زنانی که «تجاوز» را «سلاح جنگی» کردند فرناز سیفی

در صد سال گذشته جهان شاهد موارد تلخ متعددی از تجاوزهای سازمان‌یافته به زنان در جنگ‌ها و درگیری‌ها بوده است: از بیش از ۲۰۰ هزار زنی که در جنگ بوسنی به آن‌ها تجاوز شد، تا نبردهای داخلی بنگلادش برای استقلال در سال ۱۹۷۱ میلادی، تا تجاوزهای سازمان‌یافته به زنان ژاپنی در اشغال «نانکینگ» در سال ۱۹۳۷. اما عبارت «تجاوز به مثابه‌ی سلاح جنگی» در اواسط دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی بود که وارد ادبیات سازمان ملل متحد شد و به عنوان یکی از ابزار جنگ، به رسمیت شناخته شد. اتفاق مهمی که به یمن جرات، جسارت و شجاعت زنان رواندا ممکن شد.
به خواندن ادامه دهید

به یاد فراموش شدگان زندان آگاهی کرج هاله صفرزاده

“من در دنیای ممنوع زندگ‌ می‌کنم

بوییدن گونه دلبندم ممنوع

ناهار با فرزندان سر یک سفره ممنوع

همکلامی با مادر و دیواره ی سیمی ممنوع

بستن نامه‌‌ای که نوشته‌‌ای یا نامه ی سربسته تحویل گرفتن ممنوع

خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به هم‌ می‌آیند ممنوع

بازی تخته نرد ممنوع

اما چیزهای ممنوعی هم هست که‌ می‌توانی گوشه ی قلبت پنهان کنی

عشق، اندیشه، دریافتن“

ناظم حکمت

به خواندن ادامه دهید

خانه دیدگاه مردانی که خشونت می‌کنند، زنانی که عشق می‌ورزند نگاهی به سریال‌های شبکه نمایش خانگی: مردانی که خشونت می‌کنند، زنانی که عشق می‌ورزند بنفشه جمالی

بیدارزنی:

سکانس اول: مرد اشک‌ریزان و درحالی‌که دارد از میزان علاقه و عشقش به زن حرف میزند، گالن اسید را باز می‌کند. مرد مثلاً عاشق، زن را سرزنش می‌کند که چرا او را به اینجا رسانده و چرا با اینکه عاشق زن بوده اما زن او را پس زده است. مرد قدم به قدم برای زن توضیح می‌دهد که اسید قرار است چه بلایی سر او بیاورد. دستان زن با طنابی به نرده‌های چوبی بسته شده است و با چهره وحشت‌زده به مرد دیوانه نگاه می‌کند که برایش از مورفین خالصی می‌گوید که برای کم کردن درد به زن تزریق کرده است. مرد به زن می‌گوید: «این اسید را روی صورتت می‌ریزم چون دوستت دارم. چون می‌خواهم فقط مال خودم باشی. چون عاشقت هستم!»
به خواندن ادامه دهید

«همسرآزاری» درصدر مراجعات اورژانس اجتماعی کشور+جزئیات

رضا جعفری در گفت‌وگو با‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خبرنگار‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اجتماعی خبرگزاری فارس، گفت: بر اساس آمار اورژانس اجتماعی آسیب‌های اجتماعی کودک‌آزاری، همسرآزاری، سالمندآزاری و خودکشی چهار آسیب اول در کشور بوده است.
به خواندن ادامه دهید

اطلاعیه زنان آرزم (آورد رهایی زنان و مردان) در مقابل «سیل‌هایشان» می‌ایستیم؛ طوفان درو خواهند کرد!

روزها و هفته‌ها گذشت. فاجعه این‌بار هم ناگهانی آمد. ولی نه، ناگهانی نبود. سالیان سال است که این سیل قطره‌ قطره انبار می‌شود تا بر سرمردم فرو ریزد. وقتی در بخش‌های شمال شرق و شرق البرز جنگل‌ها به شکلی گسترده و روزافزون تخریب می‌شدند و با تخریب ‌آن‌ها کوه‌های این مناطق با لایه‌های از «لوس» پوشیده می‌شد که آب را از خود عبور نمی‌دهند؛ وقتی تصاویر بسیاری از نابودی و سرقت‌ جنگل‌های پهنه کلا در ساری را دیدیم؛ وقتی برای شروع اکتشافات نفتی هورالعظیم را خشکاندند؛ وقتی ٧٠ درصد جنگل‌های مازندران و گرگان در اختیار نهادهای قدرت قرار گرفت تا کارخانه‌های چوب‌بری‌شان نجومی سود دهد و ویلاهای لوکس بسازند و بفروشند؛ وفتی سد گتوند را بر گنبدهای نمکی گچساران بنا کردند؛ وقتی مسیل‌ها را تصرف کردند و بستر رودخانه‌ها را خشکاندند؛ وقتی در حریم رودخانه‌ها خانه و جاده ساختند و شهرداری‌ها حریم غیرقانونی فروختند؛ وقتی… همه این سود‌ها آغشته به خون مردمی بود که قرار بود به زودی سیل‌ آن‌ها را با خود ببرد.

به خواندن ادامه دهید

ترویج خشونت به سبک صدا‌وسیما

بیدارزنی: سیمای جمهوری اسلامی ایران برنامه‌ای پخش کرده‌است که به سبب اقبال عمومی مردم به صدا‌وسیما درصد زیادی نه کل برنامه را از طریق تلویزیون، بلکه فقط یک دقیقه‌اش را در فضای مجازی دیده‌اند. مجری مرد و آقای آزارگر در مورد دفعات کتک زدن زنِ ماجرا و درخواست‌های طلاق و رجوع بحث ‌می‌کنند. زن در سکوت تایید می‌کند و دو بچه ‌هاج و واج نگاه می‌کنند و می‌شنوند. قبل از زن، قربانی خشونت خانگی آن دو کودک‌ا‌ند. در خانه شاهد خشونت پدر نسبت به مادرند. بدون خواست و اراده خود در یک برنامه نمایش داده می‌شوند. برنامه‌ای آموزشی در جهت ترویج خشونت و اقدام علیه امنیت نیمی از جامعه، به سبک صدا‌وسیما.
به خواندن ادامه دهید

رستگاری در لجن؛ نگاهی به پدیده‌ی نوظهور «خورخوابی» هادی کی‌کاووسی

اواخر دهه‌ی 1360 در میانه‌ی دریا بین بندرعباس و قشم آنجا که آب رفته‌رفته رنگ عمق به خود می‌گیرد، صداهایی شنیده می‌شد که دریاروندگان نامش را جن‌های کشتیِ سوخته گذاشته بودند. این اصوات مرموز طبق گفته‌ی مسافران و جاشوان محلی از درون کشتی متروک «نیهون آلفا» شنیده می‌شد؛ کشتی قبرسی که سال ۱۳۶۱ در اسکله‌ی بندرعباس دچار حریق شد و پس از اطفای حریق برای سال‌ها در میانه‌ی دریا رها شد. جزیره‌ی سیاه آهنی حالا چند سالی است که به تاریخ پیوسته و تنها یک چیز از آلفای سوخته باقی مانده و آن راز صداهای مرموز درون کشتی است که برخلاف شایعات آن‌قدرها هم فرازمینی نبودند. اصوات مرموز کشتی متروک فریاد انسان‌هایی بود که برای نجات کمک می‌خواستند. آن‌ها تبعیدیانی بودند که در دل سیاه کشتی جای گرفته بودند تا بمیرند.

به خواندن ادامه دهید