بیانیه‌‌ی ۲۶۰ فعال اجتماعی در محکومیت سرکوب‌های گسترده‌ی اخیر

«آن‌قدر عزا بر سرمان ریخته‌اند که فرصت زاری کردن نداریم، پیام دقیق به ما رسیده است: خفه می‌کنیم. ما هم حاضریم! مگر قرار نیست که برای جامعه‌ی مدنی و آزادی بیان قربانی بدهیم؟ حاضریم!» (هوشنگ گلشیری، پاییز ۱۳۷۷)

درحالی‌که سایه‌ی شوم مسائل اقتصادی و معیشتی ناشی از سیاست‌های خصوصی‌سازی و محدود کردن روزافزون خدمات رایگان از جمله خدمات درمانی و آموزشی، رانت و فساد روزافزون داخلی، تحریم‌های خارجی و خطر بروز جنگ هر روز بر سر مردم گسترده‌تر می‌شود، شاهد افزایش تشکل‌یابی و اعتراض‌های مردمی برای احقاق حقوق‌ و مطالباتشان هستیم. اما پاسخ نهادهای حاکم در مقابل این اعتراض‌های برحق چیزی نبوده است مگر افزایش فشارهای سازمان‌یافته بر اقشار مختلف مردم و فعالان اجتماعی و سیاسی و سلب حق هرگونه تجمع و تشکل‌یابی از آنان.
به خواندن ادامه دهید

مرگ «دختر آبی»، تلنگری به جامعه مدنی تضعیف‌شده و غیر متحد مهدیس صادقی پویا

بیدارزنی

ما، زنانِ بی‌گذشته

ما، زنانِ بی‌تاریخ

بیایید، ای زنان اسیر به پا خاسته،

زنجیرهایمان را پاره کرده

و ایستادگی کنیم!

بیایید ای زنانِ اسیر،

ای زنان تحقیرشده،

ای زنان خشونت‌دیده،

ای زنان محبوس در خانه‌ها،

و اخراج‌شده از جهان بیرون

ما زنانِ تنها در اسارتمان،

یکی پس از دیگری فراموش شده‌ایم.

ما زنان را از هم،

از خواهرانمان جدا کرده‌اند

بیایید به پا خیزیم! بیایید ایستادگی کنیم!
به خواندن ادامه دهید

وای از آن آتشی که بر تن و جان ما افکنده شد فریبرز رئیس دانا

سحر خدایاری ( سارا) خود را به آتش کشید و چهار روز بعد در منتهای درد، درست در عاشورای حسینی که میلیونها نفر در آن از فرط عزاداری از خود بیخود بودند، جان باخت. او نمونه ی باز مانده ی سنت اعتراض بود. وقتی این سنت با بی رحمی تمام در ملک تبعیض ها سرکوب می شود باقیمانده آن چه بسا به گونه ای ناسالم و ویرانگر سر برون می آورد.

به خواندن ادامه دهید