فمینیست‌ها- جذب مردان حمایتگر و سکسیست می‌شوند؟ چرا اغلب زنان – حتی فمینیست‌ها- جذب مردان حمایتگر و سکسیست می‌شوند؟ ترجمه: نفیسه محمدپور

بیدارزنی: اگر مردی برای برداشتن چمدان سنگینِ زنی یا برای پارک کردن دوبله‌ی ماشین، به یک زن کمک کند، در مورد او چه فکر می‌کنید؟

آیا این عمل ناشی از ادب است؟ یا آیا این یک توهین جنسیتی به قدرت و شایستگی اوست؟

روانشناسان اجتماعی که این رفتار را «سکسیسم خیرخواهانه» توصیف می‌کنند، کاملاً طرفدار دیدگاه دوم هستند.

اما محققان پرده از این پارادوکس برداشته‌اند: زنان مردانی را ترجیح می‌دهند که رفتارهایشان مصداق سکسیم خیرخواهانه است.

این رفتار و تمایل را چگونه می‌توان توصیف کرد؟
ادامهٔ نوشته

کار جنسی اینجا قانونی است اما… برگردان و تلخیص: مریم نیک‌پور

بیدارزنی: در بعدازظهری گرم در حومه داکار، «بینتا» در میان گروهی از زنان در کلینیک دولتی سنگال منتظر است تا معاینه شود. اسمش را صدا می‌زنند، به اتاق چکاپ هدایت می‌شود تا از نظر بیماری‌های جنسی قابل انتقال بررسی شود و کاندوم دریافت کند. در پایان پرستار کارت شناسایی او را مهر می‌زند و این یعنی او آماده است تا به‌عنوان کارگر جنسی قانونی و ثبت‌شده فعالیت کند.
ادامهٔ نوشته

دو خصوصیت بارز جمهوری اسلامی: “کارگر ستیزی و زن ستیزی توامان” هنوز حرف اول را می زند

نطام جمهوری اسلامی به لحاظ ماهیت طبقاتی رژیمی است سرمایه داری و به لحاظ ایدئولوژیک نظامی است دینی که بهر حال طی چهل سال عمر و پابرجایی اش نشان داده است که این دو ویژگی مانعه الجمع نیستند اما آیا تا چه حد ماندگار و یا میرا هستند و با این تناقض آشکار تا چه میزان می تواند بدین‌شکل بقا داشته باشد پرسشی است که پاسخ ان را باید در اقتصاد سیاسی یافت.
ادامهٔ نوشته

دلگرمیم به صداقت تلاش‌های شما برای آزادی بی‌قید و شرطمان نامه‌‌ی چهار شیرزن از زندان اوین

تأمین نان، امروز به بزرگ‌ترین دغدغه‌ی مزدبگیران بدل شده است. تعمیق انبان مفسدان اقتصادی، اختلاس‌گران و طراران اقتصادی از یک سو و تحریم‌های ضدانسانی زورمندانِ اقتصاد جهانی از سوی دیگر سفره‌ی زحمتکشان را بیش از پیش کوچک کرده است. فرودستان جامعه در جدالی نابرابر برای کسب و حفظ کار و همچنین برای دریافت دستمزد معوق، سعی می‌کنند از اندک‌داشته‌هایشان در برابر صاحبان قدرت و ثروت، محافظت کنند. اعتراضات کارگران هفت‌تپه نمونه‌ای از این جدال بود که بر پایه‌ی مطالبات به‌حق کارگران شکل گرفت؛ اعتراضاتی که پژواک خواسته‌های صنفی جامعه و گریز از درد بود. آنها نسبت به وضعیتی معترض بودند که با شدت و ضعف متفاوت، زندگی تمامی مزدبگیران ازجمله ما را به بن‌بست اقتصادی کشانده. ما نیز به‌عنوان بخشی از جامعه که متأثر از این شرایط اقتصادی بودیم خواسته‌های به حق کارگران را خواسته‌های خود می‌دانستیم و از آنها حمایت کردیم.

ادامهٔ نوشته

«مترسک‌ها»: جهاد نکاح، زن‌ستیزی و همجنس‌گراهراسی در تونس دبرا یانگ

نوری بوزید، کارگردان کهنه‌کار تونسی، درباره‌ی جدیدترین فیلم خود که جایزه‌ی ویژه‌ی حقوق بشر را در دوره‌ی اخیر جشنواره‌ی ونیز به دست آورد، می‌گوید: «می‌خواستم فیلمی بسازم که بر دوره‌ی سیاه سلطه‌ی اسلام‌گرایان بر تونس پس از انقلاب اخیر گواهی دهد. هدفم شکستن سکوت پیرامون قربانیان تک‌وتنها و پرده برداشتن از فجایع این دوران است. فرصت را غنیمت شمرده‌ام تا داستانی را بازگو کنم که از سال 2013 در پسِ دیوارها محبوس مانده است. مترسک‌هااعتراضی به فراموش کردن قربانیانی است که مایه‌ی عذاب وجدان ملت ما است. به لطف تهیه‌کنندگان جوانی که با من همکاری کردند، این فیلم به من اجازه داد تا زندگی در سینما را بازیابم.» آن‌چه در ادامه می‌خوانید مروری بر این فیلم است.
ادامهٔ نوشته

گزارش یک کژ رفتاری آموزشی وتجربه ی فرداد فریبرز رئیس دانا

از سال ۱۳۷۰، در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، سیاست تعدیل ساختاری در ایران، با موافقت اصلی ترین مقام های کشور آغاز شد. این سیاست در ایران از نوع ایرانی-اسلامی بود. از مشخصات آن یکی آسان بودن دسترسی به سودهای گزاف برای اقلیتی مشخص و نزدیک به قدرت، گریز سریع از مسئولیت های دولتی در زمینه ‏های خدماتی و رفاهی، باز بودن دست مسئولان برای انواع اقدام های اقتصادی، بی حساب و کتابی قانونی و نظارتی و جانشین شدن شئون ایدئولوژیک و فرقه ای و اعلام وفاداری به جای آن بود. خصوصی سازی ها از اصلی ترین جهت گیری های این سیاست به شمار می آید. این سیاست در همه ی دوره ی هاشمی رفسنجانی، خاتمی، احمدی نژاد و روحانی با مبانی و سمت و سوی اساسی یکسان، اما با جهت گیری و هدف گیری متفاوت، به اجرا درآمد. تفاوت ها مربوط می‏شد به بهره مندی گروه های اجتماعی خاص، نزدیکان و هدف های تعیین شده ی هر دولت و در یک کلام به “خودی” ها.
ادامهٔ نوشته

بیانیه «شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران» در اعتراض به «خط سرکوب فعالان صنفی»

در حالی در آستانه آغاز سال تحصیلی قرار داریم که در طی چند ماه گذشته سرکوب معلمان از طرف وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه و قوه قضاییه و نهادهای زیرمجموعه وزارتخانه، حراست و هیئت رسیدگی به تخلفات اداری هرگز متوقف نشده است گویی ارکان حاکمیت در بی‌توجهی به مطالبات فرهنگیان بازنشسته و شاغل و سرکوب فعالان صنفی و مدنی متفق‌القول هستند و بین جناح‌های سیاسی از اصلاح‌طلب و اصولگرا تا اعتدال‌گرا تفاوتی وجود ندارد.

ادامهٔ نوشته

استبداد بی‌ساختاری نویسنده: جو فریمن/ برگردان: حمیدرضا واشقانی فراهانی

بیدارزنی:

یادداشت مترجم:

مدتی پیش حین خواندن ترجمه مصاحبه‌ای که کارلا برگمن[۱] و نیک مونتگومری[۲] برای انتشار در کتاب «پیکارِ شاد: برساختن مقاومتِ پیش‌رونده در زمانه‌ای مسموم»[۳]و[۴] با سیلویا فدیریچی[۵] انجام داده‌اند[۶] به اشاره‌ای از فدریچی به مقاله‌ای از جو فریمن با عنوان استبداد بی‌ساختاری برخوردم. پس از مطالعه چند پاراگراف اول «استبداد بی‌ساختاری»، متوجه شدم که جستار فریمن فارغ از موضوعات مصداقی، به مسائل مهمی می‌پردازد که ممکن است مطالعه آن همچنان پس از ۵۰ سال از تاریخ نگارش مفید باشد.
ادامهٔ نوشته

زنان مسلمانی که علیه خشونت سخن می‌گویند ساکت می‌شوند. ما باید صدایمان را بالا ببریم

ملیحه آکویل[۱]

بیدارزنی: گفته می‌شود بسیاری از مردان مسلمان در مواجهه با اسلام‌هراسی به‌جای پرداختن به میراث به جا مانده از خشونت پدرسالار صدای زنان مسلمان را خفه می‌کنند.

زنان مسلمان از دو بعد ویژه به حاشیه رانده شده‌اند. از یک طرف در سطح جهانی اسلام‌هراسی گسترده موجب بی‌اعتنایی به شنیدن صدایشان شده و از طرف دیگر در داخل جوامع مسلمان با اولویت دادن به نژادپرستی علیه مسلمانان سرکوب مبارزات در برابر پدرسالاری توجیه می‌شود.
ادامهٔ نوشته

بالاخره سحر فراخواهد رسید مونا یوسفی

چه می‌شود که پدری داغدار حاضر می‌شود با یک روزنامه حکومتی و معلوم‌الحال مثل کیهان مصاحبه کرده و اعلام کند دخترش «از لحاظ عصبی مشکل داشته، در آن روز اعصابش به هم می‌ریزد و فحاشی می‌کند و با مامور نیروی انتظامی درگیر می‌شود و…» [مصاحبه کیهان با پدر سحر خدایاری چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۹۸] دختری که در اعتراض به تبعیض، زن ستیزی و سرکوب نیروهای امنیتی تن و بدن جوانش را در آتشی خود ساخته به دست شعله‌های سرکش می‌سپارد و چند روز بعد جان می‌سپارد. دختری که هنوز خاک گورش خیس است و سنگی بر قبر ندارد.
ادامهٔ نوشته

رقص گلادیاتورها در آتش مژگان باقری. معلم

این روزها همه درباره سحر می نویسند از تفسیرهای سیاسی گرفته تا جامعه شناسی و روانشناسی. مردها طبق معمول دوباره پیشقدم شده اند تا عوامل این مرگ دردناک را تبیین کنند. عده ای درباره لزوم رفتن زنان به ورزشگاه قلم فرسایی می کنند و عده ای معتقدند که این مرگ جانسوز باید سرآغاز نهضتی بزرگ شود.
ادامهٔ نوشته

نامۀ سرگشاده به پیشگاه کارگران، سازمان ها و سندیکاهای کارگری بین المللی و همه وجدان های آگاه

موج سرکوب ها و دستگیرهای روز افزون و صدوراحکام ضد انسانی علیه کارگران، معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان، نویسندگان، خبرنگاران و فعالان حفظ محیط زیست در ایران همچنان قربانی می گیرد.
این سرکوب ها و زندانی کردن ها و احکام صادره علیه کارگران نقض فاحش و مستمر اصول و حقوق بنیادین کار توسط جمهوری اسلامی ایران است. دولت ایران به عنوان عضو سازمان بین المللی کار موظف به احترام به این اصول و حقوق است. از سال ها پیش تشکل های مستقل کارگری ازجمله سندیکای کارگران شرکت توسعه نیشکر هفت تپه و سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در ایران تشکیل گردیده اند که هدفی جز حمایت از حقوق کارگران و زحمتکشان ندارند. اما برخورد مسئولان قضائی و امنیتی با آنها بدتر از برخورد با جانیان است. ما به شهادت تاریخ و بر مبنای وقایع تلخی که سرنوشت اکثریت عظیم مردم زحمتکشِ جامعه را سیاه کرده است، اعلام می داریم که در ایران حقوق ابتدائی کارگران و مردم زحمتکش هرگز رعایت نمی گردد .
ادامهٔ نوشته

بیانیه‌‌ی ۲۶۰ فعال اجتماعی در محکومیت سرکوب‌های گسترده‌ی اخیر

«آن‌قدر عزا بر سرمان ریخته‌اند که فرصت زاری کردن نداریم، پیام دقیق به ما رسیده است: خفه می‌کنیم. ما هم حاضریم! مگر قرار نیست که برای جامعه‌ی مدنی و آزادی بیان قربانی بدهیم؟ حاضریم!» (هوشنگ گلشیری، پاییز ۱۳۷۷)

درحالی‌که سایه‌ی شوم مسائل اقتصادی و معیشتی ناشی از سیاست‌های خصوصی‌سازی و محدود کردن روزافزون خدمات رایگان از جمله خدمات درمانی و آموزشی، رانت و فساد روزافزون داخلی، تحریم‌های خارجی و خطر بروز جنگ هر روز بر سر مردم گسترده‌تر می‌شود، شاهد افزایش تشکل‌یابی و اعتراض‌های مردمی برای احقاق حقوق‌ و مطالباتشان هستیم. اما پاسخ نهادهای حاکم در مقابل این اعتراض‌های برحق چیزی نبوده است مگر افزایش فشارهای سازمان‌یافته بر اقشار مختلف مردم و فعالان اجتماعی و سیاسی و سلب حق هرگونه تجمع و تشکل‌یابی از آنان.
ادامهٔ نوشته

مرگ «دختر آبی»، تلنگری به جامعه مدنی تضعیف‌شده و غیر متحد مهدیس صادقی پویا

بیدارزنی

ما، زنانِ بی‌گذشته

ما، زنانِ بی‌تاریخ

بیایید، ای زنان اسیر به پا خاسته،

زنجیرهایمان را پاره کرده

و ایستادگی کنیم!

بیایید ای زنانِ اسیر،

ای زنان تحقیرشده،

ای زنان خشونت‌دیده،

ای زنان محبوس در خانه‌ها،

و اخراج‌شده از جهان بیرون

ما زنانِ تنها در اسارتمان،

یکی پس از دیگری فراموش شده‌ایم.

ما زنان را از هم،

از خواهرانمان جدا کرده‌اند

بیایید به پا خیزیم! بیایید ایستادگی کنیم!
ادامهٔ نوشته

وای از آن آتشی که بر تن و جان ما افکنده شد فریبرز رئیس دانا

سحر خدایاری ( سارا) خود را به آتش کشید و چهار روز بعد در منتهای درد، درست در عاشورای حسینی که میلیونها نفر در آن از فرط عزاداری از خود بیخود بودند، جان باخت. او نمونه ی باز مانده ی سنت اعتراض بود. وقتی این سنت با بی رحمی تمام در ملک تبعیض ها سرکوب می شود باقیمانده آن چه بسا به گونه ای ناسالم و ویرانگر سر برون می آورد.

ادامهٔ نوشته

آزادی بی قید وشرط کلیه زندانیان سیاسی آرزم (آورد رهایی زنان و مردان)

برما چه می‌رود؟ در سرزمینی که تاوان سودجویی‌های کثیف سرمایه‌ را دخترانمان در شورآباد قرچک و بیدادگاه‌ اوین با هستی جوان خود پس می‌دهند و پسرانمان در زندان مخوف فشافویه با جسم مثله شده به ضرب چاقوی دشمن…. به چه جرمی؟ به جرم زن بودن، که سال‌ها بی‌حقوقی، تبعیض و تحقیر را تاب نیاورده، حجاب اجباری را به دست گرفته، برشانه افکنده تا مگر «نسیمی در میان گیسوانش» بوزد؛ به جرم کارگر بودن که فریاد گرسنگی‌اش پاسخی جز زندان و شلاق ندارد؛ به جرم دانشجو بودن: فرزند کارگری که از فرودستان حمایت می‌کند و نماد تاریخی آزادی‌خواهی و عدالت‌جویی این سرزمین است؛ به جرم انسان بودن که به ویرانی محیط زیست، زمین‌خواری، کوه‌خواری، دریاخواری و کشتار وحشیانه حیوانات، سگ‌کشی اعتراض می‌کند….هنوز فریادهای خشم ما در خیابان‌ها طنین‌انداز بود که آماج دستگیری و زندان قرار گرفتیم و مبهوت از احکام سنگین و غیرعادلانه.
ادامهٔ نوشته

رُفقا، ما همه چیز را قسمت کردیم پیام عسل محمدی و سروده اسماعیل بخشی در اوین

پس از ابلاغ حکم ظالمانه‌اش

«با هم سر صحبتی را باز می کنیم

در نیمه قطع می شود.
ادامهٔ نوشته

خواستار آزادی بی‌قید و شرط زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم بیانیه‌ی جمعی از فعالان حقوق زنان در محکومیت سرکوب گسترده‌ی فعالان اجتماعی

«آن‌قدر عزا بر سرمان ریخته‌اند که فرصت زاری کردن نداریم، پیام دقیق به ما رسیده است، خفه می‌کنیم ما هم حاضریم، مگر قرار نیست که برای جامعه‌ی مدنی و آزادی بیان قربانی بدهیم، حاضریم.»
ادامهٔ نوشته

اعلامیۀ سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه سندیکای کارگران شرکت واحد صدور احکام قرون وسطایی شلاق، زندان و تبعید علیه بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را قویاً محکوم می کند

در اقدامی سرکوبگرانه و به‌جای پاسخ به مطالبات برحق کارگران، تجمع اعتراضی و برحق کارگران مقابل مجلس در روز جهانی کارگر (یازده اردیبهشت ٩٨) که در اعتراض به وضعیت افسار گسیخته‌ی معیشتی و اعتراض به فقر و فلاکت روزافزون برای کارگران برگزار شده بود، با یورش عوامل امنیتی به تجمع کارگران حدود پنجاه تن از شرکت کنندگان در این تجمع بازداشت شدند.
ادامهٔ نوشته

«دختر آبی»، سحر فوتبال ایران در میان شعله های آتش فقها سوخت! یا شار جاوید

« دختر آبی» در حسرت تماشای فوتبال تیم مورد علاقه اش در استادیوم، از دنیا رفت. به همین سادگی و به همین تلخی و گزندگی. به خاطر یک آرزوی بسیار بدیهی و ساده. آرزوئی که تنها در نظام جمهوری اسلامی یک رؤیای دست نیافتنی به نظر می رسد. «دختر آبی» در میان شعله های آتش نظام فقاهتی سوخت. نظامی که چهار دهه بر بی حقی زنان پای می کوبد. رفتن دردناک سحر فوتبال ایران، دلِ دلخون میلیون ها ایرانی از این بی حقی ها را به آتش کشیده است! نامش سحر بود، سحر خدایاری، ۲۹ ساله، ساکن قم و عاشق فوتبال و تیم استقلال.
ادامهٔ نوشته

نه به خشونت سیستماتیک علیه زنان پیش به سوی تشکل مستقل زنان زحمتکش [*] فرزانه راجی

خاستگاه عمده ستم و خشونتی که تمامی زنان تحمل می‌کنند ناشی از دو نظام و ساختار است: سرمایه‌داری و مردسالاری. زنان ستم‌ و خشونت اعمال شده از جانب این نظام‌ها را در ابعادی بسیار وسیعتر و گاه به اشکالی متفاوت از آنچه که مردان تحمل می‌کنند، تجربه می‌کنند. به همین دلیل لازم است که زنان همچون سایر اقشار، طبقات و یا گروه‌هایی که به طور خاص مورد ستم و خشونت قرار می‌گیرند جنبش مستقل خود را برای مبارزه و رهایی از این ستم و خشونت داشته باشند. از سوی دیگر با توجه به این واقعیت که زنان نیز همچون مردان متشکل از طبقات و اقشار متفاوت هستند، جنبش زنان نیز به ناچار از بخش‌های متفاوت و گاه متعارض تشکیل می‌شود. زنان طبقات بورژوا، اقشار و طبقات متوسط و زنان زحمتکش این ستم و خشونت را به اشکال و در ابعاد متفاوت تجربه می‌کنند و به ناچار باید تشکل‌های مستقل خود را درون جنبش زنان داشته باشند.
ادامهٔ نوشته

