ریحانه بمانید، زنان جذاب عضلانی نمی‌شوند! مرضیه حسینی

بیدارزنی: در چند روز گذشته اظهار نظر مسئولین در خصوص یکی دیگر از مطالبات زنان در حوزه ورزش بار دیگر بحث برانگیز شد، به‌ویژه که این بار مسئول مورد نظر زنی است که با تأکید بر کلیشه‌های جنسیتی در تعریف زن و زنانگی از طرفی و کشاندن پای ایدئولوژی به مطالبه برابری از طرف دیگر مخالفت می‌کند. مهین فرهادی‌زاد معاون زنان وزارت ورزش و جوانان در مورد درخواست زنان برای فعالیت در رشته‌های پاورلیفتینگف، بوکس و ورزش زورخانه‌ای گفته: «در مبانی اعتقادی ما از زن به‌عنوان ریحانه یاد شده، نمی‌توانیم رشته‌ای را قبول کنیم که کل سیستم بدنی و فیزیولوژی او را تحت تأثیر قرار دهد.» او همچنین گفته در خصوص حضور زنان در این سه رشته باید نظر علما پرسیده و بر اساس آن عمل شود. در کنار اظهار نظرهایی از این دست، غیرقانونی بودن ورزش بدن‌سازی برای زنان و مغایر دانستن این ورزش برای زنان با ارزش‌های نظام از طرف فدراسیون بدن‌سازی، این سؤال را به ذهن نزدیک می‌کند و ارتباط میان عضلات و ماهیچه‌های زنان با ارزش‌های نظام و مبانی اعتقادی ما چیست؟
ادامهٔ نوشته

پاهایتان را از گردن ما بردارید! آرزم (آورد رهایی زنان و مردان)

مبارزات ۹۹ در صدی‌ها وارد فصل تازه‌ای شده است. زخمِ ستم‌های انباشته شده‌ی چندین قرن، به‌ویژه دویست سال اخیر این بار سر باز کرد و پایه‌های حکومت‌های ظلم و ستم و نابرابری را ‌لرزاند. تنها یک جرقه کافی بود (قتل جرج فلوید) تا خیزش، سراسر جهان را فراگیرد و قیامِ مردم جان به لب رسیده امید زایدالوصفی در دل ستمدیدگان جهان برای تغییر این اوضاع دهشتناک به‌ وجود آوَرَد. به‌ویژه قیامِ جوانان عصیان‌زده در سراسر آمریکا و سپس ده‌ها کشور دیگر علیه کشتار، نژاد پرستی، فقر، گرسنگی، بیکاری، ستم جنسیتی و مرگ گسترده در نتیجه‌ی شیوع ویروس کرونا و فاشیسم و نظامی‌گری ناشی از سیستم سرمایه‌داری‌ که زانو بر گلوی میلیون‌ها انسان، نه تنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان نهاده است.
ادامهٔ نوشته

سپیده، نامی غرورآفرین بر بلندای سپهر ایران یاشار جاوید

سپیده قلیان، دختر شجاع حامی کارگران، اول تیر ماه وثیقه اش را آزاد کرد و به زندان برگشت. او که تجربه تلخ زندان های سپیدار اهواز، قرچک (نام مستعار جهنم) و اوین را داشت، با پای خود به زندان برگشت تا کسانی به نام «عفو» نتوانند با نامش «شوآف» کنند. او پیش از معرفی خود به زندان در کلیپی که منتشر کرده می‌گوید: «من رفتم کمیسیون عفو که ببینم جریان عفو چگونه است. به من می‌گویند تو هم نامه عفو بنویس شاید مشمول بشی. من چرا باید نامه عفو بنویسم؟ مگر من کاری کرده‌ام؟ جرمی مرتکب نشده‌ام.» اما واقعیت این است که جرم سپیده قلیان در حکومت اسلامی که نان از سفره مردم می دزد و کارگر را شلاق کش می‌کند بسیار سنگین است. چرا که او حامی کارگران و زحمتکشان است؛ از میان آن‌ها برخاسته و به آن‌ها وفادار مانده است. گرچه او در این راه تنها نیست ولی نمونه درخشانی از جسارت و پایداری نسلی است که ققنوس وار از خاکستر آتش پرکشیده اند. سپیده قلیان مصداق دیگری برای آن شعر زیبای شاملو، شاعر بزرگ آزادی، است که برای فروغ سروده بود: « نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آسمان می‌گذرد»! آری، او مشعلی است در تاریکی روزگار سیاه مردم ایران در حکومت اسلامی که نامش بشارت طلوع صبح فرداست. سپیده قلیان خود تأکید کرده است: «آخرین دارائی من همین مقاومته، همین مقاومت نیم بندی که باید بهش چنگ بزنم. و باید بگویم که من هستم؛ من اینجام؛». آری، او با مقاومتی سترگ و غرورآفرین تمام قد در مقابل استبداد و تباهی ایستاده است! سَزَد که در مقابل این شکوه ِ ایستادگی و مقاومت، تمام قد به احترام ایستاد.
ادامهٔ نوشته

زن‌کشی و سربازی! مهتاب محبوب

بیدارزنی: تمام مدت دل‌آشوبه دارم. گاهی فکر می‌کنم کاش به جای پسرم، فرزند دختری می‌داشتم؛ یک قاتل بالقوه کمتر شاید! نفرت‌انگیز است که آدم درباره‌ی بچه خودش این‌طور فکر کند. اما بهتر است این صفت را نسبت بدهم به شرایطی که اساساً باعث شده یک مادر به چنین چیزی فکر کند. به یاد کارگاهی که زمستان چهار سال پیش شرکت کردم می‌افتم. همان اول از ما خواستند درباره‌ی این سوال حرف بزنیم: فرزند دختر می‌خواهیم یا پسر؟ و خب، مجموعه‌ای از جواب‌ها و استدلال‌ها جمع شد. از این که مادری توانمند و فمینیست می‌تواند فرزند پسرش را که به دلیل بیولوژی‌ای که با آن زاده شده در اجتماع دست بالا را خواهد داشت، با باورهای خودش بار بیاورد، تبدیل کند به مردی برابری‌خواه و نه اقتدارگرا چنان که معمول است. آنهایی که ساختارگراتر بودند انتقاد کردند که به عاملیت یک مادر وزن بیش از حد داده شد. بعضی‌ها گفتیم که چون فرزند پسر در اطراف‌مان خیلی کم بوده، با رفتارهای توانمندکننده‌ی دختر بچه‌ها بیشتر آشنا هستیم و تصورمان از فرزندمان فقط می‌تواند یک دختر کوچولو باشد. و کلی حرف‌های دیگر و شادی و خنده‌ی ما چند زن (و آن مرد تسهیلگر کارگاه‌مان که امتیازهایش کورش نکرده و به لطف مردانگی هژمونیک می‌دانیم که بابت فعالیت برابری‌خواهانه‌اش اغلب مجبور است هزار طعنه و تمسخر بشنود) که آخرش باعث شد از آن فضا بیرون‌مان کنند. شوق‌مان برای زندگی و همراهی‌مان در آن چند روز را به یاد می‌آورم و امتیازاتی که داشتیم و داریم، زنده مانده‌ایم، تحصیل‌کرده‌ایم، تا حدی استقلال مالی داریم، برایمان محدودیتی وجود نداشته که آن لحظه آن‌جا نشسته‌ایم…
ادامهٔ نوشته

گفتگو با یکی از فعالان زن در آنکارا پیرامون جنبش زنان ایران و ترکیه: خواهران فراموش‌شده -محبوبه مقدم

بیدارزنی: در یکی از روزهای سرد آنکارا، گوشه‌ای از کافه‌ای بزرگ به گپ‌ و گفت نشستیم. نام کافه، کافه مردم است. در گوشه‌ای دنج با گزینه‌هایی محدود اما قابل خرید برای همه. یکی از جاهایی که خیلی اوقات دانشجویان برای درس خواندن و پیرزن‌ها برای چای خوردن و دور هم گپ زدن می‌آیند. فضایش صمیمی بود، مثل دنیز، دوست ترکی که با جان و دل به پرسش‌های بی‌پایانم پاسخ می‌داد. آنچه اینجا آمده بخشی از آن گپ و گفت است.
ادامهٔ نوشته

زن کشی در مکزیک و نقش رئیس جمهور»سوسیالیست» این کشور نویسنده لورنا ریوس تروین مترجم آزاده ارفع

یادداشت مترجم: مسئله زن کشی در کشوری مثل مکزیک با رئیس جمهور به اصطلاح «سوسیالیست» در شمار مسائل جدی قرار نمی گیرد و همانطور که مقاله حاضر نشان می دهد او در برابر درخواست جنبش زنان مکزیک برای پایان دادن به زن کشی مقاومت می کند. زن کشی در ایران نیزعلاوه بر مسائل و معضلات دیگر یکی از مسائل حاد زنان است. قتل رومینا یکی از نمونه های آن میباشد. همین واقعیت ضرورت جنبش مستقل زنان را نشان می دهد که زنان تنها از طریق سازماندهی تشکل های مستقل خود به حقوق برابر و رهایی دست خواهند یافت.

ادامهٔ نوشته

زنانه شدن فقر، تنهایی و سالمندی در ایران الهه امانی

دنیای قرن بیستم به شدت در حال سالمند شدن است. بر اساس گزارشات سازمان ملل جمعیت بالای ۶۰ سال تا سال ۲۰۳۰ به یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون نفر و تا سال ۲۰۵۰ به ۲ میلیارد نفر یا ۲۰ درصد جمعیت جهان رشد خواهد یافت.

این رشد بیشترین سرعت را در کشورهای در حال توسعه‌ی آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین خواهد داشت. به عبارتی سالمند شدن جمعیت جهان یکی از مهم‌ترین تحولات اجتماعی جهان در قرن ۲۱ خواهد بود.
ادامهٔ نوشته

آنجلا دیویس: واضح بود که نقش پلیس محافظت از جان سفیدپوستان است نویسنده: لانر بکر، برگردان: پرستو قربانی

بیدارزنی: سال ۱۹۷۲ است و آنجلا دیویس به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا استفاده‌ی «حزب پلنگ سیاه»[۱] از سلاح را تأیید می‌کند یا نه. نشسته بر زمین، به بلوک‌های سیمانی آبی‌رنگ دیوار سلول زندان کالیفرنیا تکیه داده است. بلوز یقه‌اسکی قرمزش را پوشیده، با همان مدل موی همیشگی که امضایش است، سیگاری روشن بر لب، به خبرنگار سوئدی زل زده، صاف در چشمانش، و می‌گوید: «از من می‌پرسید موافق خشونت هستم یا نه؟ این حرف خیلی بی‌معناست. من موافق اسلحه هستم؟ من در بیرمنگام ایالت آلاباما بزرگ شده‌ام. بعضی از دوستان خیلی خیلی عزیز من در جریان‌های بمب‌گذاری نژادپرستانه کشته شده‌اند. از وقتی خیلی کوچک بوده‌ام صدای انفجار بمبی که آن طرف خیابان منفجر شد و خانه را لرزاند در خاطرم مانده… به همین خاطر است وقتی کسی نظرم را درباره‌ی خشونت می‌پرسد برایم باورکردنی نیست، چون انگار آن فرد هیچ تصوری ندارد از همان زمان که یک سیاه‌پوست از سواحل آفریقا ربوده شد تا امروز چه بر سر ما آمده است.»

ادامهٔ نوشته

سپیده قلیان: مسئولیت گناه نکرده را نمی‌پذیرم مریم افشنگ بی بی س/فایل صوتی

سپیده قلیان: گفتند از رهبر عفو درخواست کن. گفتم نه و می‌روم به زندان

سپیده قلیان، فعال مدنی یکشنبه اول تیر برای گذراندن ۵ سال حبس، خود را به زندان اوین معرفی کرد. او از محکومان پرونده اعتراضات نیشکر هفت تپه خوزستان است.

سپیده قلیان قبل از بازگشت به زندان ویدیویی اختصاصی دراختیار بی بی سی فارسی قرار داد و در آن گفت که چرا وثیقه را آزاد کرده و به زندان برگشته است.
مصاحبه سپیده قلیان با بی بی سی
ادامهٔ نوشته

نامه سهیلا حجاب وکیل دادگستری از زندان قرچک ورامین

به نام ایران
با درود بر پاکباختگان راه میهن
از آنچه بر من و سایر کرد زبانان گذشته است روزی برای مردم و جنگل و کوه و دریا سخن خواهم گفت آنقدر که از هر خرده سنگ، یک مجسمه بروید و سربازها از کتابهای تاریخ به خانه هایشان باز گردند. در برابر استبداد اگر آتش به پیکرم ببارد هرگز زانو نخواهم زد حتا اگر سقف آسمان کوتاه تر از قامت من باشد.
ادامهٔ نوشته

نباید شورش علیه قتل‌های پلیس همچون جورج فلوید را محکوم کنیم نویسنده: پیتر گاوون، برگردان: سروناز احمدی

بیدارزنی: به دنبال قتل جورج فلوید توسط یکی از افسران پلیس مینیاپولیس، برخی از رسانه‌های ملی سؤال‌های مهمی را پیش کشیده‌اند که باید به آن­ها پرداخته شود:

آیا غارت را باید محکوم کنیم؟

بله باید غارت جنوب جهانی توسط نظامی‌های غربی و شرکت‌های چندملیتی را محکوم کنیم. باید نگران این احتمال وحشتناک باشیم که واکسن کووید-۱۹ انحصاری، خصوصی و به خاطر سود فروخته شود؛ همچنین {نگران} غارت ملت‌های توسعه‌نیافته و مردم کم بیمه‌شده که به دنبالش اتفاق می‌افتد.
ادامهٔ نوشته

واکسن و داروهای ضد ویروس کرونا کارکرد ونقش کمپانی های دارویی تهمینه بقائی

مقدمه : کشف واکسن و داروهای موثر در جلوگیری ودرمان بیماری مهلک و مرگبار ناشی از ویروس کرونا، کوید 19 ، امروز به یک مساله حیاتی و دغدغه جهانی مبدل شده و اهمیت سرنوشت سازی درحل بحران اپیدمیک ناشی از ویروس کرونا دارد. بیماری همه گیر ناشی از کرونا تاکنون باعث مرگ ضدها هزار انسان در سراسر جهان شده و تاثیرات مخرب آن بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی، آینده نامعلوم و تاریکی را برای جهانیان به ویژه محرومان و زحمتکشان رقم میزند. تلاش های تاکنونی جهانی برای کشف واکسن و تهیه داروهای ضد ویروس کرونا، علی رغم پیشرفت های قابل تامل، هنوز به نتیجه مطلوب نرسیده است.

ادامهٔ نوشته

اجازه ندهیم که بیش از این نفس مان را بگیرند! مادران پارک لاله ایران

خبرها چون پتک بر سرمان فرود می‌آید و گیجی ناشی از آن گاه فلج مان می کند. تنها در خرداد امسال ده‌ها و صدها نفر بازداشت، احضار یا به اشکال مختلف مورد خشونت نیروهای امنیتی و اطلاعاتی واقع شده یا کشته شده اند. موارد زیر تنها نمونه‌هایی از این همه بیداد است:

ادامهٔ نوشته

چرا به جرم‌انگاری زن‌کشی نیاز داریم؟ شهین غلامی

بیدارزنی: در پیوستار خشونت علیه زنان، زن‌کشی حادترین شکل آن است. اگرچه در طول تاریخ همواره زن کشی وجود داشته است، اما طرح آن به عنوان مطالبه‌ای مهم در درون جنبش‌های فمینیستی از دهه‌ی ۱۹۷۰ و با افزایش حساسیت و آگاهی نسبت به خشونت سیستماتیک و ساختاری علیه زنان آغاز شد. در بررسی ابعاد مختلف ز زن‌کشی عده‌ای روی نظام مردسالاری، استثمار خانگی و تقسیم کار جنسیتی تأکید می‌کنند، برخی تحلیل خود را بر نقد سنت و فرهنگ (خصوصاً فرهنگ اقلیت‌ها) متمرکز می‌کنند و برخی نیز نبود ساز و کار قانونی مناسب برای حمایت از زنان در برابر خشونت را مشکل اصلی و سر منشأ زن‌کشی می‌دانند. این یادداشت ضمن این‌که مجموعه‌ی این عوامل یعنی نظام مردسالاری، سنت و قانون را مجموعه‌ای در هم تنیده و دارای ارتباط درونی با یکدیگر می‌دانند، نقد خود را بر نظام حقوقی و لوایح قانونی استوار می‌کند. بدیهی است که چنین تأکیدی نه به معنای اولویت‌بخشی به قانون و اصلاحات قانونی است، بلکه تنها بررسی یکی از منابع خشونت علیه زنان یعنی نظام حقوقی و واکاوی نقش آن در وقوع، عادی‌سازی و بازتولید گفتمان‌هایی است که منتهی به بروز زن‌کشی می‌شوند.
ادامهٔ نوشته

