کار خانگی؛ کار بی‌مزد-نیکزاد زنگنه

1karekhanegiیادداشت اختصاصی «تأمین۲۴»
براساس یک فعالیت آماری در سال ۸۲ ، اگر به طور متوسط هزینه تنها یک بخش از چهار حوزه کارخانگی که مربوط به تمیز کردن منزل و رسیدگی به امور مربوط به خانه همچون لباسشویی و جمع آوری منزل و شستشوی ظرف‌ها و… معادل ۶۰۰۰ تومان در روز در نظر گرفته شود، سهم ۱۵ میلیون خانوار ایرانی براساس سرشماری مرکز آمار در سال ۱۳۷۹ حدود ۳۳۰ میلیارد ریال است که با توجه به تولید ناخالص ملی کشور در‌‌ همان سال حدود ۵۰ درصد آن است.

تامین ۲۴/ «کار» می‌تواند به عنوان انجام وظایفی تعریف شود که متضمن صرف کوشش‌های فکری و جسمی بوده و هدفش تولید کالا‌ها و خدماتی است که نیازهای انسان را برآورده می‌سازد. «شغل» کاری است که در مقابل مزد یا حقوق منظم انجام می‌شود (۱).

بنا بر این تعاریف «کار خانگی» در جامعه امروز شغل محســوب نمی‌شود. کار خانگی به مجموعه‌ای از فعالیت‌های فرد خانه دار برای تنظیم و رسیدگی به امور منزل و خانواده، اطلاق می‌شود. این فعالیت‌ها مشتمل بر فعالیت‌های درون زا برای یک خانواده است که معمولا از سوی افراد خانواده که عموماً زنان هستند برای دیگر اعضا خانواده که متشکل از همسر و فرزندان و در برخی موارد والدین خود یا همسر را نیز شامل می‌شود، انجام می‌شود (۲).

تقسیم کار در واحد خانواده

اگر بتوانیم خانواده را بخشی از فرآیند توسعه سرمایه داری ببینیم، شاید امکانی فراهم شود که جریان خاص شکل گیری برتری مردانه در طول تاریخ دریابیم. در مراحل آغازین سرمایه داری صنعتی، خانواده همچنان واحدی تولیدی باقی ماند.

خواه از طریق نظام «تولید خانگی» و خواه نقل مکان کل خانواده به نزدیکی نهادهای اولیه تولید کارگاهی اما تا آغاز سده ۱۹، نظام کارگاهی بسیاری از وظایف تولیدی خانواده را حذف کرده بود. وظیفه خانواده بورژوا به حفظ و انتقال مالکیت سرمایه داری محدود شد و نقش تولیدی خانواده پرولتاریا به بازتولید نیروی کار منحصر شد (۳).

سلطه اقتصادی مرد بر زن نقطه شروعی برای نابرابر شدن عملکرد اجتماعی و تولیدی دو جنس محسوب می‌شود. خانواده سازمانی است که در آن برتری اقتصادی مرد نسبت به زن بالفعل می‌شود. پدر به دلیل اینکه به طور سنتی نان آور محسوب می‌شود، ریاست خانواده را بر عهده دارد.

در مقابل زن با انجام کار خانگی مرد را برای رفتن به بازار کار و فروش نیروی کار خود آماده می‌کند. مرد در هنگام بازگشت از محیط کار قبل از هرچیزی نیاز به محیطی دارد که بتواند خستگی کار روزانه را –که معمولا به بهای ناچیزی فروخته- از تن به در کند و صبح روز بعد بتواند با آمادگی کامل دوباره به محیط کار برگردد.

بدون تصور حضور «زن خانه دار» در سازمانی به اسم خانواده، عمل ارائه خدمات مستمر مجانی به مرد به منظور آماده سازی او برای فروش مجدد نیروی کار خود، دشوار به نظر می‌رسد و بازدهی مرد را با نقصان مواجه می‌کند.

یکی از جنبه‌های علاقه نظام سرمایه داری به حفظ ساختار و مناسبات کنونی خانواده از همین جا ناشی می‌شود. در واقع کار خانگی زن عملی است که در وهله اول در خدمت مرد قرار می‌گیرد تا او قادر به ادامه نقش اجتماعی خود – صرف نظر از نوع و کیفیت آن- باشد و به همین دلیل نوعی کار فرعی و حاشیه‌ای محسوب می‌شود که به چشم نمی‌آید.

در حالی که فعالیت مرد در زمره تولید اجتماعی قرار می‌گیرد. به بیانی دیگر نظام سرمایه داری برای بازتولید نیروی کاری که در خدمت تولید ارزش اضافه است به مرد مزد می‌دهد اما این مزد آنقدر ناچیز است که توانایی برگرداندن انرژیی گرفته شده از او را ندارد. از این رو کار خانگی زنان در خانه به مثابه کار بدون مزدی است که در چارچوب شیوه تولید سرمایه داری نیروی کار را به طور رایگان بازتولید می‌کند.

در این میان، نظام مردسالاری به کمک سرمایه داری می‌شتابد و با استفاده از علومی مانند زیست‌شناسی، روان‌شناسی، تاریخ و… و ابزار سنت و عرف برای ذاتی نشان دادن الگوی تقسیم کار جنسیتی از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کند.

در ‌‌نهایت این تصویر ارائه می‌شود که اساساً انجام کارهای خانگی از خصایص زنان است و قابلیت‌های مردان متناسب با انجام کارهای بیرون از خانه است. دوگانه زن دارای طبع لطیف که باید منحصرا به خانه داری و فرزندداری بپردازد و مرد قوی که می‌تواند در بیرون با سختی‌ها مواجه شود و بار معیشت را به دوش بکشد، برآیند این فرآیند محسوب می‌شود. برآیندی که در طی سالیان طولانی چنان بازتولید و تثبیت شده که ازلی و ذاتی به نظر می‌رسد.

فعالیت‌های حوزه کار خانگی

پخت و پز، شستن ظروف، نظافت منزل (گردگیری، جاروکشیدن، شستن سرویس بهداشتی و…)، شستشوی لباس و اتوکشی، بچه داری و مدیریت تحصیلی فرزندان از مهم‌ترین و عمده‌ترین مصادیق کار خانگی هستند.

کارهای دیگری از جمله مراقبت از سالمندان، خیاطی و تعمیر لباس، تولید فرآورده‌های غذایی و لبنی مانند ترشی، مربا و ماست خانگی، مه‌مان داری، تفکیک زباله و… نیز در زمره کار خانگی دسته بندی می‌شوند.

ویژگی‌های کار خانگی

کار خانگی اساسا نقشی زنانه است که بر سایر نقش‌های تعریف شده برای زنان (به جز نقشِ مادری) اولویت دارد. کار خانگی فاقد مزد است و در سفر و مهمانی به قوت خود باقی است. این کار تحت پوشش قوانین کار از جمله سندیکا، حق مرخصی، بیمه، ساعت کاری مشخص، وظایف مشخص و… نیست.

برای مثال براساس ماده ۸۷ قانون خدمات کشوری ساعت کار کارکنان دولت ۴۴ ساعت در هفته است و بر اساس ماده ۶۲ روز جمعه، روز تعطیل هفتگی کارگران با استفاده از مزد است (۴).

این در حالی است که کار خانگی ساعت کاری مشخص و روز تعطیل ندارد زیرا انجام این کار براساس روابط شخصی صورت می‌گیرد و مبتنی بر قرارداد نیست.

از سوی دیگر انجام کار خانگی برای زنان مزیت محسوب نمی‌شود اما سرباز زدن از انجام آن در اکثر موقعیت‌ها فشار هنجاری را در پی دارد. کارخانگی کاری مداوم و فرسایشی و فاقد منزلت اجتماعی است و از آنجا که به طور سنتی زنانه تعریف شده است، برای زنانی که در بیرون از خانه شاغل هستند، موجد فشار نقشی شدیدی است.

حذف کار خانگی از مشاغل تولیدی

فعالیت زنان خانه دار در تعاریف رسمی اشتغال و بیکاری تعریف نشده است. کلیه مراکز آماری زنان خانه دار را در محاسبات اقتصادی لحاظ نمی‌کنند زیرا آن‌ها دارای درآمد نیستند. این تعریف مبتنی بر تعاریف سازمان بین المللی کار (ILO) و متاثر از نظام سرمایه داری است.

در این نظام فعالیت‌ها زمانی ارزشمند محسوب می‌شود که به طور مستقیم در تولید ارزش اضافی نقش داشته باشد. تعریف کنونی کار خانگی، تعریف ارائه شده از سوی نظام سرمایه داری است که همه چیز با مقیاس «سرمایه» می‌سنجد و نظام ارزشی دیگری ندارد.

اهمیت کار خانگی

تامین هریک از فعالیت‌های حوزه کار خانگی از بازار مستلزم صرف هزینه بسیاری است اما در واقعیت تمامی (یا اکثر) این فعالیت‌ها به طور رایگان توسط زنان خانه دار تامین می‌شود. اگر یک یا چند مورد از این فعالیت‌های مداوم متوقف شود، زندگی روزمره افراد از حرکت باز می‌ماند و تداوم و نظم زندگی دستخوش مشکلات متعددی می‌شود.

از سوی دیگر تمامی فعالیت‌هایی که در حوزه کار خانگی ارائه می‌شوند، در بازار عرضه نمی‌شوند و قابل خرید نیستند. در مواردی که این فعالیت‌ها از بازار خریداری شود، تضمینی نیست که با کیفیت کار خانگی که توسط زن خانه دار صورت می‌گیرد، ارائه شود.

با فرض اینکه تمامی فعالیت‌های کار خانگی قابل خرید باشد، اگر بخواهیم خدمات ناشی از این فعالیت‌ها را از بازار آزاد تهیه کنیم، برای به دست آوردن هر کدام باید مبالغ بسیاری پرداخت کرد. تا جایی که می‌توان ادعا کرد حتی اگر همه این خدمات در بازار آزاد عرضه شوند، خرید مجموع آن‌ها عمدتاً از میزان درآمد یک خانواده فزون‌تر است (۵).

کار خانگی در آیینه آمار

نتایج تحقیقی در زمینه «ارزش افزوده کار خانه داری زنان» که در سال ۱۳۸۹ به سفارش معاونت پژوهشی دانشگاه تربیت معلم و وزارت کار و امور اجتماعی بر روی نمونه ۲۰۰۰ نفری از زنان خانه دار تهرانی انجام شد، حاکی از آن است که ارزش افزوده اقتصادی کار خانه داری زنان (شامل ۶ موردِ پختن غذا، شستن ظروف، نظافت منزل، شستشوی لباس و اتوکشی، مراقبت از کودکان و مدیریت تحصیلی فرزندان) به طور متوسط در هر ماه معادل ۶۴۰ هزار تومان است (۶).

این در حالی است که حداقل دستمزد کارگران در‌‌ همان سال برابر ۳۳۰ هزار تومان بوده است. در واقع، اگر قرار بود خدمات خانه داری زنان از بازار آزاد تامین شود، با حقوق پایه وزارت کار برای یک خانواده امکان پذیر نبود.

براساس یک فعالیت آماری که از سوی دفتر مطالعات فرمانداری تهران در سال ۸۲ انجام شده است، اگر به طور متوسط هزینه تنها یک بخش از چهار حوزه کارخانگی که مربوط به تمیز کردن منزل و رسیدگی به امور مربوط به خانه همچون لباسشویی و جمع آوری منزل و شستشوی ظرف‌ها و… معادل ۶۰۰۰ تومان در روز در نظر گرفته شود، سهم ۱۵ میلیون خانوار ایرانی براساس سرشماری مرکز آمار در سال ۱۳۷۹ حدود ۳۳۰ میلیارد ریال است که با توجه به تولید ناخالص ملی کشور در‌‌ همان سال حدود ۵۰ درصد آن است.

بدیهی است میزان کار تعیین شده برای این قسمت تنها برای ۸ ساعت کار در روز است. اما اگر به طور واقع بینانه بررسی شود سهم کارخانگی بطور متوسط حدود ۱۰ ساعت از وقت زن خانه دار به خود اختصاص می‌دهد (۷).

در تحقیق دیگری که از سوی دانشگاه شیراز انجام شده است در محاسبات اقتصادی مربوط به تعیین نرخ تولید ناخالص ملی بخشی تحت عنوان خدمات اجتماعی شخصی و خانگی مورد بررسی قرار گرفته که سهم کارخانگی را به شکل مستقل در آن منظور نداشته‌اند.

براساس این تحقیق هر یک از گروه‌های اقتصادی که در تولید یا هزینه سرمایه نقش داشته‌اند، مورد توجه قرار گرفته‌اند به جز کارخانگی. طرفه آنکه این تحقیق در سال ۱۳۷۶ از سوی دانشگاه شیراز به سفارش کمیسیون امور بانوان برای زنان خانه دار این شهرستان صورت گرفته است.

