معصومه دهقان: بی خردان قوۀ قضائیه تا کی می خواهند به این روند ادامه دهند؟

معصومه دهقان: بی خردان قوۀ قضائیه تا کی می خواهند به این روند ادامه دهند؟
( زهرا صدر )
حکم ۱۸ سال حبس در برازجان و ۲۰ سال محرومیت از وکالت عبدالفتاح سلطانی وکیل دادگستری امروز ( یکشنبه ) از سوی قاضی پیرعباسی به وکلای وی ابلاغ شد! معصومه دهقان همسر این وکیل در بند ۲۰۹ در گفتگو با «کلمه» این اتهامات اعلام شدۀ آقای سلطانی را «تبلیغ علیه نظام، تشکیل کانون مدافعان حقوق بشر، اجتماع و تبانی علیه نظام» عنوان کرد، به خواندن ادامه دهید

با ابلاغ کتبی آزاد کردند و با احضار تلفنی دستگیر!

با ابلاغ کتبی آزاد کردند و با احضار تلفنی دستگیر!
( زهرا صدر )
مریم شربتدار قدس می گوید که سازمان زندان ها نامه ای به همسرش نشان داده و گفته بودند که آزاد شدی و پرونده ات منع تعقیب خورده است حالا می گویند در آزادی ایشان اشتباهی صورت گرفته و باید برگردند به اوین! فیض الله عرب سرخی چهارشنبه شب گذشته با ابلاغ ناگهانی آزادی از زندان اوین رها شد تا در مرحله ای دیگر در مسیر آینده ای روشن حرکت کند، به خواندن ادامه دهید

آیا دردساز سزاوار کیفر است یا دردفهم؟!

آیا دردساز سزاوار کیفر است یا دردفهم؟!
( زهرا صدر )
“زینب نوه ام رفت پیش زندانبان و گفت: عمو می توانید به من اجازه دهید بروم و بابایم را ببینم؟ تولدش است و من می خواهم او را نیشگون بگیرم، بغلش کنم و کتکش بزنم، آن مأمور گفت: به خدا دست من نیست اما رفت و بعد از ده دقیقه صدا کردند که زینب محمودیان بیاید، آن قدر این بچه خوشحال شد که قابل تصور نیست، می خواست پدرش را بخورد، آن قدر از سر و کول پدرش بالا رفت و او را بالا و پائین کرد که همه نگاهش می کردند و اشک می ریختند. به خواندن ادامه دهید

مادر اشکان سهرابی: آقای علی کریمی افتخار همه‌ی مردم ایران هستید

مادر اشکان سهرابی: آقای علی کریمی! افتخار همه‌ی مردم ایران هستید
زهرا صدر:
در خبرها آمده بود که علی کریمی بازیکن برجسته فوتبال ایران پیراهن خود را به شهید جنبش سبز اهدا کرده است. با توجه به سابقه رفتارهای مدعیان اصولگرایی، دور از انتظار نبود که این بار هم انتشار خبر این حرکت انسانی، واکنش از سر عصبانیت رسانه های وابسته به حاکمیت را در پی داشته باشد. به خواندن ادامه دهید

هر بار محدودیتی تازه برای آزار خانواده ها!

هر بار محدودیتی تازه برای آزار خانواده ها!
زهرا صدر
همۀ ذوق پسرک یک ساله از سالن های ملاقات، آن گوشی سیاه و بزرگ است که دست می گیرد و مردی که همه “بابا” صدایش می کنند و از پشت آن گوشی دگمۀ رویش را فشار می دهد و برایش شعر می خواند. گاهی هم حوصله اش سر می رود، خوابش می گیرد، خسته می شود، نمی داند چرا باید با مرد مهربان پشت شیشه های کثیف سالن ملاقات حرف بزند؟ هر بار که گوشی را پرت می کند نگاه پدر غمبارتر و خنده های اطرافیان مصنوعیتر می شود تا پدر حس نکند نیکان به اندازۀ او مشتاق این ملاقات نیست! به خواندن ادامه دهید

گفتند اگر مصاحبه کنی دخترانت را هم می بریم!

گفتند اگر مصاحبه کنی دخترانت را هم می بریم!
( زهرا صدر )
قرار بود با پدر حسین رونقی صحبت کنم، مادرش عذرخواهی کرده بود که به خاطر روزه و فشار، این روزها توان سخن گفتن ندارد اما وسط مصاحبه پدر نگران و زیر بار فشار، حالش بد شد و مادر با همان شرایط تلخ مصاحبه را ادامه داد! برای یک خبرنگار کار ساده ای نیست در شرایطی که مادر از اشک های فروخورده اش زمان روحیه دادن به پسر می گوید سکوت کرده و فقط ضبط کند و گاه سکوت همراهترین همدردی هاست. به خواندن ادامه دهید

فاطمه آدینه وند: با یک دستبند سبز آمده بود

فاطمه آدینه وند: با یک دستبند سبز آمده بود
( زهرا صدر )
عبدالله مؤمنی ظهر امروز برای معاینۀ آسیب دیدگی پردۀ گوش خود به بیمارستان رفت. فاطمه آدینه وند همسر این فعال دانشجویی در بند می گوید: شنوایی یکی از گوشهایش خیلی ضعیف شده و پردۀ گوش دیگرش چسبیده به گوش که دکترها گفتند احتمالا به خاطر ضربه بوده است. به گفتۀ وی این آسیب دیدگی از اثرات ضرب و شتم و شکنجه های ایام بازداشت آقای مؤمنی است. به خواندن ادامه دهید