکه جایگاه زنان در آن چگونه خواهد بود، نیز دشوار است. جنگ تأثیر مخربی بر حقوق زنان گذاشته است و میلیون‌ها زن و دختر سوری را در معرض خطر قاچاق انسان، ازدواج اجباری و ازدواج کودکان و خشونت جنسی قرار داده است.

منبع: https://sanaafouaizblog.wordpress.com/2015/07/19/the-forgotten-frontline-women-at-war-zone-syrias-case/

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: