چرا بعضی زنان در روابط خشونت آمیز می‌مانند؟ مهرناز صمیمی روزنامه‌نگار

khoshoonatریشه اش هر چه که باشد، گاهی خشونت شیوه تعامل میان آدمیان می شود، جای سخن گفتن را می گیرد، و در پی آن، گاه ساعت ها و گاه سال ها سخن، صرف توضیح یا توجیه آن می شود. در روابط خشن میان زن و مرد، اغلب، بنا به طبع و طبیعتش، این زن است که آسیب بدنی می بیند، حتی اگر اولین سیلی را او زده باشد.

زد و خورد میان زن و مرد، در دهکده جهانی سده بیست و یکم، حتی در مدنی ترین و مدرنترین ممالک آن، نامتعارف نیست و مقام و مرتبه هم نمی شناسد. در نیمه سال ۲۰۱۴، انتشار فیلم دوربین مدار بسته یک آسانسور، بانی آغاز گفتگوی گسترده ای پیرامون خشونت علیه زنان شد.

ری رایس ، از بازیکنان مطرح فوتبال آمریکایی شرق آمریکا، در پی مشاجره و سیلی خوردن از نامزدش، با مشت چنان بر صورت نامزدش کوبید که بیهوشش کرد. با این وصف، نامزدش با او ماند، ازدواج کرد و از او صاحب فرزند شد.

فیلم، مدتی بعد از ازدواج آنها منتشر شد. رایس برای مدتی از بازی حرفه ای محروم ماند و به دادگاه فراخوانده شد. آنچه بسیاری را پریشان کرد اما، دفاع دوآتشه همسر کتک خورده رایس از او بود، و پافشاری او بر آن که رفتار شوهرش، هرگز تکرار نشده و نخواهد شد.
جنبش چرا ماندم؟

بورلی گودن، نویسنده و فعال اجتماعی آمریکایی نامداری است که یک سال قربانی خشونت همسر پیشینش بود. در پی داغ شدن بحث سازش همسر ری رایس، خانم گودن هشتگ چرا ماندم را، که به جنبشی اجتماعی بدل شد، فعال کرد. چرا ماندم دلیل ادامه رابطه ای را می جوید که به رغم خشونت، پایان نیافته است.

خانم گودن می گوید: «گویی خیلی ها منتظر فرصتی برای درد دل کردن بودند. بعضی زنان شاید در مورد تصمیمشان پرسش هایی در ذهن داشتند. عده ای دیگر گویی می خواستند ماندنشان را در رابطه خشونت آمیز با همسر یا دوست پسرشان توجیه کنند. بسیاری از این زنان توانستند حرفشان را در توییتر بزنند، حرفی که شاید جای دیگری نمی شد زد.»

تنها در بیست ساعت اول، حدود صدهزار توییت با این هشتگ منتشر شد، و انتشار این توییت ها، امروز، نزدیک دو سال پس از انتشار اولین آنها، هنوز فعالانه ادامه دارد.

صحبت از خشونت برای قربانیان آن، به شیوه بیان تجربه ای تکرارپذیر و شبیه به تجربه دیگران، آسانتر از آن است که به شیوه ای مجزا و منزوی، و با تمرکز بر آسیب های یک زن، مرور شود. از این روست که هشتگ چرا ماندم به وسیله ای برای طلب همدلی و ابراز همدردی تبدیل شده است.
وجوه اجتماعی ماندن زنان

گاهی به سادگی می توان سبب ماندن در خشونت را دریافت. زنی که استقلال اقتصادی یا تجربه اجتماعی ندارد یا از پشتوانه نزدیکانش محروم است، شاید به ناگزیر دندان بر جگر بگذارد. زنانی که اسیر تابوهای جوامع سنتی یا مذهبی یا مردسالار هستند، گاهی چاره ای جز درجا زدن ندارند.

بعضی از زنانی که اعتقادات راسخ و عمیق مذهبی دارند، از روی احترام یا واهمه، زندگی شان را ترک نمی کنند. برخی زنان هم، برای سوختن و ساختن، فرزندانشان را بهانه می کنند، به درست یا نادرست.

اما هستند زنان باهوش، توانا، و موفقی که در اجتماع حضور موثری دارند و ماندنشان در رابطه ای که توام با تنش فیزیکی است، توجیه روشنی ندارد، اما در چنین رابطه هایی می مانند و تحمل و تکرار را بر ترک رابطه ترجیح می دهند.

نمونه ای که چندی پیش خبرساز شد، نیجلا لاسن است: زن بریتانیایی موفق و مشهوری که از چهره های آشنای شبکه بی بی سی است. تسلطش به آشپزی و کتاب های پرفروشی که نوشته، او را محبوب کرده، تا آنجا که «خدای کدبانوگری» لقب گرفته است.

این خدای کدبانوگری اما، خود قربانی خشونت خانگی بود و به گفته خودش، در ازدواجی که یک دهه دوام یافت، قربانی خشونت بود. اعتراف لاسن به مصرف کوکائین برخی را به این فکر انداخت که شاید او به مواد مخدر گرفتار بوده است و گرایشش به اعتیاد، جدا شدن از همسرش را هم مثل ترک مواد مخدر برای او دشوار کرده بوده. لاسن اما، اتهام اعتیاد را رد کرد، و گفت تنها برای تفریح کوکائین مصرف می کرده است.
ریشه های روانی تحمل خشونت

با آن که آمار دقیق و جهان شمولی در این مورد وجود ندارد، برآورد می شود که حدود ۲۵ درصد زنان، طی برهه ای از زندگی شان، قربانی خشونت خانگی می شوند. در کشورهای پیشرفته، تنها یک چهارم این موارد به مراجع قانونی گزارش می شود و بقیه بدون بررسی و پیگرد قانونی، رها می شوند. در کشورهای در حال توسعه، شمار شکایات به مراتب کمتر است.

روانشناسان می گویند عواملی که ترک روابط خشونت آمیز را برای زنان دشوار یا حتی ناممکن می کند، گاه عینی است، گاه انتزاعی، و گاه آمیزه ای از این دو.

کرگ مالکین ، روانشناس بالینی، نویسنده، و استاد دانشگاه هاروارد، در یکی از سخنرانی های اخیرش، به حس گناه و ملامت اشاره کرد وگفت:‌»خیلی از زنان خودشان را بابت رفتار خشن مرد سرزنش می کنند و به خود می گویند اگر رفتارشان را تغییر دهند، قربانی خشونت نمی شوند، یا فکر می کنند آنها بوده اند که سبب بروز چهره خشن مرد شده اند.»

دکتر مالکین ماندن خودخواسته در رابطه خشونت آمیز را به اعتیاد به قمار تشبیه می کند:‌ «زنی که قربانی خشونت است، وجه مثبت رابطه را می بیند. کوچکترین تحول مثبتی را بزرگ می کند و مشتاقانه منتظر تحول مثبت بعدی است. اثر روانی لحظاتی که بار عاطفی مثبت دارند، بر زنی که به چنین رابطه و چنین مردی معتاد است، به قدری عمیق است که تحمل لحظات پرتنش و دردناک را برای او ممکن می کند.»

زنی که به امید فراز آینده، فرود اکنون رابطه ای خشونت آمیز را تاب می آورد، گاه حس خودکم بینی دارد، گاه حس ناامنی از ترک رابطه. گاه می اندیشد که ترک عادت به مرد بدرفتار، موجب مرض خودش خواهد شد. گاهی هم، پیشینه خانوادگی اش باعث می شود به ماندن تن دهد.

روت گلن مدیر اجرایی انجمن ملی مبارزه با خشونت خانگی در آمریکا، مردم را از قضاوت کردن درباره زنانی که در روابط خشن مانده اند، برحذر می دارد و می گوید:‌ «از یاد نبریم که اغلب زنان موفق و توانایی که قربانی خشونت می شوند اما می مانند، نه به دلیل مصلحت اندیشی، بلکه از روی علاقه، مرد را ترک نمی کنند. اغلب آنها، عاشق هستند: عاشق همان کسی که آنها را آزار می دهد. بسیاری از این زنان به رغم آن که قربانی اند، خود را مقصر می دانند.»

برخی از روانشناسانی که تخصصشان پژوهش خشونت خانگی است، می گویند نباید نقش پررنگ عشق و وابستگی را در رابطه پرخشونتی که زن به آن تن می دهد، نادیده گرفت.

لزلی مورگان استاینر نمونه ای دیگر از زنان موفق و مطرحی است که هر چند برای مدتی کوتاه، قربانی خشونت شده اند. خانم استاینتر که دانش آموخته دانشگاه هاروارد است و روزنامه نگار برجسته ای است، در پی تجربه خود، کتابی با نام عشق دیوانه نوشت و در آن حکایت خود را بازگفت و دلایل گوناگون ترک نکردن رابطه‌ای خشن را بررسی کرد.

استاینر که به دنبال انتشار کتابش، فعال اجتماعی شده و می کوشد به زنان قربانی خشونت کمک کند، می گوید اظهار نظر کسانی که زنی را به سبب ماندن در رابطه ای خشونت آمیز، ملامت می کنند، ناشی از ناآگاهی یا پیشداوری است.

پژوهش های گسترده نشان می دهد که بیشتر مردانی که نهادی خشن دارند–حتی اگر این خشونت پیشتر بروز نکرده باشد–به زنانی گرایش دارند که عزت نفس اندکی دارند، در وجوه عاطفی زندگی حس ناتوانی می کنند، و در رابطه با مردی که عاشقانه دوستش می دارند، به نیازها یا تمایلات خود توجه نمی کنند و قدرت انتخاب و تصمیم را به مرد واگذار می کنند.

بعضی از زنانی که کودکی پرتنشی را سپری کرده اند، یا شاهد آن بوده اند که مادرشان قربانی خشونت پدر شده، الگوی مناسبی برای روابط خود ندارند و گاهی به این سبب، به خشونت تن می دهند، یا حتی می پندارند بهای رابطه عمیق عاطفی، تحمل خشونت است.

دردناک تر از تحمل خشونت، آن است که بسیاری، از جمله و به ویژه بسیاری از زنان، حرف زنی را که در رابطه ای پرتنش و خشن مانده، باور نمی کنند و می گویند:‌ «اگر من بودم، یک دقیقه هم نمی ماندم. لابد یا خودش مقصر است، یا دروغ می گوید!»

اما واقعیت اندوهبار آن است که زنانی که راست می گویند، کم نیستند. زنانی که می توانند بروند، اما می مانند، چون خود را شایسته شرایط بهتر نمی دانند، یا چون امنیتی، هرچند بیمارگونه، در رابطه آشفته شان حس می کنند. امنیتی که نگرانند با ترک رابطه، پایان بگیرد.

بسیاری از روانشناسان خشونت علیه زنان یا خشونت خانگی را پیچیده، پرتناقض، و رازآلود می خوانند. آنها که توانسته اند به این چرخه باطل پایان دهند، می گویند ترک روابط خشونت آمیز، حتی برای زنانی که توفیق اجتماعی و استحکام روحی دارند، یک فرایند است، نه یک رویداد. یعنی نه به یک باره، بلکه به تدریج شدنی است.

زنان تحصیلکرده امروزی به قدری قدرت یافته اند که بتوانند بر هراس از انزوا و تنها شدن غلبه کنند، اما کاستی های روانی که از خردسالی یا حتی پیش از آن در وجود آدمی ریشه می دواند، به سادگی از روح و ضمیر ناخودآگاه زنان رخت بر نمی بندد.

افزایش آگاهی، فعالیت نهادهای مدنی و کمک فکری و عاطفی زنانی که این تجربه را از سرگذرانده اند به آنها که در خم اولین کوچه های آن مانده اند، از راه هایی است که شاید عده ای را به سلامت به مقصد برساند، پیش از آن که خیلی دیر شود.
BBC

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: