حضور پر رنگ ایرانی تباران در جشنوارۀ فیلم برلین – نسرین بصیری

jashnware film berlin برندۀ جشنوارۀ فیلم برلین
«آسیا» است
حضور پر رنگ ایرانی تباران
سودابۀ مرتضایی

«ماکوندو» (اتریش) در بخش رقابت جشنواره به نمایش در آمد. قهرمان اصلی داستان پسر بچه ای یازده ساله بنام رمضان است که پس از کشته شدن پدر در جنگ، همراه مادر و دو خواهرش از چچن گریخته است و اکنون میان دو فرهنگ و دو دین تاب می خورد. رمضان می خواهد در غیاب پدر نقش سر پرستی خانواد را به عهده بگیرداما شیطنت های کودکی او را دنیای واقعی و امروز و اینجا بر می گرداند. «ماکوندو» را زنی ایرانی تبار بنام سودابۀ مرتضایی ساخته . ماجرا در شهرکی بنام «ماکوندو» در حاشیۀ شهر وین روی می دهد.
مرتضایی با نابازیگران کار کرده ، با کسانی که کم و بیش سرنوشتی شبیه قهرمانان داستانش داشته اند. مرتضایی می گوید پیش از ساختن فیلم، زمان درازی به اردوگاه ماکوندو که نزدیک به 3000 پناهندۀ افغانی و چچنی در آن ساکن هستند رفت و آمد داشته و برای جوانان کمپ کلاس های ابتدایی فیلمسازی برگزار کرده است. سودابه خود در دوازده سالگی با خانواده از ایران کوچ کرده، اما باز به ایران سفر کرده و در انجا مستند هایی را ساخته است.
ادامهٔ نوشته

جایت خالی ….

لوئیز باقرامیان 30 اسفند 1391 پس از تحویل سال در خانۀ ما

لوئیز باقرامیان 30 اسفند 1391 پس از تحویل سال در خانۀ ما

جایت خالی ….

لوئیز باقرامیان یا به روایت من سارا یکی از بهترین دوستانم در برلین بود.

لوئیز باقرامیان 30 اسفند 1391 پس از تحویل سال در خانۀ ما

12 فروردین 1392 قراری دارم با دوستی که با سن کمش به اندازۀ یک زن با تجربه برای رفع تبعیض از زنان تلاش کرده ، محاکمه شده و زندان رفته است. چند روزی است  برای دیدار برادرش به برلین آمده. مشتاقم او را ببینم. اصرار دارد به هیچکس نگویم برلین است زیرا دو سه روز دیگر عازم ایران می شود و دوست ندارد دچار درد سر شود. گرم صحبت هستیم که «ف» یکی دیگر از فعالین جنبش زنان  زنگ می زند و می گوید من و رضوان می خواستیم امشب  بیائیم پیش تو. هستی؟  می گویم الان بیرونم، ساعت 9 به خانه می رسم. همراه دوست خوب دیگری که در مجلۀ زنان قلم می زده و حالا برلینی شده و مردی که بشدت دوست داشتنی و فعال جنبش زنان که یکی دیگر از تازه واردان است، ادامهٔ نوشته

از میکونوس تا میکونوس»

20سال پیش در همین روز یعنی روز 17 سپتامبر سال 1992 دوستی آلمانی  که زیبا پیانو می نوازد از من دعوت کرد تا با هم به کنسرتی برویم و به کارهای رحمانینف و  چند آهنگساز دیگر که نام هاشان را بخاطر ندارم گوش کنیم. با هم به سالن  قدیمی و مجلل کنسرت واقع در میدان  ژاندارمن مارکت برلین رفتیم. سرخوش،  با ذهنی پر از نواهای رنگارنگ و زیبا، از پله های سنگی ساختمان پائین آمدیم. ادامهٔ نوشته

سیب در سپیده دم

سیب در سپیده دم
سپیده دم است. دیشب سعید و صنم ازدواج شان را جشن گرفتند. شب خوبی بود. دوستانی که سالها ندیده بودم و از شهر ها ی مختلف .. تهران و پاریس و لندن و سانفرانسیسکو و … همه در برلین جمع بودند. بچه ها بزرگ شده بودند . بزرگتر ها به هم تعارف می کردند: «اصلن عوض نشده ای» اما جز انگشت شمار کسانی، بقیه موهاشان رو به سفیدی داشت و فربه تر شده بودند. تقریبا همه از دیدن هم شاد بودند و سن و سال دارتر ها هم با شور و انرژی نوجوانان در پیست رقص پایکوبی و دست افشانی می کردند. ادامهٔ نوشته

مشکل جنسی جوانان غیر مزدوج در ایران حل شد

مشکل جنسی جوانان غیر مزدوج در ایران حل شد
باز هم بگوئید شورای نگهبان الکی نمایندگان را رد صلاحیت می کند.
خوب آخر باید برای آدم هایی که بلدند معضلات اجتماعی مردم را حل کنند جا باز بشود دیگر!
نماینده مجلس حجت الاسلام آقا تهرانی در وبلاگش برای مشگل جنسی جوانان غیر مزدوج راه حل های نابی ارائه میدهد. ادامهٔ نوشته

پاپ در پایتخت بی خدایان

پاپ در پایتخت بی خدایان
نسرین بصیری
امروز پاپ اعظم بندیکت شانزدهم به برلین می آید. پاپ آلمانی تبار است و در این دیدار رسمی در پارلمان آلمان سخنرانی می کند و در استادیوم المپیک که بیش از هفتاد و چهار هزار نفر را در دل خود جای می دهد مورد استقبال ده ها هزار مسیحی کاتولیک قرار می گیرد. ادامهٔ نوشته

بادکنک سفید

نسرین بصیری
هفدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم سارایوو که هفته گذشته با نمایش فیلم بادکنک سفید، ساخته جعفر پناهی کار خود را آغاز کرده بود، در مراسم پایانی خود، جایزه افتخاری این جشنواره را به جعفر پناهی اهدا کرد. قلب طلایی جشنواره همزمان با پناهی به آنجلینا جولی تعلق گرفت که با اولین فیلم سینمایی خود بنام «سرزمین خون و عسل» در این جشنواره شرکت کرده بود. ادامهٔ نوشته

اعتراض با فریاد خاموش

اعتراض با فریاد خاموش
روزنامۀ تاگس اشپیگل روز شنبه ۳۰ جولای ۲۰۱۱
نوشتۀ مارتین ارنست
برگردان نسرین بصیری
آکسیون هنرمندان برلینی در محلۀ میته برلین
زمانی که کانی علوی با قلم مو نقشی روی سینۀ اولین رقصنده می کشد 20 نفر روی پارچۀ کتانی سفید رنگی دراز کشیده اند. نوبت نفر دوم می رسد. حالا افراد دراز کشیده بر پارچه یکی پس از دیگری با ریتم حیات بخش دف به حرکت در می آیند و شروع به تکان خوردن می کنند . ادامهٔ نوشته

برلین ماه و مهتاب دارد

برلین ماه و مهتاب دارد
نسرین بصیری
13 جون، یکی از آن شب های ملایم تابستانی است که نیمه های شب هم می شود با یک تی شرت آستین کوتاه و دامن و دم پایی آهسته در خیابان های برلین راه رفت . در این شهر، همیشۀ خدا باید شب ها بلرزی، حتی اگر روزش آفتابی باشد و ظهر دما سنج 32 درجه را نشان بدهد باز شب باید ژاکتی چیزی همراه داشته باشی. از کافه رستوران لاباتئا در محلۀ شارلوتن بورگ یا «ایرانستان» برلین، سلانه سلانه به طرف خانه می روم که در همان «ایرانستان» قرار دارد. ادامهٔ نوشته

هاله سحابی – در شارلوتن بورگ زندگی جریان دارد

هاله سحابی – در شارلوتن بورگ زندگی جریان دارد
نسرین بصیری
چهارشنبه حدود ظهر از خواب بیدار شدم و مثل همیشه اول از همه کامپیوترم را روشن کردم . «پی سی» که پا بپای من «شب زنده داری» کرده بود ، حالا شش، هفت ساعتی استراحتش را کرده است و با «دینگ دانگ» خوش آهنگی بیدار می شود و اعلام آمادگی می کند. ایمیلی را باز می کنم با عنوان «آخرین دیدار با هالۀ سحابی» . چشمم به پیکر بی جان هاله دوخته می شود . ادامهٔ نوشته