بیانیه ۴۵۰ نفر از معلمان شاغل و بازنشسته سراسر ایران در ارتباط با حوادث اخیر کشور

با درود به روان پاک جانباختگان مظلوم و بی گناه و عرض تسلیت به فرزندان، مادران و پدران داغدار این عزیزان ما جمعی از فرهنگیان ایران مراتب همدردی خود را با شما و همچنین خانواده های مجروحین و زندانیان اعلام میداریم و براین باوریم عزیزانی که در طی حوادث اخیر جان خود را از دست داده یا راهی زندان و بیمارستان شده اند مورد ظلم و ستم قرارگرفته و به هیچ وجه مستحق آنچه حکومت بر آنها روا داشت نبودند. دادخواهی اگر چه مرهم زخمی عمیقی که بر دل شما نشانده اند نیست ولی ما آنرا حق مسلم و قانونی شما میدانیم و از شما برای اعاده حق خود و عزیزانتان حمایت میکنیم و با شما عهد می بندیم که مسیر اصلاح و تحول خواهی را تا جایی ادامه دهیم که گمان مبرید خون به ناحق ریخته عزیزانتان و هزینه های سنگینی که همه ملت به اشکال مختلف در این راه متحمل شده اند بی نتیجه مانده است.

ادامهٔ نوشته

بیانیه شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در اعتراض به گران شدن بنزین و سرکوب اعتراضات مردمی

ما نمی توانیم شاهد این همه فجایع باشیم و سکوت کنیم

معلمان عزیز

دانش آموزان گرامی

همانطور که می دانید با سه برابر شدن ناگهانی قیمت بنزین با تصمیم سران قوا و حمایت رهبری، موجی از اعتراضات مسالمت آمیز مردمی در سراسر ایران شکل گرفت اما با کمال تاسف سران نظام به جای توجه و پاسخگویی به مطالبات و خواست مردم ، راه سرکوب و کشتار را پیش گرفتند و بر خلاف تمام پروتکل های جهانی شهروندان معترض را هدف سلاح جنگی قرار دادند که منجر به جانباختن صدها تن و زخمی و بازداشت هزاران نفر گردید که در میان جانباختگان و افراد آسیب دیده و بازداشتی تعداد قابل توجهی کودک و دانش آموز وجود دارد.
ادامهٔ نوشته

چاره‌ای کو بهتر از دیوانگی: در اهمیت صدای مادران شیوا نظرآهاری

«در آغاز مادران ناپدیدشدگان از گم‌شدن فرزندان خود احساس کرختی می‌کردند. برخی چنان شکسته شده بودند که نمی‌توانستند چیزی بخورند، بخوابند یا از بستر بلند شوند. اما هنگامی که دریافتند هیچ‌کس دیگری راز گم شدن فرزندان آنان را نخواهد گشود، مهاجرت غم‌بار خود را از جهان خانه و خانواده به جهان سرد و بی‌قانون سیاست آغاز کردند. آن‌ها متوجه شدند که باید سکوت خود را بشکنند و با یک‌دیگر صحبت کنند، داستان‌های ناگفتنی خود را برای یکدیگر تعریف کنند. به زودی آن‌ها گردهمایی‌های خانگی خود را شروع کردند، و به این ترتیب بدون آن که خود متوجه شده باشند، سوگشان آن‌ها را به شکل یک جامعه، یک نیرو متحد کرده بود.»1
ادامهٔ نوشته

آبان ۹۸، گامی به پیش با خشم و خون وجسارت تریبونی برای زنان چپ

آبان ۹۸، خیزش نود و نه درصدی‌ها، شورش گرسنگان، عصیان جوانانی که از فقر و بیکاری، خفقان و دیکتاتوری و نداشتن هیچ امیدی به آینده، جان به لب شده و با تنها سلاح خود، جانشان، به میدان نبرد آمدند. جنبشی خودبخودی که طیف وسیعی از فرودستان و حاشیه‌نشینان را به میدان آورد. جنبش ۹۸ حاصل و دنباله جنبش‌های قبلی است، دی ۹۶، خرداد ۸۸، تیر ۷۸، جنبشی‌هایی که هربار با آگاهی بیشتر مردم رادیکال‌تر شده و می‌شود، مردم از اصلاح‌طلبی ۸۸ گذر کردند، از شعارهای مذهبی و شاهنشاهی ۹۶ گذر کردند، و امروز رژیم را یکپارچه و در مقابل خود می‌بینند، آن‌ها در خیابان‌ها سینه سپر کردند و نترسیدند. صدها تن جان باختند، هزاران تن در زندان‌ها بلاتکلیفند، مفقودین زیادی که تعدادشان نامعلوم است و مشخص نیست به چه سرنوشتی مبتلا شده‌اند. اما و به‌رغم این جنایات، مردم به کمتر از سرنگونی رژیم راضی نمی‌شوند. این مردم بزودی خیابان‌ها را از رژیم پس خواهند گرفت و ناقوس مرگشان را به صدا خواهند آورد.
ادامهٔ نوشته