نه به خشونت سیستماتیک علیه زنان الف – پگاه

خشونت علیه زنان از دهه‌ها پیش بر اثر مبارزات پی گیر زنان، علاوه بر جنبش‌های اجتماعی از سوی نهادهای دولتی و غیردولتی، حقوق بشری و بین المللی مورد توجه قرار گرفته و به فراخور هویت افراد یا نهادهای مربوطه از زوایای مختلفی به آن پرداخته شده است. اما جنبه‌هایی از بحث خشونت نیاز به توجه، تاکید و تعمیق بیشتری دارد و در این ارتباط پرسش هایی از این قبیل مطرح می گردد.

به خواندن ادامه دهید

# نه_به_خشونت_سیستماتیک_علیه_زنان خشونت سیستماتیک علیه زنان چیست و چگونه می‌توان با آن مقابله کرد؟ به مناسبت روز جهانی منع خشونت علیه زنان ۴ آذر ۱۳۹۸ بیتا طاهباز، لی لی الیکایی

جهان زیر سلطه نولیبرالیسم، انباشته از خشونت علیه تمامی انسان‌ها و طبیعت است و به تبع آن خشونت علیه زنان نیز ابعاد بسیار گسترده ای دارد، از خشونت‌های خانگی گرفته تا خشونت‌ها و آزارهای کلامی و یا خشونت‌های اقتصادی و …

به رغم تلاش‌های زیادی که در سراسر جهان علیه خشونت علیه زنان شده و می‌شود، این خشونت‌ها روز به روز گسترش یافته و حتا ابعاد جدیدی نیز یافته است. به راستی چرا؟ در تحقیقات و بحث‌های نظری بسیار، دلایل این امر بارها و بارها مورد بررسی نظریه‌پردازان و فعالان حقوق زنان و … قرار گرفته است و گام‌هایی نیز در این راستا برداشته شده است اما تا رسیدن به محو این خشونت هنوز ر اه درازی پیش روست.
به خواندن ادامه دهید

او سکوتش را شکست کیمیا مهدی پور

* با یاد و احترام به ۴۰۸ دخترک و پسرک قربانی این پرونده

بیدارزنی: در تاریکی اتاق غوطه می‌خورد، شب از نیمه گذشته بود، با نفس‌های بریده از خواب پرید. کابوسی ۱۲ ساله در خواب‌هایش تکرار می‌شد. بعدازظهر گرم بیست هفتم خرداد ۱۲ سال قبل‌تر را به یاد آورد. سرخوش بود، بسان دخترک نوجوانی که آینده‌ای درخشان را برای خودش تصویر می‌کند، امتحانات را به‌خوبی پشت سر گذاشته بود و برای ورود به دبیرستان ثانیه‌ها را می‌شمرد. قرار بود به دیدن معلمش برود، روپوش و شلوار و مقنعه سیاه‌رنگش را پوشید کیف کوچک که یک خرس بندانگشتی رنگارنگ به رویش دوخته‌شده بود را کج انداخت و در یک خیابان شلوغ برای دیدن معلمش که در فاصله ۱۵ دقیقه‌ای از خانه‌شان فاصله داشت حرکت کرد.
به خواندن ادامه دهید

زنان کشاورز هم‌پای مردان کار می‌کنند، اما حقوق‌شان ۶۰ درصد مردان است

برای زنان کشاورز کارِ برابر مساوی با حقوقِ نا‌برابر است

زنان تاوان افزایش هزینه‌های تولید را می‌دهند

برای زنان کشاورز کارِ برابر مساوی با حقوقِ نا‌برابر است

زنان تاوان افزایش هزینه‌های تولید را می‌دهند

زنان کشاورز هم‌پای مردان کار می‌کنند،

اما حقوق‌شان ۶۰ درصد مردان است.