در این تحقیق ارزش افزوده ایجاد شده توسط زنان در منزل در ۸ بعد نگهداری از فرزندان زیر ۶ سال، بردن و آوردن فرزندان، تدریس به فرزندان، تهیه غذای روزانه، تمیز کردن منزل و لباس، خیاطی و تعمیر لباس، فعالیت‌های هنری و صنایع دستی و بالاخره تولید فرآورده‌های غذایی و لبنی مورد بررسی قرار گرفته است که نتایج حاصل از آن بر ۲۰۰۰ زن نمونه در شهر شیراز و ۴ شهر دیگر کوار، زرقان، خرامه و سروستان بیانگر این است که کل ارزش افزوده ایجاد شده توسط اعضای خانواده‌های مورد بررسی در سال ۱۳۷۸ بالغ بر ۹۴۵/۳۲۳/۱۶ هزار ریال می‌باشد که در حدود ۴/۸۴ درصد آن توسط زنان خانه دار (۵۷۷/۷۸۵/۱۳ هزار ریال) و ۸/۴ درصد توسط مردان خانه، ۱/۶ درصد توسط فرزندان، ‌۷ درصد توسط خدمتکاران خانگی و ۴ درصد بقیه توسط سایر اعضای خانواده ایجاد شده است.

از میان ۸ فعالیت مورد بررسی در این تحقیق، پخت و پز و تهیه غذای روزانه بیشترین سهم را در ارزش افزوده تولیدی توسط اعضای خانواده دارد به طوری که ۷/۶۲ درصد از کل ارزش افزوده ایجاد شده است، مربوط به این فعالیت است که پس از آشپزی روزانه، شستشوی لباس و تمیز کردن منزل بیشترین سهم را در ارزش افزوده ایجاد شده دارد.

این فعالیت ۲/۳۱ درصد از ارزش افزوده ایجاد شده را سبب شده است میانگین ارزش افزوده ایجاد شده توسط زنان مورد مطالعه در حدود ۷۸۸/۸۹۲/۶ ریال در سال است که از میانگین درآمد زنان شاغل بیشتر است.

اهمیت نقش زنان در اقتصاد کشور زمانی بهتر درک خواهد شد که اگر با تسامح این میانگین را برای کل زنان ازدواج کرده ایرانی تسری دهیم، کل ارزش افزوده ایجاد شده در سال ۱۳۷۸ به قیمت سال ۱۳۷۶ برابر ۵۸۶۹۳ میلیارد ریال می‌شود که از ارزش افزوده تولیدی در بخش‌های نفت و کشاورزی که در سال مورد اشاره بیشتر است (۸).

تحدید زنان به فضای خصوصی

قانون گذاری همواره یکی از ابزار قدرتمندی است که حاکمیت‌ها می‌توانند از آن برای مشروع ساختن و تحمیل کردن ایدئولوژی خود بهره بگیرند. قوانینی که در سال‌های اخیر به ویژه دهه گذشته در ایران تصویب می‌شود موید این ایده غالب است که روحیه زنان با حضور و فعالیت در محیط خانه همخوانی دارد و به عهده گرفتن نقش‌های اقتصادی مولد زنان را از ماهیت ذاتی آن‌ها دور می‌کند.

جدید‌ترین لایحه‌ای که در این راستا تصویب شده است، کلیات لایحه «کاهش ساعت کاری زنان با شرایط خاص» است. براساس این لایحه، زنان شاغل با شرایط خاص بر اساس قانون کار و تأمین اجتماعی با تأیید مراجع مربوطه ۳۶ ساعت در هفته کار می‌کنند اما حقوق و مزایای ۴۴ ساعت را دریافت می‌کنند.

این لایحه پیشنهاد مرکز امور زنان دولت دهم است که با همکاری نمایندگان زن مجلس آماده شد و در اواخر دولت گذشته و اوایل مجلس نهم به مجلس داده شد. این لایحه در مجلس تصویب شده است و اگر شورای نگهبان به لحاظ بار مالی ایرادی به این لایحه وارد نکند، به دولت ابلاغ می‌شود و از آن پس به وزارتخانه‌های مختلف ابلاغ خواهد شد (۹).