گزارشی از تجددطلبی گروهی از زنان ایرانی نگاهی به کتاب «جمعیت نسوان وطن‌خواه ایران» مریم نورائی‌نژاد

بیدارزنی: کتاب «جمعیت نسوان وطنخواه ایران» نوشته محمدحسین خسرو پناه یک پژوهش اسنادی است که چگونگی شکل‌گیری، فعالیت‌ها و علل انحلال این تشکل زنان را مورد بررسی قرار می‌دهد. نویسنده این کتاب که در حوزه تاریخ سیاسی احزاب و جنبش زنان ایران پژوهش می‌کند، پیش از این کتاب، دو اثر دیگر با عنوان هدف‌ها و مبارزه زن ایرانی از انقلاب مشروطه تا سلطنت پهلوی و تجربه‌ای از همگرایی زنان آسیایی: کنگره نسوان شرق را نیز تألیف کرده است.
ادامهٔ نوشته

جنبشی جهانی برای الغای نظام زندان گفتگوی «سایت راه کارگر» ارگان سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) با فریدا آفاری،

فعال و پژوهشگر مارکسیست، مترجم آثار مارکسیستی و عضو اتحاد سوسیالیست های خاور میانه.

– قتل جورج فلوید، آمریکا را دستخوش یکی از بزرگترین اعتراضات تاریخ معاصر خود کرده است. قتل سیاهان به دست پلس سفید پوستان و اعتراضات جوامع سیاه پوست به خشونت نژادی پلیس در سالیان اخیر در آمریکا کم سابقه نبوده است اما از نظر شما ابعاد کنونی اعتراضات سراسری ناشی از چه عواملی است؟
ادامهٔ نوشته

ما هم ‌نمی‌توانیم نفس بکشیم زنان آرزم (آورد رهایی زنان و مردان)

دنیا جرج فلوید را شناخت. اسمش را شنید. بدون استثنا در همه‌ی کشورها، مردم با دیدن صحنه‌ی دلخراش مرگ او دلشان به درد آمد، خشمگین شدند و به هر شکل ممکن علیه خشونت و سرکوب پلیس آمریکا اعتراض کردند. در همبستگی با این اعتراض، معترضان نه تنها در امریکا، که در اروپا، کانادا، استرالیا و… هم به خیابان‌ها آمدند، در حالی که بنرهایی با شعارهای زیر با خود حمل می‌کردند:

به خاطر سیستمی که بحران، جنگ و نژادپرستی ایجاد می‌کند، فضای نفس کشیدن وجود ندارد
ادامهٔ نوشته

واقعیت ناراحت‌کننده این است: گاهی «خشونت» تنها راه باقی‌مانده برای مبارزه است برگردان: بنفشه جمالی

بیدارزنی: هنگامی‌که مورد ظلم واقع می‌شوید تقریباً هیچ راه قابل قبولی برای مبارزه با این ظلم و ستم ندارید. به شما برچسب می‌زنند و می‌گویند که وطن‌پرست نیستید، چرا که در برابر خشونت وحشیانه‌ی پلیس زانو نزده‌اید. به شما لقب «گردن‌کلفت و جانی» می‌دهند چون در اعتراض به کشتن مردی سیاه‌پوست و غیرمسلح به خیابان آمده‌اید و اعتراض کرده‌اید.
ادامهٔ نوشته

برای خروج از پاندمی با هم و تغییر سیستم مانیفست فمینیست فرامرزی نویسنده: وبسایت زنان رادیکال، برگردان: سروناز احمدی

بیدارزنی: امسال در روز جهانی کارگر مانیفستی تحت عنوان «مانیفست فمینیست فرامرزی» از وبسایت سوسیالیستی فمینیستی زنان رادیکال منتشر شد. این مانیفست علی‌رغم مختصر بودنش به شمار قابل توجهی از مبارزات توده‌های تحت ستم اشاره دارد که امروز به‌ویژه پس از بحران کرونا در سراسر جهان در جریان هستند. مانیفست فمینیست فرامرزی همه‌ی این مبارزات را از ریشه علیه سرمایه‌داری پدرسالار که گروه‌های متعددی را به شیوه‌های متفاوت مورد تبعیض و استثمار قرار می‌دهد، دانسته و معتقد است که در راستای این مبارزه زبان‌ها، مسلک‌ها و گفتمان‌های مختلف باید با یکدیگر متحد شوند و شکل‌های گوناگون همبستگی و مبارزات خود را به هم پیوند زنند. در این مانیفست شعار Arriba Las Que Luchan به زبان اسپانیایی به چشم می‌خورد که در فارسی یعنی «زنده‌باد خلقی که مبارزه می‌کنند». اکنون ترجمه فارسی این مانیفست در کنار دیگر زبان‌ها در این وبسایت در دسترس قرار گرفته است.
مانیفست فمینیست فرامرزی
برای خروج از پاندمی با هم و تغییر سیستم
ادامهٔ نوشته

خشونت سیستماتیک در شرق سر می‌بُرد و در غرب خفه می‌کند مجید ابراهیم‌پور

برای آسیه، رومینا، جورج و همه کسانی که هر روز شرم بی‌عملی را در ما زنده نگه می‌دارند.
رومینا، دختر نوجوانی که با معشوقش چاره‌ای جز فرار نداشت، در روستایی در گیلان، بعد از دستگیری به خانواده‌اش تحویل داده می‌شود و پدر که ناموسش را در خطر می‌بیند، سر دخترش را با داس می‌برد.
سیاه‌پوستی به نام جورج فلوید در مینیاپولیس ایالات‌متحده به دست پلیسی دستگیر می‌شود و پلیس سفیدپوست آن‌قدر با زانو روی گردن جوان سیاه‌پوست فشار وارد می‌کند که در حالی‌که جوان سیاه‌پوست می‌گوید: «نمی‌توانم نفس بکشم، خواهش می‌کنم من را نکش» خفه می‌شود.
آسیه، زنی ۶۱ ساله در حاشیه کرمانشاه زمانی‌که مأموران به قصد تخریب به منزل وی هجوم می‌آورند با آن‌ها درگیر می‌شود و در نهایت در بیمارستان فوت می‌کند.
ادامهٔ نوشته

رومینا اشرفی، گلی پرپر شده با دستان توحش گفتگوی رضا رئیس دانا با رفیق میناخانی فعال مارکسیست و فمینیست فایل صوتی

تولید جنس دوم در سرمایه‌داری مدرن / عاطفه رنگریز

برای آنیشا

این متن در راستای برآشوبیدن علیه نامِ زن است؛ علیه هویت جنسیتی و جنس دومی که پیشاپیش ما را تحت انقیاد و ستم قرار داده و زندگی مان را به قهقرا کشانده است.[1]

مقدمه

مسأله بر سر نام زن یا به عبارتی هویتِ پیشاپیش جنسی/جنسیتی[2] است؛ بدین معنا که تصور فردی خارج از دوگانه‌ی جنسی (زن و مرد) محال است (صرف‌نظر از هویت‌های متکثر گرایش جنسی و سکسوالیته که توسط علوم پزشکی و روان‌کاوی نام‌گذاری شده‌اند). در این هویت جنسیتی، زنان به لحاظ تاریخی جایگاه فرودست‌تری نسبت به مردان پیدا کردند و تحت استیلا و استثمار قرار گرفتند. پرسش محوری متن حاضر این است که چگونه هویت و سلسله‌‌مراتب جنسیتی در جهان سرمایه‌داری معنای نوینی یافت و منجر به اشکال تازه‌‌‌تر استیلا و استثمار زنان شد. مسئله برسر نوعی هستی‌شناسیِ انتقادی است که چگونه تولید سوژه‌ی جنسی در سرمایه‌داری مدرن رخ داده است و اساساً چرا چرخ‌دنده‌های این سیستم با تولید و بازتولیدِ تضادها، دوگانه‌ها، خلق سوژه‌ی جنسی و سلسله‌مراتب جنسیتی کار می‌کند. به عبارتی بحث بر سر سیاستِ بدن و بدنِ سیاسی است که چگونه مفصل‌بندی نیروهای اجتماعی به شکل‌گیری سوژه‌ی جنسیتی (سوژه‌ی مذکر دگرجنس‌گرای سفیدپوست) به‌عنوان سوژه‌ی عام و جهان‌شمول منجر شده است. بنابراین باید اقتصاد سیاسی و اقتصاد میل در سرمایه‌داری به‌طور هم‌زمان بررسی تا نشان داده شود که این سیستم با هدف تولید و کسب سود، میل و توان کار و توانایی‌های بدن را در فرایند انباشت بدوی تصاحب کرده و با به‌هنجارسازی میل دگرجنس‌گرایی آن را تحت کنترل خود درآورده و تضاد زن و مرد را شکل داده است.
ادامهٔ نوشته

فعالان جنبش زنان و گذر از دوران کرونا فروغ سمیع‌نیا

بیدارزنی: وقتی اواخر بهمن ۱۳۹۸ خبر شیوع ویروس کرونا در رسانه‌های رسمی کشورمنتشر شد فعالان جنبش‌های اجتماعی چنان در اخبار سرکوب و بازداشت‌ها غرق بودند که خبری برای برنامه‌های بیرون از خانه، توسط آنان به گوش نمی رسید، سرکوب‌هایی که از سال ۱۳۹۶ تاثیر عمیقی بر جنبش زنان داشته واین ضعف و سکوت طی روندی رو به افزایش قرار گرفته بود. تحلیل‌های پژوهشگران سیاسی و اجتماعی نیز پیش‌بینی خیزشی دوباره توسط مردم را داشت نه کنشی از فعالان.
ادامهٔ نوشته

بار سنگین‌تر زنان بازنشسته

زنان آرزم

(آورد رهایی زنان ومردان)

این روزها بر هر قشر، گروه و طبقه‌ای دست بگذاری مشکلاتش افزون شده است: برخی بیشتر، برخی کمتر. گرچه بسیاری از این مشکلات مشترکند، هر گروه، قشر و طبقه نیز مسائل خاص خود را دارد. اما در تمامی جوامع مشکلات عامِ اقشارِ آسیب‌پذیر و فرودست سنگین‌تر و مشکلات خاصشان پررنگ‌تر است و از آن میان: بازنشستگان و چه بسا زنان بازنشسته. کسانی که با حداقل‌ها زندگی می‌کنند و حتی اگر کاری هم وجود داشته باشد توان و امکان شغل دوم و سوم را ندارند؛ در مقابل شیوع کرونا آسیب‌پذیرترند؛ به عنوان زن از انواع تبعیض و محدودیت رنج می‌برند و «وظایف» خانگی‌اشان مثل بسیاری زنان دیگر چند برابر شده است.

ادامهٔ نوشته

صدور احکام ناعادلانه، بازداشت ها و اعدام ها را پایان دهید!

همه بر میگرده به ارنستو …

دستام میلرزه

پاهام بیشتر

دلم ریخته پایین

بی مجنون

این گره خیال باز شدن نداره

همه بر میگرده به ارنستو

چش ازم بر نمیداره

توی قاب روی دیوار

بگه بمون می مونم

در بند…

عشق عمومی

شعر از: ژیلا کرم زاده مکوندی

در شرایطی که ویروس کرونا چون خوره به جان مردم ایران و جهان افتاده و جان هزاران نفر را در ایران و جهان گرفته است و الویت بسیاری از کشورها هنوز محافظت مردم از ابتلا به این بیماری است و امکاناتی برای تأمین سلامتی و گذران زندگی مردم فراهم کرده اند، حکومت اسلامی ایران نه تنها محافظت از جان و سلامتی اکثریت مردم و بخصوص فرودستان جامعه را به سخره گرفته، بلکه فعالان را نیز در شرایطی به مراتب سخت تر قرار داده است و دمی از سرکوب، احضار، احکام ناعادلانه و بازداشت و فراخواندن زندانیان به زندان دست نمی کشد.
ادامهٔ نوشته