از نقش زایای مادری تا روز جهانی زن/منصوره شجاعی

mansoore shojaiمدرسه فمینیستی: از «مادری» بسا بیشتر از دیگر نقش های زنان سخن گفته شده است. در سالهای پس از انقلاب در مقاطعی این نقش همچون هویت اصلی زنان در جامعه مطرح می شد. واقع امر، ‌نقش های زنانه حاکمیت پسند به فراخور موقعیت و منطبق با سیاست های نظامی و پوپولیستی موجود، از طریق امکانات عریض و طویل تبلیغاتی به زنان و به کل جامعه دیکته می شد.

ادامهٔ نوشته

داش آکل و قانون ازدواج سرپرست با فرزندخوانده / منصوره شجاعی

منصوره شجاعییمدرسه فمینیستی: «داش آکل مردی سی و پنج ساله، تنومند ولی بدسیما بود. هرکس دفعه اول او را می دید قیافه اش توی ذوق می زد. اما اگر یک مجلس پای صحبت او می نشستند یا حکایت هایی که از دوره زندگی او ورد زبانها بود می شنیدند، آدم را شیفته او می کرد.{…} پدرش از ملاکین بزرگ فارس بود زمانی که مرد همه دارایی او به پسر یکی یکدانه اش رسید. ولی داش آکل پشت گوش فراخ و گشاد باز بود. به پول و مال دنیا ارزشی نمی گذاشت. زندگیش را به مردانگی و آزادی و بخشش و بزرگ منشی می گذرانید. هیچ دلبستگی دیگری در زندگیش نداشت و همه دارایی خودش را به مردم ندار و تنگدست بذل و بخشش می کرد، یا عرق دوآتشه می نوشید و سرچهارراه ها نعره می کشید و یا در مجالس بزم با یکدسته از دوستان که انگل او شده بودند صرف میکرد.{…} روزی که وکیل و وصی حاجی صمد شد و مرجان را دید در زندگیش تعییر کلی رخ داد.
ادامهٔ نوشته

چین و چروک های اندوخته شده: پرسه ای در نمایشگاه زنان سالخورده

zan-salkhordeچین و چروک های اندوخته شده: پرسه ای در نمایشگاه زنان سالخورده
منصوره شجاعی – عکس ها: مائده سلطانی
مدرسه فمینیستی:«سالهای اندوخته شده» نام نمایشگاهی است که از طرف موزه زنان نورنبرگ در شهرفورت  آلمان از پنجم ماه می در معرض تماشای عموم قرار گرفته  است. ادامهٔ نوشته

استفاده هشیارانه از روز والنتاین به نفع تقویم زنان جهان / منصوره شجاعی

والنتین تاک در آلمانمدرسه فمینیستی: والنتاین، روز عشق و دوستی است. روزی که داستانش از سال شروع ارتباطات سایبری، جهانی شد و به کشورهای جنوبی هم رسید. از امریکا و اروپا تا افریقا و آسیا، این سالها به ایران هم رسیده بود و هر سال بازار عشق و عاشقی های شکلاتی و عطر و ادوکلنی را میان جوانان و گاه میانسال ها داغ می کرد. عده ای هم با رد و بدل کردن سخنانی نغز و اشعاری ناب این روز را  به یاد و نام  دوستان جانی، جانانه برگزار می کردند. تا که به سال جنبش سبز، والنتاین هم «سبز» شد و با شعری بسیار زیبا از شاعری که نامش عاقبت معلوم نشد به جنبش سبز مردمی پیوست.

امسال ولنتاین زیاد در حمام نمی مانم… فقط  غسلی کوتاه! لباسهای معمولی میپوشم… راحت! شاید بخواهم بدوم! شاید بخواهم از روی آتش بپرم! …عطر و ادکلن هم نمیزنم… در هر صورت بوی دود میگیرم! با عشقم هماهنگ کردم! امسال، هدیه، عروسک نمیگیرم! یک سرویس کامل دستبند، سربند و یک شال از حریر سبز! کافی شاپ که خز شده! رستوران هم نمیرویم! شنیده ایم عشاق گردهمایی دارند! پشت به اسارت! رو به آزادی! همه به آنجا میرویم…

  ادامهٔ نوشته

فریاد زنان بی سلاح علیه جنگ: به یاد تلاش های باربرو الوینگ در روز مبارزه با خشونت علیه زنان / منصوره شجاعی و مهشید شریف

مدرسه فمینیستی: پاییز امسال «پنجم آذر ماه 1391»، در شرایطی به استقبال سالروز 25 نوامبر، «روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان» می شتابیم که به نظر می رسد با توجه به سیاست های نابخردانه کنونی، جامعۀ ایران و نیز به تبع آن زنان کشورمان، نگران وقوع خشونت های کلان مقیاسی هستند که در افق آینده جامعه مان رخ می نماید.از این رو اگر سال گذشته در ویژه نامه مدرسه فمینیستی به مناسبت این روز، بنا به شرایط، بیشتر به ابعاد سیاسی خشونت و نحوۀ حل و فصل قهرآمیز منازعات سیاسی و اثرات منفی آن بر زنان و کودکان پرداخته بودیم، اما در ویژه نامه امسال بنابه شرایط بحرانی کشورمان و خطراتی که آن را تهدید می کند، بر آن شدیم که علاوه بر ابعاد مختلف خشونت بر زنان (از خشونت خانگی تا خشونت های قانونی و خشونت های محیط های شغلی و…) به مسئله «جنگ» و پیامدهای آن برای زنان، و نیز به انتقال تجربه های زنان و شیوه های متنوع برخورد کنشگران جنبش های زنان در دیگر کشورهای جهان نسبت به پدیدۀ ویرانگر جنگ، هم بپردازیم. از این رو مقاله زیر که توسط منصوره شجاعی و مهشید شریف به نگارش درآمده، به فعالیت های یکی از روزنامه نگاران و فمینیست های سوئدی در جنگ جهانی دوم می پردازد:

ادامهٔ نوشته

زخم ملاله بر تن نسرین ستوده/ منصوره شجاعی

مدرسه فمینیستی:رنجوری تن نسرین ستوده و زخم ملاله یوسف زی از یک تیشه است. همزمانی اعتصاب غذای نسرین و زخمی شدن ملاله نیز نه همدستی که هم سرنوشتی زنانه ای است میان این مادر و دختر جهانی.این دو واقعه انگار به ما می گوید که اگر مرهم زخم ملاله، همدلی و فریاد دادخواهی مردم عدالت خواه جهان علیه طالبان و استیلای قوانین طالبانی در جهان است، این همان درمان رنجوری تن نسرین است

ادامهٔ نوشته

به مناسبت «سالروز همبستگی زنان ایران»: ارزش هسته ای جنبش زنان در جامعه مدنی

به مناسبت «سالروز همبستگی زنان ایران»: ارزش هسته ای جنبش زنان در جامعه مدنی
منصوره شجاعی
مدرسه فمینیستی: جامعه مدنی  مفهوم نوینی است که از اوایل قرن هفدهم تا نوزدهم پدید آمد. در تعریف از جامعه مدنی نخستین نقل از هگل فیلسوف آلمانی است. هگل  را عموما در زمره نخستين نظريه پردازانی می دانند که دولت را از جامعه مدني متمایزمی کند. جامعه مدني در فلسفه هگل، «دقيقه اي ميان خانواده و دولت» است. هرچند روایات زیادی در تعریف جامعه مدنی ازسوی فلاسفه و جامعه شناسان در دست است اما در این میان آنچه بیش از همه جاافتاده است، تعریف مدرسه اقتصاد لندن است: «جامعه مدنی به بستری از کردارهای مشترک غیر تحمیلی گفته می‌شود که حول منافع، اهداف و ارزش‌های مشترک شکل می گیرد. قالب‌های نهادینه آن با دولت، خانواده و بازار متفاوت هستند…» ادامهٔ نوشته

مادرم مال هیچ کس نبود: روایتی به مناسبت انتشار کتاب پرستو فروهر

مادرم مال هیچ کس نبود: روایتی به مناسبت انتشار کتاب پرستو فروهر / منصوره شجاعی
مدرسه فمینیستی: به مناسبت انتشار کتاب  پرستو فروهر به نام «نامه عاشقانه به ایران…» مراسمی در شهر نورنبرگ  برگزار شد. این مراسم با همکاری دو انجمن «زنان زونتا» و «موزه زنان» در دو شب متوالی در کافه کتابخانه شهر و در سالن موزه زنان برگزار شد. ادامهٔ نوشته

از «ندا و سهراب» تا «هاله و هدا»

از «ندا و سهراب» تا «هاله و هدا»
منصوره شجاعی
یکشنبه ۱۹ تیرماه ۱۳۹۰، کانون رهاورد در آخن آلمان، نشستی را با عنوان «به یاد جانباختگان جنبش سبز مردم ایران از سهراب تا هاله و هدا» برگزار کرد. سخنرانان این نشست عبدالکریم لاهیجی، منصوره شجاعی و خدیجه مقدم بودند. متن سخنرانی منصوره شجاعی را در این مراسم در زیر می خوانید: ادامهٔ نوشته

برای چهل وهشت سالگی نسرین ستوده: شرح یک عکس !

برای چهل وهشت سالگی نسرین ستوده: شرح یک عکس !
منصوره شجاعی
نهم خرداد چهل و هشت ساله شدی ، هدیه ات خبر ابطال پرونده وکالت ات بود و دوستان ات در کانون وکلا «داد ستانی« کردند و تو سرفراز وخندان در این محکمه پای نهادی …
امروز در عکس ات می خندیدی… دستان دستبند زده ات را کودکانه بالا گرفته بودی وبی نگاهی به چهره های عبوس وخصمی مامورانِ معذورشادمانه می خندیدی . چه تلخ و پرکینه بودند آنها و چه شیرین و مهربان بودی تو…. ادامهٔ نوشته