این لایحه یک ماده واحده دارد که بر اساس آن ساعت کار هفتگی زنان شاغل اعم از رسمی، پیمانی و قرار دادی که سرپرست خانوار هستند یا اینکه فرزند زیر هفت سال دارند، یا فرزند معلول دارند یا همسر یا فرزند آن‌ها مبتلا به بیماری‌های صعب العلاج است هم در دستگاه‌های اجرایی ماده ۲۲۲ قانون برنامه پنج ساله که شامل کلیه وزارتخانه‌ها و نهادهای عمومی و هم شامل بخش‌های غیردولتی می‌شود و بر اساس قانون کار و تأمین اجتماعی با تأیید مراجع ذیربط ۳۶ ساعت در هفته کار می‌کنند اما حقوق و مزایای ۴۴ ساعت را دریافت می‌کنند.

گرچه در نگاه اول این قانون می‌تواند در ارتقای کیفیت زندگی زنان و کاهش فشار نقش‌های چندگانه ایشان نقش مثبت داشته باشد اما در دراز مدت موجب کنار گذاشته زنان از مشاغل رسمی و راندن آن‌ها به سمت اشتغال غیررسمی یا خانه نشینی خواهد شد. باید دید کدام کارفرما حاضر می‌شود برای ۳۶ ساعت کار در هفته، حقوق و مزایای ۴۴ ساعت را پرداخت کند؟ این سوال زمانی جدی‌تر می‌شود که مقررات و مناسبات کاری کاملا «سود محور» بخش خصوصی را نیز مد نظر قرار دهیم.

پایان بندی

وابستگی اقتصادی زن به مرد در چارجوب زندگی خانوادگی، عدم مشارکت در تولید اجتماعی و رشد اقتصادی و محدود شدن به میدان اندیشه و عمل مرد از پیامدهای کار خانگی روزمره است. کار خانگی به دلیل ابتدایی بودن، تکراری بودن و خدماتی بودن قابل مقایسه با کار تولیدی و متنوع مرد در فضای جامعه نیست. در واقع کار خانگی در خدمت کار دوم قرار می‌گیرد.

یکی از وجوه مهم و بنیادی برابری جنسیتی این است که کار خانگی در زمره کارهای تولیدی قرار بگیرد و یا تقسیم کار خانگی/ نان آوری بر اساس جنسیت تغییر کند. در نگاه اول به نظر می‌رسد نظام سرمایه داری با تسهیل حضور زنان در تمامی عرصه‌ها منزلت انسانی ایشان را تامین می‌کند.

اما با گسترش استثمار کارِ مزدی زنان کارگر، گرچه زمینه‌های مادی استقلال اقتصادی زنان فراهم می‌شود اما پیامدهای این استقلال اقتصادی که باید در قالب برابری کامل زن و مرد در تمامی شئون و عرصه‌ها و نیز برداشته شدن بار کار خانگی از دوش زنان عینیت یابد، نه تنها تضمین نمی‌شود بلکه به اشکال و شیوه‌های متنوع بازتولید می‌شود. از این رو دگرگونی تقسیم کار به ویژه در خانواده یکی از ضروریات رفع انواع تبعیض و ستم علیه زنان است.

پانویس:

۱. معید فر، سعید، ۱۳۸۰، «فرهنگ کار»، موسسه کار و تأمین اجتماعی، تهران ص ۳و ۵۱۷

۲. ماهنامه اقتصاد ایران سال سوم شماره بیست و سوم – دی ۱۳۷۹ ص
۸
۳. زارتسکی، ایلای، ۱۳۹۰، «سرمایه داری، خانواده و زندگی شخصی»، نشر نی

۴. فصل سوم: شرایط کار (وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی)

۵. کار خانگی، کاری که دزدیده می‌شود، سایت جهان زنان

۶. باقری، شهلا. (۱۳۹۰) «ارزش افزوده کارخانگی زنان و عوامل موثر بر آن»، نشریه زن در توسعه و سیاست، مرکز مطالعات و تحقیقات زنان دانشگاه تهران، دوره ۹، شماره ۳، صفحات ۸۹-۱۰۷

۷. حساب‌های منطقه‌ای تولیدی استانهای کشور ۱۳۷۹ مرکز آمار ایران

۸. بررسی نقش اقتصادی کار خانگی زنان در خانواده، تابناک

۹. تصویب لایحه کاهش ساعت کاری زنان شاغل، سایت ایران زنان

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: