چهل روز بی‌خبری/ بنفشه جمالی

بیدارزنی: آزاد نشدند. چهل روز از بازداشت ندا ناجی، مرضیه امیری، عاطفه رنگریز و کیوان صمیمی از بازداشتیان روز جهانی کارگر می‌گذرد و هنوز خبری از آزادی و خبری از وضعیت آن‌ها نیست. چهل روز شد که خانواده‌ی آن‌ها هرروز سربالایی اوین را بالا می‌روند و پشت درب‌های همیشه بسته‌ی زندان منتظر کوچکترین خبر و کوچکترین روزنه‌ی امیدی برای آزادی عزیزانشان می‌ایستند؛ اما هرروز به در بسته می‌خورند. انفرادی، بازجویی، زندان اوین، زندان قرچک و بی‌خبری و بی‌خبری…
به خواندن ادامه دهید

نامه سرگشاده سپیده قلیان از زندان قرچک من ایستاده ام

صبح روز دوشنبه، ۱۳ خرداد، مسئول بند در زندان اوین من را برای رساندن خبری احضار کرد. خانم مسئول بند سراسیمه و نگران به من گفت که حامل خبری ناگوار است با وجود اینکه در ماه‌های اخیر هر روز شنونده‌ اخبار ناگوار بوده‌ام، اما از اینکه این خبر می‌تواند تصادف اعضای خانواده‌ام در مسیر دزفول-تهران برای ملاقات با من باشد، به خود لرزیدم
به خواندن ادامه دهید

«جوانان، جنگ و مهاجرت» شهرزاد مجاب در گفت‌وگو با افسانه هژبری

شهرزاد مجاب پژوهشگر، فعال سیاسی و مدیر مطالعات برابری در دانشگاه تورنتو است. کتاب‌ها و مقالات متعددی از او درباره‌ی تأثیرات جنگ، آوارگی‌ و خشونت بر آموزش و یادگیری زنان؛ رویکرد ضدنژادپرستانه‌ و فمینیستی به تعلیم و تربیت؛ و زنان و انقلاب در خاورمیانه منتشر شده که بعضی از آنها به زبان‌های کردی، ترکی، فارسی، عربی، آلمانی، فرانسه و سوئدی ترجمه شده است. از میان آثار اخیر او می‌توان به مارکسیسم و ​​فمینیسم (۲۰۱۵)؛ و زنان، جنگ، خشونت، و یادگیری (۲۰۱۰) اشاره کرد. از ویژگی‌های مهم کارهای مجاب در دسترس گذاشتن نتایج تحقیقاتش برای عموم به صورت‌های مختلف هنری است.

به خواندن ادامه دهید

زنانی که «تجاوز» را «سلاح جنگی» کردند فرناز سیفی

در صد سال گذشته جهان شاهد موارد تلخ متعددی از تجاوزهای سازمان‌یافته به زنان در جنگ‌ها و درگیری‌ها بوده است: از بیش از ۲۰۰ هزار زنی که در جنگ بوسنی به آن‌ها تجاوز شد، تا نبردهای داخلی بنگلادش برای استقلال در سال ۱۹۷۱ میلادی، تا تجاوزهای سازمان‌یافته به زنان ژاپنی در اشغال «نانکینگ» در سال ۱۹۳۷. اما عبارت «تجاوز به مثابه‌ی سلاح جنگی» در اواسط دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی بود که وارد ادبیات سازمان ملل متحد شد و به عنوان یکی از ابزار جنگ، به رسمیت شناخته شد. اتفاق مهمی که به یمن جرات، جسارت و شجاعت زنان رواندا ممکن شد.
به خواندن ادامه دهید

بیانیه گروهی از کنشگران جنبش زنان ایران در مخالفت با جنگ، تحریم و فشار بر جامعه مدنی

بیدارزنی: گروهی از کنشگران جنبش زنان با امضای بیانیه‌ای، تلاش‌های دولت آمریکا و گروه‌های مختلف جنگ‌طلب را برای شروع جنگی دیگر با ایران محکوم کرده و از سازمان ملل متحد و دولت‌های اروپایی و جامعه مدنی جهانی خواسته‌اند تا تمام امکانات خود را به منظور توقف این رژه جنگ‌طلبانه به کار گیرند. آنها در این بیانیه گفته‌اند در حالی‌که تحریم‌ها زندگی شهروندان عادی ایرانی را هدف گرفته است، مسئولان هم به جای تلاش برای رفع فشارها، آزادی و حقوق مدنی‌شان را محدودتر کرده‌اند و فشار بر فعالان جامعه مدنی و سرکوب جنبش‌های اجتماعی افزایش یافته است. امضا‌کنندگان این بیانیه که جمعی از فعالان حقوق زنان، روزنامه‌نگاران، اساتید دانشگاه، فعالان در عرصه هنر و دانشجویان هستند، با تاکید بر این‌که فمینیست‌های ایرانی و جنبش بومی زنان ایران همواره از صلح حمایت و با تحریم‌ها مخالفت کرده‌اند، از جنبش‌ها و سازمانهای جهانی زنان، گروه‌های صلح و سازمان‌های حقوق بشر خواسته‌اند با آنها متحد شوند و علیه جنگ و تحریم سخن بگویند. آنها در این بیانیه بار دیگر مصرانه بر حق تشکل‌یابی پافشاری کرده‌اند تا بتوانند مطالبات خود را به منظور بهبود شرایط جامعه پیگیری، و ظرفیت‌ها و توانایی‌های شهروندان را پیرامون حل مشکلات و معضلات جامعه، سازماندهی کنند.
به خواندن ادامه دهید

«با رعایت حقوق شهروندی، حق شهروندان را نقض کنید!» (درباره‌ی نامه‌ی دادستان اصفهان به نیروی انتظامی) نویسنده: مهدی سمائی

دادستان اصفهان اخیراً نامه‌ای به فرماندهی انتظامی استان نوشته، و در آن وظایف مأموران انتظامی را در قبال زنان دوچرخه‌سوار برشمُرده است.[i] البته نامه به موضوعات مهم دیگری هم اشاره کرده که در این یادداشت با آنها کاری ندارم.[ii] بر اساس این نامه، مأموران انتظامی وظیفه دارند «تذکرات لازم» را به «بانوان دوچرخه‌سوار» بدهند، برای بار اوّل از آنان «تعهد کتبی» اخذ کنند، و در صورت تکرار، این زنان را به «مراجع قضایی» معرفی کنند. نامه‌ی آقای دادستان، پُر از نکته است. مایلم سه نکته را بیشتر بکاوم.

به خواندن ادامه دهید

به یاد فراموش شدگان زندان آگاهی کرج هاله صفرزاده

“من در دنیای ممنوع زندگ‌ می‌کنم

بوییدن گونه دلبندم ممنوع

ناهار با فرزندان سر یک سفره ممنوع

همکلامی با مادر و دیواره ی سیمی ممنوع

بستن نامه‌‌ای که نوشته‌‌ای یا نامه ی سربسته تحویل گرفتن ممنوع

خاموش کردن چراغ، آنگاه که پلکهایت به هم‌ می‌آیند ممنوع

بازی تخته نرد ممنوع

اما چیزهای ممنوعی هم هست که‌ می‌توانی گوشه ی قلبت پنهان کنی

عشق، اندیشه، دریافتن“

ناظم حکمت

به خواندن ادامه دهید