رنج بی مزد زنان شالیکار – زهرا علیپور

قانون- صاحبان زمین برنج، اواسط فروردین که چاه‌های آب را روشن می‌کنند و بذرهای پرورش داده شده را به کارگران می‌سپارند تا نسیم را با بوی شالیزار مطبوع کنند،تصویری از نظم بذرهای تازه کشت شده در دشت‌ها می‌سازندکه این روزها، جزو جاذبه‌های استان‌های شمالی شده است. زمین‌داران در فروردین به دنبال کشاورزهستند و کارگرها نیز سراغ زمین داران خوش انصاف‌تر را می‌گیرند. صاحبان زمین نیز کارگرهای جوان‌تر را دست چین می‌کنند و با سالخورده‌ترها مبلغ کمتری قرارداد می‌شود. زنان، هر چند بیکار نمی‌مانند و در نمای کلی شالیزارها اغلب آن‌ها هستند که دیده می‌شوند اما درزمان قرارداد منتظر می مانند تا هرچه برای مردان تعیین شد، نصف و بعضی‌ها کمتر بگیرند.
به خواندن ادامه دهید

نگاهی به مستند «معرف» معرف‌هایی به بن‌بست خورده/ مریم رحمانی

بیدارزنی:‌فیلم مستند «معرف» ساخته آزادی مقدم در جشنواره فیلم سینما حقیقت به نمایش درامد. همچنین به بیست و پنجمین جشنواره فیلم مستند هات‌داکس کانادا راه یافت. این مطلب به این مناسبت نگاشته شده است. مستند معرف با محوریت موضوع ازدواج و مسائل و مشکلات پیرامون آن می‌کوشد مخاطب را با ابعاد امروزی و پیچیده مسئله ازدواج در جامعه رو به توسعه ایران مواجه کند. پیش‌ترها ازدواج دختران و پسران از رهگذر معرف‌هایی اتفاق می‌افتاد که معتمد بودند. امروزه کم‌کم دختران و پسران بی‌واسطه با هم آشنا می‌شوند و البته چند سالی‌ است مراکز همسریابی نیز تأسیس شده‌اند. مراکزی که به نظر مدرن می‌رسند اما در عمل باید دید چه هستند. کارگردان فیلم با انتخاب یکی از مراکز همسریابی به‌عنوان لوکیشن فیلمش سعی دارد تصویری عاری از پیش‌داوری و قضاوت از فعالیت‌ها و مسائل چنین مراکزی پیش‌روی مخاطب قرار دهد. فیلم‌ساز داستانش را از زبان ۴ زنی که در این مرکز کار می‌کنند، روایت می‌کند.
به خواندن ادامه دهید

فسادی که ریشه دوانده است؛ رشد تن‌فروشی زیر پوست شهر

در شلوغی هر روزه تهران، درست در زمانی که بازار فروش ارز سویه‌ای از شهر را به خود مشغول کرده و مقابل در صرافی‌ها حجم قابل ملاحظه‌ای آدم عجیب و غریب می‌بینی و در عجب می‌مانی که دلار به چه دردش می‌خورد، درست زمانی که شهر ترافیک روزانه‌اش را سپری می‌کند و هیچ‌کس اجازه تردد به دیگری را نمی‌دهد و شاهد ترافیک قفل شده در معابر و اتوبان‌های این شهر شلوغ هستی و باز هم درست زمانی که کافه‌ها و مراکز خرید این شهر مملو از آدم‌های خسته و عاشق یا خریدارهایی که پول خرج می‌کنند تا حال‌شان بهتر شود؛ کسانی مشغول کار و کسب درآمد اما به شیوه خودشان و البته تحمیلی هستند.
به خواندن ادامه دهید