بالاخره سحر فراخواهد رسید مونا یوسفی

چه می‌شود که پدری داغدار حاضر می‌شود با یک روزنامه حکومتی و معلوم‌الحال مثل کیهان مصاحبه کرده و اعلام کند دخترش «از لحاظ عصبی مشکل داشته، در آن روز اعصابش به هم می‌ریزد و فحاشی می‌کند و با مامور نیروی انتظامی درگیر می‌شود و…» [مصاحبه کیهان با پدر سحر خدایاری چهارشنبه ٢٠ شهریور ۱۳۹۸] دختری که در اعتراض به تبعیض، زن ستیزی و سرکوب نیروهای امنیتی تن و بدن جوانش را در آتشی خود ساخته به دست شعله‌های سرکش می‌سپارد و چند روز بعد جان می‌سپارد. دختری که هنوز خاک گورش خیس است و سنگی بر قبر ندارد.
به خواندن ادامه دهید

رقص گلادیاتورها در آتش مژگان باقری. معلم

این روزها همه درباره سحر می نویسند از تفسیرهای سیاسی گرفته تا جامعه شناسی و روانشناسی. مردها طبق معمول دوباره پیشقدم شده اند تا عوامل این مرگ دردناک را تبیین کنند. عده ای درباره لزوم رفتن زنان به ورزشگاه قلم فرسایی می کنند و عده ای معتقدند که این مرگ جانسوز باید سرآغاز نهضتی بزرگ شود.
به خواندن ادامه دهید

نامۀ سرگشاده به پیشگاه کارگران، سازمان ها و سندیکاهای کارگری بین المللی و همه وجدان های آگاه

موج سرکوب ها و دستگیرهای روز افزون و صدوراحکام ضد انسانی علیه کارگران، معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان، نویسندگان، خبرنگاران و فعالان حفظ محیط زیست در ایران همچنان قربانی می گیرد.
این سرکوب ها و زندانی کردن ها و احکام صادره علیه کارگران نقض فاحش و مستمر اصول و حقوق بنیادین کار توسط جمهوری اسلامی ایران است. دولت ایران به عنوان عضو سازمان بین المللی کار موظف به احترام به این اصول و حقوق است. از سال ها پیش تشکل های مستقل کارگری ازجمله سندیکای کارگران شرکت توسعه نیشکر هفت تپه و سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در ایران تشکیل گردیده اند که هدفی جز حمایت از حقوق کارگران و زحمتکشان ندارند. اما برخورد مسئولان قضائی و امنیتی با آنها بدتر از برخورد با جانیان است. ما به شهادت تاریخ و بر مبنای وقایع تلخی که سرنوشت اکثریت عظیم مردم زحمتکشِ جامعه را سیاه کرده است، اعلام می داریم که در ایران حقوق ابتدائی کارگران و مردم زحمتکش هرگز رعایت نمی گردد .
به خواندن ادامه دهید