بیانیه‌ی انجمن صنفی معلمان کردستان (سقز و زیویه) در محکوم کردن حمله‌ی ارتش ترکیه به روژآوای کردستان

به نام خداوند جان و خرد

ما آینده‌ی تاریخ بشری را از زبان صاحبان علم و معرفت گونه‌ی دیگری فهم کرده و انتظار داشتیم. این اعتماد سبب شد بپنداریم که همه‌ی تضادها و تفرق ملل بشری می‌تواند در سایه‌ی آرمان‌های سترگی همچون عدالت، حریّت، همزیستی و مدارا التیام پذیرند. گویا که همەی این شعارها از دید تمامیت‌خواهان جهانی رنگ و لعابی بر نظام پوسیدەی خودخواهانه‌شان بوده است و تحقق این شعارها را برای ما پنداری بیش فرض نکرده‌اند. ملت کرد را از دید و زبان خود در طول این تاریخ طولانی هم چون تکه‌ای الصاق شده به خود نگریسته‌اند و هر گاه فریاد حق‌خواهی و گسست از یوغ این بهره‌کشی را از گلوی جمعیِ خویش برآورده باشیم به جای گفتگو و حل این تضاد، از درِ سرکوب با مشت آهنین و شلیکِ سرب در مقابل جان درآمده‌اند.

به خواندن ادامه دهید

سوسیالیسم و آزادی دیوید هاروی ترجمه‌ی حسین رحمتی

می‌خواهم درباره‌ی مسأله‌ی آزادی صحبت کنم.* در جریان سخنرانی‌ای که چندی پیش داشتم این پرسش طرح شد و دانشجویان به این موضوع بسیار علاقه‌مند بودند: آیا سوسیالیسم مستلزم دست ‌شستن از آزادی فردی است؟ به‌نظرم راست‌گرایان، به‌ویژه در ایالات متحده، خیلی خوب توانسته‌اند چنین القا کنند که سوسیالیسم و آزادی مانعة‌الجمع‌اند. جناح راست در کل دنیا به ویژه در ایالات ‌‌متحده سایر ایده‌ها درباره‌ی آزادی را تصاحب و از مفهوم آزادی به‌مثابه‌ی سلاحی در پیکار طبقاتی استفاده کرده‌ است. راست‌‌گراها می‌گویند سوسیالیست‌ها در واقع به‌ دنبال آزادی نیستند. آن‌ها مدعی‌اند از بردگی جامعه‌ی سوسیالیستی یا کمونیستی به هر قیمتی باید اجتناب کرد… به نظرم رویکردی به مساله‌ی آزادی هست که باید به آن خیلی توجه کنیم تا ایده‌ی آزادی فردی را که بخشی از پروژه‌ی رهایی‌بخش جامعه‌ی سوسیالیستی است از دست ندهیم. در واقع، می‌توانیم مسأله‌ی آزادی را نه در حاشیه بلکه در متن قرار دهیم، چون به نظرم می‌توانیم درباره‌ی آزادی فردی به‌مثابه‌ی بخشی از پروژه‌ی رهایی صحبت کنیم، پروژه‌ای که بر تلاش جمعی برای ساختن جامعه‌ای متکی است که در آن همگی از فرصت‌های زندگی و امکانات زندگی برخورداریم.
به خواندن ادامه دهید

حضور زنان در ورزشگاه؛ پیروزی بر سانسور و حذف

کانون نویسندگان ایران
زنان و خواست حضور در ورزشگاه‌ها

عکس‌هایی که زنان را در کنار مردان با پوشش‌های مختلف در استادیوم امجدیه تهران نشان می‌دهند هنوز چندان کهنه نشده‌اند و به تاریخی دور تعلق ندارند. همین چهل سال پیش و قبل از سرنگونی رژیم شاه بود. زنان علاقمند به بازی‌های ملی و باشگاهی، اوایل انقلاب هم می‌توانستند در استادیوم‌ها حضور داشته باشند و تیم موردعلاقه‌شان را تشویق کنند. تیم فوتبال «هما» و «دیهیم» هم تیم فوتبال زنان بود اما بعد از آغاز تحمیل حجاب، کم‌کم از ورود زنان به استادیوم‌ها ممانعت به‌عمل آمد تا در سال ۱۳۵۸ به‌طورکامل ورود آن‌ها به استادیوم‌های ورزشی ممنوع شد.
به خواندن ادامه دهید