بحران عشق نایاب

eshgh نوشتاری با تاکید بر قلمروزدایی از عشق
بحران عشق نایاب
نیلوفر خردمند.طرح: هادی حیدری ،شرق
«عشق در شکل امروزی آن در قرن بیستم اگر نگوییم ابداع یا کشف شد دست‌کم به نحوی کاملا بی‌سابقه پرورانده شد. فقط در این زمان بود که انسان توانست به نحو منظم و پیگیری درباره نحوه هماهنگ کردن کشش‌های شدید جنسی و انگیزه‌های ایده‌آلیستی بیندیشد و ببیند که چگونه می‌تواند از روابط نزدیک نه به منزله راهی برای بقای نوع بلکه به مثابه غایتی فی‌نفسه که زندگی را در خور زیستن می‌کند، دفاع کند.» (ایروینگ سینگر)
درست است که مفهوم پردازی عشق به این صورت (گره‌خوردن دوباره به بدن و ارزش دادن به بدن و ذهن به‌طور همزمان) کاملا جدید است، درست است که عشق با این مفهوم می‌تواند زندگی را در خور زیستن کند و به‌عنوان غایتی فی‌نفسه می‌توان از آن دفاع کرد اما این عشق به راستی چگونه عشقی است؟ به خواندن ادامه دهید

به یاد یاقوت سرخپوش میدان فردوسی

پنج شنبه شب گذشته تعدادی از زنان تهرانی با پوشیدن لباس‌ های یکدست سرخ، برای یادآوری زنی به اسم یاقوت که سالها پیش به امید دیدار با معشوق خود لباسی سرخ رنگ به تن میکرد و در میدان فردوسی منتظر می ماند دور یکدیگر جمع شده بودند.جمع شدن زنان سرخپوش در میدان فردوسی تهران در اول آبان ۱۳۹۰ به یاد یاقوت سرخپوش زنی که حدود ۲۰ – ۳۰ سال هر روز در میدان فردوسی تهران دیده میشد و به یکباره ناپدید شد به خواندن ادامه دهید

آزادیِ «روابط صمیمانه» از نگاه گیدنز

آزادیِ «روابط صمیمانه» از نگاه گیدنز
زهره روحی
وقتی در توجیه «غیر امروزی» بودن نگرش مادرمان به فرزندمان می‌گوییم : « خُب دیگر، پیر و قدیمی است… نمی‌تواند خواسته‌های تو را درک کند…»، گفته‌ی ما دقیقاً این مفهوم را در خود مستتر دارد که: « در دوره‌ای که او زندگی می‌کرده، شیوه‌ی زندگی، به شکل دیگری بوده است و از اینرو زندگی و روابط را طور دیگری می‌فهمد». به خواندن ادامه دهید

تراژدی یک عشق ممنوع!

تراژدی یک عشق ممنوع!
علی خدائی
مهین پدیدار، در شهر لاهیجان، با 16 ضربه چاقو، دختری بنام «زهرا امین» را که عاشق او بود، در توالت مدرسه دخترانه کشت و خود، یکی از دردناک ترین سرگذشت ها را آغاز کرد.
حادثه در سال 1354 روی داد و محاکمه قاتل که شاید 18 ساله شده بود، در نیمه دوم تابستان همان سال در شهر رشت برپا شد. به خواندن ادامه دهید

نخستین بوسه

نخستین بوسه
( سمیه تیرتاش )
“وقتی لب‌هایش را روی لب‌هایم گذاشت همه‌چیز رو فراموش کردم.” این جملۀ کلیشه‌ای را همیشه توی کتاب‌ها می‌خواندم و بقیه‌اش را خودم تصور می‌کردم، خدا می‌داند چه تصاویر دلپذیری در ذهنم شکل می‌گرفت و مرا به دنیای رؤیاها می‌برد، دنیای نوازش‌های عاشقانه و هماغوشی مهرآمیزی که همه‌اش لطیف و زیبا بود، تخیلاتم همیشه نوید یک زندگی رمانتیک را به من می‌داد به خواندن ادامه دهید

عشق، واقعیت، سرگردانی!

عشق، واقعیت، سرگردانی!
از وقتی نهال زیبا، جان بر سر عشق گذاشت و رفت، مدام با خودم کلنجار می روم که کار درستی کرد؟ نمیدانم چرا این حادثه این قدر مرا تکان داد. مدت ها به عشق احمد شاملو و ویدا حسرت می خوردم. مدت ها این سئوال ذهنم را به خود مشغول کرده بود که آیا می توان به دنبال چنین عشق هائی بود. به خواندن ادامه دهید

تنها عشق است و مرگ كه همه چیز را دگرگون می كند.

مردی كه دو چهره داشت
به انگیزه انتشار مجدد نارتسیس و گلدموند هرمان هسه
نويسنده: رضا نجفی
از ۱۳۵۰ تا به امروز، یعنی بیش از سی سال بود كه خوانندگان هسه چشم انتظار تجدید چاپ پاكیزه تر رمان نرگس و زرین دهن او بودند. به خواندن ادامه دهید