بیانیه فمینیست های سوسیالیست خاورمیانه، شمال آفریقا و حامیانشان در مورد خیزش های مردمی در منطقه

ترقی خواه ترین خواسته ها توسط زنان مطرح شده . زنانی که با مردسالاری مخالفند و مبارزه برای عدالت اجتماعی را از رهایی زن جدا نمی کنند. پیشبرد خیزش های سال ۲۰۱۹ مستلزم پرداختن به مبارزه برای رهایی زنان و رابطه تنگاتنگ آن با مبارزه علیه استثمار و بیگانگی سرمایه داری است. این چشم انداز است که می تواند مانند چراغ راهنمای ما عمل کند.

به خواندن ادامه دهید

چرا سلامت روان مسئله‌ای فمینیستی است؟ فرناز سیفی

این مطلب به مناسبت «روز جهانی سلامت روان»( ۱۰ اکتبر) نوشته شده است.

در سال ۱۸۹۲ میلادی، شارلوت پرکینز گیلمن، نویسنده‌ و فعال اجتماعی آمریکایی، داستان «کاغذ دیواری زرد» را در مجله‌‌ی نیو اینگلند منتشر کرد. داستانی که انگار ادبیات زنان را به قبل و بعد از خود تقسیم کرد. داستانی که مستقیم انگشت روی یک رویه‌ی ترسناک و رایج دوران علیه زنان گذاشت و صدای اعتراض و نگرانی زنان را عمومی کرد.
به خواندن ادامه دهید

فمینیست‌ها- جذب مردان حمایتگر و سکسیست می‌شوند؟ چرا اغلب زنان – حتی فمینیست‌ها- جذب مردان حمایتگر و سکسیست می‌شوند؟ ترجمه: نفیسه محمدپور

بیدارزنی: اگر مردی برای برداشتن چمدان سنگینِ زنی یا برای پارک کردن دوبله‌ی ماشین، به یک زن کمک کند، در مورد او چه فکر می‌کنید؟

آیا این عمل ناشی از ادب است؟ یا آیا این یک توهین جنسیتی به قدرت و شایستگی اوست؟

روانشناسان اجتماعی که این رفتار را «سکسیسم خیرخواهانه» توصیف می‌کنند، کاملاً طرفدار دیدگاه دوم هستند.

اما محققان پرده از این پارادوکس برداشته‌اند: زنان مردانی را ترجیح می‌دهند که رفتارهایشان مصداق سکسیم خیرخواهانه است.

این رفتار و تمایل را چگونه می‌توان توصیف کرد؟
به خواندن ادامه دهید

فلسفه اخلاق فمینیستی زهره حسینی

بیدارزنی:

۱) اساس اخلاق فمینیستی

برجسته‌ترین متفکران و حامیان نظریات اخلاقی که ما اندیشه‌های آنان را بررسی می‌کنیم در یک ویژگی مشترک هستند و آن این است که همگی مرد هستند. بسیاری از آنان در جوامعی زندگی می‌کنند که به‌طور نظام‌مند نسبت به زنان تبعیض قائل می‌شوند و حتی در اندیشه متفکران بزرگ آن‌ها می‌توان انعکاس این دیدگاه‌ها را مشاهده کرد. از این‌رو جای شگفتی نیست که بسیاری از فیلسوفان برجسته دیدگاه‌هایی را مطرح می‌کنند که در این زمان ما را محدود می‌سازند.
به خواندن ادامه دهید

آنتونیو گرامشی و فمینیسم: ماهیت غامض قدرت- بخش آخر-برگردان: شمیم شرافت

مارگارت لدویت، مدرسه‌ی علوم اجتماعی کاربردی، دانشگاه کامبریا

بخش اول و دوم را بخوانید.

تغییر شرایط نظری و سیاسی

در این بخش به شرایط فکری و سیاسی در حال دگرگونی نگاهی می‌اندازم که از دهه‌ی ۱۹۸۰ تا هزاره‌ی جدید شتاب یافت.

این نظام به هم وابسته‌ی جهانی بر استثمار گروه‌های فرودست استوار است، اما نظام به‌طور هم‌زمان اشکال فرهنگی مخالف را به کار می‌گیرد تا وضعیت این گروه‌ها را نشان دهد. سیاه‌پوستان سلطه‌ی مردان سفیدپوست بورژوا را به چالش کشیده‌اند، زنان و دیگر گروه‌های فرودست به دنبال اعتباربخشی دانش خود هستند و خواستار عدالت اجتماعی و برابری از طریق مبارزه‌های متعدد سیاسی و فرهنگی هستند. چالش اساسی نظری نظام دانش سنتی غربی از نظریه‌ی فمینیستی می‌آید که همچون دیگر رویکردها، به تفاوت اعتبار می‌دهد و ادعای جهانی واقعیت را به چالش می‌کشد و به دنبال ایجاد دگرگونی اجتماعی در دنیا و تغییر به سمت معناهای غیرقطعی است (ویلدر در هولند و بلیر، ۱۹۹۵، ص ۲۳).

به خواندن ادامه دهید

نقدی بر عرصه عمومی تک جنسیتی؛ فمینیسم اینترسکشنال و تجربه روزمره زنان در آذربایجان نویسنده: لاله فروغانفر –

مطالبات زنان غیرمرکزنشین، غیرفارس و غیرشیعه در ایران به دلیل تلاقی فاکتور جنسیت با سایر متغیرهای نابرابری و تبعیض، ابعاد و پیچیده گی های بسیاری پیدا می کند که متاسفانه آنچنان که باید در گفتمان فمینیستی مسلط فارسی زبان انعکاس داده نمی شود. این یادداشت، ارتباط دو سویه فضا و جنسیت را در عرصه عمومی و فضاهای شهری بررسی می کند. هم‌چنین با تکیه بر نقد فمینیسم اینترسکشنال[۱] (میان برشی) و با بیان نمونه‌هایی از فضاهای ”تک جنسیتی“ شهری، درصدد است شکاف بین فعالان هویت طلب ترک با زنان فمینیستی آذربایجان و مشکلات و تبعیضهای مضاعفی را که این زنان در زندگی روزمره شهری به خصوص در کلانشهر تبریز تجربه می‌کنند را به تصویر بکشد[۲].

به خواندن ادامه دهید

فمینیست‌های آفریقا، زنانی که به چالش‌ها لبخند می‌زنند – بخش اولفرزاد صیفی‌کاران

– بخش اول

بیدارزنی: آفریقا، قاره‌ای که معمولا از آن به عنوان قاره سیاه نام برده می‌شود. اصطلاحی که به صورت ناخودآگاه تبعیض، جداسازی، دیگری‌سازی و تحقیر را تداعی می‌کند، نه به این دلیل که سیاه یا سیاه‌پوست بودن مفهوم محقری است، بلکه این تاریخ استعمار و خودبرترپنداری نژاد سفید بود که به برساختن مفاهیم تحقیرآمیز برای سیاهان پرداخت. این تنها قاره‌ی سیاه در میان تمام قاره‌های سفید، از ویژگی‌های منحصربه‌فردی برخودار است. قاره‌ای که عزت والای مردمانش، از سفیدپوستانی که جز تاریخی آغشته به خون و استثمار برای آن میراث دیگری به جای نگذاشتند، به مراتب سفیدتر است. مردم آفریقا با وجود تحمل انواع مصائب و مشکلات همچون استعمار، آپارتاید، بردگی، فقر، بیکاری، بیماری، جنگ و… همچنان شاد و سرزنده هستند، به زندگی ادامه می‌دهند، می‌رقصند و پایکوبی می‌کنند، امید دارند و می‌کوشند جهانی بهتر و آفریقایی نوین برای خود و دیگران بسازند.
به خواندن ادامه دهید