«باکره‌های قسم خوردة» آلبانیایی و «کَنون»-زهره روحی

نقد و بررسی «باکره‌های قسم خورده آلبانیائی»، نوشته آنتونیا یانگ؛ ترجمه منیژه مقصودی و محمد مهدی فتوره‌چی
کتاب «باکره‌های قسم خورده»، متشکل از هشت فصل و سه ضمیمه است که فصل اول را خانم آنتونیا یانگ، نویسندة کتاب (استاد انسان‌شناسی دانشگاه برادفورد)، به مقدمه اختصاص داده است. موضوع کتاب همانگونه که از عنوان آن پیداست، دربارة «زنان» آلبانی‌ است که بر اثر «ضرورت»، به هویت «مردانه»، درآمده‌اند. و یا آنگونه که نویسنده در اکثر مواقع مایل به تفسیر است، این هویت را انتخاب کرده‌اند: «انتخابی برای یک زندگی بهتر». اینکه این «ضرورت»، و یا به قولی، شرایط این «انتخاب» چیست‌، مسئلة‌ای است که کتابِ یانگ را تحت شعاع خود قرار داده است و ما هم طبعاً بر همان اساس به آن خواهیم پرداخت. اما قبل از آن، عناوین فصل‌های کتاب: فصل دوم شجره خونی، شجره شیری، پدر سالاری و مرد محوری در مناطق روستایی آلبانی؛ فصل سوم «کَنون» قوانین آبروداری و مهمان نوازی؛ فصل چهارم «باکره‌های قسم خورده چه کسانی هستند؟»؛ فصل پنجم زندگی همچون مردان؛ فصل ششم لباس به مثابه نماد جنسیت؛ فصل هفتم اعلان جنسیت مردانه، مردان و باکره‌های قسم خورده؛ و بالاخره فصل هشتم جهان در حال تحول.
به خواندن ادامه دهید

گفت‌وگو با فخری بخشی (راننده‌ی اتوبوس مسافربری بین شهری)-زهره روحی

jz-ranandeقبلاً هفت، هشت، ده سالی خیاطی می‌کردم، خیلی علاقه به خیاطی دارم. در کنار خیاطی گلدوزی و بافتنی هم می‌کردم و تابلو فرش هم می‌بافتم. فرش‌های اصفهان و ابریشمی. هر کارهایی که کردم همه راضی بودند، با دقت و ظرافت بودند. باز اگر بخواهم بگم، قلاب‌بافی هم می‌کردم، و همینطور چرم دوزی، و کیف چرم می‌دوختم. از فعالیت‌هایی که به آن‌ها علاقه دارم و هنوز هم یک روز در هفته دنبال می‌کنم. در رابطه با
به خواندن ادامه دهید

فمینیسم، انسان و جهان معاصر : زهره روحی

فمینیسم، انسان و جهان معاصر : زهره روحی
در رابطه با هستی اجتماعی عصر حاضر و مسائل زنان و جنبش‌های فمینیستی، معمولاً تفاسیر انضمامی و دیالکتیکی این است که با هر جنسیتی که باشیم به دلیل شیوه‌ی زندگی مدرن، هرگز نمی‌توانیم مسائل فمینیستی را از خود جدا سازیم. و این بدین معنی است که ماهیت قلمرو عمومی در سطح جهانی، خواه ناخواه درگیر معضلات جنسیتی است؛ همانگونه که درگیر معضلات قومی، زیست محیطی، فقر، فساد، بیکاری، و …. است.
به خواندن ادامه دهید

تفسیر کوهن بندیت از «خود ـ گردانی» در جنبش میِ ۱۹۶۸ /نوشته : زهره روحی

may68این واقعیت است که پس از حوادث می ۱۹۶۸ موج جدیدی از مطالبات دموکراتیک شکل گرفت که تا به امروز هم ادامه دارد. در ۱۹۶۸ جریان شالوده‌شکنانه‌ی غیر قابل کنترلی شکل گرفت که برخی از موقعیت‌های محلی را درنوردید و صحنه‌ی سیاسی جهان را با گسست و شکاف مواجه کرد. به عنوان نمونه می‌‌توان از جنبش‌هایی یاد کرد که با وجود بنیان خرده‌بورژوایی، رویکردی‌ شالوده شکنانه‌ نسبت به قدرت داشتند و با نفی وضع موجود، نقشی محوری در گسترش و رواج نظریاتی داشته که امروزه می‌توانند مروج «خود ـ گردانی» و یا «دموکراسیِ تحت نظارت همگان» باشند.
به خواندن ادامه دهید

زن در سایه ام . اس

zanan bimari em esگفت و گو با زهرا نیازی
تهیه و تنظیم : زهره روحی
سال 1360 در شهر اصفهان به دنیا آمدم. کودکی‌ام در خیابان شیخ بهایی، داخل بن بستی کاهگلی با دیوارهایی باریک و بلند به نام گلخانه در یکی از خانه‌باغ‌ها گذشت. به هنرستان هنرهای زیبا در رشته گرافیک رفتم بعد از آن به تنها دانشکدهء سینمایی شهر، دانشکده سوره در خیابان سعدی و پشت میدان نقش جهان رفتم. دوره‌ء دانشجویی من مصادف شد
به خواندن ادامه دهید

زن ، به مثابه «دیگری» نوشته زهره روحی

علامت فمینیسمدر بین تبعیض‌های رایج، تبعیض جنسیتی سابقه‌ی تاریخی بیشتری دارد. و شاید به همین دلیل است که عموم نگرش‌های ارتجاعی (با هر نام و نشانی که دارند) آگاه یا ناآگاه، تلاش کرده‌اند این تبعیض را امری طبیعی و یا الهی قلمداد کنند؛ به طوری که طی قرنها، این باور ضد بشری چنان در تار و پود فرهنگهای مختلف رسوخ کرده است که به سادگی نمی‌توان آنرا زدود؛ حتا در هزاره‌ی سوم، با وجود اعتراض‌های افشاءگرانه‌ی قرن گذشته، هنوز نگرش‌های مردسالار (کم و زیاد) سلطه‌ی فرهنگی عمیقی در جوامع مختلف دارند. در همین جا لازم است این نکته را تذکر دهیم که معمولاً تصور شایع از نگرش «مردسالار»، تا حد زیادی مشکل‌دار است. زیرا غالباً اینگونه تصور می‌شود که این نگرش فقط خاص مردان است؛ غافل از آنکه بسیاری از زنان نیز نگاهی مرد سالار به خود و دیگر زنان دارند. به بیانی صریحتر، عمیقا تحت تأثیر فرهنگ مسلط بر جامعه‌ هستند.
به خواندن ادامه دهید

آزادیِ «روابط صمیمانه» از نگاه گیدنز

آزادیِ «روابط صمیمانه» از نگاه گیدنز
زهره روحی
وقتی در توجیه «غیر امروزی» بودن نگرش مادرمان به فرزندمان می‌گوییم : « خُب دیگر، پیر و قدیمی است… نمی‌تواند خواسته‌های تو را درک کند…»، گفته‌ی ما دقیقاً این مفهوم را در خود مستتر دارد که: « در دوره‌ای که او زندگی می‌کرده، شیوه‌ی زندگی، به شکل دیگری بوده است و از اینرو زندگی و روابط را طور دیگری می‌فهمد». به خواندن ادامه دهید