آنها تاوان افزایش هزینه‌های تولید در بخش کشاورزی را می‌دهند.
به خواندن ادامه دهید

حضور زنان در ورزشگاه؛ پیروزی بر سانسور و حذف

کانون نویسندگان ایران
زنان و خواست حضور در ورزشگاه‌ها

عکس‌هایی که زنان را در کنار مردان با پوشش‌های مختلف در استادیوم امجدیه تهران نشان می‌دهند هنوز چندان کهنه نشده‌اند و به تاریخی دور تعلق ندارند. همین چهل سال پیش و قبل از سرنگونی رژیم شاه بود. زنان علاقمند به بازی‌های ملی و باشگاهی، اوایل انقلاب هم می‌توانستند در استادیوم‌ها حضور داشته باشند و تیم موردعلاقه‌شان را تشویق کنند. تیم فوتبال «هما» و «دیهیم» هم تیم فوتبال زنان بود اما بعد از آغاز تحمیل حجاب، کم‌کم از ورود زنان به استادیوم‌ها ممانعت به‌عمل آمد تا در سال ۱۳۵۸ به‌طورکامل ورود آن‌ها به استادیوم‌های ورزشی ممنوع شد.
به خواندن ادامه دهید

آزادی را گالاتاسرای می‌کنیم سیمین فروهر

بیدارزنی: صبح اول وقت از هتلمان در حوالی میدان تقسیم بیرون زده بودیم. روی نقشه موزه معصومیت را نشان کرده بودیم و قصد داشتیم پیاده از کوچه پس‌کوچه‌های قشنگ شهر بگذریم تا به موزه برسیم. راه بسیار دراز بود و بسیار زیبا. از محله‌های قدیمی گذشتیم و از پله‌های رنگارنگ بالا و پایین رفتیم تا رسیدیم. در راه برگشت هم دلربایی کوچه‌های سنگفرش‌شده و عتیقه‌فروشی‌های اسرارآمیز و کافه‌های دنج مات و مبهوتمان کرده بود. همه جا به طرز غم‌انگیزی زیبا بود. روز از نیمه گذشته بود و حسابی خسته بودیم. در کافه‌ای نشستیم و گلویی تازه کردیم. حوالی ساعت ۵ عصر به میدان شهر رسیدیم که ناگهان به هجوم هواداران زرد و قرمزپوش تیم فوتبال گالاتاسرای برخوردیم که بطری به دست به سمت ایستگاه مترو سرازیر بودند. دختران و پسران می‌رفتند تا بازی تیم محبوبشان را از نزدیک تماشا کنند. چشم‌اندازی منحصر به‌فرد از میدان تقسیم بود که شاید کمتر خارجی‌ای دیده باشد، یک‌سره زرد و قرمز. نزدیک جمعی از پسرکان پرچم به دست شدیم تا ساعت بازی را بپرسیم. هفت.
به خواندن ادامه دهید

روایتی از خودسوزی زنان دیشموک ثریا در آتش

قاب عکس رنگ و رو رفته قرمز رنگی را از کومه تاریک بیرون می‌آورد و صدایم می‌کند: «این عکس دخترم «کافی» است» بوسه‌ای به قاب سرد می‌زند و به تنش می‌چسباند. ناله باد می‌پیچید در دل کوه و بی‌بی دامن خاکی‌اش‌ را جمع می‌کند و از سرازیری خانه راه می‌افتد سمت مزار.
محمد معصومیان
گزارش نویس
کمی آنطرف‌تر «کوکد» دختر کوچک کافی با چشمانی سیاه و مبهوت نگاه می‌کند. گل بانو اندازه تمام رود «لیراب» که پایین آرامگاه است اشک می‌ریزد. انگار قد همه بلوط‌های دورتا دور خانه محقرش غم دارد. کافی 12 سال پیش بعد از کتک‌هایی که از پدر و برادر شوهرش خورد دست به خودسوزی زد و بعد از 20روز در بیمارستان درگذشت.
به خواندن ادامه دهید