پای درد دل کشاورزان مزارع بامیه درحاشیه اسلامشهر دست‌های زخمی زنان نان‌آور- ترانه بنی‌یعقوب

نیم نگاه-ایران- سیما 21 ساله، ساکن روستای سیمون تند و تند بامیه می‌چیند. حرف زدن هم از سرعتش کم نمی‌کند. بامیه‌ها را می‌ریزد توی سبدی که به کمرش بسته. گاه می‌ایستد وعرق از پیشانی‌اش می‌گیرد و می‌گوید: بامیه تا ریزه به درد می‌خوره، درشت که بشه، دیگه کسی طالبش نیست. این بوته‌ها خار داره و زبره، دست بزنی تا چند روز دستت می‌سوزه
هاجر 60 ساله، در نظام آباد اسلامشهر زندگی می‌کند. از 5 صبح اینجاست. همراه با همسرش محمد که کمی دورتر ایستاده. می‌گوید: همه این کار سختیه برای من. سن و سالی ازم گذشته. دیگه وقت کارم نیست. نمی‌تونیم کارگر بگیریم، آخه از کجا بیاریم. زانوهام درد می‌کنه. دکتر میگه نباید کار کنی اما نمیشه.همه درآمدمون همون یارانه است. پول آب، برق…
به خواندن ادامه دهید

Advertisements

گفت‌و‌گو با سیلویا فدریچی فیلسوف فمینیست و فعال مدنی مارکسیست بحران بازتولید و پیدایش پرولتاریای «قانون‌شکن» جدید ترجمه: فرید دبیرمقدم

در مصاحبه زیر سیلویا فدریچی، فیلسوف فمینیست و فعال مدنی مارکسیست، از تغییراتی که کار بازتولیدی در ٤٠ سال اخیر و به‌خصوص پس از سیاست‌های ریاضتی ٢٠٠٩ از سر گذرانده می‌گوید. به گفته او، بحران بازتولید پیامدهای بسیاری دربر داشته: عدم امنیت کاری، رواج کار بی‌مزد، قطع‌شدن بودجه خدمات عمومی، امنیتی‌شدن زندگی، شکل‌های مختلف خشونت و غیره. او بر این باور است که برای رهایی از سلطه پول بر بازتولید باید از مواهب اشتراکی‌مان دفاع کنیم، از مواهبی چون آب، زمین و هوا که در انحصار هیچ‌کس نباید باشند.
به خواندن ادامه دهید

گزارش نشست هویت زن ایرانی در گذار از سنت به مدرنیته: جنبش زنان ایران می‌تواند تجدد جامعه ایرانی را تکمیل کند

بیدار زنی: نشست مشترک علمی-تخصصی حلقه مطالعات مسائل اجتماعی زنان انجمن جامعه‌شناسی ایران و خانه اندیشمندان علوم انسانی با عنوان «هویت زن ایرانی در گذار از سنت به مدرنیته»، عصر روز یکشنبه، ۸ مردادماه ۹۶، در سالن حافظ خانه اندیشمندان برگزار شد.

به خواندن ادامه دهید

به یاد مریم میرزاخانی نخبگان زن و تبعیض‌های ساختاری علیه آنان مریم رحمانی

بیدارزنی: در سفر بودم که خبر درگذشت مریم میرزاخانی را شنیدم. صبح از خواب بیدارشدم که دوستی خبر را اعلام کرد. سرخوشی سفر، تلخی مرگ را انگار کم‌رنگ‌تر می‌کند. شاید هم تمام ذهنم را برای درگیر شدن با خبرهای بد، بسته بودم؛ اما مرگ را آن‌هم در چهل‌سالگی از سرطان پستان برای من که چهل‌ساله شده‌ام و کیستی در پستان دارم، را نمی‌شود سرسری گرفت؛ هرچند که تحت کنترل است. اما مهم‌تر از آن برخورد ایرانیان با این مرگ بود. زنی نابغه می‌میرد و بیشتر واکنش‌ها به این مرگ در فضای مجازی بود. پشت در اتاقش در استنفورد تنها دو دسته‌گل گذاشته شد و دیگر هیچ. در ایران جمعی گرد هم آمدند و تلاش کردند یادش را گرامی بدارند. اگر او مردی نخبه بود مسلماً شرایط فرق می‌کرد و دامنه سوگواری گسترده‌تر بود .
به خواندن ادامه دهید