خراش زمین / پروین داوری

مدرسه فمینیستی: دخترک با خشم پشت به روستا و رو به جاده ایستاده بود و سرسختانه به انتهای آن می نگریست. این کاری بود که همیشه بعد از شنیدن طعنه های همیشگی زن عمو که سرپرستی او را به اجبار اهالی روستا، بعد از مرگ پدر و بدنامی مادر عهده دار شده بود، انجام می داد. به مادرش فکر می کرد که اهالی روستا درباره اش می گفتند که با بزازی که از شهر می آمده حرف می زده؛ یک بار، دو بار و بعد…

به خواندن ادامه دهید