مزه عدالت در کام مرضیه امیری‌ها علی معظمی

یک

پنجشنبه هفتم شهریور ماه ۱۳۹۸ خبرگزاری فارس مطلبی منتشر کرد، با عنوان «آیا مرضیه امیری خبرنگار بود؟»[۱] این مطلب هم به دلیل استدلال و ادعاهایش درباره مرضیه امیری که از روز جهانی کارگر در زندان است و اخیرا حکم بدوی دادگاه برایش صادر شده مهم است و هم از آن جهت که نوع استدلال آن قابل تعمیم به موارد دیگر است و هم به لحاظ موقعیت زمانی انتشارش و حال و هوای این روزها اهمیت دارد. پس جا دارد نظری به استدلال‌ها و محتوای آن بیندازیم و ببینیم چه می‌گوید.
ادامهٔ نوشته

وقتی برای همیشه مهاجر شدم شیوا نظرآهاری

هنوز خواب و بیدار بودم. به عادت همیشه که تا چشم باز می‌کنم، گوشی موبایل را از کنار تخت برمی‌دارم. اینستاگرام را باز کردم و پیام نوشین را دیدم. می‌شود فهمید که چه حدی از اضطراب و ترس و نگرانی ناگهان تمام بدنم را فراگرفت. در لحظه‌ی اول فکر کردم که احتمالاً نوشین پیام داده است که کاری نکنید، شلوغ نکنید. مثل همان پیامی که قبل‌تر به خواهرش داده بود، که احتمالاً بازجو کنار دستش ایستاده و به او گفته بود این پیام را به خانواده‌اش برساند. صدا را که شنیدم دیگر قلبم آن‌قدر تند می‌زد که می‌شد صدایش را شنید.

ادامهٔ نوشته

چرا با موتورسواری ما زنان مخالفت می‌کنند؟ سارا صحرانورد فرد

بیدارزنی: هنوز در کلانشهری چون اصفهان، دوچرخه‌سواری ما زنان ممنوع است که پیرو شکایت زنی (از همین شهر) مبنی‌بر صادر نشدن گواهینامه موتورسواری ازسوی نیروی انتظامی، دیوان عدالت اداری حکم به صدور گواهینامه می‌دهد. طبق شرع اسلام، سواری کردن زنان حرام نیست؛ با این حال با لزوم حفظ حجاب و عفاف در جامعه اسلامی،‌ دوچرخه‌سواری و صد البته موتورسواری نابهنجار تلقی می‌شود.
ادامهٔ نوشته

فلسفه اخلاق فمینیستی زهره حسینی

بیدارزنی:

۱) اساس اخلاق فمینیستی

برجسته‌ترین متفکران و حامیان نظریات اخلاقی که ما اندیشه‌های آنان را بررسی می‌کنیم در یک ویژگی مشترک هستند و آن این است که همگی مرد هستند. بسیاری از آنان در جوامعی زندگی می‌کنند که به‌طور نظام‌مند نسبت به زنان تبعیض قائل می‌شوند و حتی در اندیشه متفکران بزرگ آن‌ها می‌توان انعکاس این دیدگاه‌ها را مشاهده کرد. از این‌رو جای شگفتی نیست که بسیاری از فیلسوفان برجسته دیدگاه‌هایی را مطرح می‌کنند که در این زمان ما را محدود می‌سازند.
ادامهٔ نوشته