من یک «ترانس‌سکشوال» هستم, نه بیمارم و نه اختلال دارم

من یک ترانس‌سکشوال هستم

نامش «فرزانه» بود. «فرزانه ارسطو». اما روزی رسید که احساس کرد با بقیه فرق داد، احساس کرد کالبدش متعلق به خودش نیست و باید یک تغییر اساسی به وجود بیاورد؛ هر چند این روند ۱۷ سال طول کشید اما فرزانه سرانجام سال ۸۷ موفق به جراحی تغییر جنس شد و با نام «سامان ارسطو» زندگی را از سر گرفت.
به خواندن ادامه دهید

بی‌سواد می‌شوم؛ منی که از چهار سالگی خواندن بلد بودم/ بنفشه جمالی بنفشه جمالی

نگاهی به کتاب «بی‌سواد» نوشته آگوتا کریستف:
بیدارزنی: «آگوتا کریستف» بیشتر با سه‌گانه «دفتر بزرگ، مدرک و دروغ سوم » شناخته می‌شود. نویسنده‌ای مجارستانی که با نوشتن این سه رمان و رمان «دیروز» به ‌شهرتی جهانی رسید. مجموعه داستانی «بی‌سواد» به همراه «فرقی نمی‌کند» آخرین آثار داستانی او هستند که در سال ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ منتشر شدند. «بی‌سواد» در حقیقت زندگی‌نامه خود آگوتا کریستف محسوب می‌شود، زمانی‌که پس از پناهنده شدن به سوئیس تلاش می‌کند به فرانسه بخواند و بنویسد. بی‌سواد مجموعه‌ای داستان به‌هم‌پیوسته است با جملاتی کوتاه و ساده که از دوران کودکی آگوتا شروع می‌شود و تا زمانی‌که او پس از تلاش و مشکلات زیادی که پشت سر می‌گذارد به نویسنده‌ای مشهور تبدیل ‌می‌شود، ادامه می‌یابد.
به خواندن ادامه دهید

شهری برای زنان ماندانا جعفریان

این نوشته به چند جنبه از حقوق زنان در شهر می‌پردازد، به‌ویژه حق زنان برای رفت و آمد در شهر. حق عبور و مرور در شهر پیش نیاز اصلیِ حق شهروندی است، حق تعلق‌داشتن به همه جای شهر. رفت و آمد زنان در فضاهای شهری اغلب پیچیده‌تر از رفت و آمد مردان است.

به خواندن ادامه دهید

موسیقی و فمینیسم ادوارد سعید | بهزاد هوشمند

عجیب است که فمینیسم که به همه شاخه‌های علومِ انسانی و طبیعی توجه دارد، چیز زیادی برای عرضه در نقدِ موسیقی ندارد. به نظر می‌رسد فمینیسم در موسیقی تقریباً همان‌جایی باشد که فمینیسمِ ادبی بیست سالِ پیش بود: نوعی تلاشِ جدا از زمینه برای شناساییِ زنانِ موسیقی‌دان که در گذشته با صدای خود سخن گفته‌اند؛ اما فراتر از آن، هیچ.
به خواندن ادامه دهید

ناموس و مردسالاری

somaye-rostampourناموس و مردسالاری
NNS ROJ: در این مقالەی پژوهشی خانم «سمیە رستم پور» سعی دارد مفهومی به نام «ناموس»، روند پیدایش و بسط آن در جامعه، تاثیرات آن بر روابط میان فرد و جامعه – خصوصا کُردستان- و ارتباط ساختاری و بنیادین آن با خانواده، سیستم مردسالار و قدرت را واکاوی کند. به خواندن ادامه دهید

مصاحبه با حمیرا ثاقب فعال زنان افغانستان زنان در جنوب افغانستان خشونت را علنی نمی‌کنند تهیه و تنظیم: مریم رحمانی

بیدارزنی: حمیرا ثاقب از فعالان زن افغانستان و بنیان‌گذار سایت نگاه زن است. او که روان­شناسی خوانده است بعد از پایان جنگ در افغانستان از ایران به افغانستان رفته و در راه احقاق حقوق زنان افغانستان گام برمی‌دارد. این مصاحبه در آستانه ۸ مارس و به مناسب پرونده ویژه سایت بیدارزنی در مورد خشونت خانوادگی انجام شده است.
به خواندن ادامه دهید

چه کسی از فمینیسم می‌ترسد؟ سکسیزم در هنر تئاتر

گروه تئاتر اگزیت – به قلم شیرین میرزانژاد

این روزها دیگر کسی نیست که کلمه‌ی فمینیسم به گوشش نخورده باشد. برای خیلی‌ها فمینیسم هیولای یک سر و دو گوشی شده که تا با آن روبرو می‌شوند یا چشم‌ها را بسته و گوش‌ها را گرفته و پاورچین از کنارش رد می‌شوند تا پرش به آنها نگیرد و یا شمشیر از نیام بر کشیده و نفس‌کش می‌طلبند و بعد هم به سلاخی آن و گوینده‌اش می‌پردازند. دسته‌ی دیگر روشنفکرنماهایی هستند که بدون داشتن کوچک‌ترین اطلاعی درباره‌ی فمینیسم با انواع و اقسام ژست‌های روشنفکری به افاضه‌ی فضل پرداخته و ضدزن‌ترین سخنان را بر زبان جاری می‌کنند چنان که خداوندگاران زن‌ستیزی انگشت به دهان جلوی پایشان لنگ می‌اندازند.
به خواندن ادامه دهید