شکایات خانواده های جانباختگان 88 بی نتیجه و مسکوت مانده

نداوکیل خانواده ندا آقاسلطان: پرونده قتل مسکوت مانده است

کلمه: پرونده قتل ندا آقاسلطان مسکوت مانده است. این را عبدالصمد خرمشاهی، وکیل خانواده ندا آقاسلطان می گوید؛ اگر چه پرونده مفتوح است و مختومه نشده اما قرار بود بازسازی صحنه صورت بگیرد که مسکوت ماند.او اما به عنوان وکیل خانواده ندا آقاسلطان همچنان پی گیر پرونده است.ندا آقا سلطان خرداد ۸۸ بر اثر اصابت گلوله ای جان باخت و به نماد جنبش اعتراضی مردم ایران به انتخاباتی مخدوش تبدیل شد. فیلم لحظه جان باختن او در جریان سرکوب اعتراضات مردمی، به نوشته “تایم”، به عنوان پربیننده‌ترین لحظه مرگ یک انسان در تاریخ بشریت ثبت شد؛ لحظه ای که چشم های بازش در واپسین لحظه زندگی، چشم های جهانیان را به وقایع ایران گشود. اما با گذشت پنج سال از قتل این دختر جوان، شکایت خانواده اش برای معرفی و محاکمه قاتل یا قاتلان فرزندشان نتیجه ای نداشته است.
به خواندن ادامه دهید

بازخوانی تلاش برای دادخواهی قتل‌های سیاسی آذر ۷۷ از منظر تبعیض‌ها و تجربه‌های زنانه / پرستو فروهر

parastoo forooharشرکت در این نشست را مجالی دانستم تا به روند پرچالش پانزده سال گذشته برای دادخواهی و یادآوری قتل های سیاسی آذر ۷۷ و نیز پاسداری یاد و میراث قربانیان این جنایت ها، که پدرومادر من داریوش و پروانه فروهر در زمره ی آنان هستند، از  دریچه ای که تا به حال کمتر به آن پرداخته ام، نگاه کنم. این نوشته تلاشی ست برای کنکاش در برخی از تجربه‌ها و تحمیل‌ها در این روند، که زن بودن مبنای شکل‌گیری شان بوده است.

شرکت در این سمینار به من این فرصت را داد تا با تمرکز بیشتری به این تجربه‌ها و تحمیل ها بیاندیشم و تلاشی برای تبیین و بازگویی آن‌ها داشته باشم. از این بابت از برگزارکنندگان این نشست تشکر می‌کنم. اما در همین ابتدا لازم می‌دانم اشاره کنم که پرداختن به این مبحث برایم با چالشی فکری و کلنجاری حسی همراه شد. زیرا که به یقین از منظر تبعیض های خاص زنانه دریافت همه جانبه و مبتنی بر ماهیت اصلی این جنایت ها ممکن نیست.   چرایی و چگونگی فاجعه ی قتل های سیاسی دگراندیشان ایرانی در حکومت فعلی را نمی‌توان در بستر این تجربه‌ها تبیین کرد. به این دلیل باید توجه کرد که نگاه از این دریچه‌ی خاص به از دست دادن دید فراگیر نسبت به این جنایت ها نیانجامد.

به خواندن ادامه دهید

چه کار کردند این ناقضان حقوق‌بشر؟ می‌فهمند حتا؟ گمان‌ام نیست… زیبا جان خواب‌ات آرام…

peyman arefiiشیوا نظر آهاری: میدانی زیبا، خیلی پیش از اینها کشته بودنت.. بسیار پیش از جاده و اتومیبیل و حادثه… همان روزی که در فروردین‌ماه 88، تو و آرش و پیمان و خواهرشوهرت بازداشت شده بودید که بعدها، ماه‌ها بعد توی دادگاه‌های یک کودتا، نقش برانداز را بازی کنید. همان روزها، مرده بودی.. هی می‌خندیدی، با آن صورت زیبا، هی قربان صدقه پیمان می‌رفتی و من باورم میشد که توی این شهر هنوز آدمها عاشق می‌شوند، آنجور عاشق که تو شده بودی. که تمام ساعت‌های روزهای سلول 13 از قد و بالای پیمان می‌گفتی و زندگیتان و عاقبتش.. از همان روزها کشته بودنت، خودت نمی‌خواستی قبول کنی… همان وقتی که هی می زدی به دیوار که به سلول کناری دلگرمی بدهی،که می‌آمدی لب دریچه نجوایی کنی برای زندانی توی سلول انفرادی…. همان موقع که از آرش( رحمان پور) می‌گفتی که تازه 19 ساله بود. می‌دانی زیبا.. تو را ، ما را همان روزها کشتند. فقط جنازه‌هایمان نیفتاد گوشه خیابان. همان روزی که خبر دادند آرش را اعدام کردند. سارا را، هاله را کشتند. ما همه مرده بودیم. وگرنه آدم زنده که نمی‌تواند اینهمه را تاب بیاورد. حالا تو هم نباش و من هی مثل دیوانه‌ها سیاهی‌های چشمم را پاک می‌کنم و چشمم نمی‌بیند و شماره‌ات را می‌گیرم که شاید یک نفر بگوید، نه خانوم، زیبا از ملاقات برگشته.. حالش خوب است .. و باز به مرده بودنمان ادامه دهیم . کاش آن روز که توی دادگاه آمدی و جیغ‌زنان خبر دادی که حکم اعدام پیمان شکسته، بیشتر شادی می‌کردیم. کاش آن موقع توی سلول 13، بیشتر بغلت می‌کردم. کاش آمده بودم آرایشگاه و بیشتر حرف می‌زدیم. کاش زودتر از این اینها، جای دیگری هم را می‌دیدم. نه آنجا وقتی کشته بودنمان. زیبا… دلم برای تو، پیمان، برای این سال‌ها، زار می‌زند… بعد از تو دیگر این شهر آن جور عاشقی را می‌بیند؟

به خواندن ادامه دهید

معصومه مصدق (نوه دکتر مصدق) یکی از قربانیان فراموش شده قتل های زنجیره ای؟!

nawe mosadeggفیس بوک: معصومه مصدق (نوه دکتر مصدق) یکی از قربانیان فراموش شده قتل های زنجیره ای؟ ۴ اردیبهشت ۱۳۷۷ تهران معصومه مصدق دختر دکتر غلامحسین مصدق و نوه دکتر محمد مصدق (نخست وزیر اسبق و رهبر ملی شدن صنعت نفت ایران) بود. وی به نحو مشکوکی به قتل رسید. روزنامه جامعه خبر قتل وی با ضربات کارد را منتشر ساخت در آذر ماه همان سال پروانه و داریوش فروهر نیز با ضربات کارد به قتل رسیدند .

به خواندن ادامه دهید

‹تنها بستگان نزدیک اجازه حضور در مراسم فروهرها را یافتند

آگهی مراسم فروهرهاپرستو فروهر، فرزند داریوش و پروانه فروهر به بی‌بی‌سی فارسی گفت که امروز با نزدیک شدن موعد برگزاری مراسم پانزدهمین سالگرد قتل والدینش، حضور ماموران امنیتی در حوالی منزلشان پررنگ تر شده است.
او گفت: «حدود ساعت ۳ بعد از ظهر که قرار بود مراسم آغاز شود، ماموران امنیتی که همه لباس شخصی به تن داشتند، به تدریج وارد حیاط خانه شدند که به آنها اعتراض کردم و گفتم که اگر برای برقراری نظم آمده اند، بیرون بمانند و ما خودمان مسئول حفظ نظم و آرامش داخل خانه خواهیم بود.» پرستو فروهر اضافه کرد: «ماموران امنیتی بعد از خروج از خانه گفتند که تنها اقوام سببی و نسبی و همسایه‌ها می توانند در این مراسم شرکت کنند و دو سر کوچه را بستند و مانع حضور افرادی شدند که می خواستند در مراسم حضور یابند.»
به خواندن ادامه دهید

پیام خانواده‌های فروهر، مختاری و پوینده در پانزدهمین سالگرد قتل های سیاسی پاییز ۱۳۷۷

در پانزدهمین سالگرد قتل‌های سیاسی پاییز هفتاد و هفت، یاد زنده‌ی قربانیان، داریوش فروهر، پروانه فروهر، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده گرامی باد.ما بازماندگان قربانیان، تلاش دگراندیشان، روزنامه نگاران، رسانه های بین المللی، نهادهای مدافع حقوق بشر و به‌ویژه وکلایمان را که در افشاگری ابعاد و دادخواهی این جنایت ها از هیچ کوششی دریغ نکردند پاس می‌داریم و از همه ی هم میهنانی که در این دوران سخت ما را تنها نگذاشتند و هر ساله با بزرگداشت جان‌باختگان و یادآوری افکار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنها، نام و یادشان را در حافظه‌ی تاریخی ایران زنده نگاه داشتند قدردانی می کنیم.
به خواندن ادامه دهید

پیام پرستو فروهر / در آستانه‌ی پانزدهمین سالگرد قتل های سیاسی آذر ۱۳۷۷

پرستو فروهر
پيام پرستو فروهر به مناسبت اعلام ممنوعيت برگزارى مراسم سالگرد فروهرها توسط وزارت اطلاعات

برای آگاهی!
یکم آذرماه، پانزدهمین سالگرد قتل فجیع داریوش و پروانه فروهر فرامی‌رسد.
در روز چهارشنبه ۲۲ آبان‌ماه به روال سال‌های پیش به ایران آمدم تا امسال نیز این روز تلخ را در این سرزمین به سر کنم که جایگاه یادها، تلاش‌ها و آرزوهای پدرومادرم است، سرزمینی که همواره بیش از جان دوستش داشتند. به روال این سال‌ها سماجت و امید توشه‌ی راه کردم تا شاید امسال گشایشی در این ظلم ممتد پدید آید و بتوان در سالروز جنایت، یاد آن دو دلاور را گرامی داشت، که همواره پرتلاش، آزاده و حق گو زیستند و جان خویش نثار پایداری بر باورهایشان کردند.
در ابتدا برخی نویدهای خوشایند درباره‌ی امکان برگزاری آیین بزرگداشت شنیده می‌شد. برخورد مثبت مسئولان در وزارت کشور و فرمانداری تهران در برابر تقاضانامه ی کتبی ما نیز سبب خوشبینی بود. روز شنبه ۲۵ آبان ماه در یک تماس تلفنی برای فردای آن روز به یکی از دفترهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی فراخوانده شدم.
به خواندن ادامه